به سوی چارچوب سیاست زبانی ملی
صفحه 1-16
طاهره احمدیپور
چکیده زبان فارسی تنها زبان رسمی کشور ماست و در کنار آن چندین زبان و گویش دیگر نیز وجود دارد که هر یک دارای تعدادی گویشور در نقاط گوناگون کشور است. زبان انگلیسی بهعنوان زبان جهانی و زبان عربی بهعنوان زبان مذهبی نیز در برنامههای آموزش زبانی ما جایگاهی دارند. برنامهریزی در خصوص کاربرد و آموزش هریک از این زبانها درحوزة برنامههای سیاسی دولت قرار دارد و درواقع از وظایف هر دولتی است. بدیهی است کاربرد زبان فارسی، بهعنوان زبان ملی، لزوم توجه به دیگر زبانهای موجود در کشور را محدود نمینماید و در برنامهریزی سیاست زبانی لازم است شأن و کاربرد دیگر زبانها نیز در کنار زبان فارسی تضمین شود. طی پژوهشهای مقالة حاضر، بررسی برخی ازمهمترین اسناد دولتی، همچون قانون اساسی، سند چشمانداز، اساسنامة سیاست فرهنگی و فرهنگستان زبان، نشانداده که در اکثر این اسناد به برنامههای زبانی چندان اشاره نشده و سندی مشخص و مخصوص سیاست زبانی، که حاوی قوانین جامع مربوط به کاربرد و آموزش کلیة زبانهای موجود در ایران باشد، تدوین نشده است. لذا پیشنهاد این مقاله تدوین سیاستی منسجم و سنجیده در خصوص کاربرد و آموزش همة زبانها و گویشهایی است که ایرانیان به نوعی با آنها سروکار دارند. در این مقاله، بخشهای گوناگون چنین سندی پیشنهاد شده است، ضمن اینکه قانون اساسی و سند چشمانداز مرجع شاخصهای لازم برای تدوین این سیاست در نظر گرفته میشوند.
بررسی ساختهایِ مصدری در برخی گویشهایِ استان اصفهان
صفحه 17-32
محمدمهدی اسماعیلی
چکیده در این مقاله، انواع ساختِ مصدری در تعدادی از گویشهای استان اصفهان، که همگی از مجموعه گویشهای مرکزی ایراناند، توصیف و بررسی شده است. در گویشهای مورد بررسی، مجموعاًً چهار نوع ساخت مصدری وجود دارد که بجز یک مورد، که با ستاک حال شکل میگیرد، بقیه بر اساس ستاک گذشتة فعل ساخته میشوند. نکتة دیگر اینکه، در برخی از این گویشها، دو یا حتی سه ساخت مصدری در کنار هم دیده میشود که یکی از آنها ساخت اصلی و غالب است و موارد دیگر، که کاربرد محدودتری دارند، ثانوی محسوب میشوند. در این تحقیق و بررسی مختصر، سعی بر این بوده تا گونههای ساخت مصدری، بافتهایی که در آن به کار میروند و همچنین منطقة رواج هر یک از ساختهای مصدری مشخص شود.
نیایشی برای پدر بزرگی
صفحه 33-42
رحمان بختیاری؛ مریم جباری
چکیده زبور مانوی یکی از زیباترین سرودههای مانی است. بررسی درونمایة آن ما را با جهانبینی دین مانوی: دو جهان تاریکی و روشنی و پارههای نور رهایییافته از دنیای مادی، آشنا میکند. تا پیش از بررسی دستنوشتههای منحصربهفرد این اثر به سه زبان فارسی میانه، پهلوی اشکانی و سغدی بهدست آمده از ناحیة تورفان، زبور قبطی تنها منبع موجود بهشمار میرفت. از جملة این قطعهها، قطعة M78 است که در بردارندۀ متنی به پهلوی اشکانی و ستایشی است برای پدربزرگی که همان خداوند بزرگ جهان روشنی در اندیشة مانوی است. این متن جزء مجموعه متنهای تورفانی آکادمی علوم براندنبورگ برلین است که، در این مقاله، ابتدا به معرفی دستنوشته و سپس حرفنویسی، آوانویسی، ترجمه و توضیحات لازم مفهومی و ریشهشناختی آن پرداخته شده است.
