جملات مرکب در زبان فارسی تحلیلی بر پایة نظریة دستور نقش و ارجاع
صفحه 1-25
محمدرضا پهلواننژاد؛ حسین رسولپور
چکیده در این مقاله، ساختار جملات مرکب زبان فارسی بر پایة نظریة «دستورِ نقش و ارجاع» بررسی میشود. این نظریه را، در سال 1997، رابرت دی. ون ولین و رندی جی. لاپولا مطرح کردند و، در سال 2005، ون ولین نسخة نهایی آن را ارائه داد. دستور حاضر سه نوع رابطه را با عنوان «همپایگی»، «ناهمپایگی» و «هموابستگی» بین جملات مرکب مطرح میسازد و سه سطحِ اولیة پیوند را «بند»، «کانون»، و «هسته» میداند. سه نوع رابطة احتمالی بین «واحدها» برقرار است. بنابراین، از ترکیب سطوحِ اولیة پیوند و روابط احتمالی، نُه رابطه در «دستور همگانی» این نظریه قابل تصور است؛ که الزاماً تمامیِ آنها در همة زبانها یافت نمیشود. در این مقاله، جملات مرکب زبان فارسی را تحت دو رابطة کلیِ همپایگی و ناهمپایگی بررسی نموده و دو نوع رابطه را برای همپایگی و نُه رابطه را برای ناهمپایگی معتبر دانستهایم؛ که با ارائة مثالها و نمودارهایی تبیین شدهاند. مزیت تحلیلهای زبانیِ این دستور نسبت به سایر نظریههای دستوری را میتوان توجهِ همزمان به سه سطح «نحوی»، «معنایی»، «کاربردشناختی» دانست. امری که در نظریههای دستوری دیگر مستلزم پژوهشهای جداگانهای است.
مقایسة اثر تنیدگیزایی محاسبة ذهنی و تعارض زبانشناختی واج ـ فونتیک بر تغییرات کورتیزول بزاقی در دختران دانشآموز دبیرستانی
صفحه 27-45
فریبا جاننثاری لادانی؛ علیرضا آقایوسفی؛ احمد علیپور؛ حسین زازع
چکیده تعارض زبانشناختی واج ـ فونتیک یکی از عوامل مهم زمینهساز تنیدگی در دانشآموزان بهحساب میآید که پیامدهای روانی ـ فیزیولوژیکی مختلفی دارد. هدف پژوهش حاضر مقایسة آثار تنیدگیزایی محاسبة ذهنی (جمعبندی متوالی اعداد بدون استفاده از قلم، کاغذ، و ماشینحساب) و تعارض زبانشناختی واج ـ فونتیک (تعارضی که بر اثر خواندن واجهای فارسی نگارششده به حروف انگلیسی در زمینة شناسایی کلمه، تداعی واژگانی و معنایی آن پدید میآید)، بر فعالیت محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال (تغییرات کورتیزول بزاقی) در دانشآموزان است. در این بررسی، 30 دانشآموز دختر از یک دبیرستان در منطقة 5 آموزش و پرورش شهر تهران به صورت نمونهگیری تصادفی مرحلهای انتخاب شدند. پس از اطمینان از سلامت جسمی و روانی، آنها به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول تعارض زبانشناختی واج ـ فونتیک (آزمون خواندن متن پینگلیش) و گروه دوم محاسبة ذهنی (آزمون PASAT) را انجام دادند. نمونههای بزاقی در هر دو گروه 3 بار (قبل از آزمون، بعد از آزمون، و 15 دقیقه بعد از آزمون) گرفته شد و میزان کورتیزول بزاقی در آزمایشگاه با روش الایزا تعیین گردید. یافتهها: دو تکلیف محاسبة ذهنی و تعارض زبانشناختی واج ـ فونتیک در تغییر میزان متغیر وابسته (کورتیزول بزاقی) در سه نوبت تفاوت معناداری ندارند (05/0>P)؛ تغییرات شاخص فیزیولوژیک در دو گروه آزمایشی بیانگر افزایش کورتیزول بزاقی پس از هر دو آزمون است. نتیجهگیری: محاسبة ذهنی و تعارض زبانشناختی واج ـ فونتیک، بهمثابة منابع تنیدگیزایی، کورتیزول بزاقی را در دختران دانشآموز دبیرستانی افزایش میدهند و افزایش در دو گروه یکسان است.
