امریِ آینده، ساختی نادر در زبانهای ایرانی
صفحه 1-21
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5912
محمد مهدی اسماعیلی
چکیده وجه امری درکنارِ دو وجه اخباری و التزامی جزء مهمترین وجوه دستوری زبانهای دنیا ازجمله زبانهای هندواروپایی است. گرچه فعل امری معمولاً برای مقولة زمان دستوری تصریف نمیشود، بااینحال ساخت امری آینده در درصد کمی از زبانهای جهان وجود دارد. این ساخت تا به حال بجز یکی دو مورد، یعنی زبان آسی و زبان سغدی، در هیچیک از دیگر زبانهای ایرانی (باستان، میانه و نو) گزارش نشده است. بررسی پیشرو مشخص میکند که ساخت امری آینده که از دید ردهشناختی بهلحاظ اجتماع وجه امری با زمان آینده موردی نادر محسوب میشود، در ابیانهای یکی از زبانهای فلات مرکزی ایران نیز وجود دارد. برای تصریف فعل امری آیندة ابیانهای وند [-iʃ] به ستاک حال فعل متصل شده و پس از آن شناسههای فعلی قرار میگیرند و به این شکل از ساخت امری حال متمایز میشود. ولی در صورت منفی این ساخت یعنی نهی آینده از وند [-ɔ] بهجای وند مذکور استفاده میشود.
بررسی زیروبمی ذاتی در واکههای خیشومی و دهانی گونه خودبخودی فارسی
صفحه 23-50
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5445
محمود بیجانخان؛ هنگامه صالحی کوپائی
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی زیروبمی ذاتی در واکههای خیشومی و دهانی گونه خودبخودی فارسی است. به این منظور واکههای دهانی و خیشومی از پیکره زبان فارسی گفتاری فارس دات استخراج شدهاند وسپس توسط نرمافزار پرت مورد تحلیل قرار گرفتهاند. نتایج نشان میدهند که تمایز معنیداری میان مقادیر فرکانس پایه در دو گروه واکههای خیشومی و واکههای دهانی وجود دارد ولی تنهادر گروه واکههای پیشین (i, e, a)، مقادیر فرکانس پایه در واکههای خیشومی بیشتر از همتای دهانی آنها است. با توجه به اینکه در واکههای پسین فارسی مشخصه گردی لبها نیز وجود دارد به نظر میرسد که گردی لبها باعث کاهش خیشومیشدگی در واکههای پسین و در نتیجه کاهش مقادیر فرکانس پایه در آنها شده است. در زمینه زیروبمی ذاتی واکهها، نتایج این نوشته نشان میدهد که در هر دو گروه واکههای خیشومی و دهانی، واکههای افراشته نسبت به واکههای افتاده، بطور معنیداری زیروبمی ذاتی بیشتری دارند
نامۀ شمارۀ یکِ اسناد سغدیِ کوه مُغ (نامۀ عبدالرحمن صُبح به دیواشتیچ)
صفحه 51-65
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5610
شیما جعفری دهقی
چکیده در سال 1932م. مجموعهای از اسناد در کوه مُغ در شمال غرب تاجیکستان پیدا شد که بیشتر آنها اسناد اقتصادی و تجاری بودند. برخی از این اسناد ساختار نامه دارند و به بایگانی دیواشتیچ، فرمانروای پنجیکنت در سدۀ هشتم میلادی تعلق دارند. این نامهها از چند جهت دارای اهمیتاند، از لحاظ زبانشناختی، شناخت تاریخ تحول زبان سغدی، آیین نگارش نامهها، مسایل سیاسی، تاریخی و فرهنگی و سایر جنبهها. در این پژوهش، هدف بررسی زبانی و شیوۀ نگارش «نامۀ شمارۀ یک» از مجموعۀ اسناد کوه مغ است. در این راستا، ابتدا پیشینۀ این نامه بررسی و سپس به محتوای آن از لحاظ ریشهشناسی واژهها و برخی ساختهای زبانی پرداخته شد. همچنین در مواردی، آیین نگارش این نامه با دیگر نامههای مشابه به زبان سغدی مقایسه شده است. بررسی این نامه، نشان داد که برخی عبارتهای مربوط به آیین نامهنگاری تنها در این نامه آمده و در دیگر اسناد کوه مغ مشاهده نمیشوند. همچنین نمونهای از فعل مرکب و ساخت توانشی در این نامه معرفی شدند. تاثیر زبان عربی نیز در این نامه مشهود است.
