شدت کنترل محمول بند پایه بر زمانداری و زمان بندهای متممی در زبان فارسی (در چارچوب کمینه گرایی لاندا و نقشگرایی گیون)
صفحه 1-30
https://doi.org/10.30465/ls.2024.47861.2173
فروزنده زردشتی؛ بهرام مدرسی؛ محمد مهدی اسماعیلی
چکیده این مقاله به بررسی تاثیر درجه کنترل فعل بند پایه بر مولفه دستوری زمانداری و مولفه معنایی زمان بندهای متممی زبان فارسی میپردازد. لاندای صورتگرا (2006) کنترل اجباری فعل بند پایه بر محمول بند متممی زماندار و بیزمان را مرتبط با رخداد عمل در بند متممی میداند. تعبیرمعنایی محمول بند پایه، وجه و زمانداری بند پیرو را از طریق مشخصهی نحوی زمانداری و مشخصهی معنایی زمان تعیین میکند. گیون نقشگرا (1980) نیز ساختهای کنترلی را نتیجهی تلفیق دو حوزهی معنی و نحو میداند. افزایش شدت کنترل بند پایه بر رخداد بند متممی، درجه بیزمانی بند متممی را افزایش میدهد. هدف این مقاله، بررسی دو مقوله زمانداری و زمان بر رخداد بند پیرو برحسب درجه کنترل محمول بند پایه در چارچوب کمینهگرایی لاندا (2006) و نقشگرایی گیون(1980) است. دادهها به شیوه کتابخانهای گردآوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدهاند. نتایج حاکی از مدرج بودن ویژگی زمانداری و زمان در بندهای متممی است. با کاهش شدت کنترل فعل بند پایه، زمان رخداد بند متممی ارجاع کمتری به بند پایه دارد. وجه و زمانداری بندهای متممی از التزامی بیزمان به سمت اخباری زماندار تغییر مییابد؛ بطوریکه میتوان برای ویژگی زمانداری گسترهای از بیزمانی تا زمانداری ضعیف، متوسط و کامل قائل شد.
یک نِصاب گیلکی از دورۀ پهلوی اول
صفحه 31-59
https://doi.org/10.30465/ls.2025.51600.2207
بهروز محمودی بختیاری؛ مریم سادات فیاضی
چکیده مقالة حاضر، با کاربست اصول حاکم بر مطالعة نصابهای گویشی، به معرفی و توصیف اطلاعات معنیشناختی نصابی نویافته از زبان گیلکی میپردازد. اهمیت این نصاب در آن است که برخلاف سایر زبانهای مهم خزری (یعنی مازندرانی و سمنانی) که نصابهای مفصلی از آنها موجود است، تا قبل از یافته شدن متن این مقاله، هیچ ایدهای از واژهنامهای منظوم برای گیلکی متصور نبودهایم. پژوهش کیفی پیشرو، در شمار مطالعات بنیادی قرار دارد. چارچوب پژوهش حاضر، گویششناسی است و قلمرو تحقیق آن نیز به گیلکی تکلم شده در استان گیلان محدود میشود. تجزیه و تحلیل دادهها به صورت توصیفی و تفسیری صورت گرفته است. معنای واژگان این نصاب، هم بر اساس شم زبانی و هم با رجوع به فرهنگهای زبان گیلکی ارائه شدهاند. این نصاب کوتاه، در 25 بیت واژههایی از انواع مقولات کلام و اسمهایی از حوزههای مختلف را ارائه میکند. این نصاب دو قسمتِ 18 بیتی و 7 بیتی دارد که به ترتیب در بحر متقارب و بحر مجتث در دورة پهلوی اول سروده شده-اند.
