موضوعات = زبانشناسی باستانی
زبانشناسی باستانی

هم‌سنجی عبارات فرگرد tā.vǝ̄.urvātā از ورشت‌مانسرنسک از کتاب نهم دینکرد با هات 31 یسنا و زند آن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آبان 1403

https://doi.org/10.30465/ls.2024.49744.2194

پورچیستا گشتاسبی اردکانی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده کتاب نهم دینکرد شامل سه نسک گاهانی سودگرنسک، ورشت‌مانسرنسک و بَغ نسک است. در این پژوهش فرگرد هشتم از ورشت‌مانسرنسک که tā.vǝ̄.urvātā نام دارد مورد بررسی قرار می‌گیرد و مطالب آن با هات 31 یسنا که هاتِ tā.vǝ̄.urvātā از گاهان است، تطبیق داده می‌شود. سپس هم‌سنجی میان این دو و همچنین میان این فرگرد و زندِ هاتِ 31 یسنا صورت می‌گیرد تا مشخص گردد مطالب آنها با هم مطابقت دارند یا متفاوت از هم هستند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، نامِ فرگرد هشتم ورشت-مانسرنسک برگرفته از هات 31 یسنا، بند 1 و مطالب آن نیز برگرفته از 19 بند از 22 بند موجود در این هات است و گردآورندگان دینکرد، تفسیر بندهای 7، 8، و 9 هات 31 یسنا را در این فرگرد ذکر نکرده‌اند. همچنین مطالب این فرگرد دقیقاً شبیه زند این هات از یسنا نیست، بلکه مطالب این فرگرد به صورت خلاصه و به زبان ساده برای به کار‌گیری در زندگی روزمرۀ زردشتیان تألیف شده است و جنبۀ پند و اندرز برای زندگی مطابق با سخنان گاهان زردشت را دارد.

زبانشناسی باستانی

بررسی ساختاری و محتوایی موعظه ای دربارۀ رهبانیّت مسیحی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1400

https://doi.org/10.30465/ls.2021.38706.2012

معصومه سمیعی زاده، زهره زرشناس

چکیده چکیده
سغدی در آغاز زبان رایج در دره زرافشان بود که بعدها به زبان اداری و تجاری سرزمین‌های گسترده‌ای در آسیای میانه تبدیل شد، و از مرزهای باختری چین تا مرزهای خاوری ایران، به صورت زبان میانگان، مورد استفاده اقوام پرشماری قرار گرفت. از این زبان آثار دینی و غیردینی بسیاری برجای مانده است که در فاصله سده‌های دوّم تا دهم میلادی نوشته شده‌اند. بخش بزرگی از آثار دینی سغدی در واحل تورفان، و نیز دون هوانگ در ترکستان شرقی به دست آمده‌اند که متعلّق به پیروان ادیان مسیحی، بودایی و مانوی هستند. آثار سغدی مسیحی عمدتاً ترجمه‌های متون سریانی هستند که اصل سریانی آنها در بیشتر موارد از میان رفته است. این آثار شامل تفاسیر، مواعظ، بخش‌هایی از کتاب مقدس، زندگی و اعمال قدّیسان، اعمال شهدای مسیحی و آراء بزرگان کلیسا می‌باشد. از جملۀ این آثار، دست‌نوشته‌ایست که حاوی موعظه‌ای دربارۀ رهبانیّت مسیحی است. پژوهش حاضر پس از معرفی و ارائۀ حرف نویسی و آوانویسی و برگردان فارسی این متن سغدی مسیحی، به تحلیل ساختاری و محتوایی آن می‌پردازد. ترجمه و بررسی آموزه‌های موجود در این متن، و نیز آشنایی بهتر با ظرایف زبان سغدی و رهبانیت مسیحی، از جمله دلایلی هستند که انجام چنین پژوهشی را بایسته می‌سازند.

زبانشناسی باستانی

بررسی جایگاه و خویشکاری daēnā- در اوستا و ارتباط آن با cistā-

دوره 17، شماره 2، اسفند 1405، صفحه 61-89

https://doi.org/10.30465/ls.2024.47321.2163

فهیمه شفیعی محمدآبادی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده واژۀ اوستایی دئنا به معنای «ادراک، بینش، دیدگاه، خود درونی، وجدان و حتی دین» است. شانزدهمین یشت از اوستا، دین‌یشت، به نام دئنا نامگذاری شده است، گرچه در محتوای خود به چیستا اختصاص دارد. چیستا ایزدبانوی «راه و سفر» است، این خویشکاری او از توصیفاتی که از او در نخستین بند از دین‌یشت شده هویداست، که او را به عنوان «راهنما و هدایتگر» توصیف می‌کند. یکی از خویشکاری‌های دئنا نیز، هم در گاهان و هم در اوستای نو، نقش او به عنوان «راهنما و هدایتگر روان» است. در متن اوستایی سیروزه، چیستا در همان روزی که به نام دئناست ستوده می‌شود. در بند 126 مهریشت، چیستا upamana-دئنا مزدیسناست. برخی از پژوهشگران upamana- را «خود دیگر یا همزاد» ترجمه کرده‌اند و از این رو چیستا را «خود دیگر یا همزاد» دئنا دانسته‌اند. در این پژوهش نخست این دو واژه از منظر ریشه‌شناختی بررسی خواهند شد و سپس از طریق متون اوستایی به خویشکاری‌های هر کدام پرداخته خواهد شد تا به شباهت‌ها و همانندی‌های آنها پی برده شود. با توجه به شواهد موجود، به نظر نمی‌رسد که چیستا «خود دیگر یا همزاد» دئنا باشد و تنها از نظر خویشکاری با هم همپوشانی دارند.