مراحل انتقال دارایی و قوانین آن بر اساس مادیان هزار دادستان
صفحه 67-91
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5443
نادیا حاجی پور
چکیده مادیان هزار دادستان متنی متعلق به اواخر دورۀ ساسانی یعنی قرن هفت میلادی است و دربردارندۀ مسائل حقوقی در دورۀ پیش از اسلام است. بررسی و تحلیل دو فصل از این متن، مراحل انتقال دارایی و قوانین آن را آشکار میکند. یکی از این دو فصل مربوط به واگذاری دارایی است و در آن چگونگی انتقال دارایی از فردی به شخص دیگر بیان میشود. فصل دیگر، چگونگی پذیرش آن دارایی را از سوی دریافتکننده بیان میکند. هدف از این پژوهش بیان مراحل انتقال دارایی و قوانین آن است. و تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که برای انتقال دارایی چه کارهایی باید انجام میشد و چه قوانینی برای آن وجود داشت؟ بر اساس این متن هر کسی اختیار داشت از دارایی خویش، چیزی را به کسی واگذار کند. در اولین مرحله از واگذاری، فرد تمایل خود را برای واگذاری، بیان میکرد و به اصطلاح اظهار مالکیت میکرد. پس از اظهار مالکیت، دارایی از اختیار فرد واگذارکننده خارج میشد و در اختیار دریافتکننده قرار میگرفت؛ اما شرط مالکیت نهایی این بود که دریافتکننده اعلام پذیرش میکرد و اظهار میداشت، دارایی را پذیرفته است. اظهار مالکیت و پذیرش دارایی باید به دقت بیان و ثبت میشد و واگذاری و پذیرش آن در این صورت کاملاً قانونی بود.
بازنمود متغیرهای اجتماعی در تصاویر کتابهای آموزش زبان انگلیسی "Prospects" درآموزشوپرورش
صفحه 93-114
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5609
شیما زرگر بالای جمع؛ شهرام مدرس خیابانی؛ محمدجواد حجازی
چکیده فرهنگها انتظارات خود را دربارهی دستیابی به باورها و ارزشهای اجتماعی خود توسط آموزش زبان به افراد جامعه منتقل میکنند و نقشپذیری یکی از پیامدهای آشکار این فرایند است. وظیفهی مراکز آموزشی تنها به موضوع آموزش محدود نمیشود بلکه بخش مهمی از تأثیرپذیری فرهنگی نیز از کارکردهای آنها میباشد. برایناساس، پژوهش حاضر برمبنای زبانشناسی نقشگرای هلیدی (1960) و بهطور مشخص الگوی نشانهشناسی کرس و ون لیوون (2006) به بررسی موردی بازنمود متغیرهای اجتماعی در تصاویر کتابهای آموزش زبان انگلیسی"Prospects" در آموزشوپرورش میپردازد. این مقاله بر این پرسشها تأکید دارد: 1- بازنمایی گفتمان در تصاویر مرتبط با "فعالیتهای تفریحی" چگونه است؟ 2- "جنسیت" در تصاویر این کتابها به چه صورت به تصویر کشیده میشود؟ هدف اصلی این مطالعه آن است که به روش توصیفی-تحلیلی از طریق بررسی تصاویر کتابهای آموزش زبان، کارکردهای اجتماعی و فرهنگی زبان را بررسی کرده و چگونگی بازنمایی گفتمان را در این متون تبیین نماید. نتایج نشان میدهد که این کتابهای آموزش زبان انگلیسی در آموزشوپرورش از رویکرد غالب جنسیتی برخوردار نیست و انتخاب نوع فعالیتهای تفریحی نیز بدون جهتگیری فرهنگ زبان مبدأ یا زبان مقصد بوده است؛ بدین صورت که تصویرساز درانتخاب تصاویر توجه مشخصی به زبان خود یا دیگری نداشته است.
