موضوعات = زبانشناسی همگانی
زبانشناسی همگانی

بررسی واژ-واجی حالات شش گانه اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی بر اساس نظریه بهینگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1403

https://doi.org/10.30465/ls.2023.44857.2121

فرناز عبادی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری، مهری تلخابی

چکیده در حاضر، فرایندهای واژ-واجی حالتهای مختلف اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی در چهارچوب نظریه بهینگی ( پرینس و اسمولنسکی، 1993) مورد بررسی قرار گفت. این تحقیق بصورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده‌هایی صورت گرفت که بصورت مصاحبه از گویشوران بومی شهر زنجان جمع آوری شده بود. زبان ترکی آذری زبانی پیوندی است بطوریکه حروف اضافه (پس‌اضافه) بصورت پسوند به ریشه اسمی پیوند می‌خورند. اسم دارای 6 حالت است که حالت فاعلی (مطلق)، مفعول مستقیم، مفعول غیر مستقیم، مفعول ازی، مفعول دری و حالت اضافی (ملکی) از آن جمله‌اند. بر اساس نظریه بهینگی، محدودیت‌ها و رتبه‌بندی آن‌ها مشخص شد و تعامل آن‌ها برای به‌دست دادن صورت بهینه مورد بررسی قرار گرفت. می‌توان گفت که محدودیت ONSET ( هجا باید دارای آغازه باشد) و HARMONY ( واکه پسوند باید از نظر مشخصه پسین و گرد با آخرین واکه ریشه هماهنگی داشته باشد) به عنوان محدودیت‌های بالارتبه و کشنده در زبان ترکی آذری مشخص شد. محدودیتهای DEP-IO ( عنصری را درج نکنید) و MAX-IO ( عنصری را حذف نکنید) نیز در رتبه‌بندی محدودیت‌ها وجود دارد. هر دو محدودیت از رتبه نسبتاً پایینی برخوردارند چون جهت جلوگیری از التقای واکه‌ای در زبان ترکی آذری گاهی درج و گاهی حذف صورت می‌گیرد.

زبانشناسی همگانی

مطالعۀ چندمعنایی افعال مرکب با همکرد «کشیدن» در چارچوب صرف ساختی و معنی‌شناسی قالبی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.30465/ls.2026.51623.2208

راحله گندمکار، محمد حسن‌شاهی راویز

چکیده این پژوهش با هدف بررسی معنای افعال مرکب همراه با همکرد «کشیدن» در فارسی، از دو چارچوب نظری معنی‌شناسی قالبی (فیلمور، ۱۹۸۲) و صرف ساختی (بوی، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸) بهره برده است. داده‌های تحقیق شامل ۲۵۲ فعل مرکب از منابعی مانند فرهنگ‌های زانسو (کشانی، ۱۳۷۲)، بزرگ سخن (انوری، ۱۳۸۱)، ظرفیت نحوی افعال (رسولی و همکاران، ۲۰۱۱) و پیکرۀ فعل سبک (اسحاقی و کریمیدوستان، ۱۴۰۱) است که با ترکیب تعاریف فرهنگ بزرگ سخن و شم زبانی پژوهشگران دسته‌بندی شدند. نتایج نشان داد شکل‌گیری این افعال با طرح‌واره‌های ساختی قابل تبیین است و نقش‌های معنایی و ظرفیت دستوری در جملات، از طریق قالب‌های معنایی توصیف می‌شوند. فعل «کشیدن» در این افعال، بیانگر امتداد مکانی، زمانی یا ترکیبی است. همچنین، طرح‌واره‌های ساختی و قالب‌های معنایی مرتبط در ذهن گویشوران فارسی، به عنوان نماهای مختلف یک پدیده، هم‌بسته هستند. پژوهش با ترسیم شبکه‌ای از طرح‌واره‌ها و زیرطرح‌واره‌های ساختی، چندمعنایی ساختاری بین افعال مرکب با «کشیدن» را آشکار کرده است. این یافته‌ها درک بهتری از چگونگی ساخت و معنای افعال مرکب فارسی ارائه می‌دهند و نشان می‌دهند که رویکردهای معنی‌شناسی قالبی و صرف ساختی می‌توانند مکمل یکدیگر در تحلیل پدیده‌های زبانی باشند.

زبانشناسی همگانی

بررسی ساخت‌های همپایه‌ انفصالی در زبان فارسی

دوره 17، شماره 2، اسفند 1405، صفحه 1-28

https://doi.org/10.30465/ls.2025.49751.2195

جلال احمدخانی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری

چکیده هدف این مقاله این است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت‌‌های همپایه انفصالی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی، اغلب از همپایه‌سازها برای نشان دادن همپایگی انفصالی استفاده می کند. در صورت استفاده از همپایه‌ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می‌برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته(دوتایی). هدف ما در پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه‌سازهای انفصالی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه‌سازهای انفصالی فارسی به مقوله پایه‌ها می‌باشد. داده‌های این پژوهش مشتمل بر 44 جمله است که از گویشوران بومی و یا موتور جستجوگر گوگل جمع‌آوری شده‌اند. در بین این همپایه‌سازها تعدادی می‌توانند علاوه بر بیان همپایگی انفصالی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند که رایج‌ترین آن «و» می باشد که به صورت هم‌زمان به عنوان همپایه‌سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی می‌تواند بکار رود. در این زبان علاوه بر «یا» از کلمات پرسشی، قیدهای مربوط به تردید و شک و همچنین منابع فعلی نیز می‌توان به عنوان همپایه‌ساز انفصالی استفاده کرد که اکثریت آنها همپایه‌سازهای بومی زبان فارسی می باشند و از دیگر زبان های قرض گرفته نشده‌اند. به لحاظ جایگاه ‌همپایه‌سازهای انفصالی زبان فارسی به صورت های زیر بکار می‌روند: [co- A][B]) و [A][B-co]).

