فایل کامل مجله شماره 10 (تمام مقالات)پاییز و زمستان 93
صفحه 1-224
چکیده .
استعارههای مفهومی در حوزۀ شرم با استناد به شواهدی از شعر کلاسیک فارسی
صفحه 1-20
آزیتا افراشی؛ محمدمهدی مقیمیزاده
چکیده مقالۀ حاضر تحلیلی از استعارههای مفهومی شرم، با استناد به اشعار کلاسیک فارسی قرن ششم تا دهم قمری، به دست میدهد. چهارچوب نظری این پژوهش، کتاب استعاره و عواطف: تأثیر زبان، فرهنگ و بدن در احساس نوشتة زولتان کووچش (2010) است. سؤال اصلی مقاله این است که در زبان فارسی استعارههای مفهومی شرم بر مبنای کدام حوزههای مبدأ ساخته میشوند؟ هدف از پاسخگویی به این سؤال، یافتن مفهوم کانونیِ شرم در زبان فارسی با استناد به شواهدی از شعر کلاسیک فارسی است. به این منظور، ابتدا، دُرج 3 (کتابخانۀ الکترونیک شعر فارسی)، «پیکرۀ زبانی گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی»، و تارنمای گنجور (آثار سخنسرایان پارسیگو) با کلیدواژههای «شرم» و «حیا» جستوجو شد. در نتیجۀ این جستوجو ابیاتی که در آنها مفهوم شرم در قالب استعارۀ مفهومی دریافت میشد گردآوری گردید. بر اساس روشی که توضیح داده شد، 220 شاهد به دست آمد. در مرحلۀ بعد، با تحلیل استعارههای مفهومی حوزههای مبدأ استخراج شد. در نتیجۀ این بررسی، ده اسمنگاشت برای استعارۀ مفهومیِ شرم به دست آمد که در قالب یک شبکه با هم در ارتباطاند و مفهوم شرم را در زبان فارسی میسازند.
نگاهی تازه به کتیبة پهلوی آذرشب مشهور به نیروگاه سیکل ترکیبی (کازرون چهارده)
صفحه 21-29
محمود جعفری دهقی
چکیده کتیبة پهلوی «آذرشب»، مشهور به «نیروگاه سیکل ترکیبی (کازرون چهارده)»، یکی از سنگ مزارهای بازمانده از اواخر دورۀ ساسانی (یعنی سال 6 یزدگردی برابر با ششمین سال جلوس یزدگرد، آخرین شاه ساسانی) است که در سال 1384، هنگام خاکبرداری از اطراف برج نیروگاه سیکل ترکیبی در شرق کازرون، کشف شد. محتوای این گونه کتیبهها بیشتر معرفی آرامگاه یا دخمۀ درگذشته و ذکر نام او و پدر او یا کسی که دخمه را برای او سفارش داده و نیز طلب آمرزش برای متوفا است. کتیبۀ مذکور به شکل ستونی مکعب مستطیلی است و نوشتههای پهلوی در دو طرف ستون و در عرض آن نگاشته شده است. در این مقاله، پیشنهادی تازه برای عنوان کتیبه (آذرشب به جای سیکل ترکیبی!) و خوانش و ترجمۀ آن ارائه شده است. همچنین، خوانشی برای چند واژه که پیش از این خوانده نشده پیشنهاد شده است.
