دوره و شماره: دوره 14، شماره 2، اسفند 1402 
علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

کنکاش شناختی و پیکرهای چندمعنایی فعل حسی »بوییدن« در زبان فارسی

صفحه 1-26

https://doi.org/10.30465/ls.2023.43921.2099

الهه اسحاقی؛ بلقیس روشن

چکیده چند معنایی از جمله مسائلی است که، برحسب سنت مطالعات زبان شناختی،در بخش معنایی دستور و به عنوان موضوعی در بررسی های

معنی شناختی قابل طرح است. در شرایطی که یک واحد زبانی چند معنی پیدا میکند، از حوزههای مهم بررسی

چندمعنایی در رویکرد شناختی، مطالعه افعال حسی است که مربوط به عملکرد حواس پنجگانهاند. پژوهش حاضر با

رویکرد معناشناسی شناختی با روش توصیفی – تحلیلی، تحلیلی بر چندمعنایی فعل »بوییدن« به عنوان یکی از افعال

حسی در زبان فارسی بر مبنای دادههای پیکرهای و سایت گنجوربراساس الگوی لیکاف )1987 )ارائه میدهد. در

این مرحله )202)جمله از پایگاه دادگان زبان فارسی استفاده شد که برمبنای معانی بسط یافته دسته بندی شدند. از

انجا که افعال حسی حاصل تجارب فیزیکی و اجتماعی است، پایهای میشود برای درک ما از مفاهیم انتزاعی. به همین

جهت ما شاهد مفاهیم گسترده فعل »بوییدن« هستیم و این شبکه معنایی میتواند در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی

زبانان کاربرد داشته باشد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

ویژگی‌های لحن بازیگر در شخصیت‌پردازی

صفحه 27-52

https://doi.org/10.30465/ls.2023.44025.2101

تینا امرالهی؛ گلناز مدرسی قوامی

چکیده در این مقاله ویژگی‌های لحن گفتار در شخصیت‌پردازی در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی براساس نگاه گامپرز (1982) به عناصر نوایی به مثابه ابزار بافت‌سازی بررسی شده است. برای این هدف دیالوگ‌هایی از فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی از یک بازیگر (جواد عزتی) در نقش‌های مختلف مثبت و منفی انتخاب شده، بعد از آوانویسی با الفبای آوایی آمریکای شمالی، براساس نمادهای جفرسونی رایج در تحلیل مکالمه تکمیل شده و در نهایت تفاوت‌های لحن بازیگر واحد در بازی کردن شخصیت‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرند. فرض بر آن است که عناصر نوایی یکی از مهم‌ترین ابزار در دسترس بازیگران برای بازسازی شخصیت خاص و جان بخشیدن به آن در جهت پیشبرد روایت هستند. در نقش مثبت به‌طورکلی شاهد حجم پایین صدا، آهنگ افتان، بیان شمرده، کیفیت زمزمه‌ای و بیان آرام و در نقش منفی شاهد آهنگ خیزان، حجم صدای بالا، سرعت و مکث برای حفظ نوبت و بازنمایی موضع قدرت و لحن تهدیدآمیز بودیم.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

نظام‌های مطابقه و حالت و نقش آنها در تعیین ردۀ زبان پشتو (گونۀ معیار- افغانستان)