افعال قیدگون
صفحه 45-59
والی رضایی؛ سید حمزه موسوی
چکیده افعال قیدگون به دستهای از افعال گفته میشود که همراه فعلی دیگر بهکار رفته و مثل قید آن را توصیف میکنند. در این مقاله، ابتدا به دستههایی از اینگونه افعال اشاره کرده، سپس تلاش میکنیم تا این افعال را در ساختارهای فارسی بررسی کنیم. در ادامه، نشان خواهیم داد که ساختارهای موجود در زبان فارسی، با وجود نقض قواعد ناخود ایستابودن و تفاوت با آن قواعد (تعریف هسپلمث و لانگاکر)، بهصورت قیدی بهکار میروند و میبایست آنها را نیز در این دستهبندی قرار داد، اگرچه به نظر میرسد تعریف هسپلمث چندان کامل نیست و از دادههای محدود نشئت گرفته است. پس از دستهبندی این افعال، به بررسی اشتراک موضوعی این ساختارها میپردازیم.
وامواژة خدیو در شاهنامة فردوسی
صفحه 61-67
زهره زرشناس
چکیده واژة خدیو، از وامواژههای ایرانی شرقی، در زبان فارسی، با دو معنای «شاه، سرور» و «خداوند، خدای بزرگ و یکتا» آمده است. واژة خدیو همانند واژههای معادل آن در دیگر زبانهای ایرانی از واژة یونانی /auto-krator/ aύτokράτωρ به معنای «خود توانا، خود نیرومند» گرتهبرداری شده است. این واژة یونانی و شکلهای گرتهبرداری شدة آن در زبانهای ایرانی به حوزة مباحث سیاسی مربوط و به معنای «سرور و شاه» بوده است. بعدها، افزون بر معنای اصلی خود، به معنای «پروردگار، خدای بزرگ و یگانه» نیز بهکار رفته است. در این پژوهش، کاربردهای گوناگون واژة خدیو در شاهنامۀ فردوسی بررسی شده است.
ماهیت واکۀ درجشده در وامواژههای انگلیسی در زبان فارسی بر مبنای نظریۀ بهینگی
صفحه 69-97
بتول علینژاد؛ ملیحه رحیمی
چکیده مقالۀ حاضر به بررسی شکستهشدن خوشههای همخوانیِ آغازین وامواژههای انگلیسی در زبان فارسی، که منجر به تغییر هجا میشود، میپردازد. دادههای پژوهش از سه فرهنگ معتبر، انوری (1383)، مشیری (1371) و زمردیان (1384)، جمعآوری شدهاست. چارچوب این پژوهش نظریۀ بهینگی ـ یکی از رویکردهای محدودیت بنیاد ـ است که پرینس و اسمولنسکی در سال 1993 آن را در چارچوب مکتب زایشی مطرح کردند. در این پژوهش، در پی پاسخ به این سؤال هستیم که نظریۀ بهینگی چگونه میتواند تغییر و تحولات خوشههای همخوانی آغازین وامواژهها را، که منجر به تغییر ساخت هجا در زبان فارسی میگردند، تجزیه و تحلیل کند؟ پاسخ مقالۀ حاضر به سؤال مذکور این است که زبان فارسی برای دستیابی به بروندادهای بهینه به تعارض محدودیتهای نشانداری و پایایی در نظریۀ بهینگی پرداخته، با فرایند درج واکه (میانجی و آغازی) خوشههای همخوانی را میشکند و تغییری در ساخت هجا پدید میآورد. علت اصلیِ درجِ واکه همگونی در نظر گرفته شده است.
ضمایر سکایی (ختنی)
صفحه 99-111
مهشید میرفخرایی؛ محسن میرزایی
چکیده زبان سکایی (ختنی)، در مقایسه با دیگر زبانهای ایرانی (اوستایی، فارسی باستان، پهلوی، و ...)، بسیار کمتر مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته؛ بهویژه آنکه در زمینۀ مطالعات این زبان، مبحث ضمیر همواره در حاشیۀ مباحث اسم و صفت بوده و بدین سان مهجور مانده است. پژوهش حاضر مبتنی است بر مقولۀ ضمیر در زبان ختنی، شامل اقسام ضمیر و جدولهای مربوط بدان، حالتها و ویژگیهای صرفی آن، و مقایسۀ آنها با ضمیرهای زبانهای ایرانی باستان، اوستایی، سنسکریت، فارسی باستان، سغدی و آسی.
