وامواژههای بلخی در پارسی نو
دوره 2، شماره 4، آذر 1390، صفحه 1-9
محمود جعفری دهقی، امیر عمادالدین صدری
چکیده بلخ یکی از خاستگاههای ادبیات پارسی نو است. ازاینرو، در زبان پارسی نو، شماری از واژهها از زبان بلخی وام گرفته شدهاند. این واژهها را میتوان به دو دسته بخش کرد. دستۀ نخست واژههایی که در آنها d ایرانی باستان به l تبدیل شدهاند و شمارشان بیشتر است؛ دستۀ دوم واژههایی که این دگرگونی آوایی در آنها صورت نگرفته است.
جملات مرکب در زبان فارسی تحلیلی بر پایة نظریة دستور نقش و ارجاع
دوره 3، شماره 5، خرداد 1391، صفحه 1-25
محمدرضا پهلواننژاد، حسین رسولپور
چکیده در این مقاله، ساختار جملات مرکب زبان فارسی بر پایة نظریة «دستورِ نقش و ارجاع» بررسی میشود. این نظریه را، در سال 1997، رابرت دی. ون ولین و رندی جی. لاپولا مطرح کردند و، در سال 2005، ون ولین نسخة نهایی آن را ارائه داد. دستور حاضر سه نوع رابطه را با عنوان «همپایگی»، «ناهمپایگی» و «هموابستگی» بین جملات مرکب مطرح میسازد و سه سطحِ اولیة پیوند را «بند»، «کانون»، و «هسته» میداند. سه نوع رابطة احتمالی بین «واحدها» برقرار است. بنابراین، از ترکیب سطوحِ اولیة پیوند و روابط احتمالی، نُه رابطه در «دستور همگانی» این نظریه قابل تصور است؛ که الزاماً تمامیِ آنها در همة زبانها یافت نمیشود. در این مقاله، جملات مرکب زبان فارسی را تحت دو رابطة کلیِ همپایگی و ناهمپایگی بررسی نموده و دو نوع رابطه را برای همپایگی و نُه رابطه را برای ناهمپایگی معتبر دانستهایم؛ که با ارائة مثالها و نمودارهایی تبیین شدهاند. مزیت تحلیلهای زبانیِ این دستور نسبت به سایر نظریههای دستوری را میتوان توجهِ همزمان به سه سطح «نحوی»، «معنایی»، «کاربردشناختی» دانست. امری که در نظریههای دستوری دیگر مستلزم پژوهشهای جداگانهای است.
بررسی تغییرات واژگانی در جامعة زبانی شهر گرگان بر اساس متغیرهای اجتماعی سن، جنسیت، و تحصیلات
دوره 3، شماره 6، آذر 1391، صفحه 1-14
یدالله پرمون، ندا ازکیا، مهناز کربلائی صادق
چکیده زبان پدیدهای است اجتماعی که پیدایش آن به زمان نخستین اجتماعات انسانی باز میگردد و همچون «نهادی انسانی« و متعلق به جامعه، در ارتباط با تحولات اجتماعی و تاریخی جوامع بشری، شکل میگیرد. مطالعات جامعهشناختی زبان نشان داده است که ساخت و کاربرد زبان بیتأثیر از عوامل اجتماعی و متغیرهای غیرزبانی، مانند جنسیت، سن، تحصیلات، قومیت، طبقة اجتماعی و غیره نیست. بررسی گویشهای شهری و تحولات آن نیز یکی از زیر شاخههای جامعهشناسی زبان محسوب میشود. اما پیشتر، در مطالعات گویشی، محققان اغلب به بررسی گویشهای روستایی میپرداختند و به تبع آن گویشهای شهری مورد غفلت قرار میگرفت. این امر خود بدان دلیل بود که، در بررسیهای گویششناسی، نیروهای محرک بر فیلولوژی تطبیقی استوار بود و شهرها، به علت مهاجرت افراد از روستاها، اهمیت خود را به لحاظ فیلولوژی از دست میدادند. زمانی که تأکید بر این امر (فیلولوژی) در بررسیهای زبانشناختی تغییر یافت، تمایل به مطالعات شهری افزون گردید. در پژوهش حاضر، نگارندگان به بررسی تغییرات واژگانی در جامعۀ زبانی شهر گرگان، با توجه به عوامل سن، جنسیت و تحصیلات، پرداخته و همبستگی میان تغییرات واژگانی براساس متغیرهای اجتماعی مذکور را، با بهرهگیری از روش میدانی و انتخاب جمعیت نمونه، ارزیابی کردهاند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که متغیر اجتماعی سن مهمترین عامل در تغییر واژه محسوب میشود و متغیرهای جنس و تحصیلات نقش کمرنگتری ایفا میکنند. همچنین این متغیر در تغییرات واجی و آوایی در این جامعة زبانی نقشی عمده دارد. بنابراین متغیر سن مهمترین شاخص این تغییرات محسوب میگردد و میتواند خطری در راستای از میانرفتن گویش اصیل این جامعة زبانی باشد.