صفحه 53-76

https://doi.org/10.30465/ls.2023.43627.2097

محمد دبیرمقدم؛ عنایت الرحمن مایار

چکیده در این مقاله نظام مطابقه و نظام حالت زبان پشتو (گونه معیار) به بررسی گرفته شده و هدف آن شناسائی ویژگی‌های رده شناختی زبان پشتو است. برای رسیدن به این هدف به مطالعه دستوری نظام‌های مطابقه و حالت پرداخته شده، و نهایتان نقش این دو نظام در تعیین ردۀ زبان پشتو بررسی شده. زبان پشتو هم دارای نظام مطابقه بوده و هم دارای نظام حالت است، پس با توجه به نظام مطابقه و نظام حالت در زمان غیرگذشته ردۀ زبان پشتو فاعلی-مفعولی توصیف شده، ولی در زمان گذشته با توجه به نظام مطابقه و نظام حالت ردۀ آن کنائی مطلق خوانده شده است. پس رده زبان پشتو نه یکدست فاعلی_مفعولی است، و نه یکدست کنائی مطلق. زبان‌های که چنین ویژگی را دارند، بنام زبان‌های نیم کنائی/دوگانه یاد می‌گردند. در بخش افعال ترکیبی سه نوع مطابقه معرفی شده، که شامل مطابقۀ فعل ترکیبی با فاعل، مطابقۀ فعل ترکیبی با مفعول و مطابقه فعل ترکیبی همزمان با فاعل و مفعول. این نوع مطابقه در زمان آینده؛ در افعال امری زمان حال کامل؛ در افعال پرسشی، تعجبی و ندائی زمان حال کامل گزارش شده است.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

مفهوم‌سازی «خودویرانگری» در داستان‌های کودک: بر اساس طرحواره‌های کاربردشناختی

صفحه 77-96

https://doi.org/10.30465/ls.2023.44806.2119

امیرحسین زنجانبر

چکیده «مفهوم‌سازی» فرایندی پویا است که وفقِ آن، واحدهای زبانی در خدمت عملیات مفهومی و دانش پس‌زمینه‌ای قرار می‌گیرند. صاحب‌نظران علوم شناختی ساختار زبانی را بازتاب مستقیم شناخت می‌دانند؛ بدین معنا که هر اصطلاح خاص، مربوط به ادراک وضعیتی خاص است. بر همین اساس، واژه‌ای واحد می‌تواند در موقعیت‌های مختلف مفهوم‌سازی‌های مختلف داشته باشد. طرحواره‌ها، به‌عنوان یکی از ابزارهای شناخت، تصوراتی کلی‌اند که از درونی‌سازی تجربیاتِ زیسته ایجاد می‌شوند و وظیفۀ سازمان‌دهی، تفسیر و تبادل اطلاعات را بر عهده ‌دارند. طرحواره‌های کاربردشناختی، خرده‌طرحواره‌هایی هستند که وابسته به بافتِ موقعیتی و کاربردی فراخوانده می‌شوند. این پژوهش با التفات به کلان‌طرحوارۀ «خودویران‌گری»، در پی رده‌بندی خرده‌طرحواره‌های کاربردشناختی و مفهوم‌سازی‌های متناظرشان است. دامنۀ پژوهش حاضر داستان‌های واجدِ درون‌مایۀ «خودویران‌گری» در گروه سنی «الف»، «ب» و «ج» است. هر یک از داستان‌ها به‌مثابۀ موقعیتی کاربردی و عینی برای فراخوانی خرده‌طرحواره‌ای خاص از کلان‌طرحوارۀ «خودویران‌گری» به شمار می‌آید. پژوهش پیش‌ِرو با روش تحلیلی‌ـ توصیفی در صدد پاسخ به چگونگی مفهوم‌سازی طرحوارۀ خودویران‌گری در بافت‌های موقعیتیِ داستان‌های کودک است. نتیجۀ پژوهش پنج طرحوارۀ کاربردشناختی را به‌عنوان پنج پایۀ مفهومی متفاوت معرفی می‌کند: طرحواره‌های گسستی، پیوستی، گسستی- پیوستیِ فردی، گسستی- پیوستی جمعی، گسستیِ ناخواسته. مقالۀ حاضر برای نخستین‌بار خودویران‌گری را در ادبیات کودک مورد مداقّه قرار می‌دهد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

تناظر اندیشه‌های جبر، اراده آزاد و رضایت (خرسندی) از منظر تقابل‌های اندیشگانی اوستا و متن‌های فارسی میانه

