ساختار افعال سببی تالشی از چشم انداز زبانشناسی تاریخی
صفحه 1-14
زهره زرشناس؛ نیما عاصفی
چکیده افعال سببی در زبان تالشی در اشکال گوناگون پدیدار میشوند. برخی از این افعال تنها دارای گردش واکهای هستند اما گروهی دیگر که در این پژوهش مورد بررسی قرارگرفتهاند، جدای از گردش واکهای،پسوندهایی همچون_nəste, _āvnəste_āvniye, _āvəndeمیگیرند. این دسته از افعالزبان تالشی را میتوان برمبنای قواعد آواییِ افعالِ سببی در زبانهای ایرانی باستان، در دو گروه بخش نمود. در این[1] مقاله تلاش ما بر این خواهد بود که اجزای سازندۀستاکهایحالِ سببیِزبان تالشی را با نگاه به زبانهای ایرانی باستان و میانه توجیه کنیم. همچنین پیشینهای تاریخی برای پسوندهای مصدرساز این افعال (əste_(_de, _iye,بدست دهیم. در ادامه دگرگونیهای آوایی از جمله تبدیل همخوانm >v در افعالی که دارای پسوند_ām(ə)nو_āv(ə)nهستند مورد مطالعه قرار میگیرد.همگی تحلیلها در این مقاله برمبنای دانش زبانشناسی تاریخیخواهد بود.
بررسی بیان کودکان پیشدبستانی از درک طنز تصویری براساس نظریه عدمتجانس
صفحه 15-38
سریرا کرامتی یزدی؛ شهلا شریفی؛ علی علیزاده؛ عطیه کامیابی گل
چکیده چکیده
هدف این مطالعه بررسی درک طنز در کودکان پیشدبستانیاز طریق ارائه تصویر به آنها و تحلیل توضیحات زبانیشانبرمبنای نظریه عدمتجانس است.دراین پژوهش که از نوع توصیفی است در طی مصاحبههای نیمه ساختارمنداز شرکتکنندههای این تحقیق که 50کودک پیشدبستانی4 -6 ساله بودند خواسته شد تا دو محرک بصری خاص را مشاهده کنند و بگویند آیا تصویر مشاهده شده از نظر آنها خندهدار بوده است یا خیر و اگر خندهدار بوده، به چه دلیلی است. این پژوهش علاوه بر نظریه عدمتجانس، با معرفی مراحل پیشرفت طنز مکگی و طبقهبندیهای براون از طنز تصویری به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که: بیانکودکان پیشدبستانی از درک تصویر طنز بر اساس نظریه عدم تجانس چگونه صورت میگیرد؟یافتهها نشان میدهد که کودکان 4-6 ساله مورد بررسی در این تحقیق قادر به تشخیص مفاهیم طنز در تصاویر هستند. عدمتجانس در یک تصویر طنز را درک میکنند، به آن میخندند و میتوانند دلیل خندهشان را توضیح دهند.آنها میتوانند از طریق مقایسه تصویر با طرحوارههایی که در ذهنشان دارند به درک عدمتجانسهای اصلی و فرعی یک تصویر خندهدار دست یابند. این موضوع نشان میدهد که توانایی شناختی کودکان در تشخیص عدمتجانسهای مفهومی با مرحله سوم مراحل پیشرفت طنز مکگی که به تخطی از نمودهای مفهومی میپردازد مطابقت دارد.
پیشنهادی دربارۀ خوانش فعل ناشناختۀ غئضتدر درخت آسوریگ
صفحه 39-47
فرزانه گشتاسب؛ میثم محمدی
چکیده در متندرخت آسوریگ شش بار فعلی با صورت نوشتاری غئضتآمده که هنوز خوانش درستی از آن به دست داده نشده است. بافت عباراتی که این فعل در آنها آمده است نشان میدهد که این فعل، باید معادل ast باشد. پژوهشگران بر سر خوانش این فعل اختلاف دارند و آن را به صورتهای ast/ hast، est، ēst و āsēd خواندهاند. در این مقاله کوشش میشود با توجه به صورت فعلی وسذصتدر همین متن و صورتهای ایذ/ اید در گونۀ فارسی هروی و هی در زبان کهن گرگانی، پیشنهادی تازه دربارۀ خوانش این فعل داده شود.