زبانشناسی همگانی

کانون‌نمای ki در زبان ترکی آذری

دوره 16، شماره 2، مهر 1404، صفحه 21-48

https://doi.org/10.30465/ls.2024.48046.2175

سعید محرمی قیداری، محمد رضا اروجی، هومن بیژنی

چکیده زبان ترکی آذری به دلیل مجاورت با زبان فارسی تحت تاثیر آن زبان قرار گرفته و نه تنها واحدهای واژگانی بلکه عناصر دستوری نیز وارد زبان قرض گیرنده شده و سپس دچار تغییرات آوایی، معنایی و نحوی می‌شوند (محمودی، 1400، ص.3). یکی از عناصری که وارد زبان ترکی آذری شده است, عنصر ki است. عنصر ki در زبان ترکی آذری نه فقط به عنوان ضمیر موصولی و متمم‌نما بلکه به عنوان کانون‌نما نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این پژوهش، بازنمایی ki را در زبان آذری مورد بررسی قرار خواهیم داد. پس از تحلیل کاربرد کلامی این عنصر یعنی نقش آن به عنوان کانون‌نما، نمودارهای درختی مربوط به آن بر اساس مدل کمینه‌گرایی ترسیم خواهد شد. همچنین نشان خواهیم داد که در زبان ترکی آذری همانند زبان فارسی، سازه با گرفتن کانون نمای ki برجسته شده و بصورت درجا عمل می‌کند. یعنی اینکه سازه کانونی با کانون‌نمای ki می‌تواند در سرتاسر جمله وجود داشته باشد. به نظر می‌رسد که حرکت سازه دارای کانون‌نمای ki به ابتدای جمله صرفاٌ جهت مبتداسازی است یعنی سازه مبتداشده نیز می‌تواند سازه کانونی باشد.

زبانشناسی همگانی

بازنمایی سوگیری جنسیتی در سینمای اجتماعی ایران؛ تحلیلی چندوجهی از فیلم‌های دهه‌ ۶۰ تا ۹۰

دوره 16، شماره 2، مهر 1404، صفحه 77-106

https://doi.org/10.30465/ls.2026.52985.2219

سمیرا ونکی، بهزاد رهبر

چکیده پژوهش حاضر با رویکردی چندوجهی به‌بررسی بازنمایی سوگیری جنسیتی در بیست فیلم شاخص سینمای اجتماعی ایران طی چهار دهه ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ پرداخته است. با اتکا به تحلیل گفتمان‌انتقادی‌فرکلاف در سطح زبانی و دستور طراحی دیداری کرس و ون‌لیوون در سطح تصویری، ۲۰۰ سکانس گفت‌وگومحور میان شخصیت‌های زن و مرد ارزیابی شدند. نتایج نشان می‌دهد در دهه ۱۳۶۰ الگوی مردمحوری آشکار و سلطه کامل بر زبان و تصویر دیده می‌شود؛ در دهه ۱۳۷۰ زنان بیشتر در تصویر حضور دارند اما کنش‌گری زبانی‌شان هم‌چنان محدود باقی مانده است؛ دهه ۱۳۸۰ به تعادل نسبی و نقش‌آفرینی متنوع‌تر زنان منجر شد و در دهه ۱۳۹۰ هرچند زنان حضور پررنگی در تصویر دارند اما کنش‌گری زبانی آنان کاهش یافته و روایت‌های زبانی هم‌چنان مردمحور باقی مانده است. این روند نشان می‌دهد که سینمای اجتماعی ایران هم‌زمان بازتاب‌دهنده و بازتولیدکننده تحولات اجتماعی–فرهنگی هر دهه است و سازوکارهای آشکار و پنهان سلطه مردانه را در اشکال متغیر بازنمایی می‌کند.

زبانشناسی همگانی

مفهوم‌سازی اقتصاد به مثابه موجود زنده در گفتمان اقتصادی فارسی

دوره 16، شماره 2، مهر 1404، صفحه 107-134

https://doi.org/10.30465/ls.2026.54444.2235

مریم کشوری، ارسلان گلفام، فائزه فرازنده پور

چکیده این مطالعه با هدف بررسی استعارۀ «اقتصاد به‌مثابه موجود زنده» در گفتمان اقتصادی ایران صورت گرفته است. داده‌های پژوهش که شامل عبارات استعاری مبتنی بر استعارۀ مفهومی یادشده در گفتمان اقتصادی چند روزنامۀ فارسی‌زبان داخلی (نظیر دنیای اقتصاد، جهان صنعت، صمت، اقتصاد ملی، تجارت) طی دورۀ زمانی چهارماهۀ خرداد تا شهریور 1404 است، در چارچوب نظریۀ استعارۀ مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980) و رویکرد تحلیل انتقادی استعاره (چارتریس-بلک، 2004) تحلیل شده‌اند. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که این استعاره که درواقع یک کلید مفهومی فرامرتبه است، به دلیل غنای حوزۀ مبدأ (یعنی موجود زنده) نقش اساسی در مفهوم‌سازی وضعیت اقتصادی ایران و مشکلات متعدد آن دارد. در این مفهوم‌سازی جنبه‌های مختلفِ وجود و زندگی یک موجود زنده (و به‌ویژه انسان) شامل اعضای بدن، اعمال و رفتار، حالات مختلف سلامت و بیماری، خصوصیات، و نیز اعمالی که ما نسبت به موجودات زنده انجام می‌دهیم در قالب الفاظ و عبارات استعاری مختلف به کار گرفته می‌شوند تا ابعاد مختلف اقتصاد و فرایندهای اقتصادی را بیان کنند. این نتایج همچنین حاکی از آن است که استعارۀ «اقتصاد به‌مثابه موجود زنده» در گفتمان اقتصادی دارای نقش شناختی، عاطفی، اقناعی و ایدئولوژیک است

زبانشناسی همگانی

شدت کنترل محمول بند پایه بر زمانداری و زمان بندهای متممی در زبان فارسی (در چارچوب کمینه ‏گرایی لاندا و نقش‏گرایی گیون)