پژوهشی پیرامون ریشهشناسی واژة سغدی ršt’wc’r
صفحه 47-52
زهره زرشناس؛ مهدی مشکریز
چکیده زبان سغدی از زبانهای ایرانی میانة شرقی است که از سدة نخست تا سدۀ سیزدهم میلادی رواج داشته است. این زبان به سبب نفوذ زبان پهلوی و نیز بر اثر نفوذ زبان ترکی بهتدریج از رونق افتاد و زوال آن با گسترش زبان فارسی و، علاوه بر آن، با نفوذ زبان عربی، از دیگر سوی، شتاب بیشتری گرفت. به هر روی، واژههایی از زبان سغدی به زبان فارسی راه یافت و در قالب وامواژه به حیات خود ادامه داد. در این پژوهش، واژۀ سغدی / raštučār/ ršt’wc’r بهمعنای «دلداری، تسلی، همدردی»، با توجه به شواهد زبانشناختی و آواشناختی زبان سغدی، بررسی و کوشش شده است تا ریشهای برای واژۀ سغدی مذکور پیشنهاد شود و از دیگر زبانهای ایرانی میانۀ شرقی (مانند ختنی و سغدی) و زبانهای ایرانی میانۀ غربی (مانند فارسی میانه، پهلوی اشکانی ترفانی و فارسی میانه ترفانی) نیز شواهدی ارائه گردد.
بررسی ویژگیهای خانوادههای زبانی و تأثیر آن بر روی انواع خطاهای تولیدی در افراد دارای شکاف کام پس از عمل جراحی
صفحه 53-70
عالیه کرد زعفرانلو کامبوزیا؛ مهدیه سیدزاده اقدم؛ فردوس آقاگلزاده
چکیده دستگاه بازخوان یکی از دستگاههای مهم گفتار است که بدون سلامت آن برخورداری از گفتار طبیعی غیر ممکن است. این دستگاه بر اثر عارضة شکاف کام٬ که در ارتباط طبیعی حفرات بازخوان حلق و دهان و بینی اختلال ایجاد میکند، دچار آسیب می شود که با عمل جراحی به ترمیم آن اهتمام میورزند. نمونههای مورد مطالعه در این پژوهش سی نفرند که در فاصلة زمانی تحقیق حداقل شش ماه از زمان جراحی شکاف کام آنها گذشته بود. پانزده تن از این بیماران پسر و پانزده تن دخترند، حداقل سنی پنج سال و حداکثر سنی پانزده سال است. این افراد از نظر میزان خیشومیشدگی صدا و ویژگیهای زبانشناختی گفتار در قالب هجا و واژه حداقل شش ماه پس از جراحی مورد ارزیابی قرار گرفتند و با تحقیقات مشابه در خانوادههای زبانی دیگر مقایسه شدند. نتایج پژوهش به صورت زیر خلاصه میشود: همة واکهها و همخوانها در افراد فارسیزبان پس از عمل جراحی شکاف کام، دچار خیشومیشدگی بودند. واکههای گسترده و پیشین بیش از واکههای گرد و پسین دچار خیشومیشدگی بودند. همخوانهای روان بالاترین خیشومیشدگی را نشان میدادند و همخوانهای لرزشی کمترین میزان خیشومیشدگی را مطرح میکردند. خطاهای تولیدی افراد فارسیزبان در سطح واژه بیشتر شامل حرکتهای جبرانی از نوع تولید دومین بود٬ که نتیجهاش برخلاف افرادی با خانوادة زبانی عربی و انگلیسی بود که خطاهای تولیدی از نوع اجباری را نشان میدادند. بیشترین اختلال تولید شامل پرخیشومیشدگی و کمترین اختلال تولید شامل جابهجاشدگی و جانشینشدگی در تولید بود که به طور کلی خطاهای واجشناختی حتی در زبان فارسی را شامل نمیشد.
