نویسنده = آزیتا افراشی
زبانشناسی همگانی

تحلیل تطبیقی دو سبک واقع‌گرا و فراواقع‌گرا در ‌داستان‌های معاصر فارسی بر پایه نظریه شناختی جهان‌های متن

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 177-214

https://doi.org/10.30465/ls.2022.41555.2060

سعیده علی نوری، آزیتا افراشی، سیده نازنین امیر ارجمندی، علی اصغر سلطانی

چکیده نظریه جهان متن در اساس به عنوان چارچوب تحلیلی در مطالعات شعرشناسی شناختی شکل گرفت و با ارائه جزییاتی از ساختاردهی دانش در ساختارهای مفهومی زمینه مناسبی برای مطالعه گفتمان ادبی فراهم می‌آورد. این مطالعه سعی دارد با توصیف تحلیلی و مقایسه شش داستان از دوسبک واقع‌گرا و فراواقع‌گرا چگونگی عملکرد ادوات این نظریه را در فضاسازی و جابه‌جایی در میان فضاهای متن روایت نشان دهد. به این منظور، بند آغازین متن به عنوان معرف سبک و تمرکز-نما برگزیده و عناصر جهان‌ساز از نظر زمان، مکان، شخصیت و ابژه‌های به کار رفته در آن تجزیه می‌گردد. یافته‌ها حاکی از آنست که سبک واقع‌گرا با استفاده از اسامی خاص مکان و اشخاص و عبارت‌های زمانی معین، گزاره‌های نقش-گستر توصیفی و جهان های فرعی اشاره‌ای، جهان متن داستان را فضاسازی می‌کند، در حالی که سبک فراواقع‌گرا با پراکندگی زمانی و مکانی رویاگونه همراه است

زبانشناسی همگانی

مقایسه سبک شناسی شناختی دو رمان جزیره سرگردانی و رود راوی با استفاده از نظریه استعاره مفهومی

دوره 14، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 149-171

https://doi.org/10.30465/ls.2021.37299.1985

مهدی عبدی ویشکائی، آزیتا افراشی، مصطفی عاصی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی دو رمان فارسی «جزیره سرگردانی» و «رود راوی» با دو سبک رئالیسم و سورئالیسم بر اساس چارچوب نظری سبک شناسی شناختی می‌پردازد. از اهداف این پژوهش می‌توان به استفاده شیوه‌ای جدید در تحلیل متن در رمان‌های فارسی اشاره کرد. همین‌طور می-توان با استفاده از این رویکرد پلی میان‌رشته‌ای بین زبان‌شناسی شناختی و مطالعات ادبی برقرار کرد و نگاهی تازه به تحلیل‌های ادبی ارائه نمود. از میان مفاهیم شناختی از استعاره‌های مفهومی استفاده شده است. استعاره‌های موجود به صورت دستی و جداگانه از هر یک از این رمان‌ها استخراج شد. از میان داده‌های استخراج‌شده آن‌هایی که تکرار بیشتری داشتند و معرف سبک بودند جدا و بررسی شدند. با بررسی مقایسه‌ای میان دو رمان می‌توان به این مورد اشاره کرد که وقوع استعاره‌های مفهومی در رمان «رود راوی» به‌صورت معناداری بیشتر از رمان «جزیره سرگردانی» است. با بررسی استعاره‌های مفهومی در رمان «جزیره سرگردانی» مشخص شد که این رمان از «انسان» برای مفهوم‌سازی در حوزه مبدأ به صورت برجسته‌ای استفاده کرده است. همین‌طور مفاهیمی که با استفاده از این مفهوم در حوزه مقصد قرار گرفتند عناصر موجود در طبیعت هستند. در رمان «رود راوی» خاصیت جان‌بخشی برای اشیای فراواقعی در داستان استفاده‌شده است.

