بررسی جامعهشناختی عبارات خطاب در فارسی گفتاری محاورهای
صفحه 1-18
محمدرضا احمدخانی
چکیده شناخت اینکه افراد چگونه باب گفتوگو را باز میکنند یا چگونه همدیگر را خطاب میکنند موضوعی مهم در مطالعات جوامع بهمنظور ایجاد روابط اجتماعی بین افراد است. در این پژوهش رفتار خطاب در گونۀ گفتاری فارسی بررسی میشود. در این مطالعه، تحلیل دادههای جمعآوریشده از 43 گویشور فارسی نشان داد که ده نوع اصطلاح خطاب در مکالمات روزمره استفاده میشود: اسامی شخصی، عناوین (القاب)، اسامی مذهبی، اصطلاحات شغلی، اصطلاحات روابط خویشاوندی، اصطلاحات احترامآمیز و رسمی، اصطلاحات صمیمانه و خودمانی، ضمایر شخصی، عبارات توصیفی و اصطلاحات صفر. همچنین استعارهها و تابوها نیز در دادهها بررسی و تحلیل میشوند. تحلیل آماری اصطلاحات خطاب نشان میدهند که اصطلاحات صمیمانه و خودمانی را افراد مذکر بیشتر به کار میبرند و اصطلاحات روابط خویشاوندی با افزایش سن گویشوران کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
بررسی ویژگیهای سبکی و شخصیتی سیمین دانشور با رویکرد زبانشناسی نقشگرا
صفحه 19-34
طاهره ایشانی
چکیده یکی از مباحث مهمی که در زبانشناسی نظاممند نقشگرا مطرح میشود «فرانقش» است. در این رویکرد، همۀ زبانها حول دو محور اساسیِ معنایی، یعنی معنای اندیشگانی و معنای بینافردی، شکل گرفتهاند. از سوی دیگر، فرانقشِ اندیشگانی به دو کارکرد تجربی و منطقی تقسیم میشود. در کارکرد تجربی، کاربرِِ زبان تجربیات دنیای بیرونِ خود را از طریق زبان بیان میکند. محصول این کارکرد، در جمله، گذرایی است که مؤلّفهای از فرانقشِ اندیشگانی و مشخصهای از جمله است و برای مشخص کردن انواع متفاوت فرایندها در جمله به کار میرود. بنابراین، باتوجه به اینکه گذرایی، براساس زبانشناسی نقشگرای هلیدی، رمزگذاری تجربیات ما از فرایندهاست و همچنین، از آنجا که ارتباط تنگاتنگ ذهن و زبان بر کسی پوشیده نیست، میتوان، با بررسی انواع فرایندهای موجود در افعال و تعیین بسامد و تکرار آنها، تا حدودی از افکار و دنیای درون صاحبان آثار ادبی آگاه شد. به همین دلیل، در مقالۀ حاضر، ضمن بررسی افعال موجود در داستانهای کوتاه سیمین دانشور، با این رویکرد و با روش تحلیلی ـ آماری، بسامد و درصد انواع فرایندها، به عنوان شاخصی سبکی، نشان داده شده و همچنین، با تکیه بر این بسامدها، طرز تفکر و نگرش این نویسنده مشخص شده است.
