بررسی تغییرات واژگانی در جامعة زبانی شهر گرگان بر اساس متغیرهای اجتماعی سن، جنسیت، و تحصیلات
صفحه 1-14
یدالله پرمون؛ ندا ازکیا؛ مهناز کربلائی صادق
چکیده زبان پدیدهای است اجتماعی که پیدایش آن به زمان نخستین اجتماعات انسانی باز میگردد و همچون «نهادی انسانی« و متعلق به جامعه، در ارتباط با تحولات اجتماعی و تاریخی جوامع بشری، شکل میگیرد. مطالعات جامعهشناختی زبان نشان داده است که ساخت و کاربرد زبان بیتأثیر از عوامل اجتماعی و متغیرهای غیرزبانی، مانند جنسیت، سن، تحصیلات، قومیت، طبقة اجتماعی و غیره نیست. بررسی گویشهای شهری و تحولات آن نیز یکی از زیر شاخههای جامعهشناسی زبان محسوب میشود. اما پیشتر، در مطالعات گویشی، محققان اغلب به بررسی گویشهای روستایی میپرداختند و به تبع آن گویشهای شهری مورد غفلت قرار میگرفت. این امر خود بدان دلیل بود که، در بررسیهای گویششناسی، نیروهای محرک بر فیلولوژی تطبیقی استوار بود و شهرها، به علت مهاجرت افراد از روستاها، اهمیت خود را به لحاظ فیلولوژی از دست میدادند. زمانی که تأکید بر این امر (فیلولوژی) در بررسیهای زبانشناختی تغییر یافت، تمایل به مطالعات شهری افزون گردید. در پژوهش حاضر، نگارندگان به بررسی تغییرات واژگانی در جامعۀ زبانی شهر گرگان، با توجه به عوامل سن، جنسیت و تحصیلات، پرداخته و همبستگی میان تغییرات واژگانی براساس متغیرهای اجتماعی مذکور را، با بهرهگیری از روش میدانی و انتخاب جمعیت نمونه، ارزیابی کردهاند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دادند که متغیر اجتماعی سن مهمترین عامل در تغییر واژه محسوب میشود و متغیرهای جنس و تحصیلات نقش کمرنگتری ایفا میکنند. همچنین این متغیر در تغییرات واجی و آوایی در این جامعة زبانی نقشی عمده دارد. بنابراین متغیر سن مهمترین شاخص این تغییرات محسوب میگردد و میتواند خطری در راستای از میانرفتن گویش اصیل این جامعة زبانی باشد.
ساختار متن سرمقالههای روزنامههای ایرانی (بر اساس الگوی حل مسئلة مایکل هوی 2001)
صفحه 15-30
ژیلا خانجانی؛ فردوس آقاگلزاده
چکیده زبانشناسی متن شاخهای از تحلیل گفتمان است که به بررسی زبان در سطح جمله و فراتر از جمله میپردازد. رویکردهای مختلفی برای تشخیص ساختار درونی متون و چگونگی تولید و درک آنها ارائه شده که یکی از آنها رویکرد حل مسئله مایکل هوی است. این رویکرد دارای چهار رکن است: موقعیت، مسئله، پاسخ، و ارزیابی. در تحقیق حاضر، سعی بر آن است تا، با استفاده از زبانشناسی متن، این رویکرد توضیح و به این پرسشها پاسخ داده شود که ساختار متن سرمقالة روزنامههای ایرانی تا چه میزان بر اساس الگوی مایکل هوی تعمیمپذیر است و چگونه میتوان میزان انتظار وقایع آن را توسط خوانندگان با استفاده از این الگو مشخص کرد. بر این اساس، در تحقیق حاضر، تعداد 20 متن سرمقاله (سخن سردبیر)های روزنامههای ایرانی از دو روزنامة سراسری کشور، اعتماد و آفتاب یزد، انتخاب و بررسی شده است. تحلیل دادهها بر اساس این رویکرد حاکی از این امر است که ساختار تولید متن روزنامههای بررسیشده تا حد زیادی با چهار رکن الگوی حل مسئلۀ مایکل هوی یعنی موقعیت، مسئله، پاسخ و ارزیابی منطبق است و با استفاده از این الگو میزان انتظار و ضریب پیشبینی و درنتیجه درک سریعتر متن روایی عرضهشده به خواننده مشخص میشود.