زبانشناسی همگانی

تحلیل مفهوم «زندگی« از نگاه اجتماعی-شناختی

دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 169-192

https://doi.org/10.30465/ls.2021.35193.1950

میترا فراهانی، آزیتا افراشی، یحیی مدرسی

چکیده پژوهش حاضر به دو روش پیکره‌ای و پرسش‌نامه‌ای به تحلیل مفهوم «زندگی» در زبان فارسی پرداخته است. بدین منظور، فراوانی نگاشت‌های تأثیرگزار بر مفهوم‌سازی «زندگی» در 120 جمله‌ی شاهد پایگاه داده‌های زبان فارسی بررسی شد. مشخص شد که در پیکره‌های زبان فارسی حوزه‌ی مبدأ «مکان» بیش‌تر از حوزه‌های مبدأ دیگر در مفهوم‌سازی «زندگی» نقش دارد. در تحلیل پرسش‌نامه-مدار، پرسش‌نامه‌ای با 11 جمله‌ی استعاره-محور و گرایش-محور (گرایش فکری) به 120 نفر نمونه‌ی تصادفی ارائه شد. افراد نمونه به 6 گروه زنان زیر 20 سال، مردان زیر 20 سال، زنان بین 25 تا 35 سال، مردان بین 25 تا 35 سال، زنان بالای 50 سال و مردان بالای 50 سال تقسیم می‌شدند. جمله‌های پرسش‌نامه، خبری و با ضمیر متکلم وحده طراحی شدند. گزینه‌های انتخابی پرسش‌نامه 5 مورد و به صورت طیفی از «بسیار موافقم» تا «بسیار مخالفم» انتخاب شدند. در این مطالعه مشخص گردید که سنین و جنسیت‌های مختلف جامعه‌ی فارسی‌زبان در تعریف مفهوم «زندگی» با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در پایان، نگاشت‌های استعاری مفاهیم «زندگی» به دو روش پیکره‌بنیاد و پرسش‌نامه‌بنیاد با یکدیگر مقایسه گردید و این نتیجه حاصل شد که جامعه‌ی فارسی‌زبان تا حد زیادی با پربسامدترین نگاشت‌های پیکره‌بنیاد مفهوم «زندگی» موافق است.

بررسی ساختاری و معنایی جمله‌های داری دو عنصر منفی در زبان فارسی

دوره 12، شماره 2، آبان 1400، صفحه 37-64

https://doi.org/10.30465/ls.2021.7002

مریم ارغوانی، ارسلان گلفام، آزیتا افراشی

چکیده نفی یکی از پدیده‌های شناختی و عقلانی است که در زبان بشر به‌صورت‌های مختلف انعکاس می‌یابد. هدف از جستار حاضر بررسی ساختاری و معنایی انواع جمله‌هایی در زبان فارسی است که در آنها دو عنصر منفی وجود دارد. نفی مضاعف و ساختار توافق منفی دو نوع شناخته‌شده از این ساختارها هستند که در زبان‌های مختلف به‌طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته‌اند و در زبان فارسی نیز به آنها پرداخته شده است. اما علاوه بر این دو، فارسی دارای ساختارهای متنوعی است که در آنها دو عنصر منفی به کار رفته وتا به حال از لحاظ ساختاری و معنایی مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. نتایج حاصل از این پژوهشِ پیکره‌بنیاد که براساس داده‌های مستخرج از شبکۀ اجتماعی اینستاگرام (مشتمل بر 921 جملۀ فارسی) انجام شده نشان می‌دهدکه جملات حاوی دو عنصر منفی از لحاظ ساختاری قابل طبقه‌بندی به یازده دسته‌اند و تحلیل جنبه‌های معنایی آنها نشان‌دهندۀ آن است که تعامل دو عنصر منفی در یک جملۀ واحد وضعیت معنایی پیچیده‌ای را به وجود می‌آورد که تحلیل آن مستلزم اتخاذ رویکردی پیوستاری به مفهوم نفی است. به عبارت دیگر، هرچند مفاهیم مثبت و منفی را در زبان‌شناسی تحت عنوان مقولۀ «قطبیت» مطرح می‌کنند، اما این دو مفهوم به هیچ وجه قطبی و صفر و یک نیستند بلکه طیفی و پیوستاری‌اند