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 1-30

https://doi.org/10.30465/ls.2024.47861.2173

فروزنده زردشتی، بهرام مدرسی، محمد مهدی اسماعیلی

چکیده این مقاله به بررسی تاثیر درجه کنترل فعل بند پایه بر مولفه دستوری زمانداری و مولفه معنایی زمان بندهای متممی زبان فارسی می‏پردازد. لاندای صورتگرا (2006) کنترل اجباری فعل بند پایه بر محمول بند متممی زماندار و بی‏زمان را مرتبط با رخداد عمل در بند متممی می‏داند. تعبیرمعنایی محمول بند پایه، وجه و زمانداری بند پیرو را از طریق مشخصه‏ی نحوی زمانداری و مشخصه‏ی معنایی زمان تعیین می‌کند. گیون نقشگرا (1980) نیز ساخت‏های کنترلی را نتیجه‏ی تلفیق دو حوزه‏ی معنی و نحو می‏داند. افزایش شدت کنترل بند پایه بر رخداد بند متممی، درجه بی‏زمانی بند متممی را افزایش می‏دهد. هدف این مقاله، بررسی دو مقوله زمانداری و زمان بر رخداد بند پیرو برحسب درجه کنترل محمول بند پایه در چارچوب کمینه‏گرایی لاندا (2006) و نقش‏گرایی گیون(1980) است. داده‏ها به شیوه کتابخانه‌ای گردآوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده‏اند. نتایج حاکی از مدرج بودن ویژگی زمانداری و زمان در بند‏های متممی است. با کاهش شدت کنترل فعل بند پایه، زمان رخداد بند متممی ارجاع کمتری به بند پایه دارد. وجه و زمانداری بند‏های متممی از التزامی بی‏زمان به سمت اخباری زماندار تغییر می‏یابد؛ بطوریکه می‏توان برای ویژگی زمانداری گستره‌ای از بی‏زمانی تا زمانداری ضعیف، متوسط و کامل قائل شد.

زبانشناسی همگانی

یک نِصاب گیلکی از دورۀ پهلوی اول

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 31-59

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51600.2207

بهروز محمودی بختیاری، مریم سادات فیاضی

چکیده مقالة حاضر، با کاربست اصول حاکم بر مطالعة نصاب‌های گویشی، به معرفی و توصیف اطلاعات معنی‌‌شناختی نصابی نویافته از زبان گیلکی می‌پردازد. اهمیت این نصاب در آن است که برخلاف سایر زبان‌های مهم خزری (یعنی مازندرانی و سمنانی) که نصاب‌های مفصلی از آنها موجود است، تا قبل از یافته شدن متن این مقاله، هیچ ایده‌ای از واژه‌نامه‌ای منظوم برای گیلکی متصور نبوده‌ایم. پژوهش کیفی پیش‌رو، در شمار مطالعات بنیادی قرار دارد. چارچوب پژوهش حاضر، گویش‌شناسی است و قلمرو تحقیق آن نیز به گیلکی تکلم شده در استان گیلان محدود می‌شود. تجزیه و تحلیل داده‌ها به صورت توصیفی و تفسیری صورت گرفته است. معنای واژگان این نصاب، هم بر اساس شم زبانی و هم با رجوع به فرهنگ‌های زبان گیلکی ارائه شده‌اند. این نصاب کوتاه، در 25 بیت واژه‌هایی از انواع مقولات کلام و اسم‌هایی از حوزه‌های مختلف را ارائه می‌کند. این نصاب دو قسمتِ 18 بیتی و 7 بیتی دارد که به ترتیب در بحر متقارب و بحر مجتث در دورة پهلوی اول سروده شده-اند.

زبانشناسی همگانی

مؤلفه های متنی صدای نویسنده در مقالات فارسی علوم انسانی: تحلیلی زبانشناختی مبتنی بر مدل تعامل در نگارش دانشگاهی هایلند

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 61-98

https://doi.org/10.30465/ls.2025.47045.2158

عباس زارعی، حسین قربانپور آرانی، مرضیه مجد

چکیده صدای نویسنده اعلام حضور او از طریق کاربرد نشانگرهای واژگانی فراگفتمانی در متن است که در متون فارسی بسیار کم بررسی شده است و مشخص نیست نویسندگان چه ابزاری برای بیان حضور خود در متن به‌کار می‌برند. این پژوهش با هدف بررسی صدای نویسنده در مقالات علمی بر اساس مدل تعاملی هایلند انجام شد. میزان استفاده‌ از عبارات و نشانگرهای زبانی در متن مقالات علمی پژوهشی با روشهای تحقیق کیفی (تحلیل متن و کد گذاری) و کمی (مقایسه آماری) بررسی شد. داده‌های پژوهش شامل متن پنجاه مقالة علمی پژوهشی انتخاب شده به صورت تصادفی از بین مقالات نمایه شده در نشریات معتبر وزارت علوم در ده سال اخیر بود. یافته‌های آزمون کالموگراف اسمرینوف پس از تحلیل محتوایی نشانگرها و کدگذاری و شمارش دستی آنها نشان داد که دراین مقالات عبارات احتیاطی یا تردید نماها (بیان محتاطانه)، تقویت کننده‌ها یا یقین نماها (بیان قطعی)، و نگرش نماها با فراوانی بسیار بالا ولی ضمایر اول شخص ( بیان واضح صدا/حضور نویسنده)، ذکر مخاطب و عبارات امری با فراوانی بسیار کم برای ابراز حضور نویسنده در مقالات علوم انسانی به‌کار می‌روند. نتایج یافت شده حاکی از آن است که آموزش نقش و کاربرد عناصر فراگفتمانی برای ارتقای نگارش دانشگاهی ضروری است.

زبانشناسی همگانی

تحلیل انتقادی گفتمان زیست‌محیطیِ طرح پتروشیمی میانکاله در روزنامۀ ایران

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 99-134

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51975.2213

نوشین بساطی، ابراهیم بدخشان، اکرم کرانی

چکیده محیط زیست نقش کلیدی و تعیین‌کننده‌ای در زندگی انسان دارد و گفتمان‌های موجود به‌ویژه در مورد معضلات و مشکلات مربوط به محیط زیست، نقش مهمی به جهت‌دهی افکار و رفتار جوامع و دولت‌ها در مقابل این معضلات دارند. هدف پژوهش حاضر تحلیل گفتمان زیست‌محیطی روزنامۀ ایران دربارۀ موضوع پتروشیمی میانکاله است. داده‌های پژوهش شامل دوازده مقاله است که طی سال 1401 دربارۀ جنبه‌های زیست‌محیطی احداث این پتروشیمی در روزنامۀ مذکور منتشر شده است. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها در چارچوب رویکرد زبان‌شناسی زیست‌محیطی استیبی (2015، 2021) بررسی شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هم در گفتمان مخالفان و هم موافقان این طرح مؤلفه‌های مختلفی را می‌توان شناسایی کرد اما گفتمان مخالفانِ طرح قوی‌تر و غنی‌تر بوده و در آن از تمامی 9 مؤلفۀ تحلیل گفتمان استیبی استفاده شده است. براساس این نتایج، مهمترین موضوعی که در گفتمان مخالفان توسط مؤلفه‌های مختلف مانند قالب‌بندی، استعاره، روایت، ارزیابی و برجسته‌سازی بیان شده است بحث عواقب زیست‌محیطی مخرب پتروشیمی میانکاله و اثرات منفی آن بر زندگی، اشتغال و سلامت ساکنان بومی منطقه است. در حالی‌که مخالفانِ طرح، بحث اشتغال‌زایی را مورد تأکید قرار داده‌اند.

