سبک‌شناسی حکایت‌های تفسیر سورة یوسف اثر احمدبن محمدبن زید طوسی در چارچوب فرانقش متنی

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

2 زبان‌شناسی/ پژوهشگاه علوم انسانی

چکیده

استفاده از الگوهای زبان‌شناختی در بررسی سبک متون مختلف، اعم از ادبی و غیرادبی، می‌تواند سبک‌شناسی فارسی را از ورطة تکرار روش‌های سنّتی بیرون آورد و آن را وارد مسیری نو کند. مسیری که منجر به پویایی بیش‌تر و کاربردی‌تر شدن این دانش می‌شود. به این منظور، در پژوهش حاضر تلاش کرده‌ایم تا با به‌کارگیری چارچوب نظری دستور نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی، مشخصاً فرانقش متنی، به سبک‌شناسی حکایت‌های تفسیر سورة یوسف بپردازیم. برای رسیدن به این هدف پس از تجزیه و تحلیل 16 حکایت از کتاب مزبور، به این نتیجه رسیدیم که اگرچه در نگاه نخست بسامد بالاتر استفاده از آغازگرهای بی‌نشان و ساده، و نیز کاربرد بیش‌تر ارجاع برای ایجاد انسجام نثر این حکایت‌ها را مرسل جلوه می‌دهد، امّا استفادة نسبی از جملات طولانی و آغازگرهای نشان‌دار و مرکّب، و نیز بسامد اندک عامل انسجامی حذف و جایگزینی برای ایجاد سجع و موازنه، حاکی از گرایش مؤلّف به نثری بینابین است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Stylistics of Tales of TafsiresureyeYousof(Ahmad-ebne-Mohammad-e-Tousi);A research based on Textual Metafunction

نویسندگان [English]

  • Hossein Pirlooje 1
  • Hossein Rezaei Laksar 2
چکیده [English]

Using linguistic patterns in studying the style of different texts can help Persian stylistics to get out of repeating traditional methods and getting in a new way. A way which make this field more dynamic and more applied.For this purpose, in the present article we have tried to use Hallidayan functional grammar, specially textual metafunction,in order to study the style of the tales of  TafsireSoureyeYousof.To do this we analyzed 16 tales of the book and found that although at first glance the prose of the tales is simple (morsal) because of using unmarked and simple themes more than marked and multiple ones, and using reference more than other cohesive devices, but relative use of long sentences, marked and multiple themes, and also low frequency of ellipsis and substitution in order to create Rhyme andbalance, shows that the tales have somewhat rhymed prose.
ی ایجاد سجع و موازنه، حاکی از گرایش مؤلّف به نثری بینابین است.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Stylistics
  • systemic functional grammar
  • textual metafunction
  • tale
  • TafsireSoureyeYousof