چندمعنایی افعال حوزه شنیدن در زبان فارسی: بررسی درزمانی، پیکره‌ای و شناختی

دوره 11، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 133-157

https://doi.org/10.30465/ls.2021.6276

آیدا عظیمی، آزیتا افراشی

چکیده در این پژوهش ابتدا معانی افعال حوزه شنیدن را به شیوه کتابخانه‌ای در فرهنگ‌های لغت یافتیم وفهرستی از معانی افعال حوزه شنیدن فراهم آوردیم و برچسب‌های معنایی دسته‌بندی شده‌ای را ایجاد کردیم که تمام معانی ذکر شده در فرهنگ‌ها را شامل گردد . سپس شواهد کاربرد این افعال را از پایگاه دادگان زبان فارسی، که پیکره‌ای از متون فارسی است، استخراج و در نرم‌افزار Excel درج نمودیم. با توجه به شواهد فرهنگ‌های لغت و پیکره معاصر، 11 معنی برای فعل "شنیدن"، 6 معنی برای "شنفتن"، 3 معنی برای "گوش دادن"، 4 معنی برای "گوش کردن" و 5 معنی برای "نیوشیدن" استخراج شد. همچنین با توجه به داده‌های به دست آمده از پیکره تاریخی، 11 معنی برای فعل "شنیدن"، 1 معنی برای "شنفتن"، 2 معنی برای "گوش دادن"، 2 معنی برای "گوش کردن" و 2 معنی برای "نیوشیدن" استخراج گردید. به عنوان نتیجه، با استفاده از بسامد معانی، نمودار شبکه معنایی فعل شنیدن، گوش دادن و گوش کردن در پیکره معاصر ترسیم شد. از این یافته‌ها می‌توان در فرهنگ‌نگاری، آموزش زبان به غیر‌فارسی‌زبانان و به منظور مقایسه بینازبانی معانی افعال حوزه شنیدن با نتایج سایر پژوهش‌ها در زبان‌های دیگر بهره برد.

بررسی مقابله‌ای اصطلاحاتِ حاویِ باورها و نشانه‌های مذهبی در زبان‌های اسپانیایی و فارسی، با رویکرد زبان‌شناسیِ‌ انسان‌‌شناخت

دوره 10، شماره 2، آذر 1398، صفحه 1-30

https://doi.org/10.30465/ls.2019.5063

تورج حسامی، آزیتا افراشی، زهرا ابوالحسنی چیمه، بئاتریس کریستینا سالاس رفیعی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی مقابله‌ایِ نحوه‌ی اصطلاح‌سازی، در زبان‌های اسپانیایی و فارسی، بر مبنای تأثیرپذیری از باورها و نشانه‌های مذهبی، در چارچوبِرویکردِ بینارشته‌ایِ زبان‌شناسیِ انسان‌شناختی پرداخته است. در این رویکرد، بیش از هر چیز به مباحث فرهنگی و تأثیرپذیری زبان از فرهنگ اهمیت داده می‌شود. از آنجا که «اصطلاح» بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ عامّه است، نگارندگان بر آن شدند تا به روشی تحلیلی-تطبیقی، پنجاه اصطلاح زبان اسپانیایی را که حاوی نشانه‌‌ها و باورهای مذهبی هستند رو‌در‌روی معادل‌ فارسی‌شان قراردهند تا از این طریق، تأثیر مباحث فرهنگی را در نحوه‌ی اصطلاح‌سازیِفارسی‌ و اسپانیایی‌زبان‌ها، از یک مفهوم مشترک، مورد بررسی قراردهند. بر اساس نتایج این پژوهش، در دو زبان اسپانیایی و فارسی، اصطلاح‌سازی از یک مفهوم مشترک بر پایه‌ی باورها و نشانه‌های مذهبی، از یک سو، به سمت تشابه و از سوی دیگر به سمت تفاوت متمایل است. به این مفهوم که از آنجا که هر دو زبان در جامعه‌ای مذهبی نضج گرفته‌اند، برای اصطلاح‌سازی از یک مفهومِ واحد، مشترکاً از حوزه‌ی نشانه‌ها و باورهای مذهبی بهره‌گرفته‌اند، ولی از آنجا که در جامعه‌ی اسپانیایی‌زبان، مذهب کاتولیسیسم و در جامعه‌ی فارسی‌زبان، مذهب تشیّع رواج دارد؛ دو زبان، در انتخاب مصادیقِ این حوزه، متفاوت از یکدیگر عمل کرده‌اند.

