<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان‌شناخت</title>
    <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>زبان‌شناخت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 15 Jun 2021 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 15 Jun 2021 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>قیدجمله در زبان روسی</title>
      <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/article_6522.html</link>
      <description>یکی از موضوعاتی که زبان‌شناسان بدان توجه داشته‌اند، قید در زبان است. زبان روسی نیز به عنوان یکی از شاخه‌های زبان‌های هند و اروپایی از این امر مستثنی نیست. نگاه ویژه زبان‌شناسان به این مقوله در زبان روسی، پس از مقاله شیویداوا درباره&amp;amp;rlm;ی &amp;amp;laquo;قیدجمله&amp;amp;raquo; (детерминант) شکل گرفت و اختلاف آراء و مباحث زیادی را بر‌انگیخت.&#13;
در این مقاله با استفاده از روش تحلیل منابع کتابخانه‌ای و تطبیق نمونه‌های اخذ شده از منابع، تقسیم‌بندی جدیدی از مقوله‌ی قیدجمله ارائه شد با تکیه بر این موضوع که آیا فعل یا جمله را مقید می‌سازد یا خیر؟ بدین منظور، نخست به دیدگاه شیویودوا درباره‌ تقسیم‌بندی عنصرهای درون جمله اشاره و با استفاده از تعاریف وی برای تمایز قید فعل و قید جمله در روسی، برخی ملاک‌های معنایی و نحوی معرفی شدند. بررسی نمونه‌های اخذ شده از منابع به این امر منتج شد که قیدجمله از لحاظ معنایی به دو دسته قیدهای&amp;amp;rlm;جمله فاعلی-مفعولی و قیدهای&amp;amp;rlm;جمله متمم قیدی تقسیم‌بندی می‌شوند. افزون‌بر صورت‌های واژگانی، جملات پیرویی که به عنوان جملات تجزیه‌پذیر مشخص شده‌اند، به دلیل آنکه وابستگی به جمله پایه ندارند، می‌توانند نقش قیدجمله را ایفا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت زن ساسانی بر پایۀ قوانین ازدواج و طلاق</title>
      <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/article_6523.html</link>
      <description>تحلیل تاریخی پدیده‌های اجتماعی می‌تواند به شناسایی روند تغییرات در نهادها و ساختارهای اجتماعی کمک کند و موجب شناخت ریشه‌های تاریخی برخی مشکلات اجتماعی شود؛ اگرچه مطالعۀ وضعیت زنان در هر دوره‌ای از تاریخ ایران، می‌تواند جنبه‌های گوناگون زیست اجتماعی آن دوره را بازنمایی کند؛ اما با توجه به تغییرات الگوواره‌ای در نظام حقوقی و اجتماعی جامعه ایران پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی، مطالعۀ وضعیت زنان در دورة ساسانی اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا معلوم می‌کند که قوانین تعیین‌کنندۀ بعدی بر پایۀ چه سنت‌های حقوق و عرفی شکل‌گرفته اند. ازاین‌رو بررسی جایگاه اجتماعی زن در آن دوره، به حوزۀ مشترک مطالعات پژوهشگران ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی تبدیل‌شده است؛ اما رویکردها و زمینه‌های فکری گوناگون در این مطالعات، این موضوع را به یکی از موضوعات بحث‌انگیز تبدیل کرده است. هدف این پژوهش این است که با در نظر گرفتن یافته‌های پیشین، وضعیت زن را در نسبت با قوانین ازدواج و طلاق تبیین کند و به این پرسش پاسخ دهد که این قوانین زن را &amp;amp;laquo;طرف حق&amp;amp;raquo; در نظر می‌گرفتند یا &amp;amp;laquo;موضوع حق&amp;amp;raquo;؟ برای پاسخ به این پرسش پرونده‌های حقوقی مربوط به قوانین ازدواج و طلاق منعکس‌شده در مادیان هزار دادستان بررسی می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جملات حاوی فعل kar- در زبان‏های فارسی باستان و اوستایی (با تاکید بر ظرفیت فعل به منظور تعیین افعال مرکب و انضمامی)</title>