بررسی کاربرد زبانهای مازندرانی و فارسی در شهر جویبار
صفحه 31-50
احمد رمضانی؛ آتوسا رستمبیک تفرشی؛ خدیجه واسو جویباری
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی کاربرد زبانهای فارسی و مازندرانی در بافتهای تعاملی مختلف در میان گویشوران مازندرانی شهر جویبار است. پرسش اصلی این است که کاربرد زبان مازندرانی و فارسی، با توجه به متغیرهای سن و جنسیت در بافتهای مختلف اجتماعی، چه تفاوتهایی دارند. نمونة آماری پژوهش حاضر 100 گویشور جویباری (50 مرد و 50 زن) میباشند که خود به دو گروه 25 نفره، والدین (میانگین سنی 39 سال) و فرزندان (میانگین سنی 16 سال)، تقسیم و به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدهاند. دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامة محققساخته در سال 1388 گردآوری شده و از آزمونهای آماری غیرپارامتریک «کولموگورف ـ اسمیرنوف» و «خیدو» برای مقایسه استفاده شده است. بررسی پاسخهای ارائهشده نشان میدهد که به طور کلی گرایش به کاربرد زبان فارسی در میان مادران بیشتر از پدران و در میان دختران بیشتر از پسران است. بررسی تأثیر متغیر جنسیت در مجموع دادهها با استفاده از آزمون آماری خیدو نشان میدهد که تفاوت بین مردان و زنان در کاربرد زبان فارسی و مازندرانی در سطح P≤0/001 است. تفاوت کاربرد فارسی و مازندرانی بین والدین و فرزندان در سطح P≤0/001 معنادار است. در نمونۀ مورد بررسی در این پژوهش، تأثیر بافت بر کاربرد زبان معنادار نیست.
پیشینۀ نمایش در ایران باستان
صفحه 51-77
زهره زرشناس؛ فاطمه شمسی
چکیده ایران و هند تمدنهایی کهن با ریشههای عمیق و مشترکاند، که بیشک حضور و گستردگی آیینها در این دو تمدن نقش مهمی ایفا میکند. دربارۀ پیدایش خاستگاه نمایش در ایران پیش از اسلام تا کنون بحثها و نظریات مختلفی بیان شده است. در میان نظریات مختلف در این باب، دیدگاه خاستگاه آیینی اساس نظرگاه ما را در این بحث تشکیل خواهد داد. در این پژوهش، ابتدا بهاختصار، نظر این گروه از پژوهندگان بیان میشود. آنگاه با فرض پیشینگی خیمهشببازی بر نمایش انسانی و با اتکا به شواهد باستانشناختی از تمدنهای کهن جیرفت و شهر سوخته و مقایسۀ آنها با یافتههای مشترک از تمدن کهن سند، و امتزاج وسیع فرهنگی در این مناطق، در هزارة سوم پیش از میلاد، دیدگاه نگارندگان دربارۀ منشأ نمایش در ایران ارائه خواهد شد.
آزوفا سینمایی: کاربرد فیلم سینمایی در آموزش زبان و فرهنگ ایران به غیرفارسیزبانان
صفحه 79-102
احمد صفارمقدم؛ آتوسا رستمبیک تفرشی
چکیده هدف مقالۀ حاضر بررسی و امکانسنجی کاربرد فیلم سینمایی به عنوان منبعی برای تهیه و تدوین مواد درسی در دورههای آزوفا (آموزش زبان و فرهنگ ایران به غیرفارسیزبانان) است. در مقاله به این پرسش پاسخ داده میشود که چگونه میتوان بر مبنای یک فیلم سینمایی ایرانی طرحی درسی ارائه داد که نکات زبانی و فرهنگی مورد نظر در برنامههای آزوفا را داشته باشد (زرودا، 2006؛ گارن، 2012). این پژوهش که از نوع کتابخانهای است، با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، امکان آموزش واژگان، مهارتهای شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن و نیز معرفی فرهنگ ایرانی به غیرفارسیزبانان را بر اساس فیلم سینمایی رنگ خدا ساختۀ مجید مجیدی (1997)، ارزیابی میکند. در این راستا نقش فرهنگ و اهمیت توانش بینافرهنگی در آموزش زبان (مِیِر، 1991؛ بایرام، 1997) مبنای نظری پژوهش قرار گرفته است. بررسی نشان میدهد که فیلم سینمایی بهدرستی میتواند به عنوان منبعی غنی برای آموزش کارآمد زبان فارسی و فرهنگ ایرانی به غیرفارسیزبانان به کار گرفته شود. بدین منظور، انتخاب فیلم و رویکرد آموزشی مناسب باید با توجه به ویژگیهای ساختاری و محتوای فیلم و نیازهای زبانآموزان صورت پذیرد. علاوه بر این، ضرورت دارد که تعداد محدود مدرسان توانای ایرانی در خارج از کشور و نبود مجموعهای ارزیابیشده و در دسترس از فیلمهای سینمایی ایرانی در طراحی برنامۀ درسی فیلممحور بهدقت مورد توجه قرار گیرد.