زبانشناسی باستانی

نهاد شهریاری و پیوند آن با ایزد خورشید در ادبیات ایرانی (از اوستا تا متون نظم و نثر فارسی نو متقدم)

دوره 17، شماره 2، اسفند 1405، صفحه 29-60

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51220.2204

یسنا افلاکی، ژاله آموزگار یگانه، آمنه ظاهری عبدوند

چکیده نوشتار حاضر به بررسی ارتباط و پیوند خورشید، در هیأت یک ایزد باستانی، با نهاد شهریاری، در متون ایرانی می-پردازد. این مطالعه، متن‌محور بوده و روندی تاریخی را پی می‌گیرد. به گونه‌ای که ارتباط ایزد خورشید با شهریاران، از کهن‌ترین متون به جای مانده در حوزهٔ فرهنگی ایران، یعنی متون اوستایی آغاز می‌شود، سپس به برخی متون فارسی میانه رسیده و در نهایت این پیوستگی در متون فارسی نو متقدم، به ویژه متون نظم، پیگیری می‌شود. در این نوشتار کوشش شده تا این نمود برجسته از پیوستار تفکر، در پهنهٔ فرهنگ ایرانی از متون ایرانی باستان تا متون فارسی نو متقدم، بازنمایی شود. در دورهٔ پسااسطوره‌ای ایرانی، طی چندین قرن متمادی، شاهد آنیم که سخنور فارسی‌زبان در امتداد اندیشهٔ اساطیری، پیوندی میان شهریار و خورشید برقرار می‌کند تا جایی که از شهریار، موجودی شبه‌اسطوره‌ای، غیرقابل‌دسترس و به نوعی مقدس می‌سازد. این پیوند در قالب تشبیهات و استعارات، با توجه به ویژگی‌های مشترک ایزد خورشید و شهریار برقرار می‌شود. چنین رویکردی را نه تنها در ادبیات روایی-حماسی‌ای چون شاهنامهٔ فردوسی، که به نوعی حامل و راوی تاریخ و اسطوره است، بلکه در تغزّل‌ها و مدیحه‌سرایی‌ها نیز می‌یابیم. در نوشتار حاضر به منابع اخیر توجه ویژه‌ای شده است.

زبانشناسی باستانی

پیکر بندی (configuration) اسطوره های ایرانی

دوره 16، شماره 2، مهر 1404، صفحه 1-20

https://doi.org/10.30465/ls.2024.48623.2186

آمنه ظاهری عبدالله وند

چکیده چکیده: پیکربندی و موقعیت‌شناسی اساطیر ایرانی می‌تواند ما را به جایگاه این اساطیر در بین اسطوره‌های ملل مختلف آشنا سازد.موقعیت و جایگاه ویژه و بسیار تاثیرگذار اسطوره‌های ایرانی موجب شده‌است از این اسطوره‌ها چهره‌ای استثنایی و دشوار بسازد که در کمتر اسطوره‌های سایر ملل می‌توان مشاهده کرد.اسطوره‌های ایرانی می‌توانند بعنوان شاه‌کلید شناخت سایر اسطوره‌ها استفاده شوند زیرا هیچ مفهوم و مضمونی و هیچ ویژگی نیست که در اسطوره‌های ایرانی جای آن خالی باشد.این مقاله بر سه عنوان موضوع‌شناسی،خاستگاه و کارکردهای اساطیر ایرانی برپایه بررسی‌های اسطوره‌شناسی مدرن تاکید دارد.با بررسی ویژگی‌های اساطیر ایرانی و شناخت منابع اسطوره‌ای و بن‌مایه‌های آن تصویری کلی از اسطوره‌های ایرانی در این مقاله به دست آمده‌است.در متن این مقاله بر روی چهار عنوان بررسی جغرافیای اسطوره‌ای ایرانی و تقسیم‌بندی اسطوره‌های ایرانی به کهن و نو، بن‌مایه‌ها و ویژگی‌های خاص اساطیر ایرانی و سرانجام شناخت منابع اسطوره‌ای تاکید می‌کند. اثبات استقلال و استوار بودن برپایه‌ی اندیشه‌ها و باورهای ایرانی و مخالفت با هرگونه کپی‌برداری اساطیر ایرانی از جمله مواردی است که در این مقاله بدان اشاره کرده است.

کلمات کلیدی: اسطوره، اساطیر ایرانی، پیکربندی، بن‌مایه‌ها، منابع اسطوره‌ای

زبانشناسی باستانی

بذر نور در دست برزگر آگاه، بررسی دو تمثیل پارتی مانوی درباره کشاورزی

دوره 16، شماره 2، مهر 1404، صفحه 49-76

https://doi.org/10.30465/ls.2022.39471.2027

زهره زرشناس، سیما فولادپور

چکیده چکیده: در ادیان زاهدانه و گنوسی که تشویق به ترک همه لذایذ و فواید زندگی مادی دارند، کشاورزی نیز از جمله فعالیت‌هایی دانسته شده است که باید ترک شود؛ این دیدگاه در دین مانوی با ممنوعیت آن برای برگزیدگان به اوج خود رسیده است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ابتدا به معرفی و بررسی دو تمثیل مانوی پرداخته‌ایم که زمینه کشاورزی در آ‌ن‌ها چشمگیر است. سپس با استفاده از شواهد متون دیگر به تحلیل این تمثیل‌ها و بررسی کاربردهای ادبی کشاورزی در مقابل جایگاه کشاورزی در جامعه مانوی پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که بر خلاف دستورات دینی که کشاورزی را فعالیتی منفی می‌دانند، در متون مانوی از بن‌مایه کشاورزی با بار معنایی مثبت استفاده شده است و پربسامدترین کارکرد آن، تشبیه تبلیغ و گسترش دین بوده است.

