کلیدواژه‌ها = زبان فارسی
زبانشناسی همگانی

بررسی ساخت‌های همپایه‌ انفصالی در زبان فارسی

دوره 17، شماره 2، اسفند 1405، صفحه 1-28

https://doi.org/10.30465/ls.2025.49751.2195

جلال احمدخانی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری

چکیده هدف این مقاله این است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت‌‌های همپایه انفصالی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی، اغلب از همپایه‌سازها برای نشان دادن همپایگی انفصالی استفاده می کند. در صورت استفاده از همپایه‌ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می‌برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته(دوتایی). هدف ما در پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه‌سازهای انفصالی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه‌سازهای انفصالی فارسی به مقوله پایه‌ها می‌باشد. داده‌های این پژوهش مشتمل بر 44 جمله است که از گویشوران بومی و یا موتور جستجوگر گوگل جمع‌آوری شده‌اند. در بین این همپایه‌سازها تعدادی می‌توانند علاوه بر بیان همپایگی انفصالی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند که رایج‌ترین آن «و» می باشد که به صورت هم‌زمان به عنوان همپایه‌سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی می‌تواند بکار رود. در این زبان علاوه بر «یا» از کلمات پرسشی، قیدهای مربوط به تردید و شک و همچنین منابع فعلی نیز می‌توان به عنوان همپایه‌ساز انفصالی استفاده کرد که اکثریت آنها همپایه‌سازهای بومی زبان فارسی می باشند و از دیگر زبان های قرض گرفته نشده‌اند. به لحاظ جایگاه ‌همپایه‌سازهای انفصالی زبان فارسی به صورت های زیر بکار می‌روند: [co- A][B]) و [A][B-co]).

زبانشناسی همگانی

بررسی کاربرد اضافه‌‌های اسمی و وصفی فارسی در گفتار و زبان گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 203-226

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51933.2212

عبدالحسین حیدری، محمدرضا طوسی نصرآبادی

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعۀ انتقال اضافه‌های اسمی و وصفی فارسی به گفتار و زبان گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی است. داده‌ها از پاره‌‌‌گفتارهای طیف مختلفی از گویشوران استان اردبیل گردآوری شد و طبق طبقه‌‌بندی انواع متعدد ساخت اضافۀ فارسی دسته‌بندی شد. به دنبال تعیین فراوانی داده‌‌‌ها، از رویکردهای مطرح در حوزۀ برخورد زبان‌ها برای تحلیل آنها استفاده شد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که برخی از اضافه‌‌های اسمی فارسی با فراوانی کاربرد بالا در گفتار همۀ گویشوران تک‌‌زبانه و دوزبانه ظاهر می‌شود؛ درصورتی که اضافۀ وصفی و تعدادی از اضافه‌‌های اسمی فقط در گفتار دوزبانه‌‌ها متجلی می‌گردد. بنابراین انتقال اضافه‌های اسمی و وصفی فارسی به گفتار گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی را می‌توان در چارچوب پیوستار رمزگردانی-قرض‌‌گیری توضیح داد که از قابلیت بالایی در تبیین انتقال تدریجی سازه‌ها و ساخت‌ها از زبانی به زبان دیگر برخوردار است. انتقال اضافه‌‌‌های اسمی فارسی به ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی در ردیف قرض‌‌گیری از نوع ماده‌ای قرار دارد؛ زیرا در میان داده‌ها هیچ نوع ساخت اضافه‌ای پیدا نشد که سازه‌های آن از واژه‌‌‌های بومی ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی انتخاب شده باشد و کسرۀ‌‌اضافه فارسی نیز آنها را به هم پیوند داده باشد. بنابراین ساخت اضافۀ زبان فارسی هنوز به‌‌‌عنوان یک الگوی قرضی به زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی وارد نشده است.