مؤلفه های متنی صدای نویسنده در مقالات فارسی علوم انسانی: تحلیلی زبانشناختی مبتنی بر مدل تعامل در نگارش دانشگاهی هایلند
صفحه 61-98
https://doi.org/10.30465/ls.2025.47045.2158
عباس زارعی؛ حسین قربانپور آرانی؛ مرضیه مجد
چکیده صدای نویسنده اعلام حضور او از طریق کاربرد نشانگرهای واژگانی فراگفتمانی در متن است که در متون فارسی بسیار کم بررسی شده است و مشخص نیست نویسندگان چه ابزاری برای بیان حضور خود در متن بهکار میبرند. این پژوهش با هدف بررسی صدای نویسنده در مقالات علمی بر اساس مدل تعاملی هایلند انجام شد. میزان استفاده از عبارات و نشانگرهای زبانی در متن مقالات علمی پژوهشی با روشهای تحقیق کیفی (تحلیل متن و کد گذاری) و کمی (مقایسه آماری) بررسی شد. دادههای پژوهش شامل متن پنجاه مقالة علمی پژوهشی انتخاب شده به صورت تصادفی از بین مقالات نمایه شده در نشریات معتبر وزارت علوم در ده سال اخیر بود. یافتههای آزمون کالموگراف اسمرینوف پس از تحلیل محتوایی نشانگرها و کدگذاری و شمارش دستی آنها نشان داد که دراین مقالات عبارات احتیاطی یا تردید نماها (بیان محتاطانه)، تقویت کنندهها یا یقین نماها (بیان قطعی)، و نگرش نماها با فراوانی بسیار بالا ولی ضمایر اول شخص ( بیان واضح صدا/حضور نویسنده)، ذکر مخاطب و عبارات امری با فراوانی بسیار کم برای ابراز حضور نویسنده در مقالات علوم انسانی بهکار میروند. نتایج یافت شده حاکی از آن است که آموزش نقش و کاربرد عناصر فراگفتمانی برای ارتقای نگارش دانشگاهی ضروری است.
تحلیل انتقادی گفتمان زیستمحیطیِ طرح پتروشیمی میانکاله در روزنامۀ ایران
صفحه 99-134
https://doi.org/10.30465/ls.2025.51975.2213
نوشین بساطی؛ ابراهیم بدخشان؛ اکرم کرانی
چکیده محیط زیست نقش کلیدی و تعیینکنندهای در زندگی انسان دارد و گفتمانهای موجود بهویژه در مورد معضلات و مشکلات مربوط به محیط زیست، نقش مهمی به جهتدهی افکار و رفتار جوامع و دولتها در مقابل این معضلات دارند. هدف پژوهش حاضر تحلیل گفتمان زیستمحیطی روزنامۀ ایران دربارۀ موضوع پتروشیمی میانکاله است. دادههای پژوهش شامل دوازده مقاله است که طی سال 1401 دربارۀ جنبههای زیستمحیطی احداث این پتروشیمی در روزنامۀ مذکور منتشر شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادهها در چارچوب رویکرد زبانشناسی زیستمحیطی استیبی (2015، 2021) بررسی شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که هم در گفتمان مخالفان و هم موافقان این طرح مؤلفههای مختلفی را میتوان شناسایی کرد اما گفتمان مخالفانِ طرح قویتر و غنیتر بوده و در آن از تمامی 9 مؤلفۀ تحلیل گفتمان استیبی استفاده شده است. براساس این نتایج، مهمترین موضوعی که در گفتمان مخالفان توسط مؤلفههای مختلف مانند قالببندی، استعاره، روایت، ارزیابی و برجستهسازی بیان شده است بحث عواقب زیستمحیطی مخرب پتروشیمی میانکاله و اثرات منفی آن بر زندگی، اشتغال و سلامت ساکنان بومی منطقه است. در حالیکه مخالفانِ طرح، بحث اشتغالزایی را مورد تأکید قرار دادهاند.
مفهومسازی فرهنگی عروسی و سوگ و بازنمایی آن برپایۀ دستور انتقال نقش در فیلم یک حبه قند
صفحه 135-170
https://doi.org/10.30465/ls.2025.50338.2198
راحله گندمکار؛ پژند سلیمانی
چکیده در این پژوهش صورتهای مختلف و نقشهای انتقال معنی که برای مفهومسازی فرهنگی عروسی و سوگ به کار گرفته میشوند مورد بررسی قرار میگیرند. در هر کدام از این مراسم، مفهومسازیهای فرهنگی در صورتهای مختلف معنی بازنمایی میشوند.هدف این پژوهش یافتن صورتهایی است که از طریق آنها مفهومسازی فرهنگی بیش از همه بهکار گرفته میشود. «دستور انتقال نقش» به ما امکان بررسی نقش هر کدام از صورتهای به کار گرفته شده را میدهد. فیلم یک حبه قند که هم مراسم سوگ و هم مراسم عروسی را به نمایش میگذارد، برای این پژوهش انتخاب شده است. هر کدام از این معانی فرهنگی از طریق «صورت»ها یا وجوه مختلفی اعم از متن، تصویر، فضا، شیء، بدن، صدا و گفتار به ما انتقال مییابند. مفاهیم فرهنگی، استعارهها و طرحوارههای فرهنگی بیشتر از طریق گفتار، بدن و شیء بازنمایی میشوند. نتیجهگیری به ما نشان میدهد که بازنمایی فرهنگی بیشتر از طریق گفتار منتقل میشود و بعد از آن از طریق بدن، تصویر و شیء. بررسی حوزۀ مبدا و مقصد در استعارههای فرهنگی در دو حوزۀ مختلف عینی و انتزاعی در تحلیلهای چندوجهی نشان داد که تنها اگر مخاطب به طرحوارههای بافت و رویهای فرهنگی آشنا باشد میتواند این بازنمایی فرهنگی را دریابد.
