آرایههای ادبی در اشعار مانویان ایرانی زبان
صفحه 1-26
عباس آذرانداز
چکیده بخش زیادی از اشعار دورۀ میانۀ ایران را مانویان پارسی، پارتی و سغدی زبان سروده اند. این اشعار یا ستایشی و آیینی اند؛ یا سرودهایی عرفانی که سرگذشت غریبانۀ نور را در زندان ماده روایت می کنند. سرودهای اخیر چون با انسان پیوند بیشتری دارند، عنصر عاطفه و خیال در آنها آشکارتر است و هنر سخنوری شاعران مانوی را در آنها بهتر می توان دید. در این اشعار از صنایع ادبی در هر دو حوزۀ بدیع لفظی و معنایی استفادۀ چشمگیر شده است، که گذشته از آرایههایی که وجودشان از هر شعری انتظار میرود و در ذات شعر است، نمونههایی میتوان یافت که حتی با تعریفات کتب بلاغی دورۀ اسلامی، که گاه در تقسیمات هر مقولۀ بدیعی راه افراط پیمودهاند سازگار است. آرایه های ادبی در سرودهای مانوی ایرانی به دو گروه موسیقی اصوات (بدیع لفظی) و موسیقی معنوی (بدیع معنوی) قابل تقسیم است؛ در زمینۀ بدیع لفظی آرایۀ تکرار (تکرار واژه، جمله و واج)، و در زمینۀ بدیع معنوی از آرایه هایی چون تضاد، ایهام و التفات استفاده شده است. در این مقاله چگونگی استفاده شاعران مانوی از آرایه های ادبی در سرودهای بازمانده به زبان های فارسی میانه، پارتی و سغدی با ذکر نمونه نشان داده شده است.
سازوکارهای شناختی و نقش آنها در مفهوم سازیِ دعا
صفحه 25-44
شیرین پورابراهیم
چکیده درمعنیشناسی شناختی، منظور از سازوکارهای شناختی ابزارهای شناختی مثل مجازهای مفهومی، استعارههای مفهومی و تصویری، و طرحوارههای تصویری هستند که در سازماندهی ودرک مفاهیم انتزاعی در ذهن انسان نقش دارند. هدف مقاله حاضر، بررسی نمونههایی از این سازوکارهای شناختی است که در دعای امام سجاد علیه السلام در صحیفة سجادیه به کاررفتهاست. سؤالی که مقاله حاضر این است که این سازوکارهای شناختی در مفهومسازی مضامین و درک مفاهیم انتزاعی دعا چه نقشی دارند. از سوی دیگر، کدام شاخصهای شناختی، زبان دعا را از زبان عادی متمایز میکند؟ نتایج تحلیل نشان میدهد مضامین دینی موجود در این ادعیه، علاوه بر مفاهیم حقیقی، از مفاهیم انتزاعی ساخته شدهاند که به کمک سازوکارهای شناختی استعاره، مجاز، تصویرسازی و طرحوارههای تصویری ساختارمند میشوند و درک آنها تسهیل میشود. همچنین، زبان دعا، از نظر نوع سازوکارهای شناختی به زبان عادی نزدیک است اما از جهاتی شاهد جنبههای ادبی در این مفهومسازیها میباشیم.
rēž- و nam- دو فعل غیرشخصی در زبان سغدی
صفحه 45-60
محمّدحسن جلالیان چالشتری
چکیده فعل غیرشخصی فعلی است که به صورت سوّم شخص مفرد صرف میشود و فاعل منطقی آن حالت غیر فاعلی دارد. این گونه افعال غالباً در بر دارندة معانی تجارب فیزیکی، ذهنی و ادراکی هستند که بر فاعل منطقی حادث میشوند و خارج از کنترل و ارادة او هستند. این فاعل منطقی که همیشه جاندار است تجربهگر نامیده میشود. عنصر دیگری که در جملات غیرشخصی ظاهر میشود منشأ بروز واقعه یا تجربه است و حضور آن در جمله بستگی به معنای فعل دارد. در زبان سغدی در کنار برخی از افعال وجهیِ این زبان که با تعریف افعال غیرشخصی سازگارند دو فعل دیگر نیز صرف غیرشخصی دارند. این دو فعل rēž- و nam- هستند. rēž- ظاهراً در تمامی نمونههای موجود و nam- تنها یک بار به صورت غیرشخصی صرف شده است. بررسی و تحلیل این دو فعل موضوع این نوشتار است.
دیسک مفرغی کتیبهدار افسار اسب اورارتویی در موزة باستانشناسی آذربایجان شرقی
صفحه 61-78
مریم دارا
چکیده .
