وامواژههای بلخی در پارسی نو
دوره 2، شماره 4، آذر 1390، صفحه 1-9
محمود جعفری دهقی، امیر عمادالدین صدری
چکیده بلخ یکی از خاستگاههای ادبیات پارسی نو است. ازاینرو، در زبان پارسی نو، شماری از واژهها از زبان بلخی وام گرفته شدهاند. این واژهها را میتوان به دو دسته بخش کرد. دستۀ نخست واژههایی که در آنها d ایرانی باستان به l تبدیل شدهاند و شمارشان بیشتر است؛ دستۀ دوم واژههایی که این دگرگونی آوایی در آنها صورت نگرفته است.
وامواژة خدیو در شاهنامة فردوسی
دوره 2، شماره 3، خرداد 1390، صفحه 61-67
زهره زرشناس
چکیده واژة خدیو، از وامواژههای ایرانی شرقی، در زبان فارسی، با دو معنای «شاه، سرور» و «خداوند، خدای بزرگ و یکتا» آمده است. واژة خدیو همانند واژههای معادل آن در دیگر زبانهای ایرانی از واژة یونانی /auto-krator/ aύτokράτωρ به معنای «خود توانا، خود نیرومند» گرتهبرداری شده است. این واژة یونانی و شکلهای گرتهبرداری شدة آن در زبانهای ایرانی به حوزة مباحث سیاسی مربوط و به معنای «سرور و شاه» بوده است. بعدها، افزون بر معنای اصلی خود، به معنای «پروردگار، خدای بزرگ و یگانه» نیز بهکار رفته است. در این پژوهش، کاربردهای گوناگون واژة خدیو در شاهنامۀ فردوسی بررسی شده است.
ماهیت واکۀ درجشده در وامواژههای انگلیسی در زبان فارسی بر مبنای نظریۀ بهینگی
دوره 2، شماره 3، خرداد 1390، صفحه 69-97
بتول علینژاد، ملیحه رحیمی
چکیده مقالۀ حاضر به بررسی شکستهشدن خوشههای همخوانیِ آغازین وامواژههای انگلیسی در زبان فارسی، که منجر به تغییر هجا میشود، میپردازد. دادههای پژوهش از سه فرهنگ معتبر، انوری (1383)، مشیری (1371) و زمردیان (1384)، جمعآوری شدهاست. چارچوب این پژوهش نظریۀ بهینگی ـ یکی از رویکردهای محدودیت بنیاد ـ است که پرینس و اسمولنسکی در سال 1993 آن را در چارچوب مکتب زایشی مطرح کردند. در این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال هستیم که نظریۀ بهینگی چگونه میتواند تغییر و تحولات خوشههای همخوانی آغازین وامواژهها را، که منجر به تغییر ساخت هجا در زبان فارسی میگردند، تجزیه و تحلیل کند؟ پاسخ مقالۀ حاضر به سؤال مذکور این است که زبان فارسی برای دستیابی به بروندادهای بهینه به تعارض محدودیتهای نشانداری و پایایی در نظریۀ بهینگی پرداخته، با فرایند درج واکه (میانجی و آغازی) خوشههای همخوانی را میشکند و تغییری در ساخت هجا پدید میآورد. علت اصلیِ درجِ واکه همگونی در نظر گرفته شده است.