زبانشناسی همگانی

مفهوم‌سازی فرهنگی عروسی و سوگ و بازنمایی آن برپایۀ دستور انتقال نقش در فیلم یک حبه قند

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 135-170

https://doi.org/10.30465/ls.2025.50338.2198

راحله گندمکار، پژند سلیمانی

چکیده در این پژوهش صورتهای مختلف و نقشهای انتقال معنی که برای مفهوم‌سازی فرهنگی عروسی و سوگ به کار گرفته می‌شوند مورد بررسی قرار می‌گیرند. در هر کدام از این مراسم، مفهوم‌سازی‌های فرهنگی در صورت‏های مختلف معنی بازنمایی می‌شوند.هدف این پژوهش یافتن صورتهایی است که از طریق آنها مفهوم‌سازی فرهنگی بیش از همه به‌کار گرفته می‌شود. «دستور انتقال نقش» به ما امکان بررسی نقش هر کدام از صورت‏های به کار گرفته شده را می‌دهد. فیلم یک حبه قند که هم مراسم سوگ و هم مراسم عروسی را به نمایش می‌گذارد، برای این پژوهش انتخاب شده است. هر کدام از این معانی فرهنگی از طریق «صورت»ها یا وجوه مختلفی اعم از متن، تصویر، فضا، شیء، بدن، صدا و گفتار به ما انتقال می‌یابند. مفاهیم فرهنگی، استعاره‌ها و طرحواره‌های فرهنگی بیشتر از طریق گفتار، بدن و شیء بازنمایی می‌شوند. نتیجه‌گیری به ما نشان می‌دهد که بازنمایی فرهنگی بیشتر از طریق گفتار منتقل می‌شود و بعد از آن از طریق بدن، تصویر و شیء. بررسی حوزۀ مبدا و مقصد در استعاره‌های فرهنگی در دو حوزۀ مختلف عینی و انتزاعی در تحلیل‌های چندوجهی نشان داد که تنها اگر مخاطب به طرح‌واره‌های بافت و رویه‎‌ای فرهنگی آشنا باشد می‌تواند این بازنمایی فرهنگی را دریابد.

زبانشناسی همگانی

بررسی کاربرد اضافه‌‌های اسمی و وصفی فارسی در گفتار و زبان گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 203-226

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51933.2212

عبدالحسین حیدری، محمدرضا طوسی نصرآبادی

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر مطالعۀ انتقال اضافه‌های اسمی و وصفی فارسی به گفتار و زبان گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی است. داده‌ها از پاره‌‌‌گفتارهای طیف مختلفی از گویشوران استان اردبیل گردآوری شد و طبق طبقه‌‌بندی انواع متعدد ساخت اضافۀ فارسی دسته‌بندی شد. به دنبال تعیین فراوانی داده‌‌‌ها، از رویکردهای مطرح در حوزۀ برخورد زبان‌ها برای تحلیل آنها استفاده شد. یافته‌های این پژوهش نشان داد که برخی از اضافه‌‌های اسمی فارسی با فراوانی کاربرد بالا در گفتار همۀ گویشوران تک‌‌زبانه و دوزبانه ظاهر می‌شود؛ درصورتی که اضافۀ وصفی و تعدادی از اضافه‌‌های اسمی فقط در گفتار دوزبانه‌‌ها متجلی می‌گردد. بنابراین انتقال اضافه‌های اسمی و وصفی فارسی به گفتار گویشوران ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی را می‌توان در چارچوب پیوستار رمزگردانی-قرض‌‌گیری توضیح داد که از قابلیت بالایی در تبیین انتقال تدریجی سازه‌ها و ساخت‌ها از زبانی به زبان دیگر برخوردار است. انتقال اضافه‌‌‌های اسمی فارسی به ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی در ردیف قرض‌‌گیری از نوع ماده‌ای قرار دارد؛ زیرا در میان داده‌ها هیچ نوع ساخت اضافه‌ای پیدا نشد که سازه‌های آن از واژه‌‌‌های بومی ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی انتخاب شده باشد و کسرۀ‌‌اضافه فارسی نیز آنها را به هم پیوند داده باشد. بنابراین ساخت اضافۀ زبان فارسی هنوز به‌‌‌عنوان یک الگوی قرضی به زبان ترکی‌‌‌‌‌آذربایجانی وارد نشده است.

زبانشناسی همگانی

وارونگی حقیقت: مدل‌سازی دگردیسی معنا تحت سلطه ایدئولوژی در اسطوره جمشید و ضحاک

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 227-256

https://doi.org/10.30465/ls.2025.53408.2223

فاطمه سیدابراهیمی نژاد

چکیده تحقیق حاضر به بازنمایی حقیقت و دروغ در اسطوره‌ جمشید و ضحاک می‌پردازد و نشان می‌دهد این مفاهیم محصول ساز و کارهای ایدئولوژیکی‌اند. مساله پژوهش چگونگی دگردیسی معنا در متن است یعنی ایدئولوژی چگونه حقیقت را دگرگون ساخته و به مثابه دروغ تحمیل می‌کند. هدف مقاله تبیین ساز و کارهای زبانی و نشانه‌شناختی این دگردیسی و ارائه مدلی برای وارونگی حقیقت است. چهارچوب نظری پژوهش حاضر نشانه‌شناسی ساختگرای سوسوری؛ اسطوره‌شناختی بارت؛ و مربع حقیقت‌نمایی است. تحقیق کیفی-تحلیلی است و در گام نخست داستان به سه مرحله روایی تقسیم می‌شود. سپس هر مرحله بر اساس دلالت‌های صریح، ضمنی و اسطوره‌ای تحلیل می‌شوند. همچنین با بهره‌گیری از مربع حقیقت‌نمای گرمس، در سطح ساختاری بازنمایی می‌شوند. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که ایدئولوژی از طریق زبان مسیر ادراک را مسدود کرده تا حقیقتی وارونه را به واقعیت بدل ‌کند. در انتها برای توصیف این سازوکار، مدلی پیشنهاد می‌شود، این مدل می‌تواند مبنای نظری تحلیل متن قرار گیرد. نتایج نشان می‌دهد که حقیقت در متن برساخته‌ای گفتمانی و ایدئولوژیک است. اسطوره‌ها با برجسته‌سازی یا حاشیه‌رانی یکی از دو قطب تقابل، دروغ را به حقیقتی فرهنگی و حقیقت را به امر ناممکن تبدیل می‌کنند.

