تفاوتهای سبکی غزل حافظ و سلمان ساوجی از نظر کاربست فعل
صفحه 1-16
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4390
طاهره ایشانی
چکیده زیباییهای ادبی و هنری غزل حافظ بر همگان مبرهن است؛ امّا این زیباییها زمانی بیشتر آشکار میشود که با غزلهای دیگر شاعران و بویژه غزلهایی که مورد توجّه وی بوده و در استقبال از آن اشعار، غزلهایی همزمینه سروده؛ بررسی مقایسهای گردد. چنین بررسیهایی تا حدّی میتواند این امر را محرز کند که چرا غزلدوستان از خوانش غزل حافظ در مقایسه با غزلهایی با همان زمینه؛ حظّی وافرتر و متفاوتتر دریافت میکنند. زبانشناسی نقشگرای هلیدی که در تحلیل متون ادبی کارآمد نشان داده شده؛ در پاسخ به این پرسش میتواند کمک نماید. در این رویکرد، فرانقش تجربی که به بازنمایی تجربههای انسان از جهان بیرون و درون میپردازد؛ بیانگر محتوای گزارهای بند است که بهوسیلة فعل اصلی بیان میشود و به آن فرایند میگویند. در جستار پیشِ رو، با بهرهگیری از روش توصیفیتحلیلی و آماری، در پی پاسخ به این پرسش هستیم که غزل حافظ و سلمان از نظر کاربست انواع فرایندها چه تفاوتهایی با هم دارند و این تفاوتها چه تأثیراتی بر سبک غزل این دو شاعر و به تبع آن التذاذ ادبی شعر آنان دارد. نتایج این پژوهش حاکی از این است اگرچه هر دوی این آثار در یک ژانر مشترک (غزل) نوشته شدهاند و دارای زمینة تقریباً مشابهی هستند؛ امّا گزینشهای فعلی انگیخته از زبان آنان متفاوت است. حافظ به بهرهگیری از فرایندهای «ذهنیِ آرزویی و عاطفی»، و فرایندهای «مادّیِ تبدیلی» توجّه بیشتری نشان داده و تمایز سبکیِ غزلیّات همزمینة او نسبت به غزلهای سلمان در رنگ و بوی عاطفی و همچنین پویایی غزل وی نهفته است
بررسی واژههای شناور در رساله «ارشاد المریدین» کمالالدین حسین خوارزمی
صفحه 17-39
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4453
آذر خانی؛ فاطمه مدرسی؛ بهمن نزهت
چکیده واژههای شناور یا مفردات، آن دسته از واژههایی هستند که عنوان صرفی ثابتی ندارند. به عبارتی، این واژهها ما بین دو حوزة ساختواژه و نحو قرار میگیرند. از یک سو، واژه اند و از دیگرسو، تعیین معنای دقیق آنها مستلزم دقت در روابط نحوی و جایگاه آنهاست. بنابراین، مقولاتی واژگانی-نحوی به شمار میروند. از این رو، باید در ارتباط با دیگر واژههای جمله سنجیده شوند تا بتوان آنها را به یکی از مقولات نحوی زبان فارسی نسبت داد. مقالة حاضر با شیوه توصیفی- تحلیلی سعی دارد که این واژهها را در متن کتاب «ارشاد المریدین» کمالالدین حسین خوارزمی بررسی کند. برایند پژوهش حاکی از آن است که واژههای بس/ بسی، تا، چند/ چندین، چنین/ چنان، چون/ چو، همچو/ همچون، چه، دگر/ دیگر، که، مگر، هم، همه، هیچ، یک/ از واژههای شناوری هستند که در این متن به کار رفتهاند. بیشتر این واژهها در نقشهای دستوری قید (پرسش، منظور، زمان، شرط، استثنا، تردید، افزایش، نفی و ترتیب)، صفت (مقدار، پرسشی، مبهم و تعجبی)، حرف اضافه، مسندالیه، همپایگی، ضمیر (مبهم، پرسشی، غیرپرسشی و شمارشی) به کار رفتهاند. در این میان «که» پرکاربردترین واژه شناور این متن است که جملۀ بعد از آن در نقش ضمیر غیرپرسشی، پیوند، مسندالیه، صفت، مفعول، قید زمان و قید شرط ظاهر شده است.