زبانشناسی همگانی

ارزشهای حاکم در داستان « درخت گلابی» گلی ترقی و بررسی آنها بر اساس وجه و وجه‌نمایی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 47-71

https://doi.org/10.30465/ls.2023.43415.2095

فاطمه رسولی دانش، محمد دبیرمقدم

چکیده در حیطه فرهنگ و ادب، در پرتو تبلور بینش، درخشش و تجسم هنر و آرمان خلق شده یک اثر می توان به تحلیل ارزش‌های متن پرداخت. برای تحلیل ارزش‌های متن از دیدگاه زبانشناختی، بررسی تمایزات و تفاوت‌هایی که مبنای شکل‌گیری ارزش‌ها هستند حائز اهمیت است. ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها پایه های استوار و زیربنای همان درونمایه متن است که در ارتباط با یکدیگر، شبکه‌های پیچیده‌‌ای را تشکیل می‌دهند. این شبکه‌های پیچیده ارزشی به صورت اهدافی تبلور پیدا می‌کنند که در خدمت زندگی فرد یا گروه قرار می‌گیرند تا اصول و غایت انسان را شکل دهند. اما چگونه این ارزش‌های گفتمانی قابل بررسی است؟ این ارزش‌ها ذیل عناصر ارزشیابی و جملات ارزشیابی بررسی می‌شوند تا بیانگر ارزش‌های گفتمانی باشند. متن نمایانگر ارزش‌هایی است که در بستر اندیشگان، طرز برخورد و روابط قدرت فراتر از متن وجود دارد. وجه و وجه‌نمایی ابزاری سودمند برای تحلیل و بررسی ارزش‌ها در گفتمانند. در این جستار، در خوانش داستان کوتاه «درخت گلابی»، اثر گلی ترقی، شگردهایی را بررسی کرده که به ارزش‌های متبلور داستان دلالت داشته باشند و بر اساس نظریه فرکلاف، وجه و وجه‌نمایی داستان مورد توجه قرار می‌گیرد تا ارزش‌های متن در تقابل با یکدیگر و بر اساس ارزش‌های انگیزشی حیاتی تجلی یابد.

زبانشناسی همگانی

تحلیل ارتباط تراکم همجواری با بسامد لکنت در کودکان ۸-۴ ساله فارسی زبان

دوره 14، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 125-147

https://doi.org/10.30465/ls.2022.39350.2023

مهدیه شیرج، آتوسا رستم بیک تفرشی، یحیی مدرسی تهرانی

چکیده مقدمه: بررسی‌های مختلف نشان داده است عوامل زبان‌شناختی متعددی بر وقوع رخداد لکنت اثر می‌گذارند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر متغیر واج‌شناختی تراکم همجواری (تعداد واژه‌های با شباهت آوایی با واژه هدف) بر میزان وقوع لکنت در کودکان دارای لکنت می‌‌باشد.

روش: پژوهش حاضر بر روی 18 کودک ۴ تا ۸ ساله دارای لکنت انجام شده است که با شیوه نمونه‌گیری در دسترس در شهر تهران انتخاب شدند. تراکم همجواری با استفاده از ۲9 مورد آزمون نامیدن تصاویر و ۸ مورد آزمون تکرار جمله مورد ارزیابی قرار گرفت. در این آزمون ها واژه هایی از ساختارهای هجایی CVC و CVCC با میانگین بسامد نزدیک به هم به تعداد یکسان از دو گروه متراکم و خلوت انتخاب شدند.

یافته‌ها: نتایج بررسی 576 محرک به دست آمده نشان داد در مجموع ۴۵.۸۳ درصد از واژه‌های با لکنت ادا شده در دسته خلوت و ۵۴.۱۶ درصد در دسته متراکم قرار دارند. بدین ترتیب کاهش تعداد واژه‌های همجوار موجب کاهش بسامد رخداد لکنت می‌شود، اما تفاوت معنادار نمی‌باشد (۰.۰۵P<).

نتیجه‌گیری: با بررسی یافته‌های پژوهش به نظر می‌رسد افزایش متغیر تراکم همجواری باعث رقابت بیشتر واژه‌های مشابه آوایی شده، دسترسی واژگانی را کندتر و دشوارتر می‌سازد. در نتیجه بسامد لکنت در آنها افزایش می‌یابد.