زایایی فرایند ترکیب در زبان فارسی
دوره 4، شماره 7، خرداد 1392، صفحه 1-14
سیدهنازنین امیر ارجمندی، مصطفی عاصی
چکیده زایایی به معنی توانایی تولید صورتهای جدید بر اساس قواعد موجود در زبان از ویژگیهای مهم زبان است که در تمامی بخشهای آن، از جمله حوزۀ ساختواژه، وجود دارد. اکثر صاحبنظران زایایی را یک پیوستار میدانند. در این پژوهش، نگارندگان بر آناند زایایی را در فرایند ترکیب زبان فارسی بررسی کنند و به این پرسش پاسخ دهند که، در پی اندازهگیری کمّی زایایی فرایند ترکیب در زبان فارسی، کدام فرایندها در دو سر این پیوستار به عنوان زایاترین و غیر زایاترین فرایندهای ترکیب قرار دارند. در این راستا، از روشهای سنجش زایایی ساختواژی باین کمک گرفته شده و زایایی فرایندهای ترکیب در پیکرهای برگرفته از پایگاه دادههای زبان فارسی بررسی میشود. نتیجۀ اندازهگیری کمّی زایایی در این روشها نشان میدهد که، در زبان فارسی، فرایند ترکیب «اسم + اسم» بیشترین زایایی را دارد و فرایند «ضمیر + حرف اضافه + ضمیر» از کمترین میزان زایایی برخوردار است.
یادگار زریران، نمونهای از هنر شاعری ایرانیان در دورۀ میانه
دوره 4، شماره 8، آذر 1392، صفحه 1-24
عباس آذرانداز
چکیده هر گونه بررسی علمی دربارۀ روند تحولات شعر ایران نیازمند توجه به پیشینۀ باستانی آن، از جمله آثاری است که از دورۀ میانه بازمانده است. در میان این آثار، یادگار زریران به دلیل احتوا بر ویژگیهای شاعرانه و حماسی منحصربهفرد خود شایستۀ توجه ویژهای است. یادگار زریران منظومهای شاعرانه به زبان فارسی میانه و بازماندۀ ارزشمندی از میراث پارتی است که گوشهای از هنر شاعری ایرانیان را در دورۀ میانه آشکار میکند. سنجش یادگار زریران با اشعار فارسی پس از اسلام، از جمله شاهنامه، از همانندی برخی صنایع ادبی و فنون بلاغت میان دو دوره حکایت میکند. شگردها و فنون ادبیِ به کار رفته در آثاری چون یادگار زریران متعلق به ادبیات شفاهی پیش از اسلام است که در دورههای بعدی نیز شکوهمند و پرتوان ادامه یافته است؛ چنانکه بسیاری از ویژگیهای شعر حماسی دورههای بعدی در این رساله دیده میشود. در این مقاله کوشش میشود مصادیق این سخن در سنجش با شاهنامه بازنموده شود؛ مواردی چون روایت داستان، اغراق، تکرار و استفاده از صفتهای شاعرانۀ حماسی. برخی موارد سنتهایی است که به گذشتههای بسیار دور مردم ایران بازمیگردد که به آنها اشاره خواهد شد. در پایان نیز به صور خیالی که در این اثر به کار رفته است، مانند تشبیه، استعاره و کنایه، پرداخته میشود.
بررسی جامعهشناختی عبارات خطاب در فارسی گفتاری محاورهای
دوره 5، شماره 9، خرداد 1393، صفحه 1-18
محمدرضا احمدخانی
چکیده شناخت اینکه افراد چگونه باب گفتوگو را باز میکنند یا چگونه همدیگر را خطاب میکنند موضوعی مهم در مطالعات جوامع بهمنظور ایجاد روابط اجتماعی بین افراد است. در این پژوهش رفتار خطاب در گونۀ گفتاری فارسی بررسی میشود. در این مطالعه، تحلیل دادههای جمعآوریشده از 43 گویشور فارسی نشان داد که ده نوع اصطلاح خطاب در مکالمات روزمره استفاده میشود: اسامی شخصی، عناوین (القاب)، اسامی مذهبی، اصطلاحات شغلی، اصطلاحات روابط خویشاوندی، اصطلاحات احترامآمیز و رسمی، اصطلاحات صمیمانه و خودمانی، ضمایر شخصی، عبارات توصیفی و اصطلاحات صفر. همچنین استعارهها و تابوها نیز در دادهها بررسی و تحلیل میشوند. تحلیل آماری اصطلاحات خطاب نشان میدهند که اصطلاحات صمیمانه و خودمانی را افراد مذکر بیشتر به کار میبرند و اصطلاحات روابط خویشاوندی با افزایش سن گویشوران کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
فایل کامل مجله شماره 10 (تمام مقالات)پاییز و زمستان 93
دوره 5، شماره 10، آذر 1393، صفحه 1-224
چکیده .