زبانشناسی باستانی

شرح احوال قدیس یوحنای دیلمی، بر پایۀ متنی به زبان سغدی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 1-45

https://doi.org/10.30465/ls.2023.41097.2053

رضا ابراهیم زاده حقیقی فارس، زهره زرشناس، آمنه ظاهری عبدوند

چکیده مقالۀ حاضر، ترجمۀ فارسیِ و بررسی متنی به زبان سغدی مسیحی دربارۀ زندگی و اقدامات «یوحنای دیلمی» قدیس سریانی مسیحی است، که در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم میلادی در عراق و ایران می‌زیسته است. این متن سغدی در کلیسای نستوری ناحیه «بولاییق» (Bulayȉg) ترفان همراه با چند متنِ دیگر کشف شده است و در کتابخانه دولتی برلین نگهداری می‌شود و با وجود افتادگی بسیار دارای اطلاعات تاریخی منحصر به فردی است که وضعیت اجتماعی، تاریخی، دینی و زبانی آن دوران را منعکس می‌کند. این متن سغدی به اقدامات مهم «یوحنای دیلمی» می‌پردازد که در عراق و به‌خصوص ایران انجام شده‌اند .

این متن سغدی که مورد بررسی برخی محققان از جمله «سیمز ویلیامز»(Sims-Williams) قرار گرفت است، با توجه به شواهد زبانی گونۀ متأخری از زبان سغدی را می‌نمایاند. همچنین، از آنجایی‌که این متن سغدی تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده است، در این پژوهش تلاش گردید تا متن به زبان فارسی برگردانده‌ شود و مقرر شد که این برگردان بر اساس متن سغدی باشد . همچنین، سعی گردید این متن سغدی با سایر متون موجود دیگر دربارۀ این قدیس سریانی تطبیق داده شود و یادداشت‌هایی بر موضوعات مطروحه در محتوای این متن سغدی ارائه گردد.

زبانشناسی باستانی

معنی‌شناسیِ شناختی، فقه‌اللّغۀ ایرانی و ادبِ فارسی: تحلیلِ درزمانیِ انطباقهای مفهومیِ ’رُخ‘ و ’روی‘ در متنهای نظم و نثرِ فارسی بر پایۀ نظریّۀ پیش‌نمونی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 107-146

https://doi.org/10.30465/ls.2023.42344.2074

محمدرضا شادمانی، مجتبی منشی زاده، ارسلان گلفام، مهدی پورمحمد

چکیده مقالۀ حاضر مطالعه­ای تطبیقی دربارۀ نسبتِ نظریّۀ پیش­نمونی با فقه­اللّغۀ ایرانی است. در این مقاله، با بهره­گیریِ توأمان از مبانیِ نظری و روش­شناختیِ معنی­شناسیِ تاریخی-فقهُ­اللّغوی از یک سو، و نظریّۀ پیش­نمونیِ رُش (1978) از سوی دیگر، هم­چنین، به پشتوانۀ برخی از ویژگی­های تصویریِ واژه­های رُخ، دو رخ، رُخان و رخسار / رخساره که جملگی با بسآمدِ بالا در متن­های نظم و نثرِ کلاسیکِ فارسی مضبوط هستند، داده­های ریشه­شناختی و پیکره­ایِ مربوط به دو واژۀ رُخ و رو(ی) (از آغازِ ادبِ کلاسیکِ فارسی تا پایانِ قرنِ نهمِ هجری)، مفهوم­شناسی و کاربردشناسیِ درزمانیِ آن­ها، به­ویژه، جنبه­های پیش­نمونیِ ریشۀ /rauk/ ِایرانیِ باستان را نشان داده­ایم. از آن­جا که ریشۀ مذکور به حدّ ِکفایت از اشتقاق­های متعدّد و متنوّعِ فعلی و اسمی برخوردار است، مقوله­بندی­های تازه­ای در قالبِ الگوی شناختیِ آرمانی­شده (لیکاف 1990) (مدل­های خوشه­ای و شعاعی) و همچنین یک مدلِ پیش­نهادی تحتِ عنوانِ مقوله­بندیِ منظومه­ایِ پیش­نمون­بنیاد را از مشتقّاتِ  در فارسیِ نو استخراج و ارائه کرده­ایم. در برداشتی کلّی، این مقاله کارکردِ نظریّۀ پیش­نمونی و پیامدهای آن -مشخّصاَ اصلِ مجاورتِ معنایی- را در معرضِ داوری و نقدِ محقّقان و متخصّصان در هر سه حوزۀ مطالعاتیِ معنی­شناسیِ واژگان­پایۀ شناختی، معنی­شناسیِ تاریخی-فقه­اللّغوی و ادبیّاتِ ایرانی قرار می­دهد

زبانشناسی باستانی

‌معیارهای برجستۀ اخلاقی در اندرزنامه‌های فارسی میانۀ زردشتی: عدالت و دیگردوستی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 147-176

https://doi.org/10.30465/ls.2024.47357.2165

آوا واحدی نوایی، مهدی حسن زاده، فرزانه گشتاسب

چکیده متون فارسی میانۀ زردشتی دربردارندۀ دستورهای اخلاقی دقیق و پردامنه‌ای است که همواره توجه پژوهشگران را به خود جلب کردهاست. بیشترینِ این دستورها را در اندرزنامه‌های زردشتی می‌توان یافت که کاملترین نمونۀ آن دینکرد ششم است. اهمیت فوقالعادۀ اخلاق دین زردشتی در ربط و نسبت آن با کیهانشناسی و فرجامشناسی این دین است. اخلاق باید انسان را چنان پرورش دهد که بتواند هم در انجام خویشکاری خود و هم در فزونی نیروی جبهۀ نیکی، و در نتیجه، به پیشبرد هدف اورمزد از آفرینش گیتی توفیق یابد. آیا میتوان برای اخلاق زردشتی معیارهای مشخصی بازشناخت؟ آیا این معیارها میتوانند ضامن پیشبرد اهدافی باشند که در چارچوب دین زردشتی از اخلاق انتظار میرود؟ برای پاسخ به این پرسشها متون اندرزنامههای معرفیشده در تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام را مبنا قرارداده، و آن را برپایۀ مطالعات اسنادی-کتابخانهای، و با روش تحلیل مضامین بررسیده‌‌ایم. با بررسی گستره و عمق محتوای اخلاقی اندرزنامه‌های پهلوی، برای آن دو معیار کلی بازشناختهایم: نخست، عدالت و انصاف، دوم، دیگردوستی و مهرورزی. این معیارهای اخلاقی با داستان آغاز و انجام در دین زردشتی سازگار می‌نماید و به انجام وظیفۀ انسان، فزونی نیروی نیکی در جهان، و تحقق هدف اورمزد از آفرینش یاری میرساند.