زبانشناسی همگانی

چارچوب‌های ارجاع سطح افقی در زبان فارسی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 75-100

https://doi.org/10.30465/ls.2022.28068.1817

سهند الهامی خراسانی

چکیده مقاله‌ی حاضر چارچوب‌های ارجاع نسبی و ذاتی سطح افقی را در زبان فارسی بررسی می‌کند. داده‌های واقعی زبانی از پنج جفت گویشور با استفاده از 48 عکس بازی استاندارد «توپ و صندلی» (بوهنمایر، 2008) اخذ شده‌اند. تحلیل داده‌ها نشان داد در سطح افقی کاربرد چارچوب ارجاع نسبی به وضوح غالب است، اما کاربرد چارچوب ذاتی هم نادر نیست. چارچوب ارجاع ذاتی درخصوص صندلی بسیار بیشتر از توپ به کار رفته است و به‌علاوه درخصوص صندلی عمده‌ی موارد کاربرد آن مستقیم بوده، درحالی‌که درخصوص توپ به‌ندرت کاربرد مستقیم وجود داشته و از اینجا لزوم تفکیک اطلاعات مربوط به موقعیت قرار گرفتن یک شی‌ء از اطلاعات مربوط به جهت قرار گرفتن آن مشخص شده است. رابط‌های به‌کاررفته هم در چارچوب نسبی و هم در چارچوب ذاتی درخصوص توپ متنوع‌تر از صندلی بوده‌اند. نگاشت مختصه‌ها در چارچوب ارجاع نسبی نیز در زبان فارسی از نوع بازتابی است که در آن محور جلو-پشت وارونه می‌شود، اما محور چپ-راست بدون ‌تغییر باقی می‌ماند.

چندمعنایی افعال حوزه شنیدن در زبان فارسی: بررسی درزمانی، پیکره‌ای و شناختی

دوره 11، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 133-157

https://doi.org/10.30465/ls.2021.6276

آیدا عظیمی، آزیتا افراشی

چکیده در این پژوهش ابتدا معانی افعال حوزه شنیدن را به شیوه کتابخانه‌ای در فرهنگ‌های لغت یافتیم وفهرستی از معانی افعال حوزه شنیدن فراهم آوردیم و برچسب‌های معنایی دسته‌بندی شده‌ای را ایجاد کردیم که تمام معانی ذکر شده در فرهنگ‌ها را شامل گردد . سپس شواهد کاربرد این افعال را از پایگاه دادگان زبان فارسی، که پیکره‌ای از متون فارسی است، استخراج و در نرم‌افزار Excel درج نمودیم. با توجه به شواهد فرهنگ‌های لغت و پیکره معاصر، 11 معنی برای فعل "شنیدن"، 6 معنی برای "شنفتن"، 3 معنی برای "گوش دادن"، 4 معنی برای "گوش کردن" و 5 معنی برای "نیوشیدن" استخراج شد. همچنین با توجه به داده‌های به دست آمده از پیکره تاریخی، 11 معنی برای فعل "شنیدن"، 1 معنی برای "شنفتن"، 2 معنی برای "گوش دادن"، 2 معنی برای "گوش کردن" و 2 معنی برای "نیوشیدن" استخراج گردید. به عنوان نتیجه، با استفاده از بسامد معانی، نمودار شبکه معنایی فعل شنیدن، گوش دادن و گوش کردن در پیکره معاصر ترسیم شد. از این یافته‌ها می‌توان در فرهنگ‌نگاری، آموزش زبان به غیر‌فارسی‌زبانان و به منظور مقایسه بینازبانی معانی افعال حوزه شنیدن با نتایج سایر پژوهش‌ها در زبان‌های دیگر بهره برد.

ساختار جملات شرطی در زبان فارسی

دوره 11، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 239-259

https://doi.org/10.30465/ls.2021.6341

ازاده میرزایی

چکیده جملۀ شرطی به لحاظ ساختاری از یک بند پایه و یک بند وابسته تشکیل شده‌است. بند وابسته معمولاً با پیوندواژۀ شرط همراه می‌شود و به لحاظ معنایی وقوع گزاره در بند پایه را محدودبه شرایطی می‌کند. پژوهش حاضر با اتکا به رویکردی رده‌شناختی به بررسی ویژگی‌های ساختاری «بند شرط» و «پیوندواژۀ شرط» در زبان فارسی پرداخته و با نگاهی توصیفی و بر مبنای مطالعه‌ای داده‌بنیاد این ساخت‌ها را بررسی کرده‌است. در ارتباط با نقش نحویِ بند شرط، بررسی داده‌ها نشان داد اگرچه بند شرط عمدتاً نسبت به بند پایه در جایگاه افزوده قرار می‌گیرد و درنتیجه سازۀ اختیاری جمله و قابل‌حذف است، اما گاه مواردی دیده می‌شود که در آنها حذف بند شرط، جمله را نادستوری می‌کند. امکان بازنمایی مفهوم شرط در قالب بند قید زمان و موصولی در کنار بندهای شرطی، معرفی انواع پیوندواژه‌های شرطی زبان فارسی مانند «چنانچه»، «چون» و «که»، همچنین پیوندواژه‌های بند پایه شامل پیوندواژه‌های نتیجه‌ای، علی و مقایسه‌ای که سه ساخت شرطی را ازهم متمایز می‌کنند از موضوعات دیگری است که موردتوجه بوده‌است. معرفی «شرط انتظاری» در بحث محدودکننده‌های بند شرط و شیوۀ بازنمایی «شرط منفی» و پیوندواژه‌های مربوطه مانند «مگر»، «وگرنه» و غیره، همچنین امکان مشروط‌کردن بخشی از بند پایه، موضوع‌های دیگر موردبررسی بودند.

