تأثیر مهریشت بر دو سرود مانوی پارتی
صفحه 1-25
https://doi.org/10.30465/ls.2024.46661.2151
عباس آذرانداز؛ معصومه باقری حسن کیاده
چکیده در برخی از سرودهای مانوی، ایزدانی چون پدر بزرگی، مهریزد و نریسهیزد، با سبکی حماسی و استفاده از برخی آرایههای ادبی،غالباً صفتهای هنری، ستوده شدهاند. از میان آنها، سرودهای ستایشی فرستادۀ سوم (نریسفیزد) که به زبان پارتی سروده شده، فرستادۀ سوم شبیه به میترا توصیف شده و برخی صفتهایی که به او نسبت داده شده صفتهای مهری است که در مهریشت و منابع پهلوی دیده میشود. از بین سرودهای ستایشی نریسفیزد که در مجموعۀ دستنوشتههای مانوی کتابخانۀ موزۀ برلین نگهداری میشود دو سرود با شناسۀ M 67 و M 77، بیش از بقیه دارای اشاراتی است که از باورهای رایج در جامعۀ پارتی و جامعۀ زرتشتی ساسانی آن دوره تأثیر گرفته است. این گفتار، نخست به نقش میترا و نریوسنگ، در شکلگیری شخصیت نریسفیزد میپردازد، سپس دو سرود پارتی از نظر تأثیراتی که اوستا، مهریشت و منابع پهلوی بر آنها گذاشته مورد نقد و بررسی قرار میگیرند.
بررسی ردهشناختی چند فرگرد از وندیداد اوستا
صفحه 27-55
https://doi.org/10.30465/ls.2023.16130.1557
محمد مهدی اسماعیلی؛ آناهید دشتی
چکیده ردهشناسی به دنبال دستهبندی زبانهایجهان و یافتن روابط موجود میان آنها به لحاظ ساختارهایدستوری و ارائة اهمیتهایردهشناختی آنها است. ردهشناسی کاربردهایگوناگونی در زبانشناسی امروز دارد. مطالعة ساختاری زبانهایمختلف ازجمله زبانهایباستانی، میتواند به تکمیلکردن طبقهبندیزبانها کمک نماید. این مقاله به تحلیل ردهشناختی فرگردهای دوم، سوم و ششم وندیداداوستا اختصاص دارد. مطالعه بر آن بوده است با تحلیل نحویدادهها، جایگاه این زبانرا در ردههای فعلپایانیقوی یا فعلمیانیقوی با نگاه ردهشناختی معین سازد. آوانویسی متناوستایی به شیوة بارتلمه بوده و دادههای مورد مطالعه از نسخة گلدنر، انتخاب شده است. حجمجامعة موردبررسی در پژوهش، شامل 15 درصد از حجمکلوندیداد است. پس از تفکیکبندها، آرایش انواعجمله و سازههاینحوی، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. در بخش بررسیجملهها، نقشهایاصلی عناصرجمله تعیین شد. در بخش تحلیلسازهها نیز بر اساس آرایش هستةگروه و وابستههای آن طبق مولفههای 24گانة ترتیبواژهدرایر صورت گرفت. نتایج حاکی است که این زباندر مقایسه با زبانهایمنطقه اروپا-آسیا دارای 13 مولفه از مولفههای زبانهای فعلپایانقوی(فعل پس از مفعول) و برخوردار از 15 مولفه از مولفههایزبانهای فعلمیانیقوی (فعل پیش از مفعول) میباشد. همچنین این زباندر مقایسه با زبانهایجهان، 13 مولفه از مولفههای فعلپایانیقوی و 16 مولفه از مولفههای فعلمیانیقوی را داراست. بنابراین زباناوستاییوندیداد در مقایسه با زبانهایمنطقه خود(اروپا- آسیا) و زبانهایجهان، به زبانهای فعلمیانیقوی گرایش دارد.