بررسی هویتهای چندگانه در نامگذاری رسمی و غیررسمی شهر رشت
صفحه 115-134
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5911
بهمن زندی؛ زهرا حسن زاده راد؛ بلقیس روشن؛ محمدرضا احمدخانی
چکیده هدف اصلی انجام پژوهش حاضر بررسی مقوله هویت در نامگذاری رسمی (نام معابر) با نامگذاری غیر رسمی (نام اماکن مسکونی و اماکن تجاری) شهر رشت است. روش انجام پژوهش، روش آمیخته شامل روش میدانی وتوصیفی-تحلیلی است. دادهها با بررسی نقشهی شهر و حضور در معابر، اماکن مسکونی و اماکن تجاری جمعآوری شدند. مجموع نامهای معابر ۲۳۴۱، اماکن مسکونی ۱۲۹۲ و اماکن تجاری ۹۶۶ مورد بوده است. سپس نامها ازنظر هویتهای چندگانه (فردی، محلی، ملی، مذهبی و فراملی) موردبررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان میدهد که در نامگذاری رسمی (معابر) بیشترین گرایش به استفاده از نامهای محلی و مذهبی است، این در حالی است که در نامگذاری غیررسمی (اماکن مسکونی و تجاری) بیشترین گرایش به استفاده از نامهای فراملی است.
بررسی گفتمان کودکان دارای اتیسم براساس فرانقش تجربی در چارچوب زبانشناسی نقشگرای نظاممند هلیدی
صفحه 135-153
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5679
نازیلا سرشار؛ محمد رضا اروجی؛ بهزاد رهبر
چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی گفتار کودکان 6 تا 10 سالة دارای اتیسم براساس نظریة نقشگرایی هلیدی میباشد. دو گروه 7 نفره از کودکان 6 تا 10 ساله طبیعی و دارای اتیسم، گروههای شاهد و تجربی تحقیق را تشکیل میدهند که به صورت تصادفیِ طبقهای از جامعة آماری مربوط انتخاب شدهاند. دادههای گفتاری هر دو گروه ثبت و براساس فرانقش تجربی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد فرایند مادی و فرایند وجودی بهترتیب، بیشترین و کمترین درصد را در گفتار افراد اتیسم بهخود اختصاس میدهند. اتکا بر افعال مادی در فرد اتیسمی نشان دهنده وجود مشکل در دستیابی به واژگان و مشکلات شناختی وسیعتری میباشد. همچنین، فرایندهای مادی، بیشترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص دادهاند. فرایند رابطهای و ذهنی در رتبههای بعد قرار میگیرند. کمترین میانگین در هر دو گروه، متعلق به فرایند وجودی است که در گروه افراد اتیسم تقریباً صفر است. در همة موارد، افراد طبیعی، نسبتِ بیشتری از فرایندها را بکار بردند که نشان میدهد استفادة بیشتر از فرایند رابطهای، رفتاری و تا حدی ذهنی، مستلزم کاربرد فراوانتر نقشهای گفتمانیای همچون ابراز عقیده، ارزیابی و توصیف میباشد. نتایج این تحقیق میتواند برای روانشناسان و مربیان کودکان دارای اتیسم و زبانشناسان مفید باشد.