بررسی معنایی پسوندهای «دارندگی» در فارسی: رویکرد ساختواژة شناختی

دوره 11، شماره 1، شهریور 1399، صفحه 203-224

https://doi.org/10.30465/ls.2020.5444

مصطفی عاصی، بیتا قوچانی

چکیده پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد ساختواژة شناختی در تلاش است تا پسوندهای اشتقاقی با مفهوم «دارندگی» در زبان فارسی را با استفاده از ابزار تحلیلی معرفی شده در این رویکرد مشخصاً برگرفته از هماوند (2011) یعنی مقوله‌بندی، حوزه‌بندی و مفهوم‌سازی، طبقه‌بندی نماید و به واکاوی معناشناختی هر کدام از آنها بپردازد. به این منظور با گردآوری داده‌ها با مراجعه به پایگاه دادگان زبان فارسی (PLDB)، سایت واژه‌یاب آنلاین فارسی، فرهنگ پیشوند و پسوند فرشیدورد (1388) و کشانی (1371)، تعداد 157 مورد از ترکیبات اشتقاقی دارای مفهوم «دارندگی» جمع‌آوری شدند، سپس با مراجعه به فرهنگ زانسو (1372)، معنای هرکدام از این کلمات مورد بازبینی قرار گرفت؛ سپس به روش تحلیلی و توصیفی، داده‌های مذکور با تمرکز بر وند به کاررفته در آنها بررسی، دسته‌بندی و توصیف شدند. در حوزة شناختی «دارندگی» و مالکیت، هشت منظر متفاوت وجود دارد که باعث ساخته شدن مفاهیم متفاوتی از این حوزه می‌شوند. منظرهایی که از پسوندهای حوزة «دارندگی» در زبان فارسی به دست آمدند عبارت بودند از کثرت، تمسخر و تحقیر، شغل و پیشه، حالت روحی و فیزیکی ناخوشایند، صفت اشیاء یا وضعیت و صفت انسان‌ها.
 

بررسی زبانشناسانه روایتی از تلمود بابلی (قیدوشین 70 الف)

دوره 10، شماره 2، آذر 1398، صفحه 1-15

https://doi.org/10.30465/ls.2019.4984

آزاده احسانی چمبلی

چکیده نوشتار حاضر در حوزه گرایش نسبتا نوین مطالعات ایرانی- تلمودی قرار می گیرد،و با بررسی یک روایت از تلمود بابلی (رساله قیدوشین 70 الف) که شامل چند واژه غیر آرامی/غیر عبری می باشد، تلاش دارد تا به یاری مطالعات واژه شناسانه، کلمه های مورد اشاره را بررسی و تحلیل نموده و به واسطه تحلیل واژگان تا حد ممکن به شناخت زبان یا زبانها و گویشهای مورد استفاده در منطقه میان رودان دوران ساسانی بپردازد. در میان واژگان مورد اشاره چند واژه پهلوی نیز وجود دارد و در مواردی تلفظ های گوناگونی از یک واژه پهلوی (تلفظ کهن و نو) نیز دیده می شود. بر پایه این پژوهش احتمال این که زبانی همانند زبان فارسی امروز (شامل وام واژگانی از زبانهای سامی، یونانی و ...) زبان میانجی در منطقه میان رودان دوران ساسانی بوده باشد بررسی می گردد