آرایههای ادبی در اشعار مانویان ایرانی زبان
دوره 6، شماره 11، خرداد 1394، صفحه 1-26
عباس آذرانداز
چکیده بخش زیادی از اشعار دورۀ میانۀ ایران را مانویان پارسی، پارتی و سغدی زبان سروده اند. این اشعار یا ستایشی و آیینی اند؛ یا سرودهایی عرفانی که سرگذشت غریبانۀ نور را در زندان ماده روایت می کنند. سرودهای اخیر چون با انسان پیوند بیشتری دارند، عنصر عاطفه و خیال در آنها آشکارتر است و هنر سخنوری شاعران مانوی را در آنها بهتر می توان دید. در این اشعار از صنایع ادبی در هر دو حوزۀ بدیع لفظی و معنایی استفادۀ چشمگیر شده است، که گذشته از آرایههایی که وجودشان از هر شعری انتظار میرود و در ذات شعر است، نمونههایی میتوان یافت که حتی با تعریفات کتب بلاغی دورۀ اسلامی، که گاه در تقسیمات هر مقولۀ بدیعی راه افراط پیمودهاند سازگار است. آرایه های ادبی در سرودهای مانوی ایرانی به دو گروه موسیقی اصوات (بدیع لفظی) و موسیقی معنوی (بدیع معنوی) قابل تقسیم است؛ در زمینۀ بدیع لفظی آرایۀ تکرار (تکرار واژه، جمله و واج)، و در زمینۀ بدیع معنوی از آرایه هایی چون تضاد، ایهام و التفات استفاده شده است. در این مقاله چگونگی استفاده شاعران مانوی از آرایه های ادبی در سرودهای بازمانده به زبان های فارسی میانه، پارتی و سغدی با ذکر نمونه نشان داده شده است.
بررسی رویکرد دوسویه در زبانشناسی بالینی با آسیب زبانی
دوره 6، شماره 12، آذر 1394، صفحه 1-13
حوریه احدی
چکیده از آنجاکه در داخل کشور مطالعات اندکی در حوزۀ زبانشناسی بالینی انجام شده است، معرفی و گسترش این حوزه، نه تنها میتواند راهگشای خوبی در بررسی اختلالهای گفتار و زبان باشد، بلکه میتواند مبنایی برای بررسی فرضیهها و نظریههای زبانشناسی نیز باشد. در پژوهش حاضر برای نشان دادن و تبیین رویکرد دوسویۀ پژوهش در زبانشناسی بالینی، ویژگیهای کاربردشناسی و نحوی شش کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی بررسی شد. در این پژوهش علاوه بر استفاده از زبانشناسی برای تشخیص ویژگیهای این افراد، از دادههای بالینی بهدست آمده برای تبیین یک نظریۀ زبانی استفاده گردید.
ابتدا آزمون آسیب ویژه زبانی، آزمون رشد زبان و نمونۀ گفتاری از 6 کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی و 6 کودک همتای زبانی و 6 کودک همتای سنی گرفته شد. همۀ کودکان شرکت کننده دوزبانۀ فارسی-آذری بودند. سپس از دادههای بهدست آمده هم برای نشان دادن مشخصههای زبانی این کودکان و هم بررسی نظریۀ زبانی استفاده گردید.
بررسی ویژگیهای تصریفی و ارجاعی در کودکان مبتلا و مقایسۀ آنها با کودکان هنجار نشان داد که کودکان مبتلا از نظر دستوری (تکواژهای تصریف زمانی) نسبت به همتایان زبانی نیز ضعیف هستند اما در ویژگیهای کاربردشناسی (ارجاعی) تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهد نشد. درضمن وجود آسیب دستوری و صحت کاربردشناختی در کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی تأییدی بر حوزهای بودن زبان است و نشان میدهد استفاده زبانشناسی در بررسی اختلالها و از دادههای زبانی در بررسی فرضیهها و نظریههای زبانشناختی بسیار مؤثر و نتیجه بخش است.
بومی سازی واجی و صرفی وامواژهها در زبان ترکی آذربایجانی
دوره 7، شماره 13، اردیبهشت 1395، صفحه 1-15
محمد رضا احمدخانی، دیانا رشیدیان
چکیده هدف این تحقیق بررسی تغییرات واجی و صرفی وامواژهها در زبان ترکی آذربایجانی میباشد. سخنگویان هر زبانی برای استفاده از وام واژه ها، آنها را در دستگاه صرفی و واجی بومی خود تغییر میدهند. در این پژوهش ابتدا واژگانی که از زبانهای فارسی و عربی وارد این زبان شده مشخص گردیده سپس به بررسی تغییرات واجی مانند هماهنگی واکهای ،ابدال، درج، حذف، نرمشدگی، همگونی و تغییرات صرفی از جمله ترکیب و اشتقاق پرداخته شده است. در این پژوهش از روش توصیفی و تحلیلی و به منظور جمع آوری دادهها از فرهنگهای لغت ترکی- فارسی استفاده شده است. در حوزه واج شناسی چارچوب نظری واج شناسی زایشی است. در این پژوهش 704 وامواژه از زبانهای فارسی و عربی بررسی شدند. در این پژوهش مشخص گردید که از میان فرایندهای واجی فرایند هماهنگی واکهای بیشترین بسامد را دارا بوده وکمترین بسامد مربوط به فرایند همگونی است. در حوزه صرف فرایند اشتقاق و ترکیب مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین بسامد مربوط به اشتقاق و کمترین بسامد مربوط به ترکیب میباشد.