جلوههای بلاغت در دو سرود منسوب به مانی
صفحه 31-43
زهره زرشناس؛ عباس آذرانداز
چکیده مانی از پدر و مادری ایرانی در بابِل، که از استانهای حکومت اشکانی بود، زاده شد. به گواهی تاریخ، ایرانیان مردمانی بلیغ بودهاند و بینالنهرین محل تلاقی عقاید، افکار، و اساطیر گوناگون محسوب میشد. تبار ایرانی و پرورش در بابل زمینههای رشد و تعالی اندیشه و هنر را در مانی مهیا ساخت. بیشک جنبهای از بلاغت ایرانیِ پیش از اسلام در اشعار او تجلی یافته بود که نمونههای بازمانده به زبان فارسی میانه و پارتی پیروان او بخش کوچکی از این گنجینۀ پربار گذشته است. این اشعار گوشهای از تصرفات ایرانیان در حوزۀ خیال و برخی سنتها و ویژگیهای شعری آن دوره را نشان میدهد. در این مقاله، دو سرود یکی، به زبان فارسی میانه و دیگری، به زبان پارتی، که اصل آنها منسوب به مانی است، به دلیل تنوع استفاده از صُوَر خیال و جلوههای بلاغی پیشرفته، بررسی و تحلیل زیباییشناختی میشوند. از آرایههای ادبی در این دو سرود کوتاه، به تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، تکرار، مراعاتنظیر، حسآمیزی، ایهام، و ایهام تناسب باید اشاره کرد که ظرافت و ذوق بهکاررفته در برخی از آنها از دستیابی شاعران آن دوره، به نوعی کمال در حوزۀ خیال شاعرانه حکایت میکند، موضوعی که از لحاظ تاریخ ادبی ایران بسیار مهم است. در این اشعار، امکانات ادبی و بلاغی در خدمت اندیشههای مانی درآمده است که، به مناسبت، دربارۀ این عقاید توضیح داده شده است.
گونههای گفتاری و نوشتاری در زبانهای انگلیسی و فارسی
صفحه 45-68
احمد صفارمقدم
چکیده مهمترین تمایز کاربردی زبان، که از وسیلۀ بیان ناشی میشود، تمایز گفتار و نوشتار است. این تمایز دو گونۀ گفتاری و نوشتاری زبان را پدید میآورد که در همۀ زبانها کم و بیش بهچشم میخورد. تفاوتهای دو گونه به دوری یا نزدیکی صورتهای گفتاری از صورتهای نوشتاری بستگی دارد. به دلیل اختلافات بارز گفتار و نوشتار در زبان فارسی، آموزش این زبان بهعنوان زبان خارجی دشواری فراوانی برای زبانآموزان به همراه دارد. این دشواری زمانی محسوستر میشود که غیر ایرانی بودن بسیاری از مدرسان این رشته، تخصص مدرسان ایرانی در رشتههای جدا از آموزش زبان، محیط زبانی نامأنوس و بیگانه، ضعف عوامل انگیزشی در زبانآموزان، و، درنهایت، عدم دسترسی به منابع آموزشی صوتی نیز در مد نظر قرار گیرد. در آغاز مقاله، ضمن اشاره به نحوة شکلگیری مطالعات گفتاری ـ نوشتاری، وضعیت کلی آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان بهاختصار مطرح گردیده، سپس به توضیح تفاوتهای عمدة ساختاری در دو گونۀ گفتاری و نوشتاری پرداخته شده است. شرح مجموعۀ تفاوتهای این دو، بر مبنای پژوهشهای نوین زبانشناختی، بخش اصلی مقاله را تشکیل میدهد. طرح مبانی نظری، به شرحی که خواهد آمد، میتواند اساس ارائة راهکار مناسب برای آموزش تفاوتها در برنامههای فارسیآموزی قرار گیرد و در کسب مهارتهای گفتاری زبانآموزان مفید واقع شود و، درنهایت، به ارتقای دانش زبانی آنان و جایگاه زبان فارسی بینجامد. طرح مقاله از شناخت و تجربۀ نگارنده در آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان نشئت گرفته و دادههای آن به روش اسنادی از آثار محققان نامدار زبانشناسی تأثیر پذیرفته است.