محمول صفتی در زبان فارسی

دوره 10، شماره 2، آذر 1398، صفحه 111-125

https://doi.org/10.30465/ls.2019.4989

ازاده میرزایی

چکیده در ارتباط با نقش محمولی صفت در جایگاه پیش از فعل‌های «بودن» و معادل‌های آن، دو رویکرد عمده وجوددارد؛ یک دیدگاه صفت را در این جایگاه، جزء غیرفعلیِ فعل مرکب می‌داند و رویکرد دیگر آنرا مسند فرض‌می‌کند. بررسی رفتارصفت‌ها در پیکرۀ وابستگی نحوی زبان فارسی و پیکرۀ گزاره‌های معنایی زبان فارسی نشان‌می‌دهد، صفاتی که در جایگاه پیش از فعل‌های «بودن» و معادل‌های آن قرارمی‌گیرند، به طور کلی به دو دسته تقسیم‌می‌شوند، 1-صفت‌هایی که ساخت ظرفیتی دارند و به اصطلاح می‌توان آنها را محمول صفتی نامید و 2-صفت‌هایی که ساخت ظرفیتی ندارند. فرض این پژوهش بر این است که تنها صفت‌های گروه دوم مسند هستند. در این پژوهش برای اثبات این ادعا از دو آزمون جایگزینی و همپایه‌سازی در تشخیص سازه‌های جملهاستفاده‌شده‌است. نقش معنایی فاعل در جملات حاوی این گروه از صفت‌هاو استناد به فهرست افعال مرکب زبان فارسی، شواهدی دیگری هستند که بر اساس آنها می‌توان بر درستی فرضیۀ این پژوهش صحه گذاشت.بر این اساس از حدود یازده هزار مسند‌ گزارش‌شده در پیکرۀ وابستگی نحوی زبان فارسی، نیمی از آنها باید به عنوان جزء فعلی فعل مرکب درنظر گرفته شوند.

معرفی یک گروه نقشی جدید در نحو زبان فارسی؛ گروه نقشی نکره

دوره 7، شماره 13، اردیبهشت 1395، صفحه 17-46

https://doi.org/.

سید محمد حسینی معصوم، محمد جواد مهدوی

چکیده عنصر /i:/ که در فارسی به عنوان تکواژ یا واژه­بست نکره شناخته می­شود در پژوهش­های مختلف ساختواژی و معناشناختی بررسی شده­است. امّا در تحلیل­های نحوی جایگاه خاصی برای آن درنظر گرفته نمی­شود. در دستور زایشی، مقوله­های نقشی به عنوان عناصری که جایگاه و ارتباط دستوری میان مقوله­های واژگانی را مشخص می­کنند مطرح شده­اند. پیشتر گروه اضافه به عنوان یک گروه نقشی در بالای اسم در فارسی مطرح شده است. در این پژوهش برای نخستین بار تحلیل کاملی از عملکرد عنصر نکره به عنوان یک گروه نقشی مبتنی بر برنامه کمینه­گرا ارائه و استدلال می­شود که می­توان بسیاری از سازه­های اسمی (NP/DP) را به عنوان گروه نقشی نکره (IndefP) نمایش داد. بر این اساس، مقوله یادشده یک مقوله نقشی هسته­پایانی در زبان فارسی است که اسم یا گروه­های اسمی را به عنوان متمّم و انواع سازه­های وصفی (بند موصولی، گروه حرف­اضافه­ای، گروه صفتی) را به عنوان ادات می­پذیرد. گروه نقشی نکره علاوه بر جایگاه­های موضوع، خود می­تواند در جایگاه غیر موضوع و به عنوان ادات به گروه (بیشینه یا درونی) زمان T افزوده شود.

نقش اضطراب در بکارگیری راهبردهای یادگیری زبان فارسی به عنوان زبان دوم با توجه به نقش واسطه‌ای هوش شناختی

دوره 7، شماره 13، اردیبهشت 1395، صفحه 131-149

https://doi.org/.