واحدهای سنجش طول در اوستا
صفحه 103-118
فرزانه گشتاسب
چکیده دربارة واحدهای اندازهگیری در ایران باستان اطلاعات کمی در دست است. مهمترین متنی که از ایران باستان باقی مانده است، یعنی اوستا، آگاهی چندانی در این باره به دست نمیدهد. خوشبختانه یکی از فصول فرهنگنامهای کهن، مشتمل بر واژههای اوستایی و ترجمة پهلوی آنها، دربردارندة تعدادی از واحدهای سنجش طول در دوران باستان است. در فصل بیست و هفتم فرهنگ اویم، نام واحدهای اندازهگیری طول و نسبت آنها با یکدیگر به زبان اوستایی و پهلوی آمده است. نام برخی از این مقیاسها در متون اوستایی تکآمدند و تنها در این فرهنگ باقی مانده است. به این ترتیب، میتوان این متن را مهمترین منبعی دانست که دربارة واحدهای اندازهگیری در ایران باستان اطلاعاتی به دست میدهد. در این مقاله، واحدهای اندازهگیری طول، که در فصل بیست و هفتم فرهنگ اویم نام برده و تعریف شده است، به کمک بخشهای دیگر اوستا و منابع پهلوی و زند طبقهبندی و بررسی شده است. نتیجۀ این بررسی و طبقهبندی را میتوان به صورت زیر خلاصه کرد:
uz-ašti = 8 ǝrǝzu, dišti = 10 ǝrǝzu, paδa = 16 ǝrǝzu, vībāzu = 2 frabāzu = 4 frarāθni = 8 vitasti = 96 ǝrǝzu, vībāzu = 2 gāiia = 4 frarāθni, gāiia = 3 paδa = 4 vitasti = 48 ǝrǝzu , yujiiasti = 2 daxšmaiti = 4 snaiiasti = 8 tacar = 16 hāθra.
توصیف واکههای ساده در گویش لکی نورآبادی در قیاس با زبان فارسی
صفحه 147-166
مهینناز میردهقان؛ محمد نوری؛ نیلوفر حسینیکارگر
چکیده مقالۀ حاضر با هدف توصیف واکههای ساده در گویش لکی نورآبادی در تقابل با فارسی نوشتاری معیار نگاشته شده است. بر این مبنا، به دنبال مقدمهای کوتاه مشتمل بر جایگاه این گویش در خانوادة زبانهای ایرانی، به ارائۀ مجموعهای از تحلیلهای ساختاری در آن میپردازیم. تحلیل فوق، با تأکید بر نقش واجی کشش واکهای در گویش، واکههای ساده در آن را در چهار دسته: 1. پسین و گرد [/u/, /:ɔ/, /ɔ/, /:ɑ/, /ɑ/]، 2. پیشین و گسترده [/i/, /:I/, /I/, /ε/, /a:/, /a/]، 3. پیشین و گرد [/У/, /:ø/, /ø/] و 4. مرکزی [/ә/, /ɜ/] ارائه و توصیف مینماید. تقسیمبندی فوق مجموعهای مشتمل بر 16 واکۀ ممیز را در نظام واکهای گویش در مقابل نظام 6 واکهای فارسی برمیشمرد.