کارکرد ساختهای همپایه در قابوسنامه و تأثیر آن بر متون نثر فنی در آفرینش اطناب
دوره 8، شماره 15، آذر 1396، صفحه 1-22
سید محمد آرتا، فاطمه مدرّسی، عبدالرضا نادریفر
چکیده یکی از شگردهای ایجاد اطناب در کلام، استفاده از ساختهای همپایه با سازههای متوالی است. از آنجا که هر یک از سازههای تشکیل دهندة ساختهای همپایه، حامل یک پیام و مفهوم هستند، مناسبترین ابزار برای توضیح یا توصیف امور و پدیدهها به شمار میروند؛ به همین دلیل، نویسندة قابوسنامه هر جا در صدد است مطلبی را با توضیحات مفصلتر به مخاطب ارائه دهد، به فراوانی از ساختهای همپایه بهره میبرد. نصرالله منشی نیز در ترجمه کتاب کلیله و دمنه به پیروی از قابوسنامه از این شگرد زبانی برای گام نهادن به عرصة اطناب استفاده کرده است؛ اما از آنجا که در نثر فنی، توصیف جای توضیح را میگیرد، نویسندة کلیله از ساختهای همپایه برای توصیف امور و پدیدهها بهره برده است. لذا کارکرد ساختهای همپایه در قابوسنامه و کلیله ودمنه متفاوت است. بدین معنی که، در قابوسنامه ساختهای همپایه به منظور ارائة توضیحات مفصلتر و در کلیله ودمنه برای توصیفات دقیقتر به کار رفتهاند. این پژوهش، نتیجة کند و کاوی است که به منظور تحلیل و بررسی کارکرد ساختهای همپایه در قابوسنامه و تأثیر آن بر متون نثر فنی (به ویژه کلیله و دمنه) در آفرینش اطناب انجام شده است.
تحلیل گفتمان پیکره-بنیاد ترانه های فارسی
دوره 8، شماره 16، دی 1396، صفحه 1-25
محمد عارف امیری، آتوسا رستم بیک تفرشی1، یحیی مدرسی
چکیده هدف مقالۀ حاضر تحلیل و مقایسۀ ترانههای فارسی موسیقی پاپ است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و چارچوب تحلیل الگوی بیکر (2006) میباشد که مبتنی بر تلفیق دو حیطۀ تحلیل گفتمان و زبانشناسی پیکره-بنیاد است. متغیرهای مستقل پژوهش ژانر ترانه، جنسیت ترانهسرا و زمان ترانه و متغیرهای وابسته تفاوتهای واژگانی میباشند. فرضیههای پژوهش به این شرح هستند: ژانر ترانه تأثیر معناداری بر انتخابهای واژگانی در ترانههای فارسی دارد، جنسیت ترانهسرا بر انتخابهای واژگانی ترانههای فارسی تأثیر معنیداری دارد. تعلق ترانه به دوران پیش یا پس از انقلاب بر انتخابهای واژگانی ترانههای فارسی تأثیر معنیداری دارد. جامعۀ آماری کلیه ترانههای فارسی موسیقی پاپ در دو ژانر اجتماعی و عاشقانه است و حجم نمونه پیکرهای متشکل از 1000 ترانه می باشد که با استفاده از نرمافزار تحلیل پیکرهای ورداسمیت و نیز نرمافزار آماری SPSS تحلیل شده است. نتایج نشان میدهند که ترانههای عاشقانه و اجتماعی به لحاظ واژههای پربسامد، کلیدواژهها و باهمآییها تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. جنسیت ترانهسرا بر گزینشهای واژگانی تأثیر معناداری دارد. بررسی واژگانی ترانههای پیش و پس از انقلاب حکایت از معناداری تأثیر متغیر زمان ترانه بر واژههای دو پیکره دارد. بنابراین هر سه فرضیه تأیید میشود.
بازنمایی فرآیند ارجاع در قالب ساختهای بازنمایی گفتمان
دوره 9، شماره 17، فروردین 1397، صفحه 1-28
فریده حق بین، پریسا نجفی
چکیده در این جستار به بررسی چگونگی فرایند ارجاع در چارچوب نطریهای می پردازیم که هم ملاحظات منطقی و هم عوامل گفتمانی را در مرجع گزینی لحاظ می کند. نظریه بازنمایی گفتمان با اتکاء به جعبههایی که ساختهای بازنمایی گفتمان نام دارند و با وارد کردن عوامل گفتمانی در هر ساخت به خوبی از عهده توصیف وتبیین مسئله ارجاع در جملاتی که در آنها ارجاع مرجعدار به گروه اسمی نامعین (نکره) میباشدبرآمده است. از مهمترین دستآوردهای نظریه مذکور به دست دادن شیوهای برای نشان دادن ارجاع مرجعدار به گروه اسمی نامعین است؛ به این صورت که گروه اسمی نامعین به سان کمیتنمایی عمل میکند که میتواند مرجعدار را در سیطره خود درآورده و به آن ارجاع داشته باشد. در حقیقت نظریه مذکور تصویری عینی از چگونگی عملکرد ذهن در تعیین مرجع ارائه کرده و موانع بر سر عملکرد صحیح ارجاع را برمیشمرد. از موانع مذکور میتوان به نفی و وجود مرجع در جعبههای بالاتر اشاره داشت. از این رو ، برآنیم ضمن معرفی نظریه بازنمایی گفتمان، به چگونگی بازنمایی معنایی برخی جملات زبان فارسی بر اساس فرایند ارجاع در قالب ساختهای بازنمایی گفتمان پرداخته و توانایی نظریه مذکور را محک زنیم.