استل آرامی قلایچی بوکان؛ کتیبة بومی منطقه یا وارداتی؟
صفحه 41-60
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4391
مریم دارا
چکیده استل قلایچی بوکان که کتیبةآرامی دارد منسوب به ماناهاست. پژوهشگران بسیاری بر متن و تفسیر آن پژوهش کردهاند. اما، مبنای کار همة آنها این است که استل در داخل محوطه معبد قالایچی به دست آمده است. اما، شواهد مبنی بر به دست آمدن دو قسمت کتیبه و متن آن ابهامات بسیار دارد و حکم به مانایی بودن آن را دچار تردید میکند. نگارنده در این نوشته تلاش داردمشخصات و متن کتیبة استل قلایچی بر اساس نظرات پژوهشگران گوناگون بیاورد. همچنین ارتباط معبد قلایچی بوکان با کتیبه و باورهای متجلی در متن کتیبة استل قلایچی بر اساس آراء مختلف ذکر کند. از مجموع این نظرات و شواهد به دست آمده و متون مشابه دیگر میتوان در مانایی بودن این کتیبه تردید کرد اما آشوری و اورارتویی نیز نیست و شاید کتیبه از جایی احتمالاً در بین النهرین یا شمال سوریه در زمانی نامعلوم به اینجا آورده شده است. همچنین احتمالاً فتحنامه یا کتیبة یادمانی است نه عهرنامه و پیمان.
خویشتنداری بنابر آموزه بودا در متنی به زبان ختنی
صفحه 61-80
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4392
سارا روحانی؛ مهشید میر فخرایی
چکیده کتاب زَمبَستَه منظومهای طولانی به زبان ختنی قدیم از شاخه زبانهای ایرانی میانه شرقی است. این کتاب، مجموعهای وسیع از مفاهیم رایج آئین بودایی و جنبههای گوناگون دین بودا است. فصل دوازدهم این کتاب فصلی آموزهایو شامل مجموعهای از شایستها و نشایستهاست. قطعهای که در این گفتار برگردان آن از زبان ختنی به فارسی آمده، شامل 52 بند نخستین همین فصل است که به شرح و توصیف سَموَرَ(saṃvara= خودداری،خویشتنداری اخلاقی یا متوقف ساختن تأثیرات کَرمَهها یا اعمال پیشین انسان) اختصاص دارد. سَموَرَ یکی از مهمترین مراحل رسیدن به فضیلت پرهیزگاری به شمار میآید و همانند نگهبانی است که پیوسته میکوشد تا انسان را از هر آنچه که ناشایست و ناپسند است، دور دارد و او را در جهت رسیدن به نیروانه (= نجات و رستگاری) یاری رساند. در زیر ریشهشناسی واژه سَموَرَ، دیدگاه فلسفی درباره سَموَرَ، مراحل دستیابی، مراسم تعهد و شرایطی که به از دست دادن سَموَرَ میانجامد، مورد بررسی قرار گرفته است.
رویکرد معناشناسی شناختی به حرف اضافه «به» با تأکید بر شاهنامه فردوسی
صفحه 81-97
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4393
مریم علی نژاد؛ مهلا آرینپور
چکیده «به» یکی از پرکاربردترین حروف اضافه در زبان فارسی است که معانی گوناگونی دارد. پژوهش حاضر با استفاده از کاربرد این حرف در داستانی از شاهنامه فردوسی، به بررسی مقولات شعاعی حرف اضافه «به» از منظری شناختی میپردازد. پیکرة موردنیاز این پژوهش، از داستان «بیژن و منیژه» شاهنامه (با 1312 بیت) استخراج شده است. اهداف اصلی این مطالعه، نشاندادن ساختار شعاعی شبکه معنایی حرف اضافه «به» و بررسی تغییرات معنایی ایجادشده در شبکه معنایی آن، به روش، توصیفی- تحلیلی است که به منظور نیل به این اهداف و تحلیل، از رویکرد چندمعنایی سامانمند تایلر و ایوانز بهرهگرفته شده است. نوع روش پیکره بنیاد است.