زبان فرمولواره‌ای و نقش آن در آموزش زبان فارسی

دوره 10، شماره 1، شهریور 1398، صفحه 99-122

https://doi.org/10.30465/ls.2019.4394

مجتبی کاوه، آزیتا افراشی

چکیده این جستار پژوهشی است توصیف‌بنیاد که به معرفی، توصیف، و تحلیل عبارت‌های فرمولواره‌ای و انواع اصلی آن در فارسی می‌پردازد. فرمولواره‌ها دو گونه‌ی اصلی دارند؛ فرمولواره‌های ثابت (پیش‌ساخته) توالی‌هایی هستند که به‌طور یکجا فراگرفته، به‌طور یکجا ذخیره می‌شوند و به‌طور یکجا بکار می‌روند. دیگری، فرمولواره‌های زایا (نیمه‌پیش‌ساخته) هستند که هم دارای عناصر ثابت و هم برخی جایگاه‌های تُهی هستند که توسط عناصری از مقوله واژگانی مشخص پُر می‌شوند. داده‌های پژوهش از پایگاه داده‌های زبان فارسی، وِب‌گردی، زنجیره‌های تلویزیونی، و مشاهدات شخصی گردآوری‌شده است. این پژوهش به سؤالاتی از این قبیل می‌پردازد که فرمولواره‌ها در چه بافت‌هایی، و با چه معنایی بکار می‌روند و فراگیری آن‌ها چگونه می‌تواند به رفع مشکل روانی گفتار فارسی‌آموزان بیگانه کمک کند. گوناگونی داده‌ها نشان می‌دهد فرمولواره‌ها تقریباً در تمامی بافت‌های اجتماعی-فرهنگی و غالباً در معنای اصطلاحی بکار می‌روند. در ادامه بر مبنای انگاره پردازش دوسطحی به چگونگی پردازش فرمولواره‌ها پرداخته‌ایم. پس از تحلیل ساختار درونی و ارائه نمونه‌های متعدد از فرمولواره‌ها و دسته‌بندی جایگاهشان در گفتمان ، به توصیفی دست‌یافتیم که راه را برای فراگیری آن‌ها در آموزش زبان فارسی هموار می‌کند. ازآنجایی‌که بر مبنای هر فرمولواره زایا می‌توان بی‌نهایت عبارت جدید خلق کرد بنابراین فراگیری آن‌ها می‌تواند کمک شایانی به سلاست گفتاری زبان‌آموزان کند.

تأثیر جنسیت بر بازنمود زبانی نگرش جامعه‌ی فارسی زبان به خارجی‌ها

دوره 9، شماره 18، بهمن 1397، صفحه 107-129

احسان نظری باوندپور، یحیی مدرسی، آزیتا افراشی

چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی بازنمود زبانی نگرش جامعه‌ی فارسی زبان به مقوله‌ی خارجیو تأثیر متغییر اجتماعی جنسیت بر این بازنمود است. این پژوهش در چارچوب نظری زبان‌شناسی اجتماعی-شناختی انجام می‌گیرد و مبتنی است بر تحلیل کمی داده‌های به دست آمده از شیوه‌ی پیمایشی به وسیله‌ی پرسش‌نامه از یک سو و مقایسه‌ی این یافته‌ها با داده‌های به دست آمده از تحلیل کیفی که خود بر مبنای گفتگو بنا شده‌اند. در این پژوهش در مجموع 412 نسخه پرسش‌نامه به شیوه‌های مذکور جمع‌آوری شده و با استفاده از آزمون‌های آماری (شامل آزمون تی تک‌متغیره و آزمون تی دو متغیر مستقل) به این نتیجه رسیده‌ایم که به طور کلی بازنمودهای زبانی نشان می‌دهند نگرش چندان مثبتی در جامعه‌ی هدف نسبت به خارجی‌ها وجود ندارد و پیش‌فرض‌های نه چندان مثبت، حتی از سوی زنان بیشتر از مردان هستند.در طراحی پرسش‌نامه‌های این پژوهش از یک آزمون زبان‌شناختی به نام آزمون اما استفاده شده و در نهایت به این نتیجه رسیده‌ایم که آزمون مذکور می‌توانددر بررسی نگرش‌های زبانی مورد نظر مابه کار رود.

فراگیری استعاره‌های حرکتی زمان در کودکان فارسی زبان

دوره 8، شماره 16، دی 1396، صفحه 137-162

بهاره منصوری، شهین نعمت‌زاده، آزیتا افراشی

چکیده هدف این پژوهش، بررسی فراگیری استعاره‌های حرکتی زمان و تعیین سن درک هر یک از انواع استعاره‌های حرکتی زمان در کودکان فارسی‌زبان است. این مطالعه توانایی درک چهار نوع استعاره حرکتی زمان را در کودکان ارزیابی می‌کند. آزمون درک استعاره‌ها در 121 کودک در گروه‌های سنی 3، 4، 5، 6 و 7 سال و 46 فرد بزرگسال به عنوان گروه گواه انجام شده است. تحلیل آماری یافته‌های مطالعه نشان می‌دهد کودکان انواع استعاره‌های حرکتی زمان را در سنین متفاوتی فرامی‌گیرند. همچنین دو عامل در تعیین میزان دشواری درک استعاره‌های حرکتی زمان در کودکان موثر هستند. نخستین عامل، تعداد موضوعات در مسیر حرکت حوزه مبدأ است. هر چقدر استعاره از موضوعات بیشتری برخوردار باشد، برای کودکان پیچیده‌تر بوده و در سنین بالاتری درک می‌شود. این مسأله را می‌توان به رشد توانایی‌های شناختی کودکان با افزایش سن نسبت داد. عامل دوم در تعیین میزان دشواری استعاره‌ها، نوع موضوع در حال حرکت در حوزه مبدأ است. درصورت یکسان‌بودن تعداد موضوعات، استعاره‌هایی که شامل حرکت خود فرد باشند، زودتر از استعاره‌هایی درک می‌شوند که از نگاشت حرکت رویداد‌ها ایجاد شده‌اند. این عامل را می‌توان براساس نظریه بدن‌مندی تببین کرد.