تحلیلی بر ساختار زبانی غالب در گزیدهای از مثلها و تعبیرهای کنایی فارسی
صفحه 71-84
ناهید مؤید حکمت
چکیده نظر به اینکه، در غالب متون جامعهشناسی در حوزة فرهنگ، بر اهمیت زبان بهعنوان کلیدیترین عنصر نمادین غیر مادی فرهنگ تأکید شده است، بررسی ساختار کلامی مستتر در گزیدهای از مثلها و تعبیرهای کنایی فارسی بهمثابة مطالعهای در حوزة فرهنگ شفاهی توجیه میگردد. در مقالة حاضر، بررسی صورت بلاغی، نحوة خطاب، و شیوة بیان مثلها و تعبیرهای کنایی فارسی محورهای اساسی مورد توجه درخصوص شناسایی ساختار زبانی در نظر گرفته شده است. روش تحقیق بهکاررفته در پژوهشی که مقالة مزبور برگرفته از آن است کمی و شیوة گردآوری اطلاعاتْ تحلیل محتوا است که یکی از متداولترین شیوهها در حوزة شناسایی هویت آثار ادبی است. این پژوهش از نوع اکتشافی است و فرضیهای را به آزمون نمیگذارد. هدف این پژوهش، تمرکز بر بعد کلامی گزیدهای از مثلها و تعبیرهای کنایی است که در آثار مکتوب اندیشمندان مختلف گردآوری شده است؛ هرچند ممکن است امروزه برخی از این مثلها دیگر بهکار برده نشوند و با اصطلاحات دیگری جایگزین شده باشند. یافتههای تحقیق، که ادعای تعمیم آنها وجود ندارد، حاکی از آن است که صورت بلاغی تعبیر کنایی، نحوة خطاب غیر مستقیم به انسان، و شیوة بیان عاطفی بارزترین نمود ساختار کلامی در مثلها و تعبیرهای کنایی مورد بررسیاند. افزونبر این، مورد اخیر ـ عاطفهگرایی ـ فصل مشترک یافتههای ساختار کلامی با یافتههای این پژوهش در دو بعد دیگر آن، یعنی بعد ارزشی و بعد نگرشی است. این یافته را چنین میتوان تعبیر کرد که تحلیل و فهم ساختار زبانی در متن فرهنگی و شرایط خاص اجتماعی، یعنی فضای گفتمانی سرشته در آن، تولید و دریافت میشود.
حالت و حالتنمایی در وفسی
صفحه 85-105
مهینناز میردهقان؛ سعیدرضا یوسفی
چکیده هدف از پژوهش حاضر، شناسایی انواع حالتهای دستوری در وفسی، از زبانهای ایرانی شمال غربی، و بررسی شیوههای حالتنمایی آنهاست. در اینباره، چهارده حالت دستوری در وفسی قابل شناسایی است که از طریق راهبردهای گوناگون زبانی به شرح زیر نشانگذاری میشوند: 1. استفاده از تکواژ به صورت پسوند؛ 2. استفاده از حروف اضافه؛ 3. استفاده از واژهبستها (حروف اضافة وابسته از لحاظ آوایی)؛ 4. استفاده از ترتیب واژگانی؛ و 5. استفاده از ویژگیهای زبرزنجیری. نتایج تحقیق، که در طی جدولهایی در مقاله آورده شده است، نشان میدهد که حالتهای «کنایی»، «مفعولی»، «مفعولی حرف اضافه»، «بهواسطه»، و «ملکی»، در گویش، با استفاده از تکواژهای تلفیقیِ حالت غیر مستقیم؛ همچنین حالت «بهواسطه» (علاوه بر راهبرد پیشین) در ساختهای خاص، با استفاده از واژهبست؛ حالتهای «ازی»، «بایی»، «برایی»، «ابزاری»، «مکانی»، و «حرکتی» از طریق حروف اضافه؛ و حالتهای «فاعلی» و «مطلق» از طریق ترتیب واژگانی و نوع ساختار جمله حالتنمایی میگردند. علاوه بر آن، در نمایاندن حالت «ندایی» در وفسی، از ویژگی زبرزنجیریِ آهنگ خیزان بهره برده میشود.
نامهای خاص مشترک در کتیبههای سغدی سند علیای پاکستان و کتیبههای ایرانی میانة غربی (ساسانی ـ پهلوی اشکانی)
صفحه 107-124
ویدا نداف
چکیده کتیبههای سغدی سند علیا مجموعهای است شامل بیش از 700 سنگنوشته به زبانهای پارتی (2 مورد)، فارسی میانه (2 مورد)، بلخی (2 مورد)، و بقیه به زبان سغدی و نیز نقش برجستههایی، که بر روی سنگهایی در کنارة این رودخانه کنده شدهاند. بر روی بیشتر این سنگنوشتهها، نام بازرگانان سغدی حک شده است که زمانی از این مکان دیدار کردهاند. این کتیبهها متعلق به قرن سوم تا ششم میلادی است. وجود نامهای فارسی میانه نظیر شاپور، کرتیر، و پاپک در میان نامهای سغدی زمانی نزدیک به دورة ساسانی (نیمة قرن سوم تا هفتم میلادی) را تأیید میکند.
در این مقاله، ابتدا نامهای خاص مشترک بین کتیبههای سغدی و کتیبههای ایرانی میانة غربی (پهلوی ساسانی ـ پهلوی اشکانی) مشخص شده، و سپس شباهتها و ناهمانندیها در پایان هر نام آورده میشود.
