دوره و شماره: دوره 17، شماره 2، اسفند 1405 
علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

بررسی ساخت‌های همپایه‌ انفصالی در زبان فارسی

صفحه 1-28

https://doi.org/10.30465/ls.2025.49751.2195

جلال احمدخانی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری

چکیده هدف این مقاله این است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت‌‌های همپایه انفصالی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی، اغلب از همپایه‌سازها برای نشان دادن همپایگی انفصالی استفاده می کند. در صورت استفاده از همپایه‌ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می‌برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته(دوتایی). هدف ما در پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه‌سازهای انفصالی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه‌سازهای انفصالی فارسی به مقوله پایه‌ها می‌باشد. داده‌های این پژوهش مشتمل بر 44 جمله است که از گویشوران بومی و یا موتور جستجوگر گوگل جمع‌آوری شده‌اند. در بین این همپایه‌سازها تعدادی می‌توانند علاوه بر بیان همپایگی انفصالی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند که رایج‌ترین آن «و» می باشد که به صورت هم‌زمان به عنوان همپایه‌سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی می‌تواند بکار رود. در این زبان علاوه بر «یا» از کلمات پرسشی، قیدهای مربوط به تردید و شک و همچنین منابع فعلی نیز می‌توان به عنوان همپایه‌ساز انفصالی استفاده کرد که اکثریت آنها همپایه‌سازهای بومی زبان فارسی می باشند و از دیگر زبان های قرض گرفته نشده‌اند. به لحاظ جایگاه ‌همپایه‌سازهای انفصالی زبان فارسی به صورت های زیر بکار می‌روند: [co- A][B]) و [A][B-co]).

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

بررسی جایگاه و خویشکاری daēnā- در اوستا و ارتباط آن با cistā-

صفحه 61-89

https://doi.org/10.30465/ls.2024.47321.2163

فهیمه شفیعی محمدآبادی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده واژۀ اوستایی دئنا به معنای «ادراک، بینش، دیدگاه، خود درونی، وجدان و حتی دین» است. شانزدهمین یشت از اوستا، دین‌یشت، به نام دئنا نامگذاری شده است، گرچه در محتوای خود به چیستا اختصاص دارد. چیستا ایزدبانوی «راه و سفر» است، این خویشکاری او از توصیفاتی که از او در نخستین بند از دین‌یشت شده هویداست، که او را به عنوان «راهنما و هدایتگر» توصیف می‌کند. یکی از خویشکاری‌های دئنا نیز، هم در گاهان و هم در اوستای نو، نقش او به عنوان «راهنما و هدایتگر روان» است. در متن اوستایی سیروزه، چیستا در همان روزی که به نام دئناست ستوده می‌شود. در بند 126 مهریشت، چیستا upamana-دئنا مزدیسناست. برخی از پژوهشگران upamana- را «خود دیگر یا همزاد» ترجمه کرده‌اند و از این رو چیستا را «خود دیگر یا همزاد» دئنا دانسته‌اند. در این پژوهش نخست این دو واژه از منظر ریشه‌شناختی بررسی خواهند شد و سپس از طریق متون اوستایی به خویشکاری‌های هر کدام پرداخته خواهد شد تا به شباهت‌ها و همانندی‌های آنها پی برده شود. با توجه به شواهد موجود، به نظر نمی‌رسد که چیستا «خود دیگر یا همزاد» دئنا باشد و تنها از نظر خویشکاری با هم همپوشانی دارند.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

نهاد شهریاری و پیوند آن با ایزد خورشید در ادبیات ایرانی (از اوستا تا متون نظم و نثر فارسی نو متقدم)

صفحه 29-60

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51220.2204

یسنا افلاکی، ژاله آموزگار یگانه، آمنه ظاهری عبدوند

چکیده نوشتار حاضر به بررسی ارتباط و پیوند خورشید، در هیأت یک ایزد باستانی، با نهاد شهریاری، در متون ایرانی می-پردازد. این مطالعه، متن‌محور بوده و روندی تاریخی را پی می‌گیرد. به گونه‌ای که ارتباط ایزد خورشید با شهریاران، از کهن‌ترین متون به جای مانده در حوزهٔ فرهنگی ایران، یعنی متون اوستایی آغاز می‌شود، سپس به برخی متون فارسی میانه رسیده و در نهایت این پیوستگی در متون فارسی نو متقدم، به ویژه متون نظم، پیگیری می‌شود. در این نوشتار کوشش شده تا این نمود برجسته از پیوستار تفکر، در پهنهٔ فرهنگ ایرانی از متون ایرانی باستان تا متون فارسی نو متقدم، بازنمایی شود. در دورهٔ پسااسطوره‌ای ایرانی، طی چندین قرن متمادی، شاهد آنیم که سخنور فارسی‌زبان در امتداد اندیشهٔ اساطیری، پیوندی میان شهریار و خورشید برقرار می‌کند تا جایی که از شهریار، موجودی شبه‌اسطوره‌ای، غیرقابل‌دسترس و به نوعی مقدس می‌سازد. این پیوند در قالب تشبیهات و استعارات، با توجه به ویژگی‌های مشترک ایزد خورشید و شهریار برقرار می‌شود. چنین رویکردی را نه تنها در ادبیات روایی-حماسی‌ای چون شاهنامهٔ فردوسی، که به نوعی حامل و راوی تاریخ و اسطوره است، بلکه در تغزّل‌ها و مدیحه‌سرایی‌ها نیز می‌یابیم. در نوشتار حاضر به منابع اخیر توجه ویژه‌ای شده است.