استعاره مفهومی مزهها در اشعار کودکانه
صفحه 171-201
https://doi.org/10.30465/ls.2025.26357.1780
عسگر صلاحی؛ ندا نبی زاده اردبیلی
چکیده استعاره که در دیدگاه کلاسیک، ابزاری شاعرانه برای تزئین کلام به شمار میرفت، با ظهور زبانشناسانی چون لیکاف (1999) اساس تفکر معرفی شد. به این معنا که امور انتزاعی در قالب امور محسوس درک میشوند که به این فرآیند، استعاره مفهومی گفته میشود. در پژوهش حاضر که به شیوه کتابخانهای و تحلیلی- توصیفی انجام گرفته است، در پی بررسی استعاره های مفهومیای هستیم که با تکیه بر حس چشایی در اشعار کودکانه خلق شدهاند تا به این پرسش-ها پاسخ دهیم که 1.عمدهترین مبداهای متعلق به حوزه چشایی در اشعار کودکانه کدامند؟ 2.تاثیر بهرهمندی از این مبداها در القای مفاهیم انتزاعی چیست؟ برای انجام پژوهش30 کتاب شعر به عنوان نمونه آماری انتخاب و تمامی ابیات آنها بررسی شد. نتایج به دست آمده از پژوهش 68 مورد استعاره مفهومی است که حوزههای مبدا آنها «شیرین و تلخ» و حوزههای مقصدشان «احساس مطلوب یا نامطلوب ناشی از امور مختلف» است. از آنجا که 1. بیشتر استعارهها با مزه محبوب کودکان مفهومسازی شدهاند؛ 2. همه آنها از نوع هستیشناختیاند که با دیدگاه کودکان نسبت به جهان تطابق دارد؛ 3. با محسوسترین مدرکات، مفهومسازی شدهاند، میتوان گفت شاعران در تطبیق فضای شعری خود با روحیه کودکان موفق بودهاند و شعری مطابق با ذائقه کودکانه سرودهاند
بررسی کاربرد اضافههای اسمی و وصفی فارسی در گفتار و زبان گویشوران ترکیآذربایجانی
صفحه 203-226
https://doi.org/10.30465/ls.2025.51933.2212
عبدالحسین حیدری؛ محمدرضا طوسی نصرآبادی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعۀ انتقال اضافههای اسمی و وصفی فارسی به گفتار و زبان گویشوران ترکیآذربایجانی است. دادهها از پارهگفتارهای طیف مختلفی از گویشوران استان اردبیل گردآوری شد و طبق طبقهبندی انواع متعدد ساخت اضافۀ فارسی دستهبندی شد. به دنبال تعیین فراوانی دادهها، از رویکردهای مطرح در حوزۀ برخورد زبانها برای تحلیل آنها استفاده شد. یافتههای این پژوهش نشان داد که برخی از اضافههای اسمی فارسی با فراوانی کاربرد بالا در گفتار همۀ گویشوران تکزبانه و دوزبانه ظاهر میشود؛ درصورتی که اضافۀ وصفی و تعدادی از اضافههای اسمی فقط در گفتار دوزبانهها متجلی میگردد. بنابراین انتقال اضافههای اسمی و وصفی فارسی به گفتار گویشوران ترکیآذربایجانی را میتوان در چارچوب پیوستار رمزگردانی-قرضگیری توضیح داد که از قابلیت بالایی در تبیین انتقال تدریجی سازهها و ساختها از زبانی به زبان دیگر برخوردار است. انتقال اضافههای اسمی فارسی به ترکیآذربایجانی در ردیف قرضگیری از نوع مادهای قرار دارد؛ زیرا در میان دادهها هیچ نوع ساخت اضافهای پیدا نشد که سازههای آن از واژههای بومی ترکیآذربایجانی انتخاب شده باشد و کسرۀاضافه فارسی نیز آنها را به هم پیوند داده باشد. بنابراین ساخت اضافۀ زبان فارسی هنوز بهعنوان یک الگوی قرضی به زبان ترکیآذربایجانی وارد نشده است.