صفحه 97-124

https://doi.org/10.30465/ls.2023.40324.2042

مولود شاگشتاسبی

چکیده جبر و اختیار که همواره یکی از پیچیده‌ترین موضوعات فلسفی در تاریخ ادیان ایران و جهان بوده‌اند، در حوزه‌ی دینی مزدیسنی نیز نقش برجسته‌ای دارند. آیین مزدیسنی به جهت تاریخ کهن و پرفرازونشیب خود از نحله‌ها، ادیان و جریان‌های فکری گوناگون تأثیر پذیرفته است و مفصل‌بندی‌های اندیشگانی متفاوتی را در آن می‌توان تشخیص داد که گاه کاملاً در تقابل با هم قرار دارند. تلفیق پیچیدگی‌های رازگونه‌ی مسئله‌ی جبر و اختیار با ابهامات بغرنج آیین کهن ایرانی منجر به خلق مفاهیم معناسازی می‌گردد که از تقابل‌های اندیشگان موجود در این دو حوزه برخاسته است. یکی از مهم‌ترین موضوعات در آیین مزدیسنی، اندیشه خرسندی و مفاهیم پیرامون آن است که با اندیشه‌ی جبر و اراده‌ی آزاد رابطه‌ی مستقیم دارد. در این پژوهش ضمن مروری کوتاه بر مفهوم جبر و اختیار در آیین مزدیسنی تلاش نمودیم تا از این چشم‌انداز به مفهوم خرسندی و جریان‌های فکری پیرامون آن، در اوستا و متن‌های پهلوی نظر بیفکنیم. پس از کاوش حول این مفاهیم دریافتیم که احتمالا هریک از دو جریان فکری متفاوت حول اندیشه خرسندی به یکی از اندیشگان جبر یا اراده‌ی آزاد متمایل است.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

تحلیل ارتباط تراکم همجواری با بسامد لکنت در کودکان ۸-۴ ساله فارسی زبان

صفحه 125-147

https://doi.org/10.30465/ls.2022.39350.2023

مهدیه شیرج؛ آتوسا رستم بیک تفرشی؛ یحیی مدرسی تهرانی

چکیده مقدمه: بررسی‌های مختلف نشان داده است عوامل زبان‌شناختی متعددی بر وقوع رخداد لکنت اثر می‌گذارند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر متغیر واج‌شناختی تراکم همجواری (تعداد واژه‌های با شباهت آوایی با واژه هدف) بر میزان وقوع لکنت در کودکان دارای لکنت می‌‌باشد.

روش: پژوهش حاضر بر روی 18 کودک ۴ تا ۸ ساله دارای لکنت انجام شده است که با شیوه نمونه‌گیری در دسترس در شهر تهران انتخاب شدند. تراکم همجواری با استفاده از ۲9 مورد آزمون نامیدن تصاویر و ۸ مورد آزمون تکرار جمله مورد ارزیابی قرار گرفت. در این آزمون ها واژه هایی از ساختارهای هجایی CVC و CVCC با میانگین بسامد نزدیک به هم به تعداد یکسان از دو گروه متراکم و خلوت انتخاب شدند.

یافته‌ها: نتایج بررسی 576 محرک به دست آمده نشان داد در مجموع ۴۵.۸۳ درصد از واژه‌های با لکنت ادا شده در دسته خلوت و ۵۴.۱۶ درصد در دسته متراکم قرار دارند. بدین ترتیب کاهش تعداد واژه‌های همجوار موجب کاهش بسامد رخداد لکنت می‌شود، اما تفاوت معنادار نمی‌باشد (۰.۰۵P<).