بررسی ساختار عبارات استعاری بدنمند کودک فارسی زبان(3 تا 5 ساله) بر مبنای نقش عوامل جامعه شناختی زبان
صفحه 155-173
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5447
سعیده شجاع رضوی
چکیده پژوهش حاضر سعی دارد به منظور دستیابی به میزان تاثیر نقش عوامل اجتماعی زبان، درک و کاربرد استعارهی بدنمند را با توجه به سه مشخصهی سن، جنس و طبقات اجتماعی در میان کودکان 3 تا 5 سالهی فارسی زبان بررسی نماید. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش 360 کودک دختر و پسر ۳ تا ۵سالهی فارسیزبان از مناطق یک، چهار و بیست تهران در سه گروه آزمونی در شرایط آزمونی یکسان قرار گرفتند. آزمون خودساختهای بر مبنای تکمیل عبارات استعاری جاخالی و پژوهش پیکال (۲۰۰۳) صورت گرفت که بهوسیلهی ضریب آلفای کرونباخ پایایی آن مورد تایید است. با تکمیل پرسشنامهی پژوهش حاضر مشخص شد که بیشترین بسامد درک و کاربرد عبارات استعاری بدنمند کودکان ابتدا مربوط به حواس بینایی و چشایی و پس از آن بساوایی، بویایی و در نهایت شنوایی می باشد، علاوه بر آن مشخصههای سن، جنس و طبقهی اجتماعی تفاوت معناداری در درک و کاربرد عبارات استعاری بدنمند کودکان پدید آورده است. عبارات استعاری بدنمند در هر گروه اجتماعی بر اساس نوع شناخت کودکان از بدن و محیط زندگی آنان متفاوت میباشد. به عبارتی در این پژوهش نشان داده شد عوالم شناختی کودکان و درک استعاری آنان با شناخت اجتماعی شان رابطهای مستقیم دارد.
بازخوانی و تصحیح واژههایی از تحریر سنسکریت جیوَکهپوستَکه
صفحه 175-201
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5442
مجید طامه
چکیده جیوَکهپوستَکه یکی از متون پزشکی است که به طب آیوروِده تعلق دارد. علاوهبر تحریر سنسکریت از این متن ترجمهای به زبان ختنی نیز موجود است. تحریر سنسکریت بهجامانده مغلوط و عملاً ناخوانا بود تا اینکه باتوجهبه ترجمۀ ختنی آن و دیگر متون پزشکی طب آیوروده مانند سیدّههساره برخی از دانشمندان به بازسازی و تصحیح آن پرداختند. دستنویس جیوَکهپوستَکه دارای 71 برگ است که هر دو تحریر سنسکریت و ختنی را شامل میشود. این متن متشکل از 91 دستورالعمل دارویی است. بهجز یکی از دستورالعملها که در آن پس از هر عبارت سنسکریت ترجمۀ ختنی آن آمدهاست در سایر موارد ابتدا متن سنسکریت آن دستورالعمل آمده و سپس ترجمۀ ختنی به دنبال آن نوشته شدهاست. نخستین کسی که به تصحیح دو دستورالعمل از تحریر سنسکریت این متن پرداخت دانشمندی بهنام هورنله بود. بعدها اِمریک باتوجهبه تصحیح هورنله و ترجمۀ ختنی، دو دستورالعمل فوق را تصحیح کرد و خوانش و ترجمهای بهتر ارائه داد. سرانجام دانشمندی چینی بهنام چِن تمام تحریر سنسکریت را تصحیح و به زبان چینی منتشر کرد. در این نوشته میکوشیم تا باتوجهبه ترجمۀ ختنی، برخی از خوانشهای نادرست چِن از تحریر سنسکریت این متن را تصحیح کنیم.
بررسی معنایی پسوندهای «دارندگی» در فارسی: رویکرد ساختواژة شناختی
صفحه 203-224
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5444
مصطفی عاصی؛ بیتا قوچانی
چکیده پژوهش حاضر با بهرهگیری از رویکرد ساختواژة شناختی در تلاش است تا پسوندهای اشتقاقی با مفهوم «دارندگی» در زبان فارسی را با استفاده از ابزار تحلیلی معرفی شده در این رویکرد مشخصاً برگرفته از هماوند (2011) یعنی مقولهبندی، حوزهبندی و مفهومسازی، طبقهبندی نماید و به واکاوی معناشناختی هر کدام از آنها بپردازد. به این منظور با گردآوری دادهها با مراجعه به پایگاه دادگان زبان فارسی (PLDB)، سایت واژهیاب آنلاین فارسی، فرهنگ پیشوند و پسوند فرشیدورد (1388) و کشانی (1371)، تعداد 157 مورد از ترکیبات اشتقاقی دارای مفهوم «دارندگی» جمعآوری شدند، سپس با مراجعه به فرهنگ زانسو (1372)، معنای هرکدام از این کلمات مورد بازبینی قرار گرفت؛ سپس به روش تحلیلی و توصیفی، دادههای مذکور با تمرکز بر وند به کاررفته در آنها بررسی، دستهبندی و توصیف شدند. در حوزة شناختی «دارندگی» و مالکیت، هشت منظر متفاوت وجود دارد که باعث ساخته شدن مفاهیم متفاوتی از این حوزه میشوند. منظرهایی که از پسوندهای حوزة «دارندگی» در زبان فارسی به دست آمدند عبارت بودند از کثرت، تمسخر و تحقیر، شغل و پیشه، حالت روحی و فیزیکی ناخوشایند، صفت اشیاء یا وضعیت و صفت انسانها.