زبانشناسی همگانی

فرهنگ های گویشی ایران: تنوع و گستره

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 257-304

https://doi.org/10.30465/ls.2026.53543.2226

آتوسا رستم بیک تفرشی1، مهدیه شیرج

چکیده فرهنگ‌نگاری یکی از کهن‌ترین شاخه‌های مطالعات زبانی است و فرهنگ‌های زبانی با اهداف و کاربردهای متفاوتی تدوین می‌شوند‌. این پژوهش با هدف بررسی تنوع و گستره فرهنگ‌های گویشی معاصر ایران انجام شده است. داده‌ها به‌شیوه اسنادی گردآوری و فهرست به‌دست‌آمده بر اساس دو متغیر زبان و زمان با روش‌های کمّی تحلیل شده است. بر پایه یافته‌ها، ۳۶۰ فرهنگ گویشی شناسایی گردید. روند تدوین و انتشار این فرهنگ‌ها از دهۀ ۱۳۰۰ تا ۱۳۹۹ افزایشی بوده و در دهۀ ۱۳۸۰ جهش قابل توجهی نشان می‌دهد، به‌گونه‌ای که تعداد فرهنگ‌ها در این دهه بیش از سه برابر دهۀ قبل است. بیشترین میزان انتشار در سال‌های ۱۳۹۴ و سپس ۱۴۰۰ رخ داده است. کاهش چشمگیر تولید فرهنگ‌ها از ۱۴۰۰ تا نیمۀ ۱۴۰۲ احتمالاً با افزایش هزینه‌های نشر، گرانی کاغذ و مشکلات اقتصادی ناشران مرتبط است. از نظر توزیع زبانی، کردی با ۱۵ درصد بیشترین سهم را دارد؛ پس از آن لری (۱۳٪)، آذری (۸٪)، مازندرانی (۶٪)، تاتی و گیلکی (هرکدام ۵٪) و گونه‌های استان فارس در ردیف‌های بعدی قرار می‌گیرند. گستردگی جغرافیایی خراسان بزرگ و نیز تنوع گویشی در استان‌هایی مانند هرمزگان، مرکزی و همدان نشان می‌دهد که ظرفیت بالایی برای انجام پژوهش‌های گویشی و تدوین فرهنگ‌های جدید در این مناطق وجود دارد.

زبانشناسی همگانی

تحلیل گفتمان بازجویی در سینمای ایران: نقش پیش‌فرض و تهدیدهای کلامی در فرآیند اعتراف‌گیری

دوره 16، شماره 1، شهریور 1404، صفحه 305-338

https://doi.org/10.30465/ls.2026.52875.2218

حسین رحمانی، مژگان چگنی

چکیده این پژوهش در چارچوب زبانشناسی حقوقی و با بهره‌گیری از دو رهیافت مکمل، دسته‌بندی گیبنز (۲۰۰۸) از انواع سؤالات بازپرسی و نظریه پیش‌فرض یول (۱۹۹۶)، به تحلیل گفتمان بازجویی می‌پردازد. قلمرو این مطالعه، بازنمایی گفتمان بازجویی در سینمای ایران است و داده‌های آن از صحنه‌های بازجویی فیلم «متری شیش و نیم» گردآوری شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که متهمانِ بازنمایی شده در فیلم، از تکنیک پیش‌فرض آگاه هستند و با ردّ نظام‌مند آن، راه را برای اعتراف سریع می‌بندند. این امر بازجویان را ناگزیر به اتکا بر تهدیدهای کلامی به عنوان راهبرد غایی می‌کند. از نظر آماری، جملات خبری که حاوی فشار گفتمانی بیشتری هستند، پرکاربردترین نوع پرسش بودند. همچنین، سؤالات باز نه با هدف کسب اطلاعات جدید، بلکه عمدتاً برای تأیید پیش‌فرض‌های ازپیش‌تعیین‌شدۀ بازجو به کار رفته‌اند. این پژوهش با تمرکز بر بازنمایی سینماییِ بازجویی، تهدید صرفاً زبانی و تلفیق دو چارچوب نظری مذکور، گامی نوین در مطالعات فارسی در این عرصه محسوب می‌شود.

زبانشناسی همگانی

ارزشهای حاکم در داستان « درخت گلابی» گلی ترقی و بررسی آنها بر اساس وجه و وجه‌نمایی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 47-71

https://doi.org/10.30465/ls.2023.43415.2095

فاطمه رسولی دانش، محمد دبیرمقدم

چکیده در حیطه فرهنگ و ادب، در پرتو تبلور بینش، درخشش و تجسم هنر و آرمان خلق شده یک اثر می توان به تحلیل ارزش‌های متن پرداخت. برای تحلیل ارزش‌های متن از دیدگاه زبانشناختی، بررسی تمایزات و تفاوت‌هایی که مبنای شکل‌گیری ارزش‌ها هستند حائز اهمیت است. ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها پایه های استوار و زیربنای همان درونمایه متن است که در ارتباط با یکدیگر، شبکه‌های پیچیده‌‌ای را تشکیل می‌دهند. این شبکه‌های پیچیده ارزشی به صورت اهدافی تبلور پیدا می‌کنند که در خدمت زندگی فرد یا گروه قرار می‌گیرند تا اصول و غایت انسان را شکل دهند. اما چگونه این ارزش‌های گفتمانی قابل بررسی است؟ این ارزش‌ها ذیل عناصر ارزشیابی و جملات ارزشیابی بررسی می‌شوند تا بیانگر ارزش‌های گفتمانی باشند. متن نمایانگر ارزش‌هایی است که در بستر اندیشگان، طرز برخورد و روابط قدرت فراتر از متن وجود دارد. وجه و وجه‌نمایی ابزاری سودمند برای تحلیل و بررسی ارزش‌ها در گفتمانند. در این جستار، در خوانش داستان کوتاه «درخت گلابی»، اثر گلی ترقی، شگردهایی را بررسی کرده که به ارزش‌های متبلور داستان دلالت داشته باشند و بر اساس نظریه فرکلاف، وجه و وجه‌نمایی داستان مورد توجه قرار می‌گیرد تا ارزش‌های متن در تقابل با یکدیگر و بر اساس ارزش‌های انگیزشی حیاتی تجلی یابد.