بررسی سلسلهمراتب نشانداری در صرف اسم و ضمیر زبانهای ایرانی نو شمال غربی
صفحه 79-112
محمد راسخ مهند؛ مسعود محمدی راد
چکیده در این مقاله قصد داریم به بررسی نشانداری در صرف اسم و ضمیر زبانهای ایرانی نو شمال غربی از منظری درزمانی براساساصل کاستن صورتها (هاوکینز 2004) بپردازیم. طبق این اصل صورتهای نشاندار پایینترین مرتبه و صورتهای بینشان بالاترین مرتبه را در سلسلهمراتب کاربردبنیاد دارند. ترتیب مقولات در سلسلهمراتب کاربردبنیاد بر اساس بسامد وقوع آنها در زبانها است و دلیل این بسامدهای گوناگون را میتوان به دلایل ارتباطی، پیچیدگی و وقوع نابرابر عناصر زبانی در محیط اجتماعی نسبت داد.در این مقاله نشان دادهایم تغییرات نشانداری در سلسلهمراتب شمار و جنس در صرف اسم و ضمیر زبانهای مورد مطالعه، طبق اصل کاستن صورتها و پیشبینیهای آن است و در سلسلهمراتب حالت استثنائاتی وجود دارد که مطابق پیشبینیهای این اصل نیست.
گروههای حرف اضافهای در زبان فارسی:یک بررسی نقشگرا
صفحه 113-135
والی رضایی؛ همایون سعیدی
چکیده گروههای حرف اضافه در نظریهپردازیهای نحوی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. در دستور نقش و ارجاع این گروهها به سه دستة افزوه، نشانگر موضوع و موضوع- افزوده تقسیم میشوند. دردستة اول، این گروهها به عنوان ادات ایفای نقش مینمایند.در دستة دوم، گروه حرف اضافه یکی از موضوعهای محمول میباشد. در دستة سوم، حرف اضافه، نشانگر موضوع برای محمول است اما بر معنای بند نیز میافزاید. نوشتار حاضر نشان میدهد که گروه حرف اضافهای در زبان فارسی دارای کارکردهای مختلفی است و علاوه بر نقش ادات میتواند به منزلة نشانگر موضوع در ساختهای دو مفعولی و گاهی به عنوان مفعول مستقیم و برخی نقشهای دیگر به کار رود. در این جستار گروههای حرف اضافهای نشانگر موضوع با توجه به افعالی که با آنها تظاهر می یابند به ده دسته تقسیم شدند. گروه حرف اضافهای همراه با فعلهای ناگذر حرکتی، گروه حرف اضافهای مکانی و غیر مکانی همراه با فعل ربطی و گروه حرف اضافهای در ساختارهای فعل سبک فارسی، از دیگر مواردی میباشد که در این پژوهش مورد بررسی قرارگرفت.
فرایند رشد درک استعاره در کودکان 6-8 سالۀ فارسیزبان
صفحه 137-160
شهلا رقیبدوست؛ شهره صادقی
چکیده پژوهش حاضر توانایی درک استعاره در کودکان فارسیزبان از سه گروه سنی 6، 7 و 8 سال را ارزیابی کرده است. گروهی از پژوهشگران معتقدند که درک استعاره در اوایل دورۀ نوجوانی صورت میگیرد. برخی دیگر از پژوهشگران بر این عقیدهاند که کودکان در سنین پیش از دبستان قادر به فهم مفاهیم استعاری اند. زبانشناسان شناختی نیز معتقدند استعاره از جنبههای اساسی زبان و شناخت است که به صورت ذاتی و ناآگاهانه برای درک احساسات و دیگر مفاهیم ذهنی و انتزاعی به کار میرود. به منظور ارزیابی توانش استعاری کودکان، آزمونی دوگزینهای شامل 36 جملۀ استعاری در قالب چهار زیرآزمون تدوین و اجراگردید. بر پایۀ نتایج به دست آمده، کودکان در سنین پایین در درک انواع استعاره چندان توانا نیستند اما، به موازات رشد سنی، تعقلی و گسترش دانش جهانشناختی، تفاسیر و استنباطهای آنان از استعارهها، در روندی تکوینی، متکاملتر و پروردهتر میگردد.
بررسی برخی شباهتهای فرازبانی از دیدگاه ابن خلدون و چامسکی
صفحه 161-183
روحالله صیادینژاد؛ عباس زارعی تجره؛ طیبه باغ چائی
چکیده زبان بشر پدیدهای است چندان پیچیده که بررسی ماهیت واقعی آن مورد مطالعۀ متفکران در قرون مختلف بوده است. از جملۀ این متفکران، عبدالرحمن بن خلدون، دانشمند توانمند مسلمان، است که در «مقدمۀ» مشهورش، در قالب تفکرات جامعه شناختی خویش، نظریهای باعنوان «ملکۀ زبانی» را مطرح مینماید. وی بر این باور است که کودک از توانایی فطری برای فراگیری زبان برخوردار است و این توانایی را کیفیتهایی تدریجی میداند که یکباره پدیدنمیآید. از سوی دیگر، نوام چامسکی، زبانشناس معاصر امریکایی، در پی ابن خلدون به نظریهپردازی پیرامون توانش زبانی پرداخته است. او نیز این قابلیت را بخشی ذاتی از ذهن انسان برشمرده و برای ذهن بشر مجموعهای از اصول و شاخصهای دستور زبانی را قائل میشود. نتایج حاصل از این پژوهش تطبیقی، علاوه بر تبیین تفاوتها و شباهتها، بیانگر این مطلب است که اندیشۀ توانش زبانی را نخستین بار قرنها پیش ابن خلدون مطرح کرده و باید او را بنیانگذار این نظریه دانست.
