وارونگی حقیقت: مدلسازی دگردیسی معنا تحت سلطه ایدئولوژی در اسطوره جمشید و ضحاک
دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 227-256
https://doi.org/10.30465/ls.2025.53408.2223
فاطمه سیدابراهیمی نژاد
چکیده تحقیق حاضر به بازنمایی حقیقت و دروغ در اسطوره جمشید و ضحاک میپردازد و نشان میدهد این مفاهیم محصول ساز و کارهای ایدئولوژیکیاند. مساله پژوهش چگونگی دگردیسی معنا در متن است یعنی ایدئولوژی چگونه حقیقت را دگرگون ساخته و به مثابه دروغ تحمیل میکند. هدف مقاله تبیین ساز و کارهای زبانی و نشانهشناختی این دگردیسی و ارائه مدلی برای وارونگی حقیقت است. چهارچوب نظری پژوهش حاضر نشانهشناسی ساختگرای سوسوری؛ اسطورهشناختی بارت؛ و مربع حقیقتنمایی است. تحقیق کیفی-تحلیلی است و در گام نخست داستان به سه مرحله روایی تقسیم میشود. سپس هر مرحله بر اساس دلالتهای صریح، ضمنی و اسطورهای تحلیل میشوند. همچنین با بهرهگیری از مربع حقیقتنمای گرمس، در سطح ساختاری بازنمایی میشوند. تحلیلها نشان میدهد که ایدئولوژی از طریق زبان مسیر ادراک را مسدود کرده تا حقیقتی وارونه را به واقعیت بدل کند. در انتها برای توصیف این سازوکار، مدلی پیشنهاد میشود، این مدل میتواند مبنای نظری تحلیل متن قرار گیرد. نتایج نشان میدهد که حقیقت در متن برساختهای گفتمانی و ایدئولوژیک است. اسطورهها با برجستهسازی یا حاشیهرانی یکی از دو قطب تقابل، دروغ را به حقیقتی فرهنگی و حقیقت را به امر ناممکن تبدیل میکنند.
یادگار زریران، نمونهای از هنر شاعری ایرانیان در دورۀ میانه
دوره 4، شماره 8، آذر 1392، صفحه 1-24
عباس آذرانداز
چکیده هر گونه بررسی علمی دربارۀ روند تحولات شعر ایران نیازمند توجه به پیشینۀ باستانی آن، از جمله آثاری است که از دورۀ میانه بازمانده است. در میان این آثار، یادگار زریران به دلیل احتوا بر ویژگیهای شاعرانه و حماسی منحصربهفرد خود شایستۀ توجه ویژهای است. یادگار زریران منظومهای شاعرانه به زبان فارسی میانه و بازماندۀ ارزشمندی از میراث پارتی است که گوشهای از هنر شاعری ایرانیان را در دورۀ میانه آشکار میکند. سنجش یادگار زریران با اشعار فارسی پس از اسلام، از جمله شاهنامه، از همانندی برخی صنایع ادبی و فنون بلاغت میان دو دوره حکایت میکند. شگردها و فنون ادبیِ به کار رفته در آثاری چون یادگار زریران متعلق به ادبیات شفاهی پیش از اسلام است که در دورههای بعدی نیز شکوهمند و پرتوان ادامه یافته است؛ چنانکه بسیاری از ویژگیهای شعر حماسی دورههای بعدی در این رساله دیده میشود. در این مقاله کوشش میشود مصادیق این سخن در سنجش با شاهنامه بازنموده شود؛ مواردی چون روایت داستان، اغراق، تکرار و استفاده از صفتهای شاعرانۀ حماسی. برخی موارد سنتهایی است که به گذشتههای بسیار دور مردم ایران بازمیگردد که به آنها اشاره خواهد شد. در پایان نیز به صور خیالی که در این اثر به کار رفته است، مانند تشبیه، استعاره و کنایه، پرداخته میشود.