زبانشناسی باستانی

واژگان ایرانی میانه در تلمود بابلی: رساله ی برکات (ברכות)

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 215-233

https://doi.org/10.30465/ls.2025.50786.2201

آزاده احسانی چمبلی

چکیده مجموعه ی تلمود بابلی شامل شش بخش کلی با نامهای زراعیم (זרעים) (بذرها، دانه‌ها)، موعد (מועד) (عیدها، جشنها)، ناشیم (נשים) (زنان)، نزیکین (נזיקין) (خسارت ها، ضررها)، قداشیم (קדשים) (مقدسات) و طهورت (טהרות) (طهارت ها، پاکیزگیها) است. هر کدام از این سرفصلهای کلی شامل چند رساله هستند. رساله ی برکات نخستین رساله از بخش اول تلمود، یعنی بخش زراعیم است. در این مقاله 24 واژه ی فارسی به کار رفته در این رساله معرفی می گردند. در این پژوهش شکل فارسی میانه ی واژگان -در صورت کاربرد آنها در متون فارسی میانه ی موجود- نشان داده شده است و همچنین چگونگی کاربرد واژگان در جمله، و این که هر واژه به چه حوزه ای از تاریخ و فرهنگ اشاره دارد بررسی می گردد.

زبانشناسی باستانی

خوانش چند گِل مُهر ساسانی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 291-305

https://doi.org/10.30465/ls.2025.45433.2130

ویدا نداف

چکیده گِل مُهرها یا بستر و زمینه گلی اثرهای برگرفته از مُهرها از دوران پیش از تاریخ تا سده های نخست دوران اسلامی همواره از اسناد بسیار مهم باستان شناختی بشمار می‌آیند، و با اینکه بستر نابودی آنها فراهم است، وانگهی همان اندازه که از آنها بر جای مانده است در بازشناسی زندگی مادی و معنوی مردمان آن روزگاران بسیار کلیدی و کارگشایند. گِل مُهرها یکی از مهم ترین آثار باستانی برجای مانده روزگار پُربار فرهنگی- تاریخی ساسانیان هستند. این یافته‌ها از ارزنده‌ترین منابع باستان شناختی و پژوهش‌های میان رشته‌ای با رشته‌های تاریخ، تاریخ هنر، تاریخ خط و نوشتار، و شناخت جغرافیای دیوانسالاری، نام‌های بزرگان و جایگاه‌های آنان است. گِل مُهرها هم در امور دیوانسالاری، هم در امور کشوری و لشکری، داد و ستد کالاها و بازرگانی بکار می‌رفته‌اند. هدف این پژوهش بررسی و خوانش نبشته‌های پارسیگ(پهلوی ساسانی) برجای مانده بر گل‌مهرها و نیز واکاوی نگاره‌های این گِل مُهرها است. روش گردآوری مطالب برای نوشتن این مقاله میدانی- کتابخانه‌ای است، و خوانش نبشته‌ها از سوی نویسندگان این مقاله انجام پذیرفته است. گفتنی‌ست که همه این گِل مُهرها از یک مجموعه شخصی است، و شوربختانه بدون شناسنامه محل کشف است، از این روی نمی‌توان گاهشماری دقیقی بر روی آن‌ها انجام داد.

زبانشناسی باستانی

تأثیر مهریشت بر دو سرود مانوی پارتی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 1-25

https://doi.org/10.30465/ls.2024.46661.2151

عباس آذرانداز، معصومه باقری حسن کیاده

چکیده در برخی از سرودهای مانوی، ایزدانی چون پدر بزرگی، مهریزد و نریسه­یزد، با سبکی حماسی و استفاده از برخی آرایه‌های ادبی،غالباً صفت‌های هنری، ستوده شده‌اند. از میان آنها، سرودهای ستایشی فرستادۀ سوم (نریسف­یزد) که به زبان پارتی سروده شده، فرستادۀ سوم شبیه به میترا توصیف شده و برخی صفت‌هایی که به او نسبت داده شده صفت‌های مهری است که در مهریشت و منابع پهلوی دیده می‌شود. از بین سرودهای ستایشی نریسف‌یزد که در مجموعۀ دست­نوشته­های مانوی کتابخانۀ  موزۀ برلین نگهداری می‌شود دو سرود با شناسۀ M 67  و M 77، بیش از بقیه دارای اشاراتی است که از باورهای رایج در جامعۀ پارتی و جامعۀ زرتشتی ساسانی آن دوره تأثیر گرفته است. این گفتار، نخست به نقش میترا و نریوسنگ، در شکل‌گیری شخصیت نریسف‌یزد می‌پردازد، سپس دو سرود پارتی از نظر تأثیراتی که اوستا، مهریشت و منابع پهلوی بر آنها گذاشته مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند.

