دوره و شماره: دوره 6، شماره 12 - شماره پیاپی 2، آذر 1394 
علمی-پژوهشی

بررسی رویکرد دوسویه در زبان‌شناسی بالینی با آسیب زبانی

صفحه 1-13

حوریه احدی

چکیده از آنجاکه در داخل کشور مطالعات اندکی در حوزۀ زبان­شناسی بالینی انجام شده است، معرفی و گسترش این حوزه، نه تنها می­تواند راهگشای خوبی در بررسی اختلال­های گفتار و زبان باشد، بلکه می­تواند مبنایی برای بررسی فرضیه­ها و نظریه­های زبان­شناسی نیز باشد. در پژوهش حاضر برای نشان دادن و تبیین رویکرد دوسویۀ پژوهش در زبان­شناسی بالینی، ویژگی­های کاربردشناسی و نحوی شش کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی بررسی شد. در این پژوهش علاوه بر استفاده از زبان­شناسی برای تشخیص ویژگی­های این افراد، از داده­های بالینی به­دست آمده برای تبیین  یک نظریۀ زبانی استفاده گردید.
ابتدا آزمون آسیب ویژه زبانی، آزمون رشد زبان و نمونۀ گفتاری از 6 کودک مبتلا به آسیب ویژه زبانی و 6 کودک همتای زبانی و 6 کودک همتای سنی گرفته شد. همۀ کودکان شرکت کننده دوزبانۀ فارسی-آذری بودند. سپس از داده­های به­دست آمده هم برای نشان دادن مشخصه­های زبانی این کودکان و هم بررسی نظریۀ زبانی استفاده گردید.
بررسی ویژگی­های  تصریفی و ارجاعی در کودکان مبتلا و مقایسۀ آنها با کودکان هنجار نشان داد که کودکان مبتلا از نظر دستوری (تکواژهای تصریف زمانی) نسبت به همتایان زبانی نیز ضعیف هستند اما در ویژگی­های کاربردشناسی (ارجاعی) تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهد نشد. درضمن وجود آسیب دستوری و صحت کاربردشناختی در کودکان مبتلا به آسیب ویژۀ زبانی تأییدی بر حوزه­ای بودن زبان است و نشان می­دهد استفاده زبان­شناسی در بررسی اختلال­ها و از داده­های زبانی در بررسی فرضیه­ها و نظریه­های زبان­شناختی بسیار مؤثر و نتیجه بخش است.

علمی-پژوهشی

استعاره‌های مفهومی در زبان فارسی؛ تحلیلی شناختی و پیکره‌مدار

صفحه 39-61

آزیتا افراشی؛ سید مصطفی عاصی؛ کامیار جولایی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی استعاره‌های مفهومی در پیکره‌ای نمونه از زبان فارسی می‌پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا با بهره‌گیری از پایگاه داده‌های زبان فارسی، پیکره‌ای از متون نوشتاری زبان فارسی معاصر که شباهت بیشتری به زبان روزمره سخنوران دارد، نمونه‌گیری و استعاره‌های مفهومی نهفته در آن استخراج گردد. سپس این استعاره‌ها براساس طبقه‌بندی لیکاف و جانسون Johnson, 1980) & (Lakoff ، در قالب استعاره‌های «ساختاری»، «هستی‌شناختی»، «جهتی» و نیز طبقه‌ای از استعاره‌های مفهومی که لیکاف و ترنر(Lakoff & Turner,1989)، تحت عنوان «استعاره‌های تصویری» معرفی کردند، دسته‌بندی شدند. در گام بعدی نسبت بسامد هریک از این استعاره‌ها در مقایسه با یکدیگر تعیین شد و تلاش شد تا پر بسامدترین حوزه‌های مبدأ در طبقه استعاره‌های هستی شناختی تعیین گردد و در مجموع با توجه به یافته‌های پیکره‌ای مشخص گردد که فارسی زبانان بیشتر از چه حوزه‌های مبدأیی برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره می‌برند. در خلال این پژوهش، نگارندگان به دلیل بهره‌گیری از پیکره دریافتند که طبقه‌بندی لیکاف و جانسون(1980) از انواع استعاره‌های مفهومی، ملاک دقیقی برای محک یافته‌ها در یک پژوهش پیکره مدار نمی‌باشد و همچنین یافته‌های پیکره‌ای در زبان فارسی در مواردی اصل یکسویگی در نظریه استعاره ‌مفهومی را نقض می‌کنند.