ساختار تکیه و آهنگ زبان شمس تبریزی در مقالات
صفحه 119-130
فاطمه مدرسی؛ فرزانه وزوایی؛ ثانیه مخبر
چکیده تکیۀ واژه برجستگیای است که به یکی از هجاهای واژه داده میشود. تکیه، در زبان فارسی، با برخورداری از ابزار لازم (شدت، زیر و بمی) و جایگاه دستوری خاص، در جهت تبیین و تفهیم مطالب نقش دارد و در کنار آهنگ حاصل از برجستگی نمود خاص مییابد. آهنگ از تکیه جدا نیست. هر جا که تکیه هست ارتفاع صوت بیشتر میشود و در هیچ موردی یکی را جدای از آن دیگری نمیتوان یافت. مقالات شمس تبریزی به عنوان مجموعهای ارزنده از گفتارها و خطابههای شمس تبریزی دربردارندۀ مطالب گرانبهایی است که درک و تفهیم آن تا حدی با دشواری همراه است. نگارندگان به بررسی تکیه و آهنگ به عنوان ویژگی دستوری خاص گفتار و خطابه، که در سخنان شمس نمود بارزی دارد، پرداخته و نشان دادهاند که توجه به این عامل سهولت درک و تفهیم مطالب این مجموعۀ باارزش را در پی دارد و نیز این امر نشان از آن دارد که شمس در مقالات، که مجموعهای از سخنان خطابی و تعلیمی است، از تکیه و آهنگ به عنوان عوامل آوایی سخن، به منظور تأثیر بر مخاطب، به نحو احسن بهره برده است.
نشانگرهای زبانی ساختهای کذب در فارسی: یک پژوهش زبانی ـ اجتماعی
صفحه 131-146
یحیی مدرسی؛ ندا اسدی
چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و تحلیل ساختهای دروغ در زبان فارسی است و در این راستا، به بررسی رابطۀ بین میزان استفاده از «نشانگرهای احتیاط»، «نشانگرهای نفی»، «کلمات حسی»، «کلمات مجزاگر» و «ضمایر» با کذب جملات پرداخته شده است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی در یک جامعۀ آماری فارسیزبان شامل 28 نفر مرد و زن و در دو گروه سنی به انجام رسیده و برای نشان دادن معناداری ارقام از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که بین میزان استفاده از «نشانگرهای احتیاط» و «کلمات مجزاگر» با کذب جملات رابطهای معکوس و معنادار برقرار است، بدین سان که هر چه میزان استفاده از «نشانگرهای احتیاط» و «کلمات مجزاگر» در جملات بیشتر باشد، احتمال کذب جملات کاهش مییابد. از سوی دیگر، بین میزان استفاده از «نشانگرهای نفی»، «کلمات حسی» و «ضمایر» با کذب جملات رابطهای مستقیم و معنادار برقرار است؛ بدین معنا که هر چه میزان استفاده از «نشانگرهای نفی»، «کلمات حسی» و «ضمایر» در جملات بیشتر باشد، احتمال کذب جملات نیز افزایش مییابد.
تاریخ دین زردشتی روشهای بررسی
صفحه 167-180
مهشید میرفخرایی
چکیده دربارة تعیین زمان زردشت و دین هخامنشیان توافقهایی نسبی به دست آمد، اما آنچه همچنان مورد بحث است دین ایرانیان پیش از زردشت است. عمدهترین مسئله در بررسی تاریخ دین زردشتی، ناپیوستگی میان سه پیکرة اساسی منابع است که عبارتاند از: اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی، و ادبیات زردشتی که هیچ یک انعکاسدهندة دین عامة مردم نیست و گهگاه پارهای از عقاید مردم در آنها بازتاب یافته است. اما به هر حال منطقیتر آن است که از خلال همین آثار مبهم و غیرصریح محتوای فکری آغازین مردم ایران را، که پایههای اصلی دین آنان را تشکیل میدهند، بشناسیم. به طور کلی، در بررسی دین پیشزردشتی ایران سه رویکرد به نظر میرسد: 1. تاریخ دین را منحصراً بر اساس گاهان تعیین میکند و ابزار کار تفسیری است از اشارات گاهانی بهجایمانده و انطباق آنها بر سنت ودایی؛ 2. بر همسازی و ترکیب شواهد اوستا و کتابهای پهلوی تأکید دارد و ارزش این مواد را در آن میداند که بازتابدهندة مجموعة آموزههای زردشت و نمودار روند طبیعی رشد هستند و تغییرات حاصلشده در آن را موجب گسست در سنت و نفوذ ادیان دیگر نمیداند؛ 3. شواهد ترکیبشده از اوستا و کتابهای پهلوی را متنوع و انعطافپذیر میشمارد و آن را دستگاه اعتقادی خشک نمیداند و مزدیسنای ساسانیان را دینی پویا و کارآمد توصیف میکند.