زبانشناسی باستانی

استنساخی جدید از کتیبه میخی اورارتویی سقین‌دل، ورزقان، آذربایجان شرقی، ایران

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 57-80

https://doi.org/10.30465/ls.2023.47346.2164

مهدی رازانی، لیلی نعمانی خیاوی، امین رنجبری، علیرضا امیری

چکیده نقش برجسته‌ها و کتیبههای صخرهای روشن‌ترین و بی‌واسطه‌ترین روایات را از تاریخ بیان می‌کنند سازندگان این آثار توجه ویژه‌ای نسبت به وقایع زمان خود داشته‌اند و به‌درستی دریافته بودند که سینه سخت سنگ و صخره‌ها مقاوم‌ترین بوم برای ثبت اندیشهها و رخدادها و شرح فتوحاتشان خواهد بود صحت این تشخیص امروزه بر ما روشن گردیده است چراکه بسیاری از این آثار توانسته‌اند از گزند حوادث مختلف طبیعی، جنگ‌ها، تخریب‌های انسانی و غیره عبور کرده و سلامت خود را حفظ نمایند و امروزه در زمره میراث کهن کشورمان به ما واگذار گردند. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه اورارتویی سقین‌دل واقع در بخش مرکزی شهر ورزقان، استان آذربایجان شرقی است که بر بدنه یک‌تخته سنگ مربوط به 2750 ق.م نقر شده است و نقوش خط میخی بر روی آن کنده‌کاری‌شده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیب‌دیدگی گشته است. برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستان‌شناسی، بررسی‌های میدانی و همچنین استفاده از روش‌های نوین مستندسازی شامل اسکن لیزری، فتوگرامتری و طراحی دیجیتال متن کتیبه انجام‌شده است تا بتوان روند تغییرات این کتیبه را در طول زمان بررسی کرد.

زبانشناسی باستانی

بررسی دشواریهای برون و درونِ نظام نوشتاری پهلوی کتابی (با رویکرد آموزشی)

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 139-165

https://doi.org/10.30465/ls.2024.47550.2169

موسی محمودزهی

چکیده زبان فارسی میانه به نظامهای نوشتاری مختلف نوشته شده که یکی از آن جمله موسوم به «پهلوی کتابی» است. این نظام نوشتاری ریشه در خط آرامی دارد و در ردۀ نظامهای واجی دسته‌بندی می‌شود. با آنکه تعداد واجهای فارسی میانه به حدود 30 واج می‌رسد، اما پهلوی کتابی 14 نویسه بیشتر ندارد. کمیِ تعداد نویسه‌ها، و وجود پدیدههایی مانند املای تاریخی و هزوارش، پهلوی کتابی را نظامی نسبتاً «دشوارخوان» معرفی کرده است. این مقاله با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای و با روشی تحلیلی- توصیفی، دشواریهای برونه‌ای و درونه ای پهلوی کتابی را مورد بررسی قرار داده و راهکارهای آموزشی بهتری را برای فراگیریِ آسانترِ آن آن پیشنهاد کند. نتایج نشان میدهد که حتی بدون مراجعه به متون پهلوی، تمام دشواریهای برونه‌ای پهلوی کتابی در سه تا چهار جلسۀ آموزشی قابل رفع و رجوع است. اما بخشی از درونۀ این نظام نوشتاری که مرتبط با نوع نویسه‌ها و تعیین ارزش واجی آنهاست، نیاز به چندین جلسۀ آموزشی دارد، بعلاوه، آن بخش که دربرگیرندۀ املای تاریخی و شبه تاریخی، واژههای عالمانه و هزوارشهاست، نیاز به مطالعات مستمر دارد و با چند جلسۀ آموزشی محقق نمی‌شود و برای تسلط بر آن باید تمام متون فارسی میانه را مورد بررسی قرار داد.

زبانشناسی باستانی

بررسی موسیقی بیرونی، کناری و درونی سرود اوستایی گاهان

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 189-221

https://doi.org/10.30465/ls.2024.48078.2177

راضیه موسوی خو

چکیده گاهان کهن ترین شعر ایرانی به زبان اوستایی است. در این پژوهش موسیقی بیرونی، کناری و درونی گاهان بررسی می شود. روش گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای و روش پژوهش تحلیلی است. مطالعه ی متون ادبی باستانی از منظر دیدگاههای نو نقد ادبی باعث شناخت بهتر آنها به عنوان خاستگاه ادبیات فارسی میشود. موسیقی بیرونی، وزن شعر است و گاهان دارای نظم هجایی است. در موسیقی کناری، قافیه بررسی می‌شود و گاهان دارای قافیه درونی است. در موسیقی درونی، آرایه‌ی تکرار اهمیت فراوانی دارد که به دو گروه تکرارهای مرئی و نامرئی تقسیم می شود. از جمله تکرارهای نامرئی موجود در گاهان میتوان به انواع جناس و انواع واج آرایی یکجایه و چندجایه اشاره کرد. انواع تکرارهای مرئی نیز مانند تکرار واژه در طول یک بیت، تکرار منظم یک یا چند واژه در ابتدای ابیات، تکرار مصرع در طول یک قالب شعری، تکرار یک یا چند واژه به صورت پراکنده در طول چند بیت، تکرار منظم یک یا چند واژه در ابتدای ابیات و ردالعجز علی الصدر در گاهان دیده می‌شود. شناسه های پایانی، صرف اسم، تطبیق صفات و ضمایر با موصوف ها، پیشوند و پسوندها، تکرار حروف ربط و اضافه و قیدها، نیز باعث ایجاد موسیقی می شود.