استنساخی جدید از کتیبه میخی اورارتویی سقیندل، ورزقان، آذربایجان شرقی، ایران
صفحه 57-80
https://doi.org/10.30465/ls.2023.47346.2164
مهدی رازانی؛ لیلی نعمانی خیاوی؛ امین رنجبری؛ علیرضا امیری
چکیده نقش برجستهها و کتیبههای صخرهای روشنترین و بیواسطهترین روایات را از تاریخ بیان میکنند سازندگان این آثار توجه ویژهای نسبت به وقایع زمان خود داشتهاند و بهدرستی دریافته بودند که سینه سخت سنگ و صخرهها مقاومترین بوم برای ثبت اندیشهها و رخدادها و شرح فتوحاتشان خواهد بود صحت این تشخیص امروزه بر ما روشن گردیده است چراکه بسیاری از این آثار توانستهاند از گزند حوادث مختلف طبیعی، جنگها، تخریبهای انسانی و غیره عبور کرده و سلامت خود را حفظ نمایند و امروزه در زمره میراث کهن کشورمان به ما واگذار گردند. مقاله حاضر شامل استنساخ جدیدی از سنگ کتیبه اورارتویی سقیندل واقع در بخش مرکزی شهر ورزقان، استان آذربایجان شرقی است که بر بدنه یکتخته سنگ مربوط به 2750 ق.م نقر شده است و نقوش خط میخی بر روی آن کندهکاریشده و به سبب عوامل گوناگونی دچار آسیبدیدگی گشته است. برای دستیابی به پاسخ این سؤالات، علاوه بر مطالعات تاریخی و باستانشناسی، بررسیهای میدانی و همچنین استفاده از روشهای نوین مستندسازی شامل اسکن لیزری، فتوگرامتری و طراحی دیجیتال متن کتیبه انجامشده است تا بتوان روند تغییرات این کتیبه را در طول زمان بررسی کرد.
مجاز نمونه اولیه در زبان فارسی
صفحه 51-74
https://doi.org/10.30465/ls.2023.42737.2083
مهدی سبزواری
چکیده مجاز از مهمنرین آرایه های ادبی و زبانی است که همراه با استعاره از دیرباز در زبان های مختلف و از منظرادبیات، علم بیان و بلاغت، فلسفه و کلام و زبانشناسی و در دو دهه اخیر به خصوص در زبان شناسی شناختی و معنی شناسی مورد پژوهش و مطالعه قرار گرفته است. مجاز در برابر معنی حقیقی مطرح تعریف می شود و در علم بیان استفاده از لفظ در غیرمعنی حقیقی است. مجاز علاوه بر کابرد ادبی در زبان روزمره نیز کاربرد گستردهای دارد و گویندگان یک زبان به طور خودکار از این ابزار زبانی بهره میبرند اما این نوع مجاز غالبا بیشتر در قالب کاهش قابل بررسی است و مجاز نمونه اولیه نیست. فرضیه اصلی پژوهش حاضر عبارتست از اینکه هر کاهشی بر روی محور همنشینی مجاز نیست اما در هر مجازی کاهش مشاهده میشود. هنگامی کاهش منجر به مجاز در معنی واقعی آن میشود که مجاز نمونه اولیه باشد و بر مخاطب تاثیر خاصی داشته باشد یا واکنشی احساسی را در وی برانگیزاند. در واقع هدف از پژوهش حاضر، مطالعه و بازتعریف مجاز با توجه به تاثیرگذاری بر مخاطب است. طرح مجاز نمونه اولیه دستاورد اصلی پژوهش حاضر است.
تقابل استعاری کتاب و فضای مجازی در کارتونهای شهروندی: رویکرد زبانشناسی شناختی
صفحه 75-100
https://doi.org/10.30465/ls.2023.44544.2112
بهاره قادری نژاد؛ مهناز کربلائی صادق؛ حیات عامری
چکیده این مقاله با هدف بررسی نقش استعارههای تصویری در انتقال پیام کارتونهای شهروندی به رشتۀ تحریر درآمده است. بدین منظور، در قالب مطالعهای موردی، تعداد چهار کارتون با موضوع تقابل بین کتاب و فضای مجازی که در وبگاههای فارسیزبان داخلی منتشر شدهاند به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند و در چارچوب نظریۀ استعارۀ مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980، 1999؛ لیکاف، 1993) و نظریۀ استعارۀ چندوجهی (فورسویل، 1996، 2008، 2009) مورد تحلیل قرار گرفتهاند. پرسش پژوهش این است که برای بیان تقابل بین کتاب و فضای مجازی در کارتونهای شهروندی از کدام استعارههای تصویری استفاده شده است و حوزههای مبدأ و مقصد در این استعارهها کدامند؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که کارتونیستها برای بیان تقابل بین کتاب و فضای مجازی از استعارههای تصویری مبتنی بر قطار، دریا و تعارض فیزیکی بین انسانها بهره بردهاند و در حوزۀ مبدأ یا مقصد این استعارهها از مجاز مفهومی نیز استفاده شده است. بنابراین، استعاره و مجاز در تعامل با یکدیگر معنای مورد نظر کارتونیست را خلق میکنند و آن را براساس نوعی استدلال قیاسی به مخاطبان خود منتقل میسازند. همچنین مشخص شد که استعارههای تصویری بهکاررفته در این کارتونها از نوع آمیخته و بافتی هستند.