علمی-پژوهشی

گویشوران زبان و باهم‌آیی

صفحه 63-74

منیژه بهبودی

چکیده به‌کارگیری واژه‌های متناسب در کنار هم، یکی از مشکل‌ترین وظایف زبانی زبان‌آموزان دوم/خارجی است. درمقابل، گویشوران بومی، در این باره که کدام واژه‌ها را باید در کنار هم به‌کار برد، دانش گسترده‌ای دارند؛ و آنها می‌توانند واژه‌های مختلف را به‌درستی در کنار هم قرار دهند. این دانش، یکی از توانایی‌های اساسی گویشوران بومی است. درکنارهم‌قرارگرفتن واژه‌ها را «باهم‌آیی» می‌نامند.
کاربرد خاصِّ باهم‌آیی‌ها به شکلی همانند گویشوران بومی، مسئله‌ای حساس است؛ اما این وظیفه برای گویشوران غیربومی آسان نیست. بنابراین، در این زمینه باید به آنان آموزش داد؛ با این حال، «به‌طور کلی مشخص نیست که کدام باهم‌آیی‌ها را باید آموزش داد و چگونه». خطاهایی که در استفاده از واژه‌ها رخ می‌دهد، ممکن است به‌دلیل تفاوت‌هایی باشد که بین زبان‌های مبدأ و مقصد وجود دارد.
آگاهی از دلایل بروز خطاهای احتمالی به‌هنگام یادگیری باهم‌آیی‌ها، برای زبان‌آموزان بسیار مفید است. در این مقاله سعی شده است باهم‌آیی‌هایی معرفی شود که(به‌دلیل تفاوت در دو زبان مبدأ و مقصد) احتمال زیادی دارد زبان‌آموزان در به‌کارگیری آنها دچار اشتباه شوند.

علمی-پژوهشی

بررسی بازنمایی کنش‌های اجتماعی در مجموعه داستان‌ زن زیادی از جلال آل احمد بر اساس الگوی ون‌لیوون (2008)

صفحه 77-97

محمود جنیدی جعفری؛ طوبی خاقانی

چکیده    تحلیل گفتمان انتقادی زیر شاخه­ی تحلیل گفتمان است که با ترکیبی از دو شرط بین رشته‌ای و شرط انتقادیبودن توصیف می‌شود. در تحلیل گفتمان انتقادی، اعتقاد بر این است که در زیرساخت همه‌ی متون و گفتمان‌ها، شکلی از ایدئولوژی نهفته است که ساخت و معنی متن و گفتمان را تعیین می‌کند. به گفته‌ تئون ای ون‌دایک هدف تحلیل گفتمان، رونمایی، اطلاع دادن و مقاومت در برابر نابرابری‌های اجتماعی است. به عقیده‌ی وی چنین تحلیلی، منتقد را قادر خواهد ساخت تا آن گونه‌های گفتمانی را که از قدرت سوء استفاده می‌کنند و بی‌عدالتی را رواج می‌دهند، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. هدف از بررسی این پژوهش، بازنمایی کنش اجتماعی در مجموعه داستان زن زیادی از جلال آل احمد بر اساس الگوی ون لیوون(2008) می‌باشد که نگارندگان به این دلیل که مجموعه داستان­های این نویسنده، هم در دوران خود و هم امروزه نیز میان اقشار مختلف محبوبیت خود را دارد این عنوان را جهت بررسی انتخاب نموده‌اند. در این پژوهش از روش توصیفی و کتابخانه‌ای برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شده است بدین صورت که پس از انتخاب متون، الگوی مورد بحث روی آنها بررسی شده و در نهایت از آزمون خی برای مشخص شدن میزان رازگونگی متون استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشانگر این است در این مجموعه داستان میزان صراحت بیشتر از پوشیدگی است.