زبانشناسی باستانی

دربارۀ سه اصطلاح pašt، paymān و wizīr به معنای پیمان در مادیان هزار دادستان

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 249-282

https://doi.org/10.30465/ls.2024.48954.2188

نادیا حاجی پور

چکیده مادیان هزار دادستان یا مجموعه هزار داوری، متنی حقوقی است. این متن در اواخر دورۀ ساسانی یعنی اوایل قرن 7 میلادی گردآوری شده است. موضوعات حقوقی بسیار متنوعی در این متن مطرح می‌شود از جمله مسائل حقوقی این متن، برده‌داری، قیمومت، ضمانت، ازدواج، طلاق، پیمان و ... است. علاوه بر این در متن اصطلاحات حقوقی بسیاری به‌کار رفته است که مطالعه آن‌ها ما را با مفاهیم خاص این اصطلاحات آشنا می‌کند. موضوع این پژوهش دربارۀ «عهد و پیمان» است که با اصطلاحات pašt، paymān و wizīr در متن آمده است. هدف این پژوهش بررسی موضوعات مربوط پیمان به منظور مقایسه سه اصطلاح مذکور است. پرسشی که این پژوهش قصد دارد به آن پاسخ دهد اینکه، اصطلاحات پیمان در چه موضوعات حقوقی به‌کار رفته‌است؟ و این 3 اصطلاح چه تفاوتی باهم دارند؟. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و شیوه جمع‌آوری داده‌ها، کتابخانه‌ای است. برخی نتایج این پژوهش به قرار زیر است: این اصطلاحات در موضوعات مختلفی به‌کار رفته‌اند که گاه باهم مشترک است. تحلیل‌ها نشان داد که pašt یک توافق شفاهی و تعهد برای انجام کاری است. paymān قراردادی شفاهی یا کتبی است که قوانین و جزئیات خود را دارد. wizīr نیز سند پیمان و درواقع پیمان‌نامه است.

زبانشناسی باستانی

تناظر اندیشه‌های جبر، اراده آزاد و رضایت (خرسندی) از منظر تقابل‌های اندیشگانی اوستا و متن‌های فارسی میانه

دوره 14، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 97-124

https://doi.org/10.30465/ls.2023.40324.2042

مولود شاگشتاسبی

چکیده جبر و اختیار که همواره یکی از پیچیده‌ترین موضوعات فلسفی در تاریخ ادیان ایران و جهان بوده‌اند، در حوزه‌ی دینی مزدیسنی نیز نقش برجسته‌ای دارند. آیین مزدیسنی به جهت تاریخ کهن و پرفرازونشیب خود از نحله‌ها، ادیان و جریان‌های فکری گوناگون تأثیر پذیرفته است و مفصل‌بندی‌های اندیشگانی متفاوتی را در آن می‌توان تشخیص داد که گاه کاملاً در تقابل با هم قرار دارند. تلفیق پیچیدگی‌های رازگونه‌ی مسئله‌ی جبر و اختیار با ابهامات بغرنج آیین کهن ایرانی منجر به خلق مفاهیم معناسازی می‌گردد که از تقابل‌های اندیشگان موجود در این دو حوزه برخاسته است. یکی از مهم‌ترین موضوعات در آیین مزدیسنی، اندیشه خرسندی و مفاهیم پیرامون آن است که با اندیشه‌ی جبر و اراده‌ی آزاد رابطه‌ی مستقیم دارد. در این پژوهش ضمن مروری کوتاه بر مفهوم جبر و اختیار در آیین مزدیسنی تلاش نمودیم تا از این چشم‌انداز به مفهوم خرسندی و جریان‌های فکری پیرامون آن، در اوستا و متن‌های پهلوی نظر بیفکنیم. پس از کاوش حول این مفاهیم دریافتیم که احتمالا هریک از دو جریان فکری متفاوت حول اندیشه خرسندی به یکی از اندیشگان جبر یا اراده‌ی آزاد متمایل است.

زبانشناسی باستانی

مراتب آفرینش در گاهان

دوره 14، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 205-221

https://doi.org/10.30465/ls.2021.34280.1925

مینا کامبین، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده فرینش یکی از اساسی‌ترین موضوعات هر دینی به شمار می‌رود که نمایانگر بخش مهمی از جهانبینی پیروان آن است. گاهان بخشی از اوستاست که نسبت به سایر بخش‌ها بیشتر به چگونگی آفرینش پرداخته به طوری که می‌توان گفت آفرینش یکی از مضامین مهم گاهانی به شمار می‌رود. با توجه به این که آفرینش در دین زردشتی بیشتر از منظر اسطوره‌شناسی بررسی شده است ضروری به نظر می‌رسد که دیدگاه گاهان نیز در این مورد روشن شود. در گاهان برای بیان چگونگی آفرینش از اصطلاحاتی چون زاییدن، آفریدن و ساختن استفاده می‌شود که هر کدام در جای خود نگاه متفاوتی به آفرینش را می‌رساند. به منظور روشن ساختن چگونگی رخداد آفرینش در گاهان، در مقالۀ حاضر مفهوم آفرینش با توجه به سه واژۀ نام‌برده بررسی شده و با مقایسۀ کاربرد آنها نتیجه‌گیری می‌شود که در گاهان باور به وجود سه مرحلۀ مختلف از آفرینش دیده می‌شود که با زایش آغاز و سپس ملزومات آن بخشیده و در نهایت اجزای آن ساخته می‌شده است و زایش آغازین که با اصطلاح «هستی نخستین» عنوان می‌شود فقط منحصر به اورمزد بوده است. این نگرش دیدگاهی عرفانی را به مقولۀ آفرینش نشان می‌دهد.

زبانشناسی باستانی

عیلام، ایلام یا هَلتمتی ؟

دوره 14، شماره 2، اسفند 1402، صفحه 283-302

https://doi.org/10.30465/ls.2023.41168.2055

محمد امین میرقادری، بهار رضائی باغ بیدی

چکیده ایلام به عنوان یک قدرت فرهنگی و سیاسی در خاور نزدیک و نیز یک دوره تاریخی پر فراز و نشیب نامی آشنا برای پژوهشگران است. طی سال‌ها پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی پژوهش‌های فراوانی پیرامون این دوره انجام داده و محوطه‌های متعددی کاوش شده‌ و از این رو بقایای فرهنگی این دوره تاریخی در کاوش‌های باستان‌شناختی تا حدودی به خوبی شناسایی شده است. این شواهد وجود حکومت و سرزمینی را که در کتاب مقدس به شکل «عیلام» به آن اشاره شده است، تأیید می‌کند. قرن‌ها پیش از انجام کاوش‌های باستان‌شناسی و ترجمه متون میخی، در کتاب مقدس پیرامون سرزمین و حکومت «عیلام» اشاراتی ذکر شده است. با وجود حجم مطالعات مربوط به این دوره تاریخی نکته‌ای وجود دارد و آن اختلاف نظری است که میان پژوهشگران ایرانی در معنا، ریشه و شکل نگارش نام ایلام به-ویژه در شیوۀ نگارش آن با «الف»/ «ع» وجود دارد. در این مقاله به چرایی این موضوع می‌پردازیم و پیشنهاداتی پیرامون آن ارائه خواهیم کرد؛ چراکه به نظر می‌رسد شایسته است شکل واحدی برای نگارش نام این تمدن و دوره تاریخی برگزینیم