زبانشناسی همگانی

منزلت اجتماعی و ادب: عذرخواهی برپایه‌ نظریه‌ «وجهه»

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 73-105

https://doi.org/10.30465/ls.2022.41094.2052

فاطمه رضائی، بهزاد رهبر، محمدرضا اروجی

چکیده پژوهش حاضر، تأثیر منزلت اجتماعی بر رعایت ادب گویشوران زبان را در کارگفت عذرخواهی، طبق الگوی ادب براون و لوینسون(Brown & Levinson) (1978) مورد بررسی قرار می‌دهد. روش انجام پژوهش کمی‌وکیفی بوده و جمع‌آوری داده‌ها از طریق ارسال پرسشنامه به صورت الکترونیکی به دانشجویان انجام شد. پرسش‌نامه‌ (DCT) راهبردهای عذرخواهی را برای 12 خطای رایج در جامعه مورد ارزیابی قرار داد. مشارکان پژوهش شامل تعدادی از دانشجویان دانشگاه‌های پردیس الزهرا، علمی‌و کاربردی جهاد دانشگاهی و خانه کارگر زنجان بودند. پس از بررسی پاسخ‌های جمع‌آوری شده از 44 دانشجوی زن و 62 دانشجوی مرد، نتایج نشان داد افراد بیشتر از راهبرد ادب منفی در بیان عذرخواهی استفاده می‌کنند. بررسی تأثیر منزلت اجتماعی بر استفاده از راهبرد‌های ادب نشان داد در هر سه جایگاه منزلت اجتماعی مساوی، بالا و پایین، افراد از راهبرد ادب منفی بیشتر استفاده می‌کنند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد استفاده از راهبرد‌های ادب در جبران خطا به نوع خطای انجام شده بستگی دارد و افراد با توجه به خطای صورت گرفته از مناسب‌ترین راهبرد عذرخواهی برای جبران آن استفاده می‌کنند. نتایج پژوهش بین جنسیت و استفاده از راهبرد ادب تفاوت معناداری را نشان نداد.

زبانشناسی همگانی

تحلیل تطبیقی دو سبک واقع‌گرا و فراواقع‌گرا در ‌داستان‌های معاصر فارسی بر پایه نظریه شناختی جهان‌های متن

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 177-214

https://doi.org/10.30465/ls.2022.41555.2060

سعیده علی نوری، آزیتا افراشی، سیده نازنین امیر ارجمندی، علی اصغر سلطانی

چکیده نظریه جهان متن در اساس به عنوان چارچوب تحلیلی در مطالعات شعرشناسی شناختی شکل گرفت و با ارائه جزییاتی از ساختاردهی دانش در ساختارهای مفهومی زمینه مناسبی برای مطالعه گفتمان ادبی فراهم می‌آورد. این مطالعه سعی دارد با توصیف تحلیلی و مقایسه شش داستان از دوسبک واقع‌گرا و فراواقع‌گرا چگونگی عملکرد ادوات این نظریه را در فضاسازی و جابه‌جایی در میان فضاهای متن روایت نشان دهد. به این منظور، بند آغازین متن به عنوان معرف سبک و تمرکز-نما برگزیده و عناصر جهان‌ساز از نظر زمان، مکان، شخصیت و ابژه‌های به کار رفته در آن تجزیه می‌گردد. یافته‌ها حاکی از آنست که سبک واقع‌گرا با استفاده از اسامی خاص مکان و اشخاص و عبارت‌های زمانی معین، گزاره‌های نقش-گستر توصیفی و جهان های فرعی اشاره‌ای، جهان متن داستان را فضاسازی می‌کند، در حالی که سبک فراواقع‌گرا با پراکندگی زمانی و مکانی رویاگونه همراه است

زبانشناسی همگانی

کاربست گراف برای شبکه‌ی معنایی فارسی‌آموزان غیرایرانی

دوره 15، شماره 2، بهمن 1403، صفحه 235-289

https://doi.org/10.30465/ls.2025.50340.2197

رویاء جدیری جمشیدی، بلقیس روشن، امیررضا وکیلی فرد، نازلی بشارتی

چکیده در این پژوهش، با تکیه بر رویکرد زبان‌شناسی شناختی و معناشناسی واژگانی، شبکه‌ی معنایی افعال پایه‌ی فارسی در ذهن فارسی‌آموزان غیرایرانی بررسی شده است. پژوهش با استفاده از نظریه‌ی گراف و بر مبنای ۵۰ فعل پرتکرار فارسی انجام گرفته که پیش‌تر در پژوهش جمشیدی، روشن، وکیلی‌فرد و بشارتی (۱۴۰۱) استفاده شده بودند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی شور (Schur, 2007) بوده که متناسب با فضای فارسی‌زبان بومی‌سازی شده است. جامعه‌ی آماری شامل ۱۰۱ دانشجوی غیرایرانی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) است که زبان مادری آن‌ها فارسی نیست. از آزمون‌شوندگان خواسته شد روابط معنایی میان افعال را مشخص کنند. سپس با استفاده از نرم‌افزارهای جاوا و پایتون، گراف‌های اشتراکی داده‌ها ترسیم شد. تحلیل نتایج نشان داد که روابط معنایی غالب در ذهن فارسی‌آموزان به ترتیب شامل باهم‌آیی (۳۴.۴۹٪)، تضاد (۳۱.۳۲٪)، استلزام (۲۴.۶۷٪) و شمول معنایی (۲۲.۴۶٪) است. سایر روابط همچون ترادف، چندمعنایی و "جزئی از" نیز به‌صورت محدود دیده شدند. این یافته‌ها می‌توانند در طراحی منابع درسی، شناسایی شکاف‌های یادگیری، و بهره‌گیری از روش‌هایی مانند آموزش خوشه‌ای افعال برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان مفید واقع شوند.