منصوره سادات صادقی، مهین‌ناز میردهقان، امیررضا وکیلی‌فرد، مهدیه قناعت

چکیده  برای بررسی نقش اضطراب در بکارگیری راهبردهای یادگیری زبان فارسی به عنوان زبان دوم با توجه به نقش واسطه‌ای هوش شناختی،80 زبان آموز غیرایرانی مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین­المللی امام خمینی با تکمیل 3 پرسشنامه­ی راهبردهای خودانگیخته، اضطراب و همچنین هوش شناختی در این مطالعه شرکت کردند. نتایج تحلیل داده­ها با روش­های آماری نشان داد که اضطراب در میزان بکارگیری راهبردهای یادگیری و عملکرد هوش شناختی نقش دارد. نتایج نشان داد نقش اضطراب بر راهبردهای یادگیری بدون واسطه و باواسطه­ی عملکرد هوش شناختی می­باشد، به گونه­ای که  هرچه میزان اضطراب افزایش یابد، میزان بکارگیری راهبرد یادگیری کمتر می شود. همچنین اضطراب با هوش شناختی رابطه­ی معنادار معکوسی دارد. هرچه میزان اضطراب بالاتر باشد، میزان عملکرد افراد در هوش شناختی کاهش می­یابد. بعلاوه نتایج نشان داد که عملکرد هوش شناختی بر میزان بکارگیری راهبرد یادگیری اثر مستقیم دارد، به شکلی که با افزایش عملکرد هوش شناختی مقدار بکارگیری راهبرد یادگیری افزایش یافت. بر اساس نتایج یافته­ها، بکارگیری راهبرد یادگیری غیر از اینکه تحت تاثیر مولفه های هوشی افراد قرار دارد، مولفه­های دیگر روانشناختی مانند اضطراب نیز می­تواند در میزان بکارگیری این راهبردها نقش مخربی حتی بیش از هوش شناختی نشان دهد. 

گروه‌های حرف اضافه‌ای در زبان فارسی:یک بررسی نقشگرا

دوره 6، شماره 11، خرداد 1394، صفحه 113-135

https://doi.org/.

والی رضایی، همایون سعیدی

چکیده گروه‌های حرف اضافه در نظریه‌پردازی‌های نحوی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. در دستور نقش و ارجاع این گروه‌ها به سه دستة افزوه، نشانگر موضوع و موضوع- افزوده تقسیم می‌شوند. دردستة اول، این گروه‌ها به عنوان ادات ایفای نقش می‌نمایند.در دستة دوم، گروه حرف اضافه یکی از موضوع‌های محمول می‌باشد. در دستة سوم، حرف اضافه، نشانگر موضوع برای محمول است اما بر معنای بند نیز می‌افزاید. نوشتار حاضر نشان می‌دهد که گروه حرف اضافه‌ای در زبان فارسی دارای کارکردهای مختلفی است و علاوه بر نقش ادات می‌تواند به منزلة نشانگر موضوع در ساخت‌های دو مفعولی و گاهی به عنوان مفعول مستقیم و برخی نقش‌های دیگر به کار رود. در این جستار گروه­های حرف اضافه­ای نشانگر موضوع با توجه به افعالی که با آنها تظاهر می یابند به ده دسته تقسیم شدند. گروه حرف اضافه­ای همراه با فعل­های ناگذر حرکتی، گروه حرف اضافه­ای مکانی و غیر مکانی همراه با فعل ربطی و گروه حرف اضافه­ای در ساختار­های فعل سبک فارسی، از دیگر مواردی می­باشد که در این پژوهش مورد بررسی قرار­گرفت.

بررسی کاربرد زبان‌های مازندرانی و فارسی در شهر جویبار

دوره 5، شماره 10، آذر 1393، صفحه 31-50

https://doi.org/.

احمد رمضانی، آتوسا رستم‌بیک تفرشی، خدیجه واسو جویباری

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد زبان‌‌های فارسی و مازندرانی در بافت‌‌های تعاملی مختلف در میان گویش‌وران مازندرانی شهر جویبار است. پرسش اصلی این است که کاربرد زبان مازندرانی و فارسی، با توجه به متغیرهای سن و جنسیت در بافت‌‌های مختلف اجتماعی، چه تفاوت‌هایی دارند. نمونة آماری پژوهش حاضر 100 گویش‌ور جویباری (50 مرد و 50 زن) می‌باشند که خود به دو گروه 25 نفره، والدین (میانگین سنی 39 سال) و فرزندان (میانگین سنی 16 سال)، تقسیم و به روش نمونه‌‌گیری در دسترس انتخاب شده‌‌اند. داده‌های پژوهش با استفاده از پرسش‌نامة محقق‌ساخته در سال 1388 گردآوری شده و از آزمون‌‌های آماری غیر‌‌پارامتریک «کولموگورف ـ اسمیرنوف» و «خی‌دو» برای مقایسه استفاده شده است. بررسی پاسخ‌‌های ارائه‌شده نشان می‌دهد که به طور کلی گرایش به کاربرد زبان فارسی در میان مادران بیش‌تر از پدران و در میان دختران بیش‌تر از پسران است. بررسی تأثیر متغیر جنسیت در مجموع داده‌ها با استفاده از آزمون آماری خی‌‌دو نشان می‌‌دهد که تفاوت بین مردان و زنان در کاربرد زبان فارسی و مازندرانی در سطح P≤0/001 است. تفاوت کاربرد فارسی و مازندرانی بین والدین و فرزندان در سطح P≤0/001 معنادار است. در نمونۀ مورد بررسی در این پژوهش، تأثیر بافت بر کاربرد زبان معنادار نیست.