وندهای زبان پشتو از منظر رویکرد صرف واژگانی
صفحه 167-188
https://doi.org/10.30465/ls.2024.46167.2146
ذبیح الله صاحب؛ گلناز مدرسی قوامی؛ ویدا شقاقی
چکیده در این پژوهش، فرایندهای اشتقاق و تصریف در زبان پشتو در قالب رویکرد «صرف و واجشناسی واژگانی» بررسی و تحلیل شده است. در این مقاله، ۱۳۱ وند زبان پشتو، از جمله ۴۰ وند تصریفی و ۹۱ وند اشتقاقی، را با توجه به رفتارشان نسبت به پایه های که به آن متصل می شوند در چارچوب رویکرد کیپارسکی (۱۹۸۲) در دو طبقۀ خنثی و غیرخنثی تقسیم و بررسی شده اند. این پژوهش نشان میدهد که بیشتر وندهای زبان پشتو یا تکیهبرند یا اتصال آنها به پایه موجب تغییر جایگاه تکیه میشود. نتایج این پژوهش نشان میدهد که رویکرد کیپارسکی (۱۹۸۲) که به عنوان یک نظریۀ مطرح برای مطالعه ساختمان واژههای انگلیسی تدوین شده است، قابلیتِ تحلیل وندهای خنثی و غیرخنثی در زبان پشتو را نیز دارد. بر اساس این پژوهش، بیشتر وندهای زبان پشتو غیرخنثی هستند و در لایه اول قرار میگیرند. لازم به ذکر است که تعداد وندهای خنثی در مقایسه کمتر، ولی کاربرد آنها در زبان وسیعتر است. علاوهبراین، همان طور که نظریۀ صرفِ واژگانی فرض میکند، پسوندهای خنثی و غیرخنثی بر اساس فرضیۀ ترتیب سطوح سازماندهی شدهاند.
بررسی دشواریهای برون و درونِ نظام نوشتاری پهلوی کتابی (با رویکرد آموزشی)
صفحه 139-165
https://doi.org/10.30465/ls.2024.47550.2169
موسی محمودزهی
چکیده زبان فارسی میانه به نظامهای نوشتاری مختلف نوشته شده که یکی از آن جمله موسوم به «پهلوی کتابی» است. این نظام نوشتاری ریشه در خط آرامی دارد و در ردۀ نظامهای واجی دستهبندی میشود. با آنکه تعداد واجهای فارسی میانه به حدود 30 واج میرسد، اما پهلوی کتابی 14 نویسه بیشتر ندارد. کمیِ تعداد نویسهها، و وجود پدیدههایی مانند املای تاریخی و هزوارش، پهلوی کتابی را نظامی نسبتاً «دشوارخوان» معرفی کرده است. این مقاله با استفاده از دادههای کتابخانهای و با روشی تحلیلی- توصیفی، دشواریهای برونهای و درونه ای پهلوی کتابی را مورد بررسی قرار داده و راهکارهای آموزشی بهتری را برای فراگیریِ آسانترِ آن آن پیشنهاد کند. نتایج نشان میدهد که حتی بدون مراجعه به متون پهلوی، تمام دشواریهای برونهای پهلوی کتابی در سه تا چهار جلسۀ آموزشی قابل رفع و رجوع است. اما بخشی از درونۀ این نظام نوشتاری که مرتبط با نوع نویسهها و تعیین ارزش واجی آنهاست، نیاز به چندین جلسۀ آموزشی دارد، بعلاوه، آن بخش که دربرگیرندۀ املای تاریخی و شبه تاریخی، واژههای عالمانه و هزوارشهاست، نیاز به مطالعات مستمر دارد و با چند جلسۀ آموزشی محقق نمیشود و برای تسلط بر آن باید تمام متون فارسی میانه را مورد بررسی قرار داد.