استعاره‌های خشم در زبان نابینایان مطلق مادرزاد در مقایسه با همتایان بینا بر مبنای انگارۀ فورسیول (2005)

دوره 7، شماره 14، آبان 1395، صفحه 65-78

مهناز طالبی دستنایی، آزیتا افراشی، فریده حق‌بین

چکیده نظریۀ استعارۀ مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون,1980) Lakoff &Johnson)، در کتابی با نام استعاره‌هایی که ما با آنها زندگی‌می‌کنیم (Metaphors We Live By)  مطرح شد. بر اساس این نظریه، استعارۀ مفهومی، امری تصوری و ذهنی است که در زبان به صورت استعاری تجلی می‌یابد. بیشتر مطالعه‌ها در مورد  استعاره‌های مفهومی منحصر به گفتار و نوشتار است، در صورتی‌که بررسی استعاره‌های مفهومی مخصوصاً استعاره‌های عواطف در تصاویر می‌تواند به گسترش الگوی استعاره‌های مفهومی کمک کند. فورسیول (Forceville 1996, 1999, 2002,2005 ( برای اولین بار به مطالعۀ وجود نگاشت‌های استعارۀ خشم در تصاویر و فیلم‌ها پرداخت. مقالۀ حاضر  استعاره‌های خشم در گفتار و نوشتار 10 نابینای مطلق مادرزاد و 10 همتای بینا را بر اساس انگارۀ فورسیول (2005) بررسی می‌کند. شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در درک دو گروه از خشم و استعاره‌های خشم طبق این الگو مشهود است. می‌توان تأثیر زبان را در شکل‌گیری تصاویر ذهنی یک نابینای مطلق مادرزاد که هیچ تصور دیداری از محیط پیرامون ندارد را مشاهده کرد. 

استعاره‌های مفهومی در زبان فارسی؛ تحلیلی شناختی و پیکره‌مدار

دوره 6، شماره 12، آذر 1394، صفحه 39-61

آزیتا افراشی، سید مصطفی عاصی، کامیار جولایی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی استعاره‌های مفهومی در پیکره‌ای نمونه از زبان فارسی می‌پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا با بهره‌گیری از پایگاه داده‌های زبان فارسی، پیکره‌ای از متون نوشتاری زبان فارسی معاصر که شباهت بیشتری به زبان روزمره سخنوران دارد، نمونه‌گیری و استعاره‌های مفهومی نهفته در آن استخراج گردد. سپس این استعاره‌ها براساس طبقه‌بندی لیکاف و جانسون Johnson, 1980) & (Lakoff ، در قالب استعاره‌های «ساختاری»، «هستی‌شناختی»، «جهتی» و نیز طبقه‌ای از استعاره‌های مفهومی که لیکاف و ترنر(Lakoff & Turner,1989)، تحت عنوان «استعاره‌های تصویری» معرفی کردند، دسته‌بندی شدند. در گام بعدی نسبت بسامد هریک از این استعاره‌ها در مقایسه با یکدیگر تعیین شد و تلاش شد تا پر بسامدترین حوزه‌های مبدأ در طبقه استعاره‌های هستی شناختی تعیین گردد و در مجموع با توجه به یافته‌های پیکره‌ای مشخص گردد که فارسی زبانان بیشتر از چه حوزه‌های مبدأیی برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره می‌برند. در خلال این پژوهش، نگارندگان به دلیل بهره‌گیری از پیکره دریافتند که طبقه‌بندی لیکاف و جانسون(1980) از انواع استعاره‌های مفهومی، ملاک دقیقی برای محک یافته‌ها در یک پژوهش پیکره مدار نمی‌باشد و همچنین یافته‌های پیکره‌ای در زبان فارسی در مواردی اصل یکسویگی در نظریه استعاره ‌مفهومی را نقض می‌کنند.