ساختار افعال سببی تالشی از چشم انداز زبانشناسی تاریخی
دوره 9، شماره 18، بهمن 1397، صفحه 1-14
زهره زرشناس، نیما عاصفی
چکیده افعال سببی در زبان تالشی در اشکال گوناگون پدیدار میشوند. برخی از این افعال تنها دارای گردش واکهای هستند اما گروهی دیگر که در این پژوهش مورد بررسی قرارگرفتهاند، جدای از گردش واکهای،پسوندهایی همچون_nəste, _āvnəste_āvniye, _āvəndeمیگیرند. این دسته از افعالزبان تالشی را میتوان برمبنای قواعد آواییِ افعالِ سببی در زبانهای ایرانی باستان، در دو گروه بخش نمود. در این[1] مقاله تلاش ما بر این خواهد بود که اجزای سازندۀستاکهایحالِ سببیِزبان تالشی را با نگاه به زبانهای ایرانی باستان و میانه توجیه کنیم. همچنین پیشینهای تاریخی برای پسوندهای مصدرساز این افعال (əste_(_de, _iye,بدست دهیم. در ادامه دگرگونیهای آوایی از جمله تبدیل همخوانm >v در افعالی که دارای پسوند_ām(ə)nو_āv(ə)nهستند مورد مطالعه قرار میگیرد.همگی تحلیلها در این مقاله برمبنای دانش زبانشناسی تاریخیخواهد بود.
تفاوتهای سبکی غزل حافظ و سلمان ساوجی از نظر کاربست فعل
دوره 10، شماره 1، شهریور 1398، صفحه 1-16
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4390
طاهره ایشانی
چکیده زیباییهای ادبی و هنری غزل حافظ بر همگان مبرهن است؛ امّا این زیباییها زمانی بیشتر آشکار میشود که با غزلهای دیگر شاعران و بویژه غزلهایی که مورد توجّه وی بوده و در استقبال از آن اشعار، غزلهایی همزمینه سروده؛ بررسی مقایسهای گردد. چنین بررسیهایی تا حدّی میتواند این امر را محرز کند که چرا غزلدوستان از خوانش غزل حافظ در مقایسه با غزلهایی با همان زمینه؛ حظّی وافرتر و متفاوتتر دریافت میکنند. زبانشناسی نقشگرای هلیدی که در تحلیل متون ادبی کارآمد نشان داده شده؛ در پاسخ به این پرسش میتواند کمک نماید. در این رویکرد، فرانقش تجربی که به بازنمایی تجربههای انسان از جهان بیرون و درون میپردازد؛ بیانگر محتوای گزارهای بند است که بهوسیلة فعل اصلی بیان میشود و به آن فرایند میگویند. در جستار پیشِ رو، با بهرهگیری از روش توصیفیتحلیلی و آماری، در پی پاسخ به این پرسش هستیم که غزل حافظ و سلمان از نظر کاربست انواع فرایندها چه تفاوتهایی با هم دارند و این تفاوتها چه تأثیراتی بر سبک غزل این دو شاعر و به تبع آن التذاذ ادبی شعر آنان دارد. نتایج این پژوهش حاکی از این است اگرچه هر دوی این آثار در یک ژانر مشترک (غزل) نوشته شدهاند و دارای زمینة تقریباً مشابهی هستند؛ امّا گزینشهای فعلی انگیخته از زبان آنان متفاوت است. حافظ به بهرهگیری از فرایندهای «ذهنیِ آرزویی و عاطفی»، و فرایندهای «مادّیِ تبدیلی» توجّه بیشتری نشان داده و تمایز سبکیِ غزلیّات همزمینة او نسبت به غزلهای سلمان در رنگ و بوی عاطفی و همچنین پویایی غزل وی نهفته است
بررسی زبانشناسانه روایتی از تلمود بابلی (قیدوشین 70 الف)
دوره 10، شماره 2، آذر 1398، صفحه 1-15
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4984
آزاده احسانی چمبلی
چکیده نوشتار حاضر در حوزه گرایش نسبتا نوین مطالعات ایرانی- تلمودی قرار می گیرد،و با بررسی یک روایت از تلمود بابلی (رساله قیدوشین 70 الف) که شامل چند واژه غیر آرامی/غیر عبری می باشد، تلاش دارد تا به یاری مطالعات واژه شناسانه، کلمه های مورد اشاره را بررسی و تحلیل نموده و به واسطه تحلیل واژگان تا حد ممکن به شناخت زبان یا زبانها و گویشهای مورد استفاده در منطقه میان رودان دوران ساسانی بپردازد. در میان واژگان مورد اشاره چند واژه پهلوی نیز وجود دارد و در مواردی تلفظ های گوناگونی از یک واژه پهلوی (تلفظ کهن و نو) نیز دیده می شود. بر پایه این پژوهش احتمال این که زبانی همانند زبان فارسی امروز (شامل وام واژگانی از زبانهای سامی، یونانی و ...) زبان میانجی در منطقه میان رودان دوران ساسانی بوده باشد بررسی می گردد
ارداویرافنامۀ منظوم انوشیروان مرزبان کرمانی
دوره 11، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 1-18
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6340
عباس آذرانداز، معصومه باقری حسن کیاده
چکیده ارداویرافنامه از شناختهشده ترین کتابهای پهلوی است که به زبانهای مختلف ترجمه شده است، یکی از این ترجمههایی که در روایات داراب هرمزدیار نقل شده، متنی است منظوم به فارسی نو که انوشیروان مرزبان کرمانی آن را در اوایل قرن یازدهم هجری سروده است. متنهای دیگری نیز از این متن به نظم و نثر فارسی موجود است، از جمله ارداویرافنامۀ زرتشت بهرام پژدو که به اعتقاد انوشیروان کامل نبوده و بخشهایی را او ناگفته گذاشته است؛ بنابراین به بهانۀ کامل کردن متن، انوشیروان خود به نظم آن با همان وزن شعار زرتشت بهرام اقدام کرده است. در ارداویرافنامۀ انوشیروان مطالبی آمده است که در هیچ کدام از ارداویرافنامههای دیگر وجود ندارد. او به موضوعاتی چون اساطیر و شخصیتهای اساطیری بیشتر از نمونههای پهلوی و فارسی توجه نشان داده است. ارداویرافنامۀ انوشیروان مرزبان به عنوان یکی از نمونههای شعر فارسی زرتشتی اهمیت بسیاری دارد که در این پژوهش ویژگیهای محتوایی، ادبی و زبانی آن مورد بررسی قرار گرفته است.