بررسی موسیقی بیرونی، کناری و درونی سرود اوستایی گاهان
صفحه 189-221
https://doi.org/10.30465/ls.2024.48078.2177
راضیه موسوی خو
چکیده گاهان کهن ترین شعر ایرانی به زبان اوستایی است. در این پژوهش موسیقی بیرونی، کناری و درونی گاهان بررسی می شود. روش گردآوری داده ها اسنادی-کتابخانه ای و روش پژوهش تحلیلی است. مطالعه ی متون ادبی باستانی از منظر دیدگاههای نو نقد ادبی باعث شناخت بهتر آنها به عنوان خاستگاه ادبیات فارسی میشود. موسیقی بیرونی، وزن شعر است و گاهان دارای نظم هجایی است. در موسیقی کناری، قافیه بررسی میشود و گاهان دارای قافیه درونی است. در موسیقی درونی، آرایهی تکرار اهمیت فراوانی دارد که به دو گروه تکرارهای مرئی و نامرئی تقسیم می شود. از جمله تکرارهای نامرئی موجود در گاهان میتوان به انواع جناس و انواع واج آرایی یکجایه و چندجایه اشاره کرد. انواع تکرارهای مرئی نیز مانند تکرار واژه در طول یک بیت، تکرار منظم یک یا چند واژه در ابتدای ابیات، تکرار مصرع در طول یک قالب شعری، تکرار یک یا چند واژه به صورت پراکنده در طول چند بیت، تکرار منظم یک یا چند واژه در ابتدای ابیات و ردالعجز علی الصدر در گاهان دیده میشود. شناسه های پایانی، صرف اسم، تطبیق صفات و ضمایر با موصوف ها، پیشوند و پسوندها، تکرار حروف ربط و اضافه و قیدها، نیز باعث ایجاد موسیقی می شود.
پازند در دستنویسهای خرده اوستا
صفحه 223-248
https://doi.org/10.30465/ls.2023.44198.2108
حمیدرضا دالوند
چکیده چکیده
جز در موارد اندک، شرح و تفسیر متون اوستایی به پازند چندان نیست و جایگاهی در پیکره متون موجود ندارد. پیوند پازند و اوستا بیشتر به خرده اوستا بر میگردد. خرده اوستا متنی است که برای عامه مردم فراهم آمده است. همین ویژگی مردمی بودن سبب شده است تا صورتها و روایت های مختلفی از آن به فراخور نیاز کاربران در طی روزگاران پدید آید. در هر دستنویس دعاها و نیایش ها افزوده یا کاسته شدهاند. این افزودهها یا متون پیرامونی به پهلوی، پازند، فارسی و حتی گجراتی دیده می شوند و جغرافیای گسترده کاربران خرده اوستا را نشان دهند. گفتار پیش رو برآن است تا خطوط کلی متنهای پازند درون دستنویسهای خرده اوستا را شناسایی و معرفی کند.
دربارۀ سه اصطلاح pašt، paymān و wizīr به معنای پیمان در مادیان هزار دادستان
صفحه 249-282
https://doi.org/10.30465/ls.2024.48954.2188
نادیا حاجی پور
چکیده مادیان هزار دادستان یا مجموعه هزار داوری، متنی حقوقی است. این متن در اواخر دورۀ ساسانی یعنی اوایل قرن 7 میلادی گردآوری شده است. موضوعات حقوقی بسیار متنوعی در این متن مطرح میشود از جمله مسائل حقوقی این متن، بردهداری، قیمومت، ضمانت، ازدواج، طلاق، پیمان و ... است. علاوه بر این در متن اصطلاحات حقوقی بسیاری بهکار رفته است که مطالعه آنها ما را با مفاهیم خاص این اصطلاحات آشنا میکند. موضوع این پژوهش دربارۀ «عهد و پیمان» است که با اصطلاحات pašt، paymān و wizīr در متن آمده است. هدف این پژوهش بررسی موضوعات مربوط پیمان به منظور مقایسه سه اصطلاح مذکور است. پرسشی که این پژوهش قصد دارد به آن پاسخ دهد اینکه، اصطلاحات پیمان در چه موضوعات حقوقی بهکار رفتهاست؟ و این 3 اصطلاح چه تفاوتی باهم دارند؟. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و شیوه جمعآوری دادهها، کتابخانهای است. برخی نتایج این پژوهش به قرار زیر است: این اصطلاحات در موضوعات مختلفی بهکار رفتهاند که گاه باهم مشترک است. تحلیلها نشان داد که pašt یک توافق شفاهی و تعهد برای انجام کاری است. paymān قراردادی شفاهی یا کتبی است که قوانین و جزئیات خود را دارد. wizīr نیز سند پیمان و درواقع پیماننامه است.