نتیجه‌گیری: با بررسی یافته‌های پژوهش به نظر می‌رسد افزایش متغیر تراکم همجواری باعث رقابت بیشتر واژه‌های مشابه آوایی شده، دسترسی واژگانی را کندتر و دشوارتر می‌سازد. در نتیجه بسامد لکنت در آنها افزایش می‌یابد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

مقایسه سبک شناسی شناختی دو رمان جزیره سرگردانی و رود راوی با استفاده از نظریه استعاره مفهومی

صفحه 149-171

https://doi.org/10.30465/ls.2021.37299.1985

مهدی عبدی ویشکائی؛ آزیتا افراشی؛ مصطفی عاصی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی دو رمان فارسی «جزیره سرگردانی» و «رود راوی» با دو سبک رئالیسم و سورئالیسم بر اساس چارچوب نظری سبک شناسی شناختی می‌پردازد. از اهداف این پژوهش می‌توان به استفاده شیوه‌ای جدید در تحلیل متن در رمان‌های فارسی اشاره کرد. همین‌طور می-توان با استفاده از این رویکرد پلی میان‌رشته‌ای بین زبان‌شناسی شناختی و مطالعات ادبی برقرار کرد و نگاهی تازه به تحلیل‌های ادبی ارائه نمود. از میان مفاهیم شناختی از استعاره‌های مفهومی استفاده شده است. استعاره‌های موجود به صورت دستی و جداگانه از هر یک از این رمان‌ها استخراج شد. از میان داده‌های استخراج‌شده آن‌هایی که تکرار بیشتری داشتند و معرف سبک بودند جدا و بررسی شدند. با بررسی مقایسه‌ای میان دو رمان می‌توان به این مورد اشاره کرد که وقوع استعاره‌های مفهومی در رمان «رود راوی» به‌صورت معناداری بیشتر از رمان «جزیره سرگردانی» است. با بررسی استعاره‌های مفهومی در رمان «جزیره سرگردانی» مشخص شد که این رمان از «انسان» برای مفهوم‌سازی در حوزه مبدأ به صورت برجسته‌ای استفاده کرده است. همین‌طور مفاهیمی که با استفاده از این مفهوم در حوزه مقصد قرار گرفتند عناصر موجود در طبیعت هستند. در رمان «رود راوی» خاصیت جان‌بخشی برای اشیای فراواقعی در داستان استفاده‌شده است.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

راهبردهای ترجمه در بازنمایی احساس «عشق» در رمان از انگلیسی به فارسی (رویکرد نشانه‌شناسی فرهنگی)

صفحه 173-203

https://doi.org/10.30465/ls.2023.44366.2110

بیتا قوچانی؛ احمد پاکتچی؛ حسین صافی پیرلوجه

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر مفهوم «عشق» سعی دارد با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای بر اساس آرای اکو (2003) و توروپ (2000) میان ابعاد فرهنگی و زبانی مفاهیم عاطفی و نشانه‌شناسی ترجمه پیوندی برقرار سازد تا کاربرد راهبردهای پیشنهادی در ترجمة فرهنگی را در این حوزه بسنجد و به این پرسش‌ها پاسخ دهد: میان دو جامعه انگلیسی‌زبان و فارسی‌زبان در کاربرد واژه‌های هم‌ارز »عشق« چه تفاوت‌هایی است و مترجم برای ترجمة واژة «عشق» چه راهبردهایی برمی‌گزیند . بدین منظور، 18 واژه مرتبط با «عشق» طبق جانسون لیرد و اوتلی (1989) در پیکره‌ای از 4 رمان برگزیده و ترجمه آنها انتخاب شد و ارتباط آنها با هم‌ارزشان در فارسی تحلیل شد. مشخص شد 12 مورد در زبان فارسی هم‌ارز متناظر دارند و 6 مورد هم‌ارز متناظر ندارند. طبق یافته‌ها مواردی مانند اشتیاق شدید، عشق ملایم توام با دلسوزی، هوس زودگذر نسبت به فردی غریبه، کشش دوطرفه و علاقه دیوانه‌وار در انگلیسی نقش پررنگ‌تری داشته و در عوض در فارسی مولفه‌هایی همچون تعهد به معشوق و زناشویی برجسته‌ترند. در چنین وضعیتی مترجم از راهبردهایی مانند تفسیر مفهوم واژه در زبان مقصد، افزایش و استفاده از ترکیبات عطفی و در مواردی با توجه به بافت فرهنگی زبان مقصد از آرایه‌های زبانی موجود بهره می‌گیرد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