بررسی ساختار فعل مرکب در گفتار کودکان سالم 5 تا 7 سال فارسیزبان
دوره 12، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 1-27
https://doi.org/10.30465/ls.2021.7036
پریسا بخشنده، رضا نیلی پور، زهراسادات قریشی، ارسلان گلفام، شهرام مدرس خیابانی
چکیده گفتمان روایی یکی از شاخصها و تواناییهای اصلی ارتباط کلامی در جنبههای مختلف زندگی اجتماعی بشر است. روایت، بهعنوان توصیف یا گزارش گفتاری یا نوشتاری از رویدادهای مرتبط، مهارتی چندبعدی است که میتواند سطح دانش زبانی و همچنین شناختی را نشان دهد. در این پژوهش با هدف بررسی فعل مرکب در کودکان 5 تا 7 ساله سالم فارسی زبان، 889 فعل مرکب از 107 نمونه گفتار آزاد براساس نظر دبیرمقدم (1376) تحلیل شده است. 52 نمونه گفتار را پسران و 55 نمونه گفتار را دختران تولید کردهاند. از سوی دیگر، 48 نمونه گفتار را کودکان 5 تا 6 سال و 59 نمونه گفتار را کودکان 6 تا 7 سال تولید کردهاند. کل گفتهها 17427 واژه را شامل میشود. نتایج پژوهش نشان داد بسامد «افعال مرکب ترکیبی» نسبت به «افعال مرکب انضمامی» در گروه سنی 5 تا 7 سال بیشتر است. همچنین، با بالارفتن سن در کودکان فاصله بین اجزای فعل مرکب و استفاده از افعال مرکب گذرا که دارای ساختار نحوی پیچیدهتری هستند در گروه سنی 6 سال در مقایسه با 5 سال به عنوان شاخصی از رشد توانایی های زبانی افزایش مییابد.
تحلیل مقایسهای شعری از مثنوی مولوی با ترجمهی انگلیسی آن بر اساس نظریهی انسجام هلیدی و حسن
دوره 12، شماره 2، آبان 1400، صفحه 1-36
https://doi.org/10.30465/ls.2021.36962.1979
زهره آسوده، مرضیه صناعتی، طاهره ایشانی، فاطمه سیدابراهیمی نژاد
چکیده پژوهش بر اساس نظریهی انسجام هلیدی و حسن (1985) و با روش توصیفی – تحلیلی و آماری انجام شد. هدف نگارندگان این بود که در چارچوب فرانقش متنی هلیدی، به بررسی مقایسهای کاربست عوامل انسجام متنی و میزان انسجام و پیوستگی در متون شعری هشت بیتی از دفتر اول مثنوی مولوی و ترجمهی انگلیسی جاوید مجدِّدی بپردازند و به سؤالات زیر پاسخ دهند: 1 .بر اساس نظریهی انسجام هلیدی و حسن (1985)، میزان انسجام و پیوستگی در این شعر مثنوی مولوی و ترجمهی آن چقدر است؟ و چگونه به کار رفته است؟ 2. با توجه به تحلیل مقایسهای بسامد انسجام و پیوستگی در دو متن مبدأ و مقصد، مترجم تا چه حد در انتقال مفاهیم، موفق بوده است؟ به این منظور، مطابق مدل هلیدی، بسامد عوامل انسجام واژگانی و دستوری و درصدهای انسجام و پیوستگی در اشعار محاسبه شدند. بر اساس «تعادل نقشبنیاد هلیدی در ترجمه» نزدیکی درصدهای انسجام (% 6/94, %4/96) و پیوستگی (% 8/92 , 91%) در دو متن و نیز شباهت نحوهی توزیع عوامل انسجام در آنها که به جز در عوامل برابری و هممعنایی، بسیار نزدیک به هم بودند، میتوانند نشان دهندهی تبعیت مترجم از سبک متن مبدأ در انتقال مفاهیم متن مبدأ از طریق ترجمه باشند.