بازنگری قطعۀ ac (M2 II)
صفحه 49-73
محسن میرزایی
چکیده در دستنویس M2 II از مجموعۀ متون تورفانی، برابر با قطعۀ ac در تقسیمبندی موضوعی مری بویس، به دو نیرو اشاره شده است: نیروی روشنی و نیروی تاریکی. آندرئاس و هنینگ در ترجمه و تفسیر این قطعه، نیروی روشنی را به دو بخش فعاله، که نجات خواهد یافت، و منفعله که تا ابد در ظلمت گرفتار خواهد ماند، تقسیم کردهاند. با آنکه محققان بعدی در ترجمۀ این قطعه متأثر از ایشان بودهاند، در خصوص نیروی روشنی فعال و منفعل یا سکوت کرده و یا به گونهای مبهم بدان اشاره کردهاند. ترجمههای پیشنهادی محققان در موارد متعددی به دلیل عدم رعایت نحو کلام، و نیز اعمال تغییراتی در تقسیمبندی موضوعی پاراگرافهای کاتب، مبهم است. در این مقاله نشان خواهیم داد که: مبحثی تحت عنوان نیروی روشنی فعاله و منفعله در کیش مانی وجود ندارد؛ محققان در تصحیح انتقادی متن توجهی به تقسیمبندی موضوعی کاتب نداشتهاند؛ ساختار نحوی کلام ساده و روان است و علت ابهام نحوی و معنایی متن را باید در نوع برداشت محققان جست.
نمود آخرین صورت ادبیات فارسی میانهی ساسانی
صفحه 75-105
سیروس نصرالله زاده؛ فریبا ناصری کوهبنانی
چکیده مقالهی حاضر با معرفی انواع نامههای فارسی میانهی سدهی هفتم شامل پاپیروس و پوستنوشته در مصر، در زمان چیرگی ارتش خسرو دوم (618- 628 م.)، به بررسی نوع خط، سبک نگارش و ادبیات این اسناد خواهد پرداخت که به خط تحریریِ شکستهای نوشته شده که میتواند به عنوان آخرین گونه کاربردی خط در دوره ساسانی شناخته شود. در عین حال این نامهها نمایانگر فعالیتهای چندجانبهی ایرانیان در مصر هستند. مکاتبات یادشده، تنها میان ایرانیان رد و بدل نمیشده؛ بلکه مابین ایرانیان و کارمندان و صاحبمنصبان مصری هم، که قبل از ورود ایرانیان، با نظام دیوانی روم آشنایی کافی داشتند، بوده است که نشان تعامل اجتماعی و به ویژه اقتصادی میان دو گروه و تأثیرپذیری آنها از هم نیز هست. این نامهها به لحاظ زبانشناسی، ادبی و تاریخی قابل بررسی هستند. پاپیروس و پوستنوشتههای یاد شده، در بعد واژگان، نحو و سبک نگارش با نوشتههای فارسی میانهی کتابی تفاوتهایی دارند که از خلال آنها، تحول خط از صورت کتیبهای به شکسته بررسی میشود. ادبیات این پاپیروس و پوستنوشتهها، به ویژه در بخش نامههای رسمی به عنوان نمود کلی مکاتبه دورهی ساسانی، به نحوی است که سعی شده از طریق ریختارها و الگوهای ثابت، موجز اما گویا و مؤثر باشد
تأثیر جنسیت بر بازنمود زبانی نگرش جامعهی فارسی زبان به خارجیها
صفحه 107-129
احسان نظری باوندپور؛ یحیی مدرسی؛ آزیتا افراشی
چکیده هدف اصلی این پژوهش بررسی بازنمود زبانی نگرش جامعهی فارسی زبان به مقولهی خارجیو تأثیر متغییر اجتماعی جنسیت بر این بازنمود است. این پژوهش در چارچوب نظری زبانشناسی اجتماعی-شناختی انجام میگیرد و مبتنی است بر تحلیل کمی دادههای به دست آمده از شیوهی پیمایشی به وسیلهی پرسشنامه از یک سو و مقایسهی این یافتهها با دادههای به دست آمده از تحلیل کیفی که خود بر مبنای گفتگو بنا شدهاند. در این پژوهش در مجموع 412 نسخه پرسشنامه به شیوههای مذکور جمعآوری شده و با استفاده از آزمونهای آماری (شامل آزمون تی تکمتغیره و آزمون تی دو متغیر مستقل) به این نتیجه رسیدهایم که به طور کلی بازنمودهای زبانی نشان میدهند نگرش چندان مثبتی در جامعهی هدف نسبت به خارجیها وجود ندارد و پیشفرضهای نه چندان مثبت، حتی از سوی زنان بیشتر از مردان هستند.در طراحی پرسشنامههای این پژوهش از یک آزمون زبانشناختی به نام آزمون اما استفاده شده و در نهایت به این نتیجه رسیدهایم که آزمون مذکور میتوانددر بررسی نگرشهای زبانی مورد نظر مابه کار رود.