زبانشناسی باستانی

بررسی نام کتاب شِکَند گُمانیک ویچار و دلیل نامگذاری کتاب با این نام

دوره 14، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 201-223

https://doi.org/10.30465/ls.2022.36450.1966

پورچیستا گشتاسبی اردکانی

چکیده در این پژوهش نامِ کتاب شِکَند گُمانیک ویچار و دلیل نامگذاری کتاب با این نام مورد بررسی قرار می‌گیرد. چنانکه مَردان‌فَرُوخا در فصل دهم کتابِ خود ذکر کرده، به هندوستان سفر کرده است و می‌توان احتمال داد که کتاب را پس از سفر به هندوستان تألیف کرده و نام کتاب را نیز از زبان هندی یا گجراتی بر کتاب نهاده است. در این پژوهش نام کتاب و دلیل نامگذاریِ آن، در زبان هندی و گجراتی و ترجمۀ سنسکریتِ دستور نریوسنگ، مورد جستجو و بررسی قرار خواهد گرفت. بر اساس یافته‌ها، مَردان‌فَرُوخا پس از سفر به هندوستان، آنجا اقامت گزیده و کتاب را در هندوستان تألیف کرده است و نام کتاب را از زبان گجراتی به صورت Skaṇdagumānīgujāra بر کتابِ خویش نهاده است، و سبب نوشتن و نامگذاری کتاب که مردان فروخا به صورتِ pa gumą vazārī i nō āmōžagą ذکر کرده است، gumān vicārī/wacārī نیز به زبان گجراتی است. همچنین در این پژوهش مشخص شد که اسامی خاصی مانندِ «آدَرپادیاوندان» که مردان فروخا از کتابِ او به عنوان یکی از منابعی که از آن بهره جسته یاد می‌کند و نام خود نویسنده و شخصی به نام «مِهِراَیار» که در کتاب پرسش‌هایی را مطرح کرده است، از نام‌های پارسیان هند هستند.

زبانشناسی باستانی

پسوندهای اشتقاقی در شکند گمانیگ وزار

دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 1-31

https://doi.org/10.30465/ls.2022.38590.2010

منظر رحیمى ایمن، فرشته آتش برگ

چکیده شِکَند گمانیگ وِزار اثری است کلامی که در نیمه‌های سده سوم هجری نوشته شد. در آن زمان زبان پهلوی فاقد پشتوانه سیاسی پیشین خود بود، ضمن اینکه کاربرد روزمره‌اش در میان مردم را از دست می‌داد، و عربی و فارسی به تدریج در همه زمینه‌ها جای آن را می‌گرفتند. در چنین زمانی، نویسنده این اثر متنی کلامی را می‌نویسد بدون اینکه از وام واژه‌های عربی برای بیان مفاهیم پیچیده استفاده کند، و در این کار بسیار موفق است. او مفاهیم پیچیده را تنها با استفاده از واژه‌های پهلوی بیان می‌کند، و از امکانات واژه سازی پهلوی بیشترین بهره را می‌برد. چون پسوندهای اشتقاقی از جمله مهمترین امکانات واژه سازی در زبان پهلوی هستند، این سوال مطرح می‌شود که پسوندهای استفاده شده در این اثر چگونه کمیت و کیفیتی داشته‌اند؟ بدین معنی که آیا نویسنده پسوندهای پر شماری در دسترس خود داشته است و یا اینکه آن پسوندها از نظر قابلیت‌های واژه سازی، در مقایسه با پسوندهای فارسی ویژگی‌های متمایزی داشته‌اند؟ بررسی این اثر نشان می‌دهد پسوندهای استفاده شده بسیار کمتر از پسوندهای رایج در زبان فارسی بوده و به جز یکی دو مورد، همه در فارسی به کار رفته‌اند.

زبانشناسی باستانی

جهان ممکن حقیقی در جملات شرطی زبان پهلوی: دستگاه فعلی گذشته

دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 33-53

https://doi.org/10.30465/ls.2022.35146.1947

روشنک آذری

چکیده جملات شرطی چهاردهمین مورد از جهانی‌های زبان و قابل ارزیابی در چارچوب‌های رده‌شناختی‌اند. هدف از این پژوهش توصیفی-کمی، بررسی جملات شرطی زبان پهلوی ساخته‌شده با افعال دستگاه گذشته و بررسی نوع جهان ممکن آن بر اساس زمان دستوری بند شرط است. پیکره پژوهش کتاب‌های زند بهمن یسن، گزیده‌های زادسپرم و روایت پهلوی بود. بررسی آماری بر کتاب روایت پهلوی با حدود 250 جمله شرطی انجام شد و برای پیکره آماری، 160 جمله مشخص گردید. براساس آمار بدست آمده از پیکره تحلیل، زمان دستوری بند شرط در 85% موارد بر دستگاه حال و 15% باقیمانده در دستگاه گذشته ساخته شده‌بود. تحلیل معنایی نشان داد در زبان پهلوی، اگر زمان دستوری در بند شرط و جواب شرط گذشته باشد، گرایش زیادی برای حقیقی بودن جهان ممکن آن‌ جمله شرطی وجود دارد. این نتیجه با برآیند پژوهش بقایی و نغزگوی‌کهن(1397) برای جملات شرطی زبان فارسی معاصر،بر اساس رده‌شناسی دکلرک و رید، همخوانی داشت. در ساخت جملات شرطی پهلوی بر دستگاه گذشته، علاوه بر فعل ماضی شرطی نامحقق، ماضی ساده و ماضی نقلی، فعل غیرشخصی، جمله اسمیه و اسم مصدرکاربرد داشت. در این پژوهش کاربرد فعل ماضی شرطی نامحقق در ساختار چند جمله مرکب با وجه اخباری نیز مشاهده شد.

