رستم، سرباز مهر

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسنده

گروه فرهنگ و زبانهای باستانی، دانشگاه تهران

چکیده

مجموعه روایت‌هایی که درحماسه ملّی ایران،شاهنامه، بیان شده‌اند به سه دورة عمدة اساطیری، حماسی و تاریخی تقسیم شده‌اند.رستم بزرگ‌ترین پهلوان دورة حماسی شاهنامهاست. کار برجستة او حمایت و پاسداری از شهریاری ایران است.گرچه دربارة ابعاد مختلف این شخصیت ژرف و پهلوان محبوب ایرانیان پژوهش‌های ارزشمند پرشماری انجام شده است، هنوز ابهامات و پرسش‌هایی در خصوص برخی ویژگی‌هایشخصیتی رستم، معنی نام او، برخی از صفات او، و همچنین بعضی از ابزارهایش وجود دارد. در مقالة حاضر به شخصیت و برخی اعمال رستم از دید زبانی و اسطوره‌ای و حماسی می‌نگریم، و با توجه به این که رستم سکایی است، و در شاهنامه به این نکته تصریح شده است، نام این پهلوان و صفت «تاج‌بخش» و تن‌پوش موسوم به «ببر بیان» او را بر اساس گنجینة واژگانی زبان سکایی بررسی می‌کنیم.همچنین نشان می‌دهیم که رستم نه با ایندره و اپام نپات، بلکه پیوند نزدیکی با ایزد میثره دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Rustam, Mithraʼs Soldier

نویسنده [English]

  • Mohsen Nazari Farsani
Department of Ancient Iranian Culture and Languages, Faculty of Literature and Humanities
چکیده [English]

The narration collection which has been mentioned in Iranian national book is divided to the three main periods: myth, epic and historical. Rustam is the main hero in epic period of Shahnameh. His principal work is guardedness and maintenance to Iranian kingdom. Numerous valuable researches about various aspects of this deep character are done, but there is ambiguousness and questions about some of Rustamʼs characteristics, meaning of his name, some of his epithets, and some of his weapons, yet. In this paper a few of Rustamʼs characteristics and of his works is studied in epic and myth and linguistic sphere, and with pay attention to Rustam is a Scythian according to Shahnameh, his name and his tāj-baxš epithet and his armor named as babr i bayān is studied on the basis of Scythian language vocabulary. In addition, it is shown that Rustam has no relation and connection with Indra and Apām Napāt, but with Mithra.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rustam
  • Mithraism
  • Scythian language
  • tāj-baxš
  • babr i bayān
  • Sakīsarān
آیدنلو، سجاد (1378). «رویکردی دیگر به ”ببر بیان“ در شاهنامه»، نامة پارسی، س 4، ش 4، صص 5-17.

آیدنلو، سجاد (1382). «نشانه‌هایسرشتاساطیریافراسیابدرشاهنامه»، پژوهش‌های ادبی، شماره 2، صص 7-36.

اکبری مفاخر، آرش (1395). «رستم»، دانشنامة فرهنگ مردم ایران، زیرنظرکاظمموسویبجنوردی، ج 4، تهران: دائرهًْ‌المعارف بزرگ زبان فارسی.

امیدسالار، محمود (1362). «ببر بیان»، ایران‌نامه، شماره 3، صص 447-458.

بهار، مهرداد (1345). واژه‌نامة بندهش، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.

بهار، مهرداد (گزارنده). (1380). بندهش، چ 2، تهران: توس.

خالقی‌مطلق، جلال (1366). «ببربیان (رویین‌تنیوگونه‌هایآن) 1»، ایران‌نامه، شماره 22، صص 200-227.

خالقی مطلق، جلال (1367). «ببربیان (رویین‌تنیوگونه‌هایآن) 2»، ایران‌نامه، شماره 23، صص 382-416.

خالقی‌مطلق، جلال (1388). «رستم»، دانشنامة زبان و ادب فارسی، به سرپرستی اسماعیل سعادت، ج 3، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

دیویس، دیک (1397). «رستم دستان»، پاژ، ترجمة مسعود جعفری جزی، شماره 30، صص 33-52.

راشد محصّل، محمّدتقی (1385). وزیدگیهای زادسپرم، چ 2، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

سرکاراتی، بهمن (1355). «رستم یک شخصیت تاریخی یا اسطوره‌ای»، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی، س 12، ش 2، صص 161-192.

فردوسی،ابوالقاسم. شاهنامه،به کوشش جلال خالقی‌مطلق، ج 5، کالیفرنیا، انتشارات مزدا، 1375.

قریب، بدرالزمان (1377). «پژوهشی پیرامون روایت سغدی داستان رستم»، مهر و داد و بهار (یادنامه استاد دکتر مهرداد بهار)، به کوشش امیرکاوس بالازاده، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، صص 233-262.

مختاری، محمد (1369). اسطورة زال (تبلور تضاد و وحدت در حماسة ملّی)، تهران: آگه.

نظری فارسانی، محسن (1397). هفت متن کوتاه پهلوی، تهران: فروهر.

ورمازرون، مارتین (1387). آیین میترا، ترجمة بزرگ نادرزاد، چ 7، تهران: چشمه.

یارشاطر، احسان (1389). «تاریخ روایی ایران»، تاریخ ایران کمبریج، جلد 3، بخش 1، ترجمة حسن انوشه، تهران: امیرکبیر، صص 453-587.

Anklesaria, Behramgore Tehmuras (1964). Vichītakīhā-i Zātsparam, with text and introduction, Bombay.

Bailey, Harold W. (1979). Dictionary of Khotan Saka, London: Cambridge.

Cheung, Johnny, (2007) Etymological Dictionary of the Iranian Verb. Leiden, Boston.

Dhabhar, Bamanji Nusservanji. (1927).Zand-i Khūrtak Avistāk, The Trustees of the Parsee Punchayet Funds and Properties, Bombay.

Gershevitch, Ilya. (1967). The Avestan hymn to Mithra (University of Cambridge Oriental Publications, 4), Cambridge University Press.

Gignoux, Ph. and Tafazzoli, A. (1993). Anthologie de Zādspram, association pour lʼavancement des études iranienne Paris.

Pakzad, Fazlollah. (2005). Bundahišn. Zoroastrische Kosmogonie und Kosmologie, Band I. Kritische Edition (Centre for the Great Islamic Encyclopaedia; Ancient Iranian Studies Series, 2), Tehran.

Sims-Williams, Nicholas and UrsulaSims-Williams. (2015). “Rustam and his zīn-i palang.” In:From Aṣl to Zāʼid: Essays in Honour of Éva M. Jeremiaś, ed. I. Szánto. Piliscsaba: Avicenna Institute of Middle Eastern Studies, pp. 249-58.

Unvala, J. M. 1923. “draxt-i-asurik”, Bulletin of the School of Oriental Studies, University of London, Vol. 2, No. 4, 637-678.