بررسی ابزارهای خلاقیت استعاری در شعر معاصر از منظر معنیشناسی شناختی
دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 1-27
https://doi.org/10.30465/ls.2022.38382.2003
آرش آقابزرگیان معصومخانی، مریم ایرجی، حیات عامری
چکیده این پژوهش بر اساس رویکرد معنیشناسی شناختی به بررسی ابزارهای گسترش، پیچیدهسازی، پرسش و ترکیب جهت توصیف خلاقیت استعاری درون- مبدأ در شعر معاصر پرداخته است. جامعه آماری شامل منتخبی از اشعار سیمین بهبهانی، فروغ فرخزاد و فریدون مشیری است که به روش نمونهگیری تصادفی ساده و بر مبنای نسبتی برابر (از هر شاعر 2 دفتر شعری و از هر دفتر 9 قطعه شعر) انتخاب شده است و سپس چگونگی کاربرد و میزان فراوانی ابزارهای خلاقیت استعاری در آن مورد توصیف و ارزیابی قرار گرفته است. نتایج پیرامون چگونگی کاربست ابزارهای خلاقیت استعاری نشان میدهد که شاعران معاصر ضمن کاربرد تکگانه هر یک از این ابزارها، در مواردی نیز نسبت به کاربرد توأمان آنها جهت خلق نمونههای بدیع اقدام نمودهاند. مطابق این روند 15% از مجموع کل نمونهها مستخرج از جامعه آماری شامل کاربرد توأمان ابزارها بود و نمونههایی از کاربرد دوگانهی گسترش و پیچیدهسازی، گسترش و ترکیب، و همچنین کاربرد سهگانهی پیچیدهسازی، پرسش و ترکیب شناسایی شد. از سوی دیگر یافتههای حاصله پیرامون فراوانی ابزارهای خلاقیت استعاری نشان میدهد که ابزار ترکیب در مجموع کل نمونهها از بیشترین میزان کاربرد برخوردار است و ابزارهاى پیچیدهسازی، گسترش و پرسش به ترتیب در ردههاى بعدی قرار دارند.
تأثیر مهریشت بر دو سرود مانوی پارتی
دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 1-25
https://doi.org/10.30465/ls.2024.46661.2151
عباس آذرانداز، معصومه باقری حسن کیاده
چکیده در برخی از سرودهای مانوی، ایزدانی چون پدر بزرگی، مهریزد و نریسهیزد، با سبکی حماسی و استفاده از برخی آرایههای ادبی،غالباً صفتهای هنری، ستوده شدهاند. از میان آنها، سرودهای ستایشی فرستادۀ سوم (نریسفیزد) که به زبان پارتی سروده شده، فرستادۀ سوم شبیه به میترا توصیف شده و برخی صفتهایی که به او نسبت داده شده صفتهای مهری است که در مهریشت و منابع پهلوی دیده میشود. از بین سرودهای ستایشی نریسفیزد که در مجموعۀ دستنوشتههای مانوی کتابخانۀ موزۀ برلین نگهداری میشود دو سرود با شناسۀ M 67 و M 77، بیش از بقیه دارای اشاراتی است که از باورهای رایج در جامعۀ پارتی و جامعۀ زرتشتی ساسانی آن دوره تأثیر گرفته است. این گفتار، نخست به نقش میترا و نریوسنگ، در شکلگیری شخصیت نریسفیزد میپردازد، سپس دو سرود پارتی از نظر تأثیراتی که اوستا، مهریشت و منابع پهلوی بر آنها گذاشته مورد نقد و بررسی قرار میگیرند.
ارزیابی مهارت ارتباطی گفتمان در بیماران آسیبدیده نیمکره چپ و راست فارسیزبان
دوره 14، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 1-28
https://doi.org/10.30465/ls.2023.42617.2080
مهلا آرینپور، محمد امین مذهب
چکیده مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه اختلالات گفتمانی در بیماران بزرگسال آسیبدیده نیمکرۀ راست و چپ مغز به دلیل سکته مغزی انجام گرفت. یافتهها نشان دادند که بین عملکرد دو گروه بیماران در مهارت ارتباطی گفتمان تفاوت وجود دارد، اما این تفاوت عملکرد معنیدار نیست. در گروه بیماران آسیبدیده نیمکره راست، بیمارانی با آسیب لوب گیجگاهی، ضعیفترین عملکرد را در مهارتهای ارتباطی گفتمان داشتند که نشان میداد آسیب به لوب گیجگاهی و نواحی پیرامون آن در نیمکره راست مغز میتواند منجر به بروز اختلال در مهارت گفتمانی شود. بررسی رابطه جایگاه آسیب مغزی و میزان اختلالات گروه بیماران آسیبدیده نیمکره چپ نیز دلالت بر آن داشت که آزمودنیهایی با جایگاه آسیب در نواحی گیجگاهی-پیشانی و گیجگاهی-آهیانهای در نیمکره چپ مغز، بالاترین میزان اختلال عملکرد را در خردهآزمونهای ام. ای. سی. نشان دادند. آسیب به هر دو نیمکره راست و چپ مغز منجر به بروز اختلال در مهارت گفتمانی میشود، اما آسیب به نیمکره راست با شدت اختلالات بیشتری همراه است. بر پایه دادههایی که از دو گروه بیماران پژوهش حاضر به دست آمد، میتوان ادعا کرد که بین بروز اختلال در پردازش مهارتگفتمانی با جایگاه ضایعه مغزی رابطه مستقیمی وجود دارد.
