بررسی واژ-واجی حالات شش گانه اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی بر اساس نظریه بهینگی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1403
https://doi.org/10.30465/ls.2023.44857.2121
فرناز عبادی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری، مهری تلخابی
چکیده در حاضر، فرایندهای واژ-واجی حالتهای مختلف اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی در چهارچوب نظریه بهینگی ( پرینس و اسمولنسکی، 1993) مورد بررسی قرار گفت. این تحقیق بصورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس دادههایی صورت گرفت که بصورت مصاحبه از گویشوران بومی شهر زنجان جمع آوری شده بود. زبان ترکی آذری زبانی پیوندی است بطوریکه حروف اضافه (پساضافه) بصورت پسوند به ریشه اسمی پیوند میخورند. اسم دارای 6 حالت است که حالت فاعلی (مطلق)، مفعول مستقیم، مفعول غیر مستقیم، مفعول ازی، مفعول دری و حالت اضافی (ملکی) از آن جملهاند. بر اساس نظریه بهینگی، محدودیتها و رتبهبندی آنها مشخص شد و تعامل آنها برای بهدست دادن صورت بهینه مورد بررسی قرار گرفت. میتوان گفت که محدودیت ONSET ( هجا باید دارای آغازه باشد) و HARMONY ( واکه پسوند باید از نظر مشخصه پسین و گرد با آخرین واکه ریشه هماهنگی داشته باشد) به عنوان محدودیتهای بالارتبه و کشنده در زبان ترکی آذری مشخص شد. محدودیتهای DEP-IO ( عنصری را درج نکنید) و MAX-IO ( عنصری را حذف نکنید) نیز در رتبهبندی محدودیتها وجود دارد. هر دو محدودیت از رتبه نسبتاً پایینی برخوردارند چون جهت جلوگیری از التقای واکهای در زبان ترکی آذری گاهی درج و گاهی حذف صورت میگیرد.
همسنجی عبارات فرگرد tā.vǝ̄.urvātā از ورشتمانسرنسک از کتاب نهم دینکرد با هات 31 یسنا و زند آن
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آبان 1403
https://doi.org/10.30465/ls.2024.49744.2194
پورچیستا گشتاسبی اردکانی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب
چکیده کتاب نهم دینکرد شامل سه نسک گاهانی سودگرنسک، ورشتمانسرنسک و بَغ نسک است. در این پژوهش فرگرد هشتم از ورشتمانسرنسک که tā.vǝ̄.urvātā نام دارد مورد بررسی قرار میگیرد و مطالب آن با هات 31 یسنا که هاتِ tā.vǝ̄.urvātā از گاهان است، تطبیق داده میشود. سپس همسنجی میان این دو و همچنین میان این فرگرد و زندِ هاتِ 31 یسنا صورت میگیرد تا مشخص گردد مطالب آنها با هم مطابقت دارند یا متفاوت از هم هستند. بر اساس یافتههای این پژوهش، نامِ فرگرد هشتم ورشت-مانسرنسک برگرفته از هات 31 یسنا، بند 1 و مطالب آن نیز برگرفته از 19 بند از 22 بند موجود در این هات است و گردآورندگان دینکرد، تفسیر بندهای 7، 8، و 9 هات 31 یسنا را در این فرگرد ذکر نکردهاند. همچنین مطالب این فرگرد دقیقاً شبیه زند این هات از یسنا نیست، بلکه مطالب این فرگرد به صورت خلاصه و به زبان ساده برای به کارگیری در زندگی روزمرۀ زردشتیان تألیف شده است و جنبۀ پند و اندرز برای زندگی مطابق با سخنان گاهان زردشت را دارد.
بررسی ساختاری و محتوایی موعظه ای دربارۀ رهبانیّت مسیحی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1400
https://doi.org/10.30465/ls.2021.38706.2012
معصومه سمیعی زاده، زهره زرشناس
چکیده چکیده
سغدی در آغاز زبان رایج در دره زرافشان بود که بعدها به زبان اداری و تجاری سرزمینهای گستردهای در آسیای میانه تبدیل شد، و از مرزهای باختری چین تا مرزهای خاوری ایران، به صورت زبان میانگان، مورد استفاده اقوام پرشماری قرار گرفت. از این زبان آثار دینی و غیردینی بسیاری برجای مانده است که در فاصله سدههای دوّم تا دهم میلادی نوشته شدهاند. بخش بزرگی از آثار دینی سغدی در واحل تورفان، و نیز دون هوانگ در ترکستان شرقی به دست آمدهاند که متعلّق به پیروان ادیان مسیحی، بودایی و مانوی هستند. آثار سغدی مسیحی عمدتاً ترجمههای متون سریانی هستند که اصل سریانی آنها در بیشتر موارد از میان رفته است. این آثار شامل تفاسیر، مواعظ، بخشهایی از کتاب مقدس، زندگی و اعمال قدّیسان، اعمال شهدای مسیحی و آراء بزرگان کلیسا میباشد. از جملۀ این آثار، دستنوشتهایست که حاوی موعظهای دربارۀ رهبانیّت مسیحی است. پژوهش حاضر پس از معرفی و ارائۀ حرف نویسی و آوانویسی و برگردان فارسی این متن سغدی مسیحی، به تحلیل ساختاری و محتوایی آن میپردازد. ترجمه و بررسی آموزههای موجود در این متن، و نیز آشنایی بهتر با ظرایف زبان سغدی و رهبانیت مسیحی، از جمله دلایلی هستند که انجام چنین پژوهشی را بایسته میسازند.
مطالعۀ چندمعنایی افعال مرکب با همکرد «کشیدن» در چارچوب صرف ساختی و معنیشناسی قالبی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.30465/ls.2026.51623.2208
راحله گندمکار، محمد حسنشاهی راویز
چکیده این پژوهش با هدف بررسی معنای افعال مرکب همراه با همکرد «کشیدن» در فارسی، از دو چارچوب نظری معنیشناسی قالبی (فیلمور، ۱۹۸۲) و صرف ساختی (بوی، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸) بهره برده است. دادههای تحقیق شامل ۲۵۲ فعل مرکب از منابعی مانند فرهنگهای زانسو (کشانی، ۱۳۷۲)، بزرگ سخن (انوری، ۱۳۸۱)، ظرفیت نحوی افعال (رسولی و همکاران، ۲۰۱۱) و پیکرۀ فعل سبک (اسحاقی و کریمیدوستان، ۱۴۰۱) است که با ترکیب تعاریف فرهنگ بزرگ سخن و شم زبانی پژوهشگران دستهبندی شدند. نتایج نشان داد شکلگیری این افعال با طرحوارههای ساختی قابل تبیین است و نقشهای معنایی و ظرفیت دستوری در جملات، از طریق قالبهای معنایی توصیف میشوند. فعل «کشیدن» در این افعال، بیانگر امتداد مکانی، زمانی یا ترکیبی است. همچنین، طرحوارههای ساختی و قالبهای معنایی مرتبط در ذهن گویشوران فارسی، به عنوان نماهای مختلف یک پدیده، همبسته هستند. پژوهش با ترسیم شبکهای از طرحوارهها و زیرطرحوارههای ساختی، چندمعنایی ساختاری بین افعال مرکب با «کشیدن» را آشکار کرده است. این یافتهها درک بهتری از چگونگی ساخت و معنای افعال مرکب فارسی ارائه میدهند و نشان میدهند که رویکردهای معنیشناسی قالبی و صرف ساختی میتوانند مکمل یکدیگر در تحلیل پدیدههای زبانی باشند.