بوطیقای اثر ادبی در رخداد پیشامتن، متن، و پسامتن
صفحه 185-206
پوران (صدیقه) علیپور
چکیده بوطیقا دانشی است که به ادبیّت اثر میپردازد؛ بنابراین بیشتر به مقولههای مجرد مربوط میشود. البته این امر مسلم است که بوطیقا تنها از طریق ساختار اثر میتواند نحوۀ تحول و تکوین آن را تبیین نماید. اثر ادبی، در حوزۀ ساختار بوطیقاییاش، در سه رخداد پیشامتن، متن، و پسامتن شکل میگیرد. پس، تحت تأثیر فرایند نوشتار، بوطیقا، همواره در زمان گذشته، حال و آیندۀ خود، همچون پدیدهای تجریدی و تجربی جریان دارد و، با توجه به عملکردش در خصوص تحلیل ساختار اثر ادبی، میتواند پاسخی بر پرسش محتوم چگونگی ارزش آن بیان کند؛ به همین دلیل، جایگاه ویژهای در امر نقد آثار ادبی دارد. این مقاله میکوشد تا در این راستا، ضمن تشریح مفاهیم و نظریههای مرتبط با موضوع، به تحلیل حوزۀ بوطیقا در خلق اثر بپردازد. بدین ترتیب، فرایند نوشتار را از آغاز نیت ژرف مؤلف در پیشامتن، و ،پس از آن، در گسترۀ فضامند متن و تبدیل آن به کتاب تا ادامۀ روند حیات تجریدیاش در غیاب مؤلف، کتاب، و رهایی از خوانندۀ تأویلگر، بررسی نماید. در نهایت، ضمن تبیین حضور متافیزیک گونۀ فرایند، پارامترهای تعالیبخش پسامتنی را، تحلیل کند.
شاهزادة تاریکی در پنج مغاک تباهی تشخیص هویت یک قطعه دستنویسِ پارتی از مجموعه دستنویسهای مانوی تورفان
صفحه 207-230
محمد شکری فومشی
چکیده بازشناسی و بازسازی یکی از قطعات مانوی تورفان معروف به Ewangelyōnīg bāšāhān («سرودههای انجیلی» یا «سرودهای انجیل») هدف اصلی این مقاله است. در اینجا، نویسنده در بررسیای نسخهشناسانه میکوشد نشان دهد که آیا قطعۀ M441 پارهای از همان برگ دستنویس است که قطعة M507 از آن جدا شده است؟ پاسخ مثبت به این پرسش متن جدیدی را در یک پیکره در اختیار متخصصان مانوی قرار میدهد که عمدتاً مشتمل بر شرح شاعرانهای از اسطورة آفرینش مانوی و کنشهای ستیزهجویانة «شاهزادة تاریکی» (اهریمن) در کیش مانوی است.
رویکرد زیستمحیطی در پژوهشهای زبان
صفحه 231-243
فریبا قطره؛ حمیده پشتوان؛ مهناز طالبی دستنایی
چکیده گوناگونی زبانشناختی محیطهای طبیعی ـ اجتماعی منعکسکنندة شباهتها و تفاوتهای نگرش جامعههای زبانی مختلف به پدیدههای طبیعی است و برآمده از شناخت، نیازها، فرهنگ و عوامل زیستمحیطی و انسانی است. واژگان، مقولهبندی، و طبقهبندی در هر زبانی در تعامل با محیط طبیعی آن زبان به شیوهای متفاوت عمل میکنند. در این راستا، زبانشناسی زیستمحیطی از دهة ١٩٩٠ به عنوان یکی از گرایشهای کاربردی در مطالعات زبانشناختی مطرح شد. این گرایش به بررسی روابط متقابل میان یک زبان خاص و محیط طبیعی ـ اجتماعی گویشوران آن زبان میپردازد. در این مقاله، برآنیم، ضمن معرفی زبانشناسی زیستمحیطی، توانمندی بالقوة این رویکرد را در پژوهشهای گویشمحور نشان دهیم و تأثیر محیط زیست بر تفاوتهای نحوی، صرفی و واژگانی میان زبانها و گویشها را بررسی کنیم. مقالة حاضر، با رویکرد مقایسهای، به بررسی ارتباط زیستمحیط با دو گویش گیلانی و سمنانی، از دو اقلیم متفاوت، میپردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد بسیاری از ویژگیهای زبان، از جمله نامگذاری مفاهیم و پدیدهها و چگونگی شکلگیری استعارهها و همچنین تفاوتهای موجود در گویشهای منطقهای (و حتی محلی)، از منظر زبانشناسی زیستمحیطی، قابل توضیح است و این رویکرد نو میتواند پاسخ قابل قبولی برای تفاوتهای صرفی-نحوی و واژگانی گویشهای منطقهای و محلی ارائه نماید.