اخلاق و آداب سخندانی در اندرزنامههای فارسی میانه
صفحه 69-84
فرزانه گشتاسب؛ نادیا حاجیپور
چکیده سخن و آداب آن از موضوعاتی است که در متون ادبی و اندرزنامههای فارسی میانه همواره به آن توجه شده است. برای بیان آداب سخندانی و اهمیت آن در متون این دوره میتوان آنها را به چند موضوع کلی تقسیمبندی کرد. در این گزارش، ابتدا در مقدمهای کوتاه به اهمیت سخن در ادبیات ایران باستان پرداخته شد؛ سپس آداب سخندانی در متون ادبی و اندرزنامههای فارسی میانه در قالب موضوعات «راستگویی و دوری از دروغ»، «با اندیشه سخنگفتن»، «میانهروی در گفتار»، «سنجش زمان و سخن»، «نرمی و ادب در گفتار» و غیره بررسی شد. در این نوشتار، همچنین سعی شده است برخی از این اصطلاحات در متون نظم و نثر فارسی و نیز برخی از گویشها بررسی شود.
چندصدایی و چندشخصیتی در رمان پسامدرن ایران با نگاهی به رمان اسفار کاتبان از ابوتراب خسروی
صفحه 85-120
محسن نوبخت
چکیده اسفار کاتبان از ابوتراب خسروی، به اعتبار حضور صداهای چندگانة شخصیتها باهم و درهم، متنی چندصدایی تلقی میشود. چندصدایی اصطلاحی است که باختین برای اشاره به رمانهای داستایفسکی از آن استفاده کرد، که، در آنها، شخصیتها به گونهای به مکالمه با هم میپردازند. در رمانهای پیشامدرن، راوی گویندة مسلط در کل متن بود که اجازة هیچگونه ابراز عقیدهای را به شخصیتها نمیداد. در دورة مدرن، این تسلط کامل راوی از بین میرود و برابری قدرت شخصیتها و راوی را در بیان عقایدشان شاهدیم.
حال در دورة پسامدرن، این برابری بهاستقلال کامل شخصیتها در متن بدل میشود و شخصیتها حتی گاه از راوی/ نویسندة رمان نافرمانی میکنند. به اینترتیب، متن شاهد حضور آواهای متعدد میشود و، از طریق چندصدایی، سرشت متکثرگونة فضای پسامدرنیستی را مینمایاند. حال سؤال این است که چندصدایی چگونه در متن تجسم یا، به عبارتی، متنیت مییابد. بر این اساس، در این مقاله، تأکید روی بازتاب ذهنیت شخصیتها در زبان آنهاست. بنابراین، با بررسی ترکیب و رقابت انواع متفاوت شخصیتها و نیز حضور دیگر شخصیتها در ذهن یک شخصیت، چگونگی شکلگیری کانونیسازی درونهگیریشده و تأثیر آن در ایجاد چندصدایی متن نشان داده خواهد شد. با توجه به متنهای نمونهای که در بخش تحلیل دادهها آورده شده، ما نه تغییر مدام زاویة دید بلکه حضور کانونیسازهای چندگانه را شاهدیم که کانونیشوندههای دیگر را در خود جمع میکند. این کانونیشوندهها گاهی افراد دیگریاند و گاهی خودِ دیگرِ کانونیساز. بنابراین، هنگام بازگویی مطالب از زبان کانونیسازِ چندگانه، ضمیرهای اولشخص و سومشخص را میبینیم که از جانب خودِ کانونیساز برای اشاره به خود بهکار میرود: خودِ عینی و خودِ ذهنیاش، یعنی ضمیرهای «من» و «او». بدینترتیب، صداهای متفاوت تأثیر زبانی خود را در متن تجسم میبخشند و متن، بهواسطة چندشخصیتیِ حاصل از این خودهای متفاوت، چندصداییبودن خود را متجلی میسازد.
ریشهشناسی چند لغت در ترجمهای از عهد عتیق
صفحه 121-153
حامد نوروزی
چکیده اسفار خمسة لندن تنها ترجمة تاریخدار فارسی ـ عبری از اسفار خمسه است. این متن در 1319 میلادی مطابق 719 هجری قمری کتابت شده است. همة محققان، به پیروی از نظر لازار، این متن را متعلق به جنوب غربی ایران میدانند. اما باید توجه داشت که برخی لغات شرقی (مانند لغات حوزة ماوراءالنهر و هرات) نیز در آن دیده میشود. در این مقاله، به ریشهشناسی تعدادی از لغات این متن خواهیم پرداخت. این لغات عبارتاند از: b’z sknydn, bγr’wydn, bγr’w/bγr’y, br ryšydn/wr ryšydn, bprčn-, dr gwrx’nydn, jng k’rydn, snyl, syl, m’rh, mwžndh/mwzydg’r, nwxrys/nwxrys’nydn, wysh.. در نهایت، خواهیم دید که اغلب این لغات در زبانهای شرقی ایران ریشه دارند یا در گونههای زبانی فارسی شرقی بهکار میروند.