زن در ضربالمثلها و اصطلاحات فارسی: بررسی پیکره ـ بنیاد عامل انسجام از دیدگاه تحلیل گفتمان
صفحه 35-53
آسیه ایمانی؛ کیوان زاهدی
چکیده هدف از این پژوهش بررسی عوامل پیوستگی و همبستگی و نوع گفتمان در ضربالمثلها و اصطلاحات مربوط به زنان و ارائۀ تحلیل از نوع انسجام در آنهاست. چهارچوب نظری تحلیلْ رویکرد نقشگرایانۀ هلیدی ـ متیسن و قالب آن فرانقش متنی میباشد. پیکرۀ مورد بررسی ضربالمثلها و اصطلاحات در کتاب کوچه (شاملو، 1381) است. روش پژوهش دارای مؤلفههای کیفی و نیز رویکرد کمّی است. مؤلفههای کیفی برگرفته از تحلیل گفتمان انسجامی و رویکرد کمّیْ تحلیل آماری این پیکره بر اساس آزمون ضریب همبستگی پیرسون میباشد. نتایج نشان میدهد: 1. هر دو عامل پیوستگی دستوری و واژگانی در کتاب کوچه به کار گرفته میشوند ولی توزیع آنها متفاوت است؛ 2. در 93/17% از کتاب کوچه پیوستگی صفر و عامل ایجاد انسجام کارکردی و مربوط به عامل همبستگی است؛ 3. ضریب همبستگی میان تعداد عوامل پیوستگی و تعداد واژهها معنادار و گفتمان در این فرهنگ بیشتر همبسته و از نوع «گفتمان کمینه» میباشد.
روایت ایتهوتر دستنویس نویافتۀ کتابخانۀ ملی و چاپ ماریو ویتالونه
صفحه 81-101
حمیدرضا دالوند
چکیده روایت ایتهوتر واپسین روایت ایرانی است که زرتشتیان ایران در سدۀ 12ی، در پاسخ به هفتاد و هشت پرسش فقهی پارسیان، روانۀ هند ساختند. در 1996م، ماریو ویتالونه این روایت را بر اساس سه دستنویس در ناپل ایتالیا منتشر کرد. بهتازگی دستنویس کهنتری، مورخ 1152ی، در کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران فهرست شد که معرفی و سنجش آن دستنویس با متن چاپ ویتالونه و تصحیح مجدد چاپ مذکور موضوع این مقاله است.
بررسی دو دهه همایش در زبانشناسی ایران؛ یک مطالعۀ علمسنجی
صفحه 103-123
علی رضا قلیفامیان
چکیده علمسنجی حوزهای است که به سنجش شاخصهای کمّی مؤثر در نشر علوم میپردازد. در پژوهش حاضر، 411 مقالۀ ارائهشده در 8 همایش زبانشناسی ایران از سال 1369 تا 1391 با توجه به هفت شاخص علمسنجی بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد که فراوانی مقالات در زیرشاخۀ نحو بیش از سایر زیرشاخههای زبانشناسی است و دو زیرشاخۀ تحلیل گفتمان و ساختواژه در رتبههای دوم و سوم قرار دارند. از میان 70 دانشگاه و مرکز علمیِ شرکت کننده در همایشهای مورد مطالعه، دانشجویان و اعضای هیئت علمیِ دانشگاه علامه طباطبایی بیشترین سهم را در ارائۀ مقالات داشتهاند. از مجموع مقالاتِ ارائهشده، 202 مقاله به زبان یا گویشی خاص پرداخته است و زبان فارسی با 152 مقاله رتبۀ نخست را به خود اختصاص داده است. همچنین گرایش به کار گروهی در انجام دادن پژوهش و تألیف مقاله، سهم زنان در ارائۀ مقالات، میانگین طول عنوان مقالات و نیز استناد به منابع در طول زمان افزایش یافته است.