استعاره‌های مفهومی در حوزۀ شرم با استناد به شواهدی از شعر کلاسیک فارسی

دوره 5، شماره 10، آذر 1393، صفحه 1-20

https://doi.org/.

آزیتا افراشی، محمدمهدی مقیمی‌زاده

چکیده مقالۀ حاضر تحلیلی از استعاره‌های مفهومی شرم، با استناد به اشعار کلاسیک فارسی قرن ششم تا دهم قمری، به دست می‌دهد. چهارچوب نظری این پژوهش، کتاب استعاره و عواطف: تأثیر زبان، فرهنگ و بدن در احساس نوشتة زولتان کووچش (2010) است. سؤال اصلی مقاله این است که در زبان فارسی استعاره‌های مفهومی شرم بر مبنای کدام حوزه‌های مبدأ ساخته می‌شوند؟ هدف از پاسخ‌گویی به این سؤال، یافتن مفهوم کانونیِ شرم در زبان فارسی با استناد به شواهدی از شعر کلاسیک فارسی است. به این منظور، ابتدا، دُرج 3 (کتاب‌خانۀ الکترونیک شعر فارسی)، «پیکرۀ زبانی گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، و تارنمای گنجور (آثار سخن‌سرایان پارسی‌گو) با کلیدواژه‌های «شرم» و «حیا» جست‌وجو شد. در نتیجۀ این جست‌وجو ابیاتی که در آن‌ها مفهوم شرم در قالب استعارۀ مفهومی دریافت می‌شد گردآوری گردید. بر اساس روشی که توضیح داده شد، 220 شاهد به دست آمد. در مرحلۀ بعد، با تحلیل استعاره‌های مفهومی حوزه‌های مبدأ استخراج شد. در نتیجۀ این بررسی، ده اسم‌نگاشت برای استعارۀ مفهومیِ شرم به دست آمد که در قالب یک شبکه با هم در ارتباط‌اند و مفهوم شرم را در زبان فارسی می‌سازند.

تحلیل متون داستانی کودک با رویکردِ شعرشناسی‌شناختی

دوره 1، شماره 2، آذر 1389، صفحه 1-25

آزیتا افراشی، فاطمه نعیمی حشکوانی

چکیده یکی از میان رشته‌هایی که امروزه دستاوردهای زبان‌شناسیِ‌شناختی را به کار می‌گیرد مطالعات ادبی با رویکردِ شناختی است که اصطلاحاً به آن شعرشناسیِ‌شناختی گفته می‌شود. شعرشناسیِ‌شناختی به رابطۀ ذهن انسان با متون ادبی می‌پردازد. در این رویکرد، نظام ادبیات جدا از نظام زبان نیست و درک زبانِ ادبیات بر پایۀ دانش ما از دنیای اطراف صورت می‌گیرد. رویکرد شناختی به ادبیات چگونگی درک رویدادها را به وسیلة آنچه در این رویکرد اصطلاحاً ذهنِ ادبی نامیده می‌شود بررسی می‌کند. در میان رویکردهای موجود نسبت به تحلیل آثار ادبی، جدیدترین دیدگاه برای تحلیل ادبیات از منظر زبان‌شناسی، همین رویکرد شعرشناسی‌شناختی است. در تحقیق حاضر سعی بر آن است تا با استفاده از نظریۀ ذهن ادبی و قصه‌مدارِ ترنر (M.Turner 1996) مفهوم فرافکنی قصه‌مدار توضیح و به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه ذهن انسان با متون ادبی رابطه برقرار می‌کند. تأکید بر پیوند ذهن و زبان در نگرش زبان‌شناسی‌شناختی مؤید این نکته است که بهترین نمونه‌ها برای تحلیل‌های شناختی از مراحل اولیۀ رشد زبانی به دست می‌آید. تحلیل متون ادبیات کودک می‌تواند شواهد با ارزشی برای شعرشناسی‌شناختی به دست دهد. بر این اساس، در پژوهش حاضر، دو داستان کودک از کتاب‌های برگزیده انتخاب و بررسی شد. تحلیل داده‌ها در مورد فرافکنی دانش طرحواره‌ای حاکی از این امر است که بازنمود این سازه‌ها در متون داستانی کودک در ایران موفق نبوده است اما، در مورد واحدهای هم‌حوزه، نتایج تحلیل با فرضیۀ تحقیق هم‌سویی نشان می‌دهد.