پهلویات کتیبهای 2 : (1) کتیبة سنگمزار حاجیآباد استخر (نقش رستم 1) و بازخوانی کتیبة تنگ جلو (سمیرم 1)
صفحه 181-195
سیروس نصرالهزاده
چکیده کتیبة حاضر از مجموعه کتیبههای مزارنوشته به خط و زبان پهلوی ساسانی است. این کتیبه در مأموریت اینجانب به سال 1382 در حوالی روستای حاجیآباد، حد فاصل میان تخت جمشید و نقش رستم، در استخر باستانی دیده شده بود. این کتیبه در ۷ سطر نوشته شده است و بر بالای آن هم دخمه یا استودانی وجود دارد که محل دفن صاحب قبر بوده است. در آغاز، تصور بر این بود که کتیبه تازه یافته شده است اما، در جستوجوهای نگارنده، مشخص شد که هرتسفلد این کتیبه را دیده و از آن قالب هم تهیه کرده بود. این کتیبه از آنِ شخصی به نام «پورگ» پسر «روشن ـ آدُر» است. در این مقاله، بازخوانی تازهای هم از کتیبة «تنگ جلو» (سمیرم ۱) شده است.
بررسی تغییرات معنایی واژه در زبانهای فارسی و روسی
صفحه 197-212
شهرام همتزاده؛ علی مداینی اول
چکیده تغییر معنایی واژهها، ضمن غنیسازی گنجینة لغات هر زبان، به شعرا و ادبا این امکان را میدهد که به کلمات جان ببخشند و ابداع و خلق هنرمندانهای از خویش باقی گذارند. غنیسازی گنجینة لغات زبانها و از جمله زبانهای روسی و فارسی به شیوههای گوناگون انجام میپذیرد. بر این اساس، در این نوشتار سعی بر آن است که با روش تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که چه فرایندهایی در روند تغییر معنایی واژگان در مفهومسازی و غنیسازی گنجینة لغات در زبان روسی و فارسی وجود دارد؟ بررسی نمونههای موجود مؤید آن است که، استفاده از ابزارها (پیشوندگذاری، پسوندگذاری، ترکیب ریشهها و غیره) و عناصر گوناگون، یعنی تکواژها، بر اساس الگوهای مشخص در واژهسازی، یکی از مهمترین شیوهها در این روند است. افزون بر شیوة اصلی واژهسازی، کلماتِ موجود در زبان، در روند استفاده، به غیر از مفهوم اولیة خود برای بیان مفاهیم دیگر نیز استفاده میشوند. گاه تغییراتی نیز، به دلیل همنشینی و مجاورت تکواژهای زبان، در زمان واژهسازیسازی، در کلمات ایجاد میشود. در نتیجه مفهومسازی و غنیسازی گنجینۀ لغات در زبان فقط معلول خلق واژه نیست بلکه، با کمک واژههای موجود در زبان، گویشور میتواند نیاز واژگانی خود را با تغییرات معنایی واژههای موجود برطرف کند.
