بررسی شفافیت در نشانه‌های تصریفی فارسی و انگلیسی بر‌اساس نظریه صرف طبیعی

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)،

چکیده

نظام‌های صرفی زبان‌های مختلف تمایل‌دارند از اصول خاصی پیروی کنند، شفافیت یکی از این اصول مهم است. جستار حاضر، به‌بررسی شفافیت نشانه‌های تصریفی فارسی و انگلیسی براساس نظریه صرف‌طبیعی پرداخته‌است. مسئله اصلی آن‌است که شفافیت در وندهای تصریفی این دو زبان از منظر صرف طبیعی چگونه بازنمایی می‌شود. داده‌های فارسی از پیکره پژوهشگاه علوم‌‌‌‌انسانی و مطالعات فرهنگی و داده‌ها‌ی انگلیسی از پایگاه پیکره انگلیسی‌آمریکایی معاصر به روش نمونه‌گیری‌تصادفی )و بر مبنای تعداد واژه‌های مساوی) انتخاب شده، سپس براساس دیدگاه درسلر و مایرثالر موردبررسی قرار گرفته‌است. نتایج پژوهش نشان‌می‌دهد که در فارسی صورت‌های تصریفی -ها و –ون جمع‌ساز، -ترین صفت‌عالی‌ساز، تـ- و -اد گذشته‌ساز، و نـ- منفی‌ساز و در انگلیسی صورت‌های ‘s- مالکیت، -est صفت‌عالی‌ساز و -en صفت‌مفعولی‌ساز، شفاف و باقی نشانه‌ها غیرشفاف‌اند. یافته‌ها حاکی از آن است که شفافیت مقوله‌های اسم و فعل در فارسی بیش از صفت است اما شفافیت مقوله‌های اسم و صفت در انگلیسی بیش از شفافیت فعل است. این امر یکی از وجوه افتراق نظام صرفی این دو زبان است. همچنین، میان ملاک شفافیت و بسامدوقوع نشانه‌تصریفی رابطه مستقیمی وجود ندارد. در نظام‌صرفی هر دو زبان بین مقوله دستوری و شفافیت رابطه مستقیمی وجوددارد. اما این رابطه درخصوص شفافیت هریک‌از نشانه‌ها با بسامد وقوعشان لزوما صدق‌نمی‌کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Investigating Transparency in Persian and English Inflectional Affixes Based on Natural Morphology Theory

نویسندگان [English]

  • Leila Gholipour Hsasnkiadeh 1
  • Foroogh Kazemi 2
1 PhD Student of Linguistics, Department Central Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran
2 Associate Professor of Linguistics, Department, Central Tehran Branch, Islamic Azad University, Tehran, Iran. (Corresponding Author),
چکیده [English]

The morphological systems tend to follow certain principles, transparency is one of these important principles. This study examined the transparency of Persian and English inflectionals based on natural morphology. The main issue is how transparency is represented according to natural morphology. Persian data are selected from Institute of Humanities and Cultural Studies Corpora and English data are extracted from Corpus of Contemporary American English through random sampling (and based on equal number of words). Afterwards, they were analyzed based on Dressler and Mayerthaler’s approach. The results indicate, in Persian, the plural markers –ha,-un, the superlative adjective marker -tarin, past tense suffixes –t, -ad, and negation prefix n-, and in English, the genitive marker -'s, superlative adjective marker -est and past participle -en are transparent and the rest is opaque. Findings indicate the transparency of nouns and verbs in Persian is more than adjectives; however, in English, it′s not true. This is one of the differences of two morphological systems. Also, there is no direct relationship between transparency and frequency of inflectional affixes. Indeed, there is a direct relationship between grammatical categories and transparency of inflectional affixes. This relationship doesn’t necessarily apply to the transparency of each affix with its frequency.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Frequency
  • Inflectional Affixes
  • Inflectional Values
  • Natural Morphology Theory
  • Persian and English
  • Transparency
افراشی، آزیتا (1378). « نگاهی به شفافیت و تیرگی». فصلنامه زبان و ادب. صص 73-61.
حق­بین، فریده (1378). «بررسی میزان طبیعی بودن نظام تصریفی زبان فارسی بر مبنای نظریه صرف طبیعی». فصلنامه زبان و ادب. ش 9 و10، صص 95-75.
حق بین، فریده (1379). «نگرشی به نظریه صرف طبیعی». فصلنامه علمی-پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا(س). ش 36، س10، صص 43-23.
حق­بین، فریده و کوشکی، فاطمه (1394). «بررسی متجانس بودن نظام تصریفی زبان فارسی بر مبنای صرف طبیعی». نشریه جستارهای زبانی. ش27، صص130-105.
یول، جورج (1389). بررسی زبان. ترجمه علی بهرامی. تهران: نشر رهنما.
Corpus of Contemporary American English (2021). http:/www.english-corpora.org/coca/.
Croft, W. (2003). Typology and Universals. Cambridge: Cambridge University Press.
Dressler, W. U. (2005). “Morphological Typology and First Language Acquisition: Some Mutual Challenges”. Morphology and Linguistic Typology. pp 7-21.
Dressler, W. U.; W. Mayethaler; O. Panagl & W. U. Wurzel (Eds.) (1978). Leitmotifs in Natural Morphology. John Benjamins B.V.
Gaeta, L. (2018). “Natural Morphology”. The Oxford Handbook of Morphology Theory. pp 244-264.
Galeas, G. (2001). “What Is Natural Morphology? The State of the art”. Journal of Linguistics: Athens (13), pp 7-33.
Haspelmath, M. & Sims, A. D. (2010). Understanding Morphology. Hodder Education.
Hengeveld, F. (2018). “Transparent and non-transparent languages”. Folia Linguistica 52(1), pp 139-175.
Leufkens, S. (2015).Transparency in language. Utrecht University: LOT
Spencer, A. (1991). Morphological Theory: An Introduction to Word Structure in Generative Grammar. Oxford: Blackwell Publishers Ltd.
Whiting, C. M., Wilson, W.D. & Shtyrov, Y. (2013). “Neural dynamics of inflectional and derivational processing in spoken word comprehension: laterality and automaticity”. Frontiers in Human Neuroscience (7), pp 1-26.