بافت و خلاقیت استعاری: کاربست اصل فشار انسجام بر تنوع استعارهها در متون خبری زبان فارسی در چارچوب معناشناسی شناختی
صفحه 283-315
https://doi.org/10.30465/ls.2024.48058.2176
محمود نقی زاده
چکیده بافت عنصری اساسی در خلق معنای استعاری در موقعیتهای گفتمانی پویا تلقی میشود. نوشتار حاضر با هدف بررسی نقش عناصر بافتی در ایجاد خلاقیت استعاری در عناوین و متون خبری زبان فارسی با بهرهمندی از اصل فشار انسجامِ کووچش (2015) انجام میشود. دادههای مورد نیاز از سایتهای خبری کشور جمعآوری شده و بر اساس الگوی بافتی کووچش (2015)، نوع بافت دخیل در ایجاد عبارات استعاری تعیین میگردد و سپس در چارچوب معناشناسی شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان میدهد که خلق استعارههای بدیع در متون خبریِ مورد مطالعه تحت تأثیر عناصر مربوط به فشار بافتی از قبیل مؤلفههای فرهنگی، ایدئولوژی، آب و هوا، جغرافیا، موضوع گفتمان، عناصر گفتمانی، بافت مکانی و زمانی گفتمان و همچنین تحت تأثیر فشار بدنمندی صورت میپذیرد. در این میان، پیشزمینهسازی به عنوان فرایندی شناختی بر مبنای تجارب بدنمند مشترکِ بین افراد یک جامعه (بافت همگانی) و یا بر پایة ویژگیهای منحصر به فرد جسمانی نظیر معلولیت جسمی، نابینایی و چپدستی به عنوان بافت محلی شرایط مناسب جهت بکارگیری عبارات استعاری خاصی را فراهم مینماید. به علاوه، نگاشت مفهومی در متون خبری بررسی شده تابع محدودیتهایی است که از جانب فرهنگ، ساختار بدن و اصل ناوردایی اعمال میشود.
بررسی زبانشناسی سلسلهمراتب افعال در روایتهای وهمناک با تکیه بر نظریه زبانی زنو وندلر
صفحه 317-337
https://doi.org/10.30465/ls.2024.42242.2073
یحیی حسینائی
چکیده هر روایت به مثابۀ ترکیبی از زنجیرههای روایی بههمپیوسته و ساختهشده از اجزای کوچکی چون اسم، فعل و حرف است؛ به طوری که بنیاد و زیربنای روایتها در کوتاهترین وجه ممکن به این عناصر ختم میشود. در زبانشناسی فعلها را پدیدههایی پویا، قابل تصریف و زمان بنیاد میدانیم که عمل کنشگر را نشان میدهد؛ اما در علم روایتشناسی قدرت خارقالعادۀ افعال و بسامد آنها زمانی آشکار میشود که بدانیم هر ژانر بسته به مضمون، موضوع و پیرنگ، سلسلهمراتبی از افعال را در زیر بنای خود دارد. بر همین اساس در پژوهش حاضر تلاش کردهایم تا فرایند ارتباط شکلگیری پیرنگ و سلسلهمراتب افعال در روایتهای روانشناسانه و وهمناک را نشان دهیم و فرایند کنش در اینگونه داستانها را از افعال وضعیتی تا دست آوردی در یک سیر علمی دقیق و حسابشده ترسیم نماییم. نتایج نشان میدهد که در روایتهای روانشناسانه و وهمناک شاهد یک سلسلهمراتب منظم از افعال به صورت: وضعیتی، پویشی، انجامی و دست آوردی هستیم و این سلسلهمراتب به نحوی بسیار دقیق با پیرنگ اینگونه روایتها در ارتباط است.