یافتهها حاکی از آن است که در 631 بیت از کل ابیات این داستان، حرف اضافه «به» با بسامد 789 بار به کار رفته است که معانی مختلف آن در این ابیات، از حالتی نظاممند برخوردار بوده و در شبکة معنایی منسجمی در قالب ساختار شعاعی قرار گرفتهاند. در شاهنامه، معنای سرنمونی این حرف اضافه در مفهوم «الصاق و اتصال» بیشترین بسامد وقوع را دارد. همچنین نتایج مؤید آن است که در داستان بیژن و منیژه، معانی گوناگون «به» در قالب ساختاری و شعاعی و در خوشههای معنایی «الصاق و اتصال»، «مخاطب قراردادن و ایجاد ارتباط»، «استعانت و واسطه»، «تعلیل» و «مصاحبت و همراهی»، حول محور معنای سرنمونی آن، یعنی «الصاق و اتصال» مورد استفاده قرار گرفتهاند
زبان فرمولوارهای و نقش آن در آموزش زبان فارسی
صفحه 99-122
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4394
مجتبی کاوه؛ آزیتا افراشی
چکیده این جستار پژوهشی است توصیفبنیاد که به معرفی، توصیف، و تحلیل عبارتهای فرمولوارهای و انواع اصلی آن در فارسی میپردازد. فرمولوارهها دو گونهی اصلی دارند؛ فرمولوارههای ثابت (پیشساخته) توالیهایی هستند که بهطور یکجا فراگرفته، بهطور یکجا ذخیره میشوند و بهطور یکجا بکار میروند. دیگری، فرمولوارههای زایا (نیمهپیشساخته) هستند که هم دارای عناصر ثابت و هم برخی جایگاههای تُهی هستند که توسط عناصری از مقوله واژگانی مشخص پُر میشوند. دادههای پژوهش از پایگاه دادههای زبان فارسی، وِبگردی، زنجیرههای تلویزیونی، و مشاهدات شخصی گردآوریشده است. این پژوهش به سؤالاتی از این قبیل میپردازد که فرمولوارهها در چه بافتهایی، و با چه معنایی بکار میروند و فراگیری آنها چگونه میتواند به رفع مشکل روانی گفتار فارسیآموزان بیگانه کمک کند. گوناگونی دادهها نشان میدهد فرمولوارهها تقریباً در تمامی بافتهای اجتماعی-فرهنگی و غالباً در معنای اصطلاحی بکار میروند. در ادامه بر مبنای انگاره پردازش دوسطحی به چگونگی پردازش فرمولوارهها پرداختهایم. پس از تحلیل ساختار درونی و ارائه نمونههای متعدد از فرمولوارهها و دستهبندی جایگاهشان در گفتمان ، به توصیفی دستیافتیم که راه را برای فراگیری آنها در آموزش زبان فارسی هموار میکند. ازآنجاییکه بر مبنای هر فرمولواره زایا میتوان بینهایت عبارت جدید خلق کرد بنابراین فراگیری آنها میتواند کمک شایانی به سلاست گفتاری زبانآموزان کند.
اهمیت ترجمه در مستنداتِ زبانهای ایرانی باستان
صفحه 123-141
https://doi.org/10.30465/ls.2019.4395
موسی محمودزهی؛ علیرضا بهرهمند
چکیده در این مقاله به بررسی اهمیت ترجمه بر اساس مستندات موجود از زبانهای ایرانی در سه دورۀ تاریخی ایرانِ باستان شامل هخامنشی، اشکانی و ساسانی پرداخته شده است. یافتهها نشان میدهد که گستردگی جغرافیایی هر کدام از این سه فرمانروایی ایرانی و تنوع و تکثر جمعیتهای انسانی با زبانها، آداب و رسوم، و روابط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی متفاوت؛ ضرورت استفاده از ترجمۀ شفاهی و مکتوب را در میان مردم اجتنابناپذیر ساخته بود. مستندات موجود و مباحث تاریخیِ پیرامون آنها، حاکی از آن است که غالبِ این ترجمهها از نوعِ فرمانهای شاهان، متون مذهبی، متون علمی، معاملات اقتصادی، و اسنادخانوادگی بود که هر کدام در جای خود هدف یا ضرورتی را در پی داشت، آن چنانکه بخشی ازاقدامات شاهان ساسانی مانند شاپور اول، شاپور دوم و خسرو انوشیروان را دراین خصوص، میتوان به نام نهضت ترجمه تعبیر کرد. بررسیِ این ترجمهها نشان میدهدکه چندین زبان با درجۀ اهمیت متفاوت به صورت همزمان در این امپراتوریها رواج داشته است. حاصل این مقاله میتواند امروز به علومی مانند تاریخ، تاریخِ علم، باستانشناسی، زبانشناسیِ تاریخی، ایرانشناسی، و فرهنگ و ادبیاتِ ایرانی کمک کند.