      <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/article_6589.html</link>
      <description>یکی از چالشی&amp;amp;rlm;ترین مباحث دستوری در زبان فارسی، تعیین معیارهایی برای تعریف فعل مرکب و انضمامی است. علیرغم زایایی این دو گونۀ فعلی در زبان فارسی امروز،کمتر محققی به روند تغییر و تحولات معنایی و ساختاری افعالی که در ساخت افعال مرکب و انضمامی نقش دارند، در سیر تحولات زبان فارسی توجه کرده است. با بررسی تاریخی این افعال &amp;amp;rlm;می&amp;amp;rlm;توان پاسخی برای این سوال یافت که آیا وجود این گونه افعال ریشۀ تاریخی دارد؟ با توجه به اینکه در زبان فارسی امروز در میان افعالی که توانایی امکان هم&amp;amp;rlm;نشینی با اجزاء غیرفعلی دارند، فعل کردن از زایایی بیشتری برخوردار است، این مقاله با تاکید بر ظرفیت فعل، سعی در پاسخ به پرسش زیر دارد: آیا در زبان&amp;amp;rlm;های باستانی ( فارسی باستان و اوستایی) جزء فعلی kar- در هم&amp;amp;rlm;نشینی با اجزای غیرفعلی تبدیل به فعل سبک شده و در ساخت افعال مرکب و انضمامی نقش داشته است؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیکره بنیان متون فارسی میانه بر مبنای پایگاه داده پارسیگ</title>
      <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/article_6590.html</link>
      <description>رویکرد نوین در مطالعات زبان&amp;amp;lrm;شناختی یا یک پدیده زبانی بر اصل وجود مجموعه‌ای از داده‌های زبانی گردآوری‌شده نهادینه شده&amp;amp;lrm;است؛ بنابراین به تهیه یک پیکره زبانی نیاز&amp;amp;nbsp; است که از تولیدات واقعی گویشوران و نه براساس شمّ زبانیِ فردی گردآوری شده&amp;amp;lrm;است. این شیوۀ پژوهشی برای بررسی داده&amp;amp;lrm;های زبانی تاریخی که جزء زبان‌های مرده است و اکنون هیچگونه گویشوری ندارد از اهمیت به&amp;amp;lrm;سزایی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش،‌ تهیه پیکرۀ زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) و ساماندهی آن در یک پایگاه است. برای هر واژه، شش لایۀ اطلاعاتی، اعم از حرف&amp;amp;rlm;نویسی متن پهلوی، آوانویسی واژه‌ها به‌همراه ترجمۀ فارسی آنها، تعیین مقولۀ دستوری دانه&amp;amp;lrm;ریز واژه‌ها، بن‌واژه‌سازی واژه‌ها و تعیین هزوارش‌بودن آنها، تعریف شده&amp;amp;lrm;است. برای مقولۀ دستوری دانه&amp;amp;lrm;ریز واژه&amp;amp;lrm;ها، مجموعۀ برچسب مقولات دستوری فارسی معاصر تهیه&amp;amp;lrm;شده توسط بی&amp;amp;lrm;جن&amp;amp;lrm;خان و همکاران (2011) و ساختارمندشده توسط قیومی (2014) باتوجه&amp;amp;rlm;به نیازهای زبان پهلوی جرح و تعدیل شده‌است و از مجموعۀ جدید برای برچسب&amp;amp;lrm;گذاری واژه&amp;amp;lrm;های پهلوی استفاده شده‌است. پس &amp;amp;lrm;از نشانه‌گذاری واژه&amp;amp;lrm;ها و ساماندهی اطلاعات، امکان استخراج اطلاعات آماری وجود دارد که می&amp;amp;lrm;تواند بینش عمیق&amp;amp;lrm;تری از محتوای متن منتقل نماید. ازاین‌رو، اطلاعات آماری از پیکرۀ به‌دست‌آمده استخراج شده و توضیح داده می‌شود تا دورنمای کلی نسبت‌به منابع تشکیل‌دهندۀ این پیکره به‌دست‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد صافی فرهنگی در ترجمه ی لعن و نفرین: موردپژوهی ترجمه ی انگلیسی بچه های قالیبافخانه اثر هوشنگ. مرادی کرمانی.</title>