زبانشناسی همگانی

بررسی رده‌شناختی چند فرگرد از وندیداد اوستا

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 27-55

https://doi.org/10.30465/ls.2023.16130.1557

محمد مهدی اسماعیلی، آناهید دشتی

چکیده رده‌شناسی به دنبال دسته‌بندی زبان‌‌های‌جهان و یافتن روابط موجود میان آنها به لحاظ ساختارهای‌دستوری و ارائة اهمیت‌های‌رده‌شناختی آنها است. رده‌شناسی کاربردهای‌گوناگونی در زبان‌شناسی امروز دارد. مطالعة ‌ساختاری زبان‌‌های‌مختلف ازجمله زبان‌‌های‌باستانی، می‌تواند به تکمیل‌کردن طبقه‌بندی‌زبان‌‌ها کمک نماید. این مقاله به تحلیل رده‌شناختی فرگردهای دوم، سوم و ششم وندیداد‌اوستا اختصاص دارد. مطالعه بر آن بوده است با تحلیل ‌نحوی‌داده‌ها، جایگاه این زبان‌را در رده‌های فعل‌پایانی‌قوی یا فعل‌میانی‌قوی با نگاه رده‌شناختی معین سازد. آوانویسی متن‌اوستایی به شیوة بارتلمه بوده و داده‌های مورد مطالعه از نسخة ‌گلدنر، انتخاب شده است. حجم‌جامعة مورد‌بررسی در پژوهش، شامل 15 درصد از حجم‌کل‌وندیداد است. پس از تفکیک‌بندها، آرایش انواع‌جمله و سازه‌های‌نحوی، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. در بخش بررسی‌جمله‌ها، نقش‌های‌اصلی عناصر‌جمله تعیین شد. در بخش تحلیل‌سازه‌ها نیز بر اساس آرایش هستة‌گروه و وابسته‌های آن طبق مولفه‌های 24گانة ترتیب‌واژه‌درایر صورت گرفت. نتایج حاکی است که این زبان‌در مقایسه با زبان‌های‌منطقه اروپا-آسیا دارای 13 مولفه از مولفه‌های زبان‌‌های فعل‌پایان‌قوی(فعل پس از مفعول) و برخوردار از 15 مولفه از مولفه‌های‌زبان‌‌های فعل‌میانی‌قوی (فعل پیش از مفعول) می‌باشد. همچنین این زبان‌در مقایسه با زبان‌‌های‌جهان، 13 مولفه از مولفه‌های فعل‌پایانی‌قوی و 16 مولفه از مولفه‌های فعل‌میانی‌قوی را داراست. بنابراین زبان‌‌اوستایی‌وندیداد در مقایسه با زبان‌‌های‌منطقه خود(اروپا- آسیا) و زبان‌‌های‌جهان، به زبان‌‌های فعل‌میانی‌قوی گرایش دارد.

زبانشناسی همگانی

مجاز نمونه اولیه در زبان فارسی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 51-74

https://doi.org/10.30465/ls.2023.42737.2083

مهدی سبزواری

چکیده مجاز از مهمنرین آرایه های ادبی و زبانی است که همراه با استعاره از دیرباز در زبان های مختلف و از منظرادبیات، علم بیان و بلاغت، فلسفه و کلام و زبان‌شناسی و در دو دهه اخیر به خصوص در زبان شناسی شناختی و معنی شناسی مورد پژوهش و مطالعه قرار گرفته است. مجاز در برابر معنی حقیقی مطرح تعریف می شود و در علم بیان استفاده از لفظ در غیرمعنی حقیقی است. مجاز علاوه بر کابرد ادبی در زبان روزمره نیز کاربرد گسترده‌ای دارد و گویندگان یک زبان به طور خودکار از این ابزار زبانی بهره می‌برند اما این نوع مجاز غالبا بیشتر در قالب کاهش قابل بررسی است و مجاز نمونه اولیه نیست. فرضیه اصلی پژوهش حاضر عبارتست از اینکه هر کاهشی بر روی محور همنشینی مجاز نیست اما در هر مجازی کاهش مشاهده می‌شود. هنگامی کاهش منجر به مجاز در معنی واقعی آن می‌شود که مجاز نمونه اولیه باشد و بر مخاطب تاثیر خاصی داشته باشد یا واکنشی احساسی را در وی برانگیزاند. در واقع هدف از پژوهش حاضر، مطالعه و بازتعریف مجاز با توجه به تاثیرگذاری بر مخاطب است. طرح مجاز نمونه اولیه دستاورد اصلی پژوهش حاضر است.

زبانشناسی همگانی

تقابل استعاری کتاب و فضای مجازی در کارتون‌های شهروندی: رویکرد زبان‌شناسی شناختی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 75-100

https://doi.org/10.30465/ls.2023.44544.2112

بهاره قادری نژاد، مهناز کربلائی صادق، حیات عامری

چکیده این مقاله با هدف بررسی نقش استعاره‌های تصویری در انتقال پیام کارتون‌های شهروندی به رشتۀ تحریر درآمده است. بدین منظور، در قالب مطالعه‌ای موردی، تعداد چهار کارتون با موضوع تقابل بین کتاب و فضای مجازی که در وبگاه‌های فارسی‌زبان داخلی منتشر شده‌اند به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند و در چارچوب نظریۀ استعارۀ مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980، 1999؛ لیکاف، 1993) و نظریۀ استعارۀ چندوجهی (فورسویل، 1996، 2008، 2009) مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. پرسش پژوهش این است که برای بیان تقابل بین کتاب و فضای مجازی در کارتون‌های شهروندی از کدام استعاره‌های تصویری استفاده شده است و حوزه‌های مبدأ و مقصد در این استعاره‌ها کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کارتونیست‌ها برای بیان تقابل بین کتاب و فضای مجازی از استعاره‌های تصویری مبتنی بر قطار، دریا و تعارض فیزیکی بین انسان‌ها بهره برده‌اند و در حوزۀ مبدأ یا مقصد این استعاره‌ها از مجاز مفهومی نیز استفاده شده است. بنابراین، استعاره و مجاز در تعامل با یکدیگر معنای مورد نظر کارتونیست را خلق می‌کنند و آن را براساس نوعی استدلال قیاسی به مخاطبان خود منتقل می‌سازند. همچنین مشخص شد که استعاره‌های تصویری به‌کاررفته در این کارتون‌ها از نوع آمیخته و بافتی هستند.