علمی-پژوهشی

روش‌شناسی پژوهش در مطالعات گویش‌شناسی

صفحه 117-143

آتوسا رستم بیک تفرشی

چکیده هدف مقالۀ حاضر بررسی روش پژوهش در چهار رویکرد جغرافیای گویشی، گویش­شناسی اجتماعی،  گویش­شناسی ادراکی و گویش­شناسی پیکره-بنیاد به عنوان رویکردهای سنتی و جدید در مطالعات گویشی است. با این هدف، ابتدا به اختصار به زبان­شناسی تاریخی-تطبیقی در مقام خاستگاه شکل­گیری گویش­شناسی به عنوان یکی از شاخه­های زبان­شناسی اشاره می­شود. سپس، تاریخچه، هدف، روش گردآوری، تحلیل و ارائۀ نتایج در چهار رویکرد مورد نظر با استفاده از روش توصیفی شرح و با یکدیگر مقایسه می­گردد و انگارۀ روش­شناسی هر یک از رویکرد­ها ارائه می­شود. مطالعات گویش­شناختی تحت تأثیر زبان­شناسی تاریخی-تطبیقی و با تمرکز بر تنوع­های زبانی در نواحی مختلف جغرافیایی، به ویژه نواحی روستایی آغاز شد و در نتیجۀ عوامل گوناگون و مهم­تر از همه توسعه و پیشرفت ابزارهای فنی ضبط، ثبت و تحلیل داده­ها و نیز پیدایش گرایش­های میان­رشته­ای دستخوش تغییرات فراوان شده است. در گویش­شناسی اجتماعی و ادراکی تأثیر مؤلفه­های اجتماعی و نگرش­های زبانی بر مشخصه­های زبانی و ادراک مرزها و ارزش­های زبانی مورد بررسی قرار می­گیرد. گویش­شناسی پیکره-بنیاد نیز از آمیختن علوم رایانه و آمار با مطالعات زبانی شکل گرفته است. بر خلاف گویش­شناسی سنتی که بیشتر به مطالعۀ مشخصه­های واجی و واژگانی در زبان مردان مسنِ روستایی توجه داشته است، امروزه اقشار مختلف در جوامع شهری و روستایی، انواع مشخصه­های زبانی به­ویژه دستوری، تحلیل­های کمی و کیفی رایانه­ای و آماری، نگرش­های زبانی و بررسی­های شناختی در کانون توجه قرار دارند. 

علمی-پژوهشی

شعر منظوم و نثر شاعرانه در زبان‌های هندواروپایی

صفحه 145-165

مهشید میرفخرایی

چکیده زبان­شناسی تطبیقی برای شناخت زبان‌ها دو روش مشخص دارد: روش رده­شناختی و روش تکوینی. هدف روش نخست تثبیت ویژگی‌های همگانی زبان‌ها و هدف روش تکوینی، تدوین تاریخ زبان‌هاست.   
زبان­شناس تطبیقی برای هر زبانی یک اصل مسلم و یک فرض دارد. اصل مسلم نزد ایشان مشابهت­های بسیار زبان‌هاست که نمی­توان آنها را حمل بر اتفاق یا وام­گیری کرد. فرض آنان بر این است که این زبان‌ها از یک اصل مشترکی منشأ گرفته‌اند و اختلافات کنونی میان آنها نتیجۀ تحولی است که زبان‌های هر گروه، پس از جدایی از نیای اصلی، پذیرفته‌اند. بررسی زبان­ها از طریق روش تطبیقی، بازسازی ویژگی­های بنیادی دستور و واژگان زبان فرضی را ممکن می­سازد، که این خود آغازی برای توصیف تاریخی زبان­های وابسته است. بر اساس مطالعات زبان­شناسی تطبیقی، زبان دارای دو بعد است، یکی توصیفی، یعنی بعد زبانی و دیگری هنری و شعری. بعد زبانی به دنبال عاملی است که یک پیام زبانی را به یک اثر هنری تبدیل می­کند.
مقایسۀ الگوهای شاخص در زبان­های هندواروپایی امکان باسازی زبان­ها را تا رسیدن به زبان مشترک اصلی، نیز شناخت ویژگی‌های شعر منظوم و نثر شاعرانه را فراهم می­سازد. بر اساس این مقایسه می­توان دریافت که در جوامع سنتی هندواروپایی، زبان شاعرانه در صلاحیت متخصصانی بوده است که انگیزۀ شاعری داشته، امّا جز سرودن شعر، وظایف دیگری از نوع موبدی، پیشگویی و مداحی را نیز عهده‌دار بوده­اند. اصطلاحات بازمانده در برخی از شاخه­های زبانی این خانواده، هم در بُعد واژه­ها و هم در چهارچوب وظایف و خویشکاری­های شاعران، در شرق و غرب یکسان است و از خلال این مشترکات می­توان هم از پایگاه اجتماعی شاعر آگاه شد و هم اصطلاحات مربوط به شعر را در شاخه­های زبانی خانوادۀ هندواروپایی باز شناخت.
در گفتار پیش رو کوشش شده است با تأکید بر شاخۀ هندوایرانی زبان­ها، زبان شعری و شکل آغازین آن بر اساس داده­های موجود باسازی و توصیف شود. 