مراتب آفرینش در گاهان

صفحه 205-221

https://doi.org/10.30465/ls.2021.34280.1925

مینا کامبین؛ زهره زرشناس؛ فرزانه گشتاسب

چکیده فرینش یکی از اساسی‌ترین موضوعات هر دینی به شمار می‌رود که نمایانگر بخش مهمی از جهانبینی پیروان آن است. گاهان بخشی از اوستاست که نسبت به سایر بخش‌ها بیشتر به چگونگی آفرینش پرداخته به طوری که می‌توان گفت آفرینش یکی از مضامین مهم گاهانی به شمار می‌رود. با توجه به این که آفرینش در دین زردشتی بیشتر از منظر اسطوره‌شناسی بررسی شده است ضروری به نظر می‌رسد که دیدگاه گاهان نیز در این مورد روشن شود. در گاهان برای بیان چگونگی آفرینش از اصطلاحاتی چون زاییدن، آفریدن و ساختن استفاده می‌شود که هر کدام در جای خود نگاه متفاوتی به آفرینش را می‌رساند. به منظور روشن ساختن چگونگی رخداد آفرینش در گاهان، در مقالۀ حاضر مفهوم آفرینش با توجه به سه واژۀ نام‌برده بررسی شده و با مقایسۀ کاربرد آنها نتیجه‌گیری می‌شود که در گاهان باور به وجود سه مرحلۀ مختلف از آفرینش دیده می‌شود که با زایش آغاز و سپس ملزومات آن بخشیده و در نهایت اجزای آن ساخته می‌شده است و زایش آغازین که با اصطلاح «هستی نخستین» عنوان می‌شود فقط منحصر به اورمزد بوده است. این نگرش دیدگاهی عرفانی را به مقولۀ آفرینش نشان می‌دهد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

بررسی گذرائی درگفتار کودک فارسی زبان در چهارچوب زبان شناسی شناختی

صفحه 223-249

https://doi.org/10.30465/ls.2023.42136.2070

فائقه کریمی؛ ارسلان گلفام؛ مهناز کربلائی صادق

چکیده گذرائی یکی از مفاهیم مهم در دستور زبان و گفتمان است، لذا بررسی فراگیری آن می‌تواند پاسخگوی بسیاری از مسائل در حوزه زبان آموزی باشد. بر اساس مطالعات، کودکان از حدود 3 سالگی قادر به تولید و درک افعال گذرا در گفتار خود میباشند. اینکه کودک انسان به چه درجه‌ای از شناخت میرسد که به توانایی درک و تولید جملات گذرا در زبان خود نایل میشود از مسائلی است که در این پژوهش به آن پرداخته‌ایم. به این منظور مجموعه‌ای شامل 100 بند خبری از گفتار 4 کودک فارسی زبان مورد بررسی قرار گرفت. روش تحلیل داده‌ها از نوع توصیفی- تحلیلی بود. تحلیل داده‌های پژوهش نشان داد، کودک در حدود یک‌سالگی صحنه‌های مربوط به زندگی روزمره را بارها دیده و در ذهن خود ذخیره کرده است. به‌تدریج کودک، صحنه‌هایی را که دیده‌است به اجزای تشکیل دهنده‌شان تجزیه می‌کند و هر جزء را با یک نشانه‌ زبانی مرتبط می‌نماید (کنش‌گر، کنش‌پذیر) و از ابزارهای نحوی مانند ترتیب واژه‌ها برای مشخص نمودن نقش هریک از این اجزا استفاده ‌می‌کند. همچنین کودک به عنوان تماشاگر صحنه با نماسازی و برجسته کردن عامل در جملات، صحنه را در قلمرو منبع تولید انرژی رمزگذاری می‌کند و همواره فاعل رو مقدم بر مفعول به‌کار می‌برد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

