بررسی و تحلیل گروههای تأکیدی در زبان فارسی (برپایۀ پیکرۀ آنها)
دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 251-284
https://doi.org/10.30465/ls.2022.34997.1946
محمود مهرآوران
چکیده یکی از ویژگیهای بلاغی زبان در نوشتار و گفتار، تأکید در سخن است. تأکید به شیوههای گوناگونی صورت میگیرد. گروههای اسمی یکی از ابزارهای تأکید هستند که تاکنون کمتر مورد توجه قرارگرفتهاند. منظور از گروههای تأکیدی در این نوشتار، گروههایی است که در آنها یا ساخت واژه از واجهای تکراری است یا واژه از دو یا چند تکواژ یا واژۀ مکرّر ساخته میشود و یا اعضای گروه به نحوی با هم ترکیب یا به هم عطف میشوند که تأکید را میرساند. گروههای تأکیدی به صورت اسمهای متناسب، اسمها و صفتهای مترادف، اسمها و صفتهای متضاد، فعلهای متناسب و نیز واژگانی با تناسب موسیقایی همنشین شدهاند. این تحقیق با تهیۀ فهرستی از نمونهها متشکل از هزار و پانصد گروه اسمی، ساختار، ویژگیها، خاستگاه و کارکرد آنها را بررسی و تحلیل و آنها را در دستههای مختلف طبقهبندی کرده است. کاربرد این گروهها برای اهداف مختلف است؛ از جمله: ایجاد معانی تازه، معانی ثانوی، کنایی و مجازی، گسترش معنی، شمول، تفصیل در سخن، اختصار و ایجاز اما مهمترین و بیشترین کارکرد آن تأکید است. مانند تاکید و برجستهسازی اهمیت چیزی، احساسات و عواطف، فاصله، مقدار و کمیت، کیفیت و شدّت.
یادگار زریران، نمونهای از هنر شاعری ایرانیان در دورۀ میانه
دوره 4، شماره 8، آذر 1392، صفحه 1-24
عباس آذرانداز
چکیده هر گونه بررسی علمی دربارۀ روند تحولات شعر ایران نیازمند توجه به پیشینۀ باستانی آن، از جمله آثاری است که از دورۀ میانه بازمانده است. در میان این آثار، یادگار زریران به دلیل احتوا بر ویژگیهای شاعرانه و حماسی منحصربهفرد خود شایستۀ توجه ویژهای است. یادگار زریران منظومهای شاعرانه به زبان فارسی میانه و بازماندۀ ارزشمندی از میراث پارتی است که گوشهای از هنر شاعری ایرانیان را در دورۀ میانه آشکار میکند. سنجش یادگار زریران با اشعار فارسی پس از اسلام، از جمله شاهنامه، از همانندی برخی صنایع ادبی و فنون بلاغت میان دو دوره حکایت میکند. شگردها و فنون ادبیِ به کار رفته در آثاری چون یادگار زریران متعلق به ادبیات شفاهی پیش از اسلام است که در دورههای بعدی نیز شکوهمند و پرتوان ادامه یافته است؛ چنانکه بسیاری از ویژگیهای شعر حماسی دورههای بعدی در این رساله دیده میشود. در این مقاله کوشش میشود مصادیق این سخن در سنجش با شاهنامه بازنموده شود؛ مواردی چون روایت داستان، اغراق، تکرار و استفاده از صفتهای شاعرانۀ حماسی. برخی موارد سنتهایی است که به گذشتههای بسیار دور مردم ایران بازمیگردد که به آنها اشاره خواهد شد. در پایان نیز به صور خیالی که در این اثر به کار رفته است، مانند تشبیه، استعاره و کنایه، پرداخته میشود.