تحلیل کارکردهای حرف «واو» در تاریخ بیهقی و مقایسۀ آن با زبانهای ایرانی و زبان عربی
صفحه 225-241
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5848
یوسف محمدنژاد عالی زمینی؛ بهجت قاسم زاده
چکیده حرف «واو» پرکاربردترین حرف ربط زبان فارسی است که به جز ربط دادن اجزای کلام به هم، کارکردهای دیگری همچون استیناف، استدراک، اضراب، تخمین، حال و قسم دارد. بررسی تاریخ بیهقی، به منزلۀ یکی از مهم ترین متون فارسی دورۀ غزنوی، دالّ بر کارکردهای متنوع حرف واو در متن آن است که به نظر می رسد بخشی از آنها تحت تأثیر زبان های ایرانی و زبان عربی بوده است. مقالۀ پیش رو افزون بر بررسی کارکردهای متنوع حرف واو در تاریخی بیهقی، درصدد آن است که نشان دهد کدام یک از این کارکردها تحت تأثیر زبانهای مذکور بوده است. به همین منظور حدود 1500 جمله و عبارت از متن این کتاب انتخاب، بررسی و تجزیه و تحلیل شد و مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که کارکردهای واو عطف در تاریخ بیهقی را می توان در سه گروه اصلی دستهبندی کرد: نخست، واو عطف و استیناف، که هم در متون ایرانی باستان و هم عربی قابل پیگیری هستند. دوم، واو حالیه، قسم و استدارک، که از زبان عربی وارد زبان فارسی شدهاند و سوم، واو اضراب، واو در معنای یا، واو ابتدای جملات معترضه، که مؤلف تاریخی بیهقی در به کارگیری آنها دست به نوعی نوآوری زده است.
نقش اطلاعات هیجانی در درک کلامی سالمندان فارسی زبان
صفحه 243-259
https://doi.org/10.30465/ls.2020.5441
فاطمه نعیمی حشکوایی؛ حسن عشایری؛ مریم نوروزیان
چکیده در نظریههای اجتماعی- شناختی پیشنهاد شده است که با روند سالمندی توانایی درک و تنظیم هیجان افزایش مییابد و این به دلیل افزایش بهینه حالت مثبت و افزایش مهارت در درک نشانههای هیجانی معانی واژه دارد. هدف از مقاله حاضر بررسی این نکته است که آیا هیجان از طریق معانی واژگانی جملات قابل درک است یا اطلاعات هیجانی از طریق نوای گفتار هیجانی منتقل میشود. از این رو چگونگی درک مقولههای هیجانی پایه شامل خشم، چندش، ترس، شادی و غم و نیز حالت خنثی از طریق آهنگ گفتار هیجانی در سه گروه سالمندان بالای 65 سال، میانسالان و جوانان بررسی شد تا این نکته مشخص شود که درک واژههای هدف بدون در نظر گرفتن آهنگ هیجانی و تعامل این دو حالت یعنی نوای هیجانی و محتوای واژگانی به چه صورت است. تحقیق حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و نیز روش میدانی بر روی 30 آزمونشونده(در هر گروه 10 نفر) انجام شد. بر اساس مشاهدات این بررسی، سالمندان در درک جملات هیجانی از معانی واژهها استفاده میکردند و نوای گفتار هیجانی در درجه دوم قرار داشت. برخلاف سالمندان، جوانان و میانسالان جملات هیجانی را از طریق آهنگ جملات درک میکردند و معانی واژههای هیجانی در اولویت دوم قرار داشت.