بررسی کانون و مبتدا در جمله‌های سادۀ زبان فارسی بر مبنای رویکرد دستور واژی-‌نقشی

صفحه 251-282

https://doi.org/10.30465/ls.2023.41952.2067

سحر محمدیان؛ بهرام مدرسی؛ فروغ کاظمی؛ ستاره مجیدی

چکیده پژوهش حاضر با اتخاذ روشِ توصیفی-تحلیلی به ‌بررسی مبتدا و کانون در جملات ساده زبان فارسی در چارچوب دستور واژی-نقشی برزنن و همکاران (۲۰۱۶) بر مبنای ساخت درون‌مرکز و برون‌‌مرکز زبان فارسی پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند که طی فرایند کانونی‌سازی و مبتداسازی در جملات ساده؛ گروه اسمی دارای نقش فاعل، گروه اسمی دارای نقش مفعول صریح «رایی» و گروه حرف ‌اضافه‌ای دارای نقش مفعول متممی در ساخت سازه‌ای در مشخص‌گر گروه تصریفی قرار می‌گیرند و بر اساس اصل اقتصاد الزامی به درنظرگرفتن مقولۀ تهی در جایگاه متعارف آن‌‌ها وجود ندارد. زیرا در ساخت نقشی، گزارۀ اسمی گروه‌‌های مذکور علاوه بر دریافت نقش دستوری خود به‌صورت برون‌‌مرکز از طریق مؤلفه‌‌های صرفی، نقش گفتمانی را نیز دریافت می‌کند و شروط خوش‌‌ساختی از این طریق رعایت می‌شود. گروه اسمی دارای نقش مفعول صریح بدون پس‌اضافۀ «را» طی فرایند کانونی‌سازی در ساخت سازه‌ای نیز در مشخص‌گر گروه تصریفی قرار می‌گیرد. اما به‌‌دلیل آنکه فاقد مؤلفه‌‌های صرفی برای دریافت نقش دستوری است و به‌صورت درون‌مرکز به جایگاه وابسته است، بر اساس اصل اقتصاد مقولۀ تهی در ساخت سازه‌ای در جایگاه متمم فعل در نظر گرفته می‌شود تا ‌‌از طریق ابزار ارتباطِ نقش درون به بیرون، شروط خوش‌‌ساختی در ساخت نقشی رعایت شود.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

عیلام، ایلام یا هَلتمتی ؟

صفحه 283-302

https://doi.org/10.30465/ls.2023.41168.2055

محمد امین میرقادری؛ بهار رضائی باغ بیدی

چکیده ایلام به عنوان یک قدرت فرهنگی و سیاسی در خاور نزدیک و نیز یک دوره تاریخی پر فراز و نشیب نامی آشنا برای پژوهشگران است. طی سال‌ها پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی پژوهش‌های فراوانی پیرامون این دوره انجام داده و محوطه‌های متعددی کاوش شده‌ و از این رو بقایای فرهنگی این دوره تاریخی در کاوش‌های باستان‌شناختی تا حدودی به خوبی شناسایی شده است. این شواهد وجود حکومت و سرزمینی را که در کتاب مقدس به شکل «عیلام» به آن اشاره شده است، تأیید می‌کند. قرن‌ها پیش از انجام کاوش‌های باستان‌شناسی و ترجمه متون میخی، در کتاب مقدس پیرامون سرزمین و حکومت «عیلام» اشاراتی ذکر شده است. با وجود حجم مطالعات مربوط به این دوره تاریخی نکته‌ای وجود دارد و آن اختلاف نظری است که میان پژوهشگران ایرانی در معنا، ریشه و شکل نگارش نام ایلام به-ویژه در شیوۀ نگارش آن با «الف»/ «ع» وجود دارد. در این مقاله به چرایی این موضوع می‌پردازیم و پیشنهاداتی پیرامون آن ارائه خواهیم کرد؛ چراکه به نظر می‌رسد شایسته است شکل واحدی برای نگارش نام این تمدن و دوره تاریخی برگزینیم