بررسی نقشنماهای کلامی فارسی در مکالمات دوزبانههای ارمنی ـ فارسی
صفحه 125-147
مریم سادات غیاثیان؛ حکیمه رضایی
چکیده یکی از ویژگیهای بارز دوزبانههای ارمنی ـ فارسی ایران، در مکالمات ارمنی، استفاده از نقشنماهای کلامی فارسی به جای معادل ارمنی آنهاست. در این مقاله، ضمن بررسی این نقشنماها و مقایسۀ آنها با معادل ارمنی، نقش این عناصر و جایگاه آنها توصیف و همچنین علل استفاده از این نقشنماها به جای معادل ارمنی آنها بررسی میشود. این پژوهش بر اساس ضبط 10 ساعت از مکالمات ارامنه در دو بافت مدرسه و قهوهسرا صورت گرفته است. نتایج به دست آمده از تحلیل دادهها بدین صورت است که نقشنماهای کلامی خب، بابا/آقا، به هر حال، یعنی، حالا، ولی، بالأخره، اصلاً، واقعاً، کلاً و خداییش از جمله نقشنماهایی است که در مکالمات ارامنه استفاده میشود و علل استفاده از این نقشنماها به جای معادل ارمنی آنها مواردی چون چندنقشی بودن، نبود معادل در زبان ارمنی، ساده بودن نقشنماهای کلامی فارسی و برجستگی آنهاست.[i]
[i]. از جناب آقای دکتریحیی مدرسی و سرکار خانم دکترامیلیا نرسیسیانس برای مشاورهها و ارائۀ نظریات موثرشان سپاسگزاریم. همچنین از آقایان رومیک باقداساریان، الکساندر آوانسیان و طاده ظهرابیان برای همکاری مؤثرشان در گردآوری و ترجمۀ مکالمات قدردانی میکنیم.
ساخت آغازگری ـ پایانبخشی در بندهای مرکب متون علمی فارسی بر پایۀ دستور نظاممند
صفحه 149-170
فروغ کاظمی
چکیده در جستار حاضر، ساخت آغازگری ـ پایانبخشی در بندهای مرکب متون تخصصی بیوشیمی، فیزیک، و آناتومی بر پایۀ نظریۀ نظاممند به شرح ذیل بررسی شده است. ابتدا طبقهبندی انواع بندهای مرکب در ساخت آغازگری ـ پایانبخشی متون علمی به دست داده میشود و با توصیف و تحلیل بندهای مرکب همپایه، ناهمپایه (پایه ـ پیرو)، ناهمپایه (پیرو ـ پایه)، و همپایه ـ ناهمپایه مشخص میگردد که این بندها درمجموع بیش از بندهای ساده در کل پیکره کاربرد داشتهاند. آنگاه از تحلیل ساخت آغازگری ـ پایانبخشی این نتیجه به دست میآید که سطوح تحلیل بندهای مرکب، بسته به نوع بند، به طور همزمان در یک، دو یا سه لایه امکانپذیر میشود. بر این اساس، میتوان لایههایی از آغازگر را در این بندها بازکاوید و مقولهای به نام آغازگر لایهای را شناساند. از بررسی آغازگرهای ساده/ مرکب مشخص میشود که، در نوع علمی، فراوانی آغازگرهای متنی از مجموع آغازگرهای مرکب، افزون گشته است. چرا که توالی آغازگرهای متنی در بندهای مرکب متون علمی رایج است. کاربرد بندهای مرکب، آغازگرهای مرکب و لایههای چندگانۀ آغازگر مؤید حضور افزودههای کلامی در متون علمی یادشدهاند. ملحوظکردن این ابزارهای صوریْ در سازماندهی گفتمان، گسترش متن و، درنهایت، امر خوانش و فرایند درک مؤثر است. این امر در اولویتبندی متون از نظر میزان کارایی آنها مفید است و میتواند معیار و محکی برای تعیین میزان موفقیت متن در انتقال اطلاعات به مخاطبان آن باشد. چنانکه این اولویتبندی بهترتیب در کتابهای فیزیک، بیوشیمی، و آناتومی دیده میشود.