بررسی ساختهای همپایه انفصالی در زبان فارسی
دوره 17، شماره 2، اسفند 1405، صفحه 1-28
https://doi.org/10.30465/ls.2025.49751.2195
جلال احمدخانی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری
چکیده هدف این مقاله این است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساختهای همپایه انفصالی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی، اغلب از همپایهسازها برای نشان دادن همپایگی انفصالی استفاده می کند. در صورت استفاده از همپایهساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره میبرد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته(دوتایی). هدف ما در پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایهسازهای انفصالی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایهسازهای انفصالی فارسی به مقوله پایهها میباشد. دادههای این پژوهش مشتمل بر 44 جمله است که از گویشوران بومی و یا موتور جستجوگر گوگل جمعآوری شدهاند. در بین این همپایهسازها تعدادی میتوانند علاوه بر بیان همپایگی انفصالی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند که رایجترین آن «و» می باشد که به صورت همزمان به عنوان همپایهسازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی میتواند بکار رود. در این زبان علاوه بر «یا» از کلمات پرسشی، قیدهای مربوط به تردید و شک و همچنین منابع فعلی نیز میتوان به عنوان همپایهساز انفصالی استفاده کرد که اکثریت آنها همپایهسازهای بومی زبان فارسی می باشند و از دیگر زبان های قرض گرفته نشدهاند. به لحاظ جایگاه همپایهسازهای انفصالی زبان فارسی به صورت های زیر بکار میروند: [co- A][B]) و [A][B-co]).
پایندانی (= ضمانت) و همپایندانی (= ضمانت مشترک) در مادیان هزار دادستان
دوره 7، شماره 14، آبان 1395، صفحه 19-42
نادیا حاجی پور، مهشید میرفخرایی
چکیده مادیان هزار دادستان متنی حقوقی به خط و زبان پهلوی است. مادیان در دورۀ ساسانیان نوشته شده و تنها کتابی از این دوران است که تنها به مسائل حقوقی پرداخته است. بردهداری، قیمومت، ضمانت، شراکت، ازدواج، طلاق و ... از جمله موضوعات مطرح در این اثر است. آنچه که در این مقاله بررسی شده، قوانین حقوقی مربوط به ضمانت است که با اصطلاح پایندانی و همپایندانی مطرح شده است. این گزارش شامل دو بخش است: در بخش نخست، مفهوم پایندانی (= ضمانت) و پایندان (= ضامن) و قوانین مربوط به آن بررسی میشود. اینکه پایندان به وسیلۀ چه کسی انتخاب و چگونه تأیید میشد، طلبکار چه وقت و در چه صورتی میتوانست به پایندان رجوع کند و چه چیزهایی میتوانست مورد ضمانت باشد. در بخش دوم همپایندانی (= ضمانت مشترک) و قوانین مربوط به آن بررسی میشود؛ اینکه، همپایندانی چه ویژگیهایی داشت، چه تعهداتی را به وجود میآورد و تفاوت آن با پایندانی چه بود.
بررسی واژ-واجی حالات شش گانه اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی بر اساس نظریه بهینگی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1403
https://doi.org/10.30465/ls.2023.44857.2121
فرناز عبادی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری، مهری تلخابی
چکیده در حاضر، فرایندهای واژ-واجی حالتهای مختلف اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی در چهارچوب نظریه بهینگی ( پرینس و اسمولنسکی، 1993) مورد بررسی قرار گفت. این تحقیق بصورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس دادههایی صورت گرفت که بصورت مصاحبه از گویشوران بومی شهر زنجان جمع آوری شده بود. زبان ترکی آذری زبانی پیوندی است بطوریکه حروف اضافه (پساضافه) بصورت پسوند به ریشه اسمی پیوند میخورند. اسم دارای 6 حالت است که حالت فاعلی (مطلق)، مفعول مستقیم، مفعول غیر مستقیم، مفعول ازی، مفعول دری و حالت اضافی (ملکی) از آن جملهاند. بر اساس نظریه بهینگی، محدودیتها و رتبهبندی آنها مشخص شد و تعامل آنها برای بهدست دادن صورت بهینه مورد بررسی قرار گرفت. میتوان گفت که محدودیت ONSET ( هجا باید دارای آغازه باشد) و HARMONY ( واکه پسوند باید از نظر مشخصه پسین و گرد با آخرین واکه ریشه هماهنگی داشته باشد) به عنوان محدودیتهای بالارتبه و کشنده در زبان ترکی آذری مشخص شد. محدودیتهای DEP-IO ( عنصری را درج نکنید) و MAX-IO ( عنصری را حذف نکنید) نیز در رتبهبندی محدودیتها وجود دارد. هر دو محدودیت از رتبه نسبتاً پایینی برخوردارند چون جهت جلوگیری از التقای واکهای در زبان ترکی آذری گاهی درج و گاهی حذف صورت میگیرد.