وارونگی حقیقت: مدلسازی دگردیسی معنا تحت سلطه ایدئولوژی در اسطوره جمشید و ضحاک
صفحه 227-256
https://doi.org/10.30465/ls.2025.53408.2223
فاطمه سیدابراهیمی نژاد
چکیده تحقیق حاضر به بازنمایی حقیقت و دروغ در اسطوره جمشید و ضحاک میپردازد و نشان میدهد این مفاهیم محصول ساز و کارهای ایدئولوژیکیاند. مساله پژوهش چگونگی دگردیسی معنا در متن است یعنی ایدئولوژی چگونه حقیقت را دگرگون ساخته و به مثابه دروغ تحمیل میکند. هدف مقاله تبیین ساز و کارهای زبانی و نشانهشناختی این دگردیسی و ارائه مدلی برای وارونگی حقیقت است. چهارچوب نظری پژوهش حاضر نشانهشناسی ساختگرای سوسوری؛ اسطورهشناختی بارت؛ و مربع حقیقتنمایی است. تحقیق کیفی-تحلیلی است و در گام نخست داستان به سه مرحله روایی تقسیم میشود. سپس هر مرحله بر اساس دلالتهای صریح، ضمنی و اسطورهای تحلیل میشوند. همچنین با بهرهگیری از مربع حقیقتنمای گرمس، در سطح ساختاری بازنمایی میشوند. تحلیلها نشان میدهد که ایدئولوژی از طریق زبان مسیر ادراک را مسدود کرده تا حقیقتی وارونه را به واقعیت بدل کند. در انتها برای توصیف این سازوکار، مدلی پیشنهاد میشود، این مدل میتواند مبنای نظری تحلیل متن قرار گیرد. نتایج نشان میدهد که حقیقت در متن برساختهای گفتمانی و ایدئولوژیک است. اسطورهها با برجستهسازی یا حاشیهرانی یکی از دو قطب تقابل، دروغ را به حقیقتی فرهنگی و حقیقت را به امر ناممکن تبدیل میکنند.
فرهنگ های گویشی ایران: تنوع و گستره
https://doi.org/10.30465/ls.2026.53543.2226
آتوسا رستم بیک تفرشی1؛ مهدیه شیرج
چکیده فرهنگنگاری یکی از کهنترین شاخههای مطالعات زبانی است و فرهنگهای زبانی با اهداف و کاربردهای متفاوتی تدوین میشوند. این پژوهش با هدف بررسی تنوع و گستره فرهنگهای گویشی معاصر ایران انجام شده است. دادهها بهشیوه اسنادی گردآوری و فهرست بهدستآمده بر اساس دو متغیر زبان و زمان با روشهای کمّی تحلیل شده است. بر پایه یافتهها، ۳۶۰ فرهنگ گویشی شناسایی گردید. روند تدوین و انتشار این فرهنگها از دهۀ ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹ افزایشی بوده و در دهۀ ۱۳۸۰ جهش قابل توجهی نشان میدهد، بهگونهای که تعداد فرهنگها در این دهه بیش از سه برابر دهۀ قبل است. بیشترین میزان انتشار در سالهای ۱۳۹۴ و سپس ۱۴۰۰ رخ داده است. کاهش چشمگیر تولید فرهنگها از ۱۴۰۰ تا نیمۀ ۱۴۰۲ احتمالاً با افزایش هزینههای نشر، گرانی کاغذ و مشکلات اقتصادی ناشران مرتبط است. از نظر توزیع زبانی، کردی با ۱۵ درصد بیشترین سهم را دارد؛ پس از آن لری (۱۳٪)، آذری (۸٪)، مازندرانی (۶٪)، تاتی و گیلکی (هرکدام ۵٪) و گونههای استان فارس در ردیفهای بعدی قرار میگیرند. گستردگی جغرافیایی خراسان بزرگ و نیز تنوع گویشی در استانهایی مانند هرمزگان، مرکزی و همدان نشان میدهد که ظرفیت بالایی برای انجام پژوهشهای گویشی و تدوین فرهنگهای جدید در این مناطق وجود دارد.