علمی-پژوهشی

نگاهی تطبیقی به فرایندهای شش‌گانة هلیدی در متون تألیفی و ترجمه‌ای پزشکی

صفحه 99-118

یحیی مدرسی؛ معصومه حاجی‌زاده

چکیده هدف از این پژوهش توصیف ساختمان نقشی متون تألیفی و ترجمه‌ای تخصصی رشتة پزشکی به‌منظور یافتن ارتباطی میان آن‌هاست. سؤال‌های اصلی در این پژوهش عبارت‌اند از: 1. چگونگی کمیت و کیفیت فرایند‌های شش‌گانة هلیدی در متون تألیفی و ترجمه‌ای حوزة پزشکی و 2. تأثیر تفاوت توزیع فرایند‌ها در فهم‌پذیری متون این گونة علمی زبان فارسی. به این منظور، 2000 بند از چهار کتاب ترجمه‌ای با 2000 بند از چهار کتاب تألیفی پزشکی انتخاب و مقایسه شدند. الگوی استفاده‌شده در این پژوهش، فرانقش تجربی و شش فرایند مادی، رابطه‌ای، ذهنی، وجودی، بیانی، و رفتاری موجود در آن است. پس از انتخاب بندها، به‌صورت تصادفی، فرایندهای به‌کاررفته در آن‌ها شناسایی و سپس توصیف و تحلیل آماری شدند. تفاوت در درک‌پذیری متون ترجمه‌ای و تألیفی طی یک نگرش‌سنجی انجام شد. در این نظرسنجی مشخص شد که 3/79 درصد دانشجویان کارشناسی در درک مفاهیم متون ترجمه‌شده مشکل دارند. داده‌ها نشان دادند که، در برخی از بازه‌های زمانی، رابطة نزدیکی بین فرایند‌های متون تألیفی با ترجمه‌ای برقرار است، اما شواهدی دال بر تأثیرگذاری متون ترجمه بر تألیف یا، به‌رعکس، به‌لحاظ توزیع فرایند‌ها مشاهده نشد. هرچند شاهد تأثیر‌پذیری نسبی مترجم از ساختار نقشی متن مبدأ بودیم.

علمی-پژوهشی

گورنوشتة پهلوی ساسانی نویافتهة درجَدوَل‌ِترکیِ بالادهِۀِ کازرون (کازرون هفده)

صفحه 191-196

سیروس نصراله‌زاده

چکیده کتیبة حاضر یکی دیگر از گورنوشته‌های متعددی است که در منطقة کازرون یافته شده است. تاکنون حدود هفده کتیبه از این منطقه پیدا و خوانده شده است که غنای حضور زردشتیان در سه چهار قرن نخست هجری در این منطقه و نیز حضور کتابت مستمر، از دوران ساسانیان تا سده‌های نخستین اسلامی در ایران، را گواه است. این گورنوشته‌ها، هم‌چون تمامی گورنوشته‌های دیگر، به الفبای متصل کتابی (پهلوی ساسانی) نوشته ‌شده است. نام آمده بر این کتیبه «مهربوزید» پسر «مِه‌بوزید» است که در ماه آبان درگذشته است.