زبانشناسی باستانی

جستاری بر مفهوم هولوگرافیکی گنبد در متن فارسی میانه گزیده‌های زادِسپَرَم

دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 107-134

https://doi.org/10.30465/ls.2022.32270.1883

احسان شرقی، حسین نجاری، زهره زرشناس

چکیده ساختار تمثیل ‌گونه گنبد در متن فارسی میانه گزیده‌های زادِسپَرَم در مفهوم خاصی برای امر گذار و برون‌فکنی نیروی روان از ساختار گنبدی شکل تن بکار رفته است.

این پژوهش، با هدف بررسی دیدگاه تمثیلی زادِسپَرَم از طرح گنبد تن و تعمیم دادن آن به الگوهای چند وجهی ساختار روان با توجه به فصل‌های بیست و نهم و سی‌ام، سعی نموده با روش توصیفی ـ تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کهن موجود پیرامون انسان شناسی زردشتی ، به عوامل و متغیرهایی نظیر حالت‌های دورنوردی روان (فصل سی و یکم) به همیاری نیروی "روان در جهان مینویان" بپردازد. پرسشی که در این پژوهش مطرح می‌شود این است که؛ با توجه به بیان نظریة هولوگرافیکی (مَه‌جهان و کِه‌جهان)، در بدن انسان (گنبد تن) و نیروهای فراحسی (مینوی) بازخورد مفاهیمی چون پاداش، مجازات و ارزش گذاری باورهای فردی بین کشمکش نیروهای نیکی و بدی همگی وابسته به همیاری نیروی "روان در جهان مینویان" (ضمیر ناخودآگاه) اتفاق می‌افتد یا وابسته به نیروی اختیار و گزینش فردی ختم می‌شوند؟ نتیجه این بحث نشان می‌دهد، روان دارای فرآیند حسی ـ حرکتی است. در این رویکرد روان، مرتبة "رَد "در مفهوم آموزگار برجستة مینوی را تحت آموزه‌های پدر و مادر مینوی، برای خود کسب می‌کند.

زبانشناسی باستانی

خاستگاه واکه های پیشین گرد در برخی زبانهای ایرانی نو

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 49-73

https://doi.org/10.30465/ls.2022.39831.2037

محمد مهدی اسماعیلی

چکیده واکه‌های پیشینِ گرد در نظام آوایی زبان‌های ایرانی دورة باستان و میانه وجود نداشته‌اند، ولی در اثر تغییر و تحوّلات آوایی در تعدادی از زبان‌های ایرانی نو مشاهده می‌شوند و حتی در برخی از آنها نقش واجی نیز دارند. در واقع می‌توان گفت با تغییر در تعداد و شمار واج‌های این زبان‌ها انشقاق واجی رخ داده است. این مقاله که به بررسی این دگرگونی درزمانی در تعدادی از این زبان‌ها، به‌خصوص دو گونه از زبان‌های مرکزی ایران می‌پردازد نشانگر آن است که مهمترین عامل این تغییر، فرایند پیشین‌شدگی واکه‌ای یعنی تغییر از جایگاه پسین به جایگاه پیشین یا پیشین‌تر است که در بیشتر این زبان‌ها ظاهراً به‌صورت غیرمشروط رخ داده است، اگرچه درمواردی گردشدگی واکه‌های پیشین، همگونی واکه‌ای و تغییر توالی چند آوا نیز در پیدایش این واکه‌ها دخیل بوده‌اند. همچنین دیگر یافتة این تحقیق بیانگر آن است که پیشین‌شدگی واکه‌ای در برخی زبان‌ها باعث پیدایش بیش از یک واکة پیشینِ گرد شده که مورد دوم یعنی واکة میانی (یا نیم‌افراشته) معمولاً در پژوهش‌های قبلی مغفول مانده و ذکری از آن نشده است.

زبانشناسی باستانی

بازشناسی دو مفهوم «مردم» و «بندگ» در اندرزنامه‌ها و متون فقهی- حقوقی فارسی میانة زردشتی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 135-159

https://doi.org/10.30465/ls.2022.38707.2011

نیره دلیر، اسماعیل مطلوب کاری

چکیده مفهوم «مردم» کلیدی‌ترین واژه در «تاریخ اجتماعی» است. این مفهوم به همین شکل امروزی در متون فارسی میانۀ زردشتی به کار رفته است. مسالۀ پژوهش بررسی تطبیقی دو مفهوم «مردم» و «بندگ / بنده» در اندرزنامه‌ها و متون فقهی - حقوقی و فهم مناسبات اجتماعی از طریق آن است. از این رو پژوهش بر اساس رویکرد زبان شناختی و روش تاریخ مفهوم این پرسش اصلی را طرح می‌کند که هر یک از این دو واژه در کدام دسته از متون بیشتر ظاهر شده‌اند و چگونه بر اعضای اجتماع قابل انطباق هستند؟ مدعای نویسندگان این است که واژة mardōm در معنای عامة مردم، اعم از زردشتی و غیر زردشتی، و غالباً در متون اندرزنامه‌ای به کار رفته و در مقابل، واژة bandag ،در معنای فرمان‌بر، در متون فقهی- حقوقی به کار می‌رود و مقصود همان «اتباع» و «پیروان» است که می‌تواند از پایین‌ترین سطح تا عالی‌ترین سطوح نظم اجتماعی را در بر گیرد و در معنای «بنده» بمثابۀ «برده» نیست، و تنها زرتشتیان را در برمی‌گیرد.