بررسی نقش‌‍‌نماهای کلامی فارسی در مکالمات دوزبانه‌‍‌های ارمنی ـ فارسی

دوره 5، شماره 9، خرداد 1393، صفحه 125-147

https://doi.org/.

مریم سادات غیاثیان، حکیمه رضایی

چکیده یکی از ویژگی‌‍‌های بارز دوزبانه‌‍‌های ارمنی ـ فارسی ایران، در مکالمات ارمنی، استفاده از نقش‌‍‌نماهای کلامی فارسی به جای معادل ارمنی آن‌‍‌هاست. در این مقاله، ضمن بررسی این نقش‌‍‌نماها و مقایسۀ آن‌ها با معادل ارمنی، نقش این عناصر و جای‌گاه آن‌‍‌ها توصیف و هم‌چنین علل استفاده از این نقش‌‍‌نماها به جای معادل ارمنی آن‌‍‌ها بررسی می‌‍‌شود. این پژوهش بر اساس ضبط 10 ساعت از مکالمات ارامنه در دو بافت مدرسه و قهوه‌‍‌سرا صورت گرفته است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده‌‍‌ها بدین صورت است که نقش‌‍‌نماهای کلامی خب، بابا/آقا، به ‌‍‌هر حال، یعنی، حالا، ولی، بالأخره، اصلاً، واقعاً، کلاً و خداییش از جمله نقش‌‍‌نماهایی است که در مکالمات ارامنه استفاده می‌‍‌شود و علل استفاده از این نقش‌‍‌نماها به ‌‍‌جای معادل ارمنی آن‌‍‌ها مواردی چون چندنقشی بودن، نبود معادل در زبان ارمنی، ساده بودن نقش‌‍‌نماهای کلامی فارسی و برجستگی آن‌هاست.[i]
[i]. از جناب آقای دکتریحیی مدرسی و سرکار خانم دکترامیلیا نرسیسیانس برای مشاوره‌‍‌ها و ارائۀ نظریات موثرشان سپاس‌گزاریم. هم‌چنین از آقایان رومیک باقداساریان، الکساندر آوانسیان و طاده ظهرابیان برای همکاری مؤثرشان در گردآوری و ترجمۀ مکالمات قدردانی می‌‍‌کنیم.

فرهنگ‌‌های عمومی یک‌زبانة فارسی از منظر برآورده کردنِ نیاز کاربران

دوره 4، شماره 8، آذر 1392، صفحه 95-114

https://doi.org/.

ساغر شریفی، مصطفی عاصی

چکیده متأسفانه تاکنون برآورده‌کردن نیاز مخاطب در فرهنگ‌های فارسی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی پنج فرهنگ عمومی یک‌زبانة فارسی، یعنی لغت‌نامة دهخدا، فرهنگ فارسی معین، فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ فارسی امروز و فرهنگ سخن، از منظر برآورده ساختن نیاز کاربران و میزان رضایت آنان از این فرهنگ‌هاست. برای دستیابی به این مقصود، کاربران مورد نظر به سؤالات پرسش‌نامه‌ای پاسخ دادند، با برخی از آنان مصاحبه‌ای انجام شد و نتایج به‌دست‌آمده با استفاده از آزمون‌های آماری محک خورد. اصول کلی این تحقیق شامل شناسایی نیازهای ارجاعی کاربران، میزان رضایت آنان از فرهنگ‌ها و بررسی رابطة این نیازها با متغیرهای اجتماعی، همچون سن کاربران، میزان تحصیلات و نیز رشتة تحصیلی آنان، بوده است. در این تحقیق، مشخص شد که رشتة تحصیلی کاربران، در میزان استفادة آنان از فرهنگ، یافتن اطلاعات در بخش‌های مرتبط در فرهنگ، و همچنین رضایت کاربران از فرهنگ‌های موجود، عامل مؤثر و تعیین‌کننده است.