نمونهای از فرایند پیشینشدگیِ واکهای در مطالعاتِ تاریخیِ زبان بلوچی (تبدیلِ تاریخیِ ū به ī)
صفحه 171-185
موسی محمودزهی
چکیده در تحول تاریخیِ زبانها، اصواتِ آنها تحتِ تأثیر عواملِ زبانیِ خاصی تغییر میکنند و از صورتی به صورتِ دیگر درمیآیند. در این مقاله، با بررسیِ 100 واژه در زبانِ بلوچی، یکی از زبانهایِ ایرانی، معلوم شد که واکۀ /ū/ در ایرانیِ قدیم، تحت تأثیر فرایند پیشینشدگیِ واکهای، در بخشی از بلوچستانِ ایران، از جمله نواحیِ جنوبی و مرکزی، به /ī/ تبدیل شده و، در حالِ حاضر، در این مناطق به صورت گونۀ آزادِ دوگانهای به دو صورتِ /ū/ و /ī/ رایج است. بهعلاوه، با بررسیِ این پدیده در بعضی از دیگر زبانهایِ ایرانی از شرقیترین نواحی(حوزۀ پامیر) تا غربیترین نواحی(حوزههای کُردی و بختیاری)، معلوم شد که این تحولِ تاریخی در آن زبانها نیز اتفاق افتاده است و میتوان آن را یک پدیدۀ گسترده و عمومی در زبانهای ایرانی به حساب آورد. در نهایت اینکه بررسی این پدیده در زبانِ بلوچی در زمینههایی مانند ردهبندی، توصیفهایِ زبانی و مطالعاتِ تاریخی زبانِ بلوچی و گویشها و لهجههای آن قابل استفاده است.
نقش و جایگاه خِرد در متون باستانی ایران
صفحه 187-197
ویدا نداف
چکیده خِرد در اندیشۀ زردشتی نقش اصلی و محوری دارد و با وجود آفریدگار بزرگ یکی است. کُل آفرینش جهان، از ابتدا تا پایان، با خِرد رهبری میشود. در این مقاله، ابتدا خِرد در متون باستانی ایران (فارسی باستان، گاهان اوستا و اوستای نو) سپس در متون پهلوی نظیر بندهش، گزیدههای زادسپرم، و متن دستنویس م.او 29) بررسی شده است. آنگاه چهار نوع خِرد (خِرد همه ـ آگاه، خِرد افزونی، خِرد پرهیزگاران و خِرد غریزی یا آسن خِرد) در متون اوستا و پهلوی مقایسه شده است.
دو اصطلاح ستارهشناسی و کیهانشناسی باستان در گزیدههای زادِسپَرَم قرائت واژۀ مبهم ائفقثجظ در عبارت ائفقثجظ لتسوظا و بررسی مفهوم عبارت “se kanārag ī gēhān” (سه کنارۀ گیهان) در متن پهلوی گزیدههای زادِسپَرَم (فصل 34: بندهای 25 و 28)
صفحه 55-80
علیرضا بلنداقبال
چکیده در این مقاله دو اصطلاح فنّی در متن پهلوی گزیدههای زادِسپَرَم بررسی میشود. ابتدا قرائت رایج واژۀ ائفقثجظ (فصل 34: بند 28) به صورتnisārīk/nisārīg نقد و بررسی شده است که، نخستین بار، آن را زنر (1955: 345) با این خوانش به معنی «آغازین» ارائه کرد و سپس ژینیو و تفضّلی (1993: 120) نیز آن را پذیرفتند.nisārīg واژهای تکبَسامَد (منفرد) در زبان پهلوی است که با اصلاحی ناچیز میتوان آن را بهصورت اخقثجظ (wahārīg: بهاری) تصحیح و به همراه واژۀ paymānīg به صورت اندازۀ میانگین/ اعتدالی بهاری ترجمه کرد. سپس، در جستوجوی تفسیری قانعکننده از مفهوم عبارت “se kanārag ī gēhān” (فصل 34: بند 25)، این عبارت با عبارات مشابه موجود در مدارک باستانی نجومی و کیهانشناسی به زبانهای اَکَّدی (متنهای موسوم به اسطرلابها و الواح میخی مُلآپین)، سنسکریت (براهمنهها) و لاتین (خطابه در باب خورشید توانا از یولیانوس، امپراتور مهرپرست روم)، مقایسه و عبارت یادشده به عنوان اصطلاحی فنّی معرفی شده است که به الگوی مشهور «تقسیمبندی سهبخشی آسمان (به نواحی جنوبی، میانی و شمالی)» در کیهانشناسی مشرقزمین باستان اشاره دارد.