      <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/article_6693.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر ارزیابی انتقادی نحوه‌ی کاربرد صافی فرهنگی در ترجمه‌ی انگلیسی کریس لیر و سهیلا سحابی (2000) از کتاب بچه‌های قالیباف‌خانه‌ی مرادی کرمانی (1379) است. بدین منظور، الگوی &amp;amp;laquo;تحلیل انتقادی&amp;amp;raquo; (خان‌جان، 1391، 1392) که بر بینان نظریِ زبان‌شناسی سازگانی- نقشگرا (هلیدی، 1994، 2004) می‌باشد به عنوان چارچوب تحلیلی انتخاب گردیده است. این الگو همزمان تحلیل عوامل درونزا و برونزا را مورد توجه قرار می‌دهد و هم به محصول ترجمه، هم به فرآیند ترجمه نظر دارد. ضمن ملاحظۀ دو فرض بنیادین &amp;amp;laquo;ترجمه به مثابه‌ی بافت‌آفرینی مجدد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ترجمه به مثابه‌ی تصفیه&amp;amp;raquo; که در الگوی تحلیل انتقادی ترجمه مدّ نظر بوده‌اند، این پژوهش با نحوه‌ی کاربرد صافی‌ فرهنگی از سوی مترجمان اثر و ویژگی‌های بافتی در نظام مقصد تناسب داشته و نیل به معیار تعادل نقشی را محقق ساخته است. پس از شناسایی این عبارت‌ها ، به بررسی عملکرد مترجمان کتاب در برگردان این کنش گفتاریِ پرداختیم تا ببینیم&amp;amp;nbsp; از میان چهار راهکار &amp;amp;laquo;معادل‌سازیِ (توصیفی)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;معادل‌یابیِ (فرهنگی)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رویکرد سلبی&amp;amp;raquo; (حذف) و &amp;amp;laquo;انتقال&amp;amp;raquo;، بیشتر از کدام راهکارها بهره جسته‌اند. محاسبۀ فراوانی&amp;amp;nbsp; این راهکارها مبین آن بوده است که مترجمان در برگردان این کنش گفتاری به ترتیب از راهکارهای &amp;amp;laquo;معادل‌سازی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انتقال و &amp;amp;laquo;حذف&amp;amp;raquo; بیشترین استفاده را داشته‌اند و &amp;amp;laquo;معادل‌یابی&amp;amp;raquo; به‌کار گرفته نشده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصویرگونگی آوایی بررسی رابطۀ میان آوا و معنا</title>
      <link>https://languagestudy.ihcs.ac.ir/article_6694.html</link>
      <description>نگرۀ سوسور دربارۀ رابطۀ قراردادی (یا به تعابیر دیگر، وضعی، اعتباری، یا دل&amp;amp;rlm;بخواه) میان واژه&amp;amp;rlm;ها و مدلول&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;های&amp;amp;rlm;شان بر جریان غالب زبان&amp;amp;rlm;شناسی نوین سایه افکنده و چون قاعده&amp;amp;rlm;ای بنیادین در زبان&amp;amp;rlm;شناسی نمایانده شده است. اما مطالعات پرشماری از اواخر دهۀ دوم سدۀ بیستم تا به امروز این نگرۀ سوسوری را با استناد مثال&amp;amp;rlm;های نقض گوناگونی از زبان&amp;amp;rlm;های مختلف جهان به پرسش گرفته و رابطۀ میان آوا و معنا را در این مثال&amp;amp;rlm;ها نه پیوندی دل&amp;amp;rlm;بخواه یا مبتنی بر قرارداد محض، بلکه رابطه&amp;amp;rlm;ای &amp;amp;laquo;تصویرگونه&amp;amp;raquo; برشمرده است. نوشتار حاضر، پس از مرور مطالعات عمده&amp;amp;rlm;ای که در این زمینه صورت گرفته&amp;amp;rlm;اند، رأی سوسور را دربارۀ رابطۀ قراردادی میان واژه&amp;amp;rlm;ها و مدلول&amp;amp;rlm;های&amp;amp;rlm;شان به معیار نقد می&amp;amp;rlm;سنجد و، در پایان، به چشم&amp;amp;rlm;انداز تازه&amp;amp;rlm;ای که ممکن است از رهگذر نقد دیدگاه سوسور و به واسطۀ مفهوم &amp;amp;laquo;تصویر&amp;amp;rlm;گونگی آوایی&amp;amp;raquo; به سوی واج&amp;amp;rlm;شناسی شناختی گشوده شود اشارۀ گذرایی می&amp;amp;rlm;کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