زبانشناسی همگانی

وندهای زبان پشتو از منظر رویکرد صرف واژگانی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 167-188

https://doi.org/10.30465/ls.2024.46167.2146

ذبیح الله صاحب، گلناز مدرسی قوامی، ویدا شقاقی

چکیده در این پژوهش، فرایندهای اشتقاق و تصریف در زبان پشتو در قالب رویکرد «صرف و واج‎شناسی واژگانی» بررسی و تحلیل شده است. در این مقاله، ۱۳۱ وند زبان پشتو، از جمله ۴۰ وند تصریفی و ۹۱ وند اشتقاقی، را با توجه به رفتارشان نسبت به پایه های که به آن متصل می شوند در چارچوب رویکرد کیپارسکی (۱۹۸۲) در دو طبقۀ خنثی و غیرخنثی تقسیم‎ و بررسی شده اند. این پژوهش نشان می‎دهد که بیشتر وندهای زبان پشتو یا تکیه‎برند یا اتصال آنها به پایه موجب تغییر جایگاه تکیه می‎شود. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد که رویکرد کیپارسکی (۱۹۸۲) که به عنوان یک نظریۀ مطرح برای مطالعه ساختمان واژه‎های انگلیسی تدوین شده است، قابلیتِ تحلیل وندهای خنثی و غیرخنثی در زبان پشتو را نیز دارد. بر اساس این پژوهش، بیشتر وندهای زبان پشتو غیرخنثی هستند و در لایه اول قرار می‌گیرند. لازم به ذکر است که تعداد وندهای خنثی در مقایسه کمتر، ولی کاربرد آنها در زبان وسیع‌تر است. علاوه‌براین، همان طور که نظریۀ صرفِ واژگانی فرض می‌کند، پسوندهای خنثی و غیرخنثی بر اساس فرضیۀ ترتیب سطوح سازماندهی شده‎اند.

زبانشناسی همگانی

بافت و خلاقیت استعاری: کاربست اصل فشار انسجام بر تنوع استعاره‌ها در متون خبری زبان فارسی در چارچوب معناشناسی شناختی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 283-315

https://doi.org/10.30465/ls.2024.48058.2176

محمود نقی زاده

چکیده بافت عنصری اساسی در خلق معنای استعاری در موقعیت‌های گفتمانی پویا تلقی می‌شود. نوشتار حاضر با هدف بررسی نقش عناصر بافتی در ایجاد خلاقیت استعاری در عناوین و متون خبری زبان فارسی با بهره‌مندی از اصل فشار انسجامِ کووچش (2015) انجام می‌شود. داده‌های مورد نیاز از سایت‌های خبری کشور جمع‌آوری شده و بر اساس الگوی بافتی کووچش (2015)، نوع بافت دخیل در ایجاد عبارات استعاری تعیین می‌گردد و سپس در چارچوب معناشناسی شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که خلق استعاره‌های بدیع در متون خبریِ مورد مطالعه تحت تأثیر عناصر مربوط به فشار بافتی از قبیل مؤلفه‌های فرهنگی، ایدئولوژی، آب و هوا، جغرافیا، موضوع گفتمان، عناصر گفتمانی، بافت مکانی و زمانی گفتمان و همچنین تحت تأثیر فشار بدنمندی صورت می‌پذیرد. در این میان، پیش‌زمینه‌سازی به عنوان فرایندی شناختی بر مبنای تجارب بدنمند مشترکِ بین افراد یک جامعه (بافت همگانی) و یا بر پایة ویژگی‌های منحصر به فرد جسمانی نظیر معلولیت جسمی، نابینایی و چپ‌دستی به عنوان بافت محلی شرایط مناسب جهت بکارگیری عبارات استعاری خاصی را فراهم می‌نماید. به علاوه، نگاشت مفهومی در متون خبری بررسی شده تابع محدودیت‌هایی است که از جانب فرهنگ، ساختار بدن و اصل ناوردایی اعمال می‌شود.

زبانشناسی همگانی

بررسی زبان‌شناسی سلسله‌مراتب افعال در روایت‌های وهمناک با تکیه بر نظریه زبانی زنو وندلر

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 317-337

https://doi.org/10.30465/ls.2024.42242.2073

یحیی حسینائی

چکیده هر روایت به مثابۀ ترکیبی از زنجیره‌های روایی به‌هم‌پیوسته و ساخته‌شده از اجزای کوچکی چون اسم، فعل و حرف است؛ به طوری که بنیاد و زیربنای روایت‌ها در کوتاه‌ترین وجه ممکن به این عناصر ختم می‌شود. در زبان‌شناسی فعل‌ها را پدیده‌هایی پویا، قابل تصریف و زمان بنیاد می‌دانیم که عمل کنشگر را نشان می‌دهد؛ اما در علم روایت‌شناسی قدرت خارق‌العادۀ افعال و بسامد آن‌ها زمانی آشکار می‌شود که بدانیم هر ژانر بسته به مضمون، موضوع و پی‌رنگ، سلسله‌مراتبی از افعال را در زیر بنای خود دارد. بر همین اساس در پژوهش حاضر تلاش کرده‌ایم تا فرایند ارتباط شکل‌گیری پی‌رنگ و سلسله‌مراتب افعال در روایت‌های روان‌شناسانه و وهمناک را نشان دهیم و فرایند کنش در این‌گونه داستان‌ها را از افعال وضعیتی تا دست آوردی در یک سیر علمی دقیق و حساب‌شده ترسیم نماییم. نتایج نشان می‌دهد که در روایت‌های روان‌شناسانه و وهمناک شاهد یک سلسله‌مراتب منظم از افعال به صورت: وضعیتی، پویشی، انجامی و دست آوردی هستیم و این سلسله‌مراتب به نحوی بسیار دقیق با پی‌رنگ این‌گونه روایت‌ها در ارتباط است.