ارداویرافنامۀ منظوم انوشیروان مرزبان کرمانی
صفحه 1-18
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6340
عباس آذرانداز؛ معصومه باقری حسن کیاده
چکیده ارداویرافنامه از شناختهشده ترین کتابهای پهلوی است که به زبانهای مختلف ترجمه شده است، یکی از این ترجمههایی که در روایات داراب هرمزدیار نقل شده، متنی است منظوم به فارسی نو که انوشیروان مرزبان کرمانی آن را در اوایل قرن یازدهم هجری سروده است. متنهای دیگری نیز از این متن به نظم و نثر فارسی موجود است، از جمله ارداویرافنامۀ زرتشت بهرام پژدو که به اعتقاد انوشیروان کامل نبوده و بخشهایی را او ناگفته گذاشته است؛ بنابراین به بهانۀ کامل کردن متن، انوشیروان خود به نظم آن با همان وزن شعار زرتشت بهرام اقدام کرده است. در ارداویرافنامۀ انوشیروان مطالبی آمده است که در هیچ کدام از ارداویرافنامههای دیگر وجود ندارد. او به موضوعاتی چون اساطیر و شخصیتهای اساطیری بیشتر از نمونههای پهلوی و فارسی توجه نشان داده است. ارداویرافنامۀ انوشیروان مرزبان به عنوان یکی از نمونههای شعر فارسی زرتشتی اهمیت بسیاری دارد که در این پژوهش ویژگیهای محتوایی، ادبی و زبانی آن مورد بررسی قرار گرفته است.
تبیین نقش هنجار گریزی در شعر در شعر فرخی یزدی
صفحه 19-41
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6275
اعظم اکبری رکن آباد؛ محبوبه خراسانی؛ شهرزاد نیازی
چکیده هنجار گریزی یکی از مؤثرترین روشهای برجستگی زبان و آشنازدایی در شعر است که همواره شاعران از آن استفاده کردهاند. تکامل و ادبیّت زبان شعر با فراروی از قاعدههای زبان معیار و بهرهمندی از ساختهای غیرمتعارف تحقق میپذیرد و در اثر تکرار یک ویژگی بارز در طرز بیان شاعرانه به تشخیص و هویّت سبکی نیز بدل میشود. یکی از انواع هنجارگریزیهایی که شاعر به مدد آن به آفرینش و خلاقیت اثر ادبی دست مییازد، هنجار گریزی دستوری است که در شعر فرخی نیز به ویژگی پرتکرار اشعار وی تبدیل شده است؛ بنابراین، آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار میگیرد؛ تبیین نقش هنجار گریزی در شعر فرخی به روش مطالعۀ متن و تحلیل محتوا با بهره جستن از چارچوبی کیفی – توصیفی در اشعار فرخی است. دستاورد مقاله، گویای این مهم است که اولاً برجستهسازی در حوزۀ دستوری زبان با طرز چیدمان جملات، درهم ریختن نظم جهتمندانۀ واژگان در محور همنشینی و همچنین بینش خلاقانۀ وی در دخل و تصرّف ساز و کارهای زبانی، حرکت تعالیگرایانۀ زبان شعری فرخی را نشان میدهد و دو دیگر اینکه در بین هنجارگریزیهای دستوری بررسی شده، بیشترین برجستگیها در حوزۀ افعال روی داده است.
ساخت آغازگری_پایانبخشی در بندهای خبری نوشتار فارسیآموزان غیرایرانی سطح تکمیلی: تحلیلی بر پایهی دستور نظاممند- نقشگرا
صفحه 43-62
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6186
حمیده پولادستون؛ محمد باقر میرزایی حصاریان؛ لیلا گل پور
چکیده مساله اصلی پژوهش حاضر تعیین وضعیت ساخت آغازگری_ پایانبخشی در بندهای خبری نوشتار فارسیآموزان غیرایرانی سطح تکمیلی و همچنین تعیین وضعیت نشانداری این بندهاست. پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و پیکرهبنیاد است. پیکرهی پژوهش دربرگیرندهی 49 نمونه از نوشتار فارسیآموزان غیرایرانی سطح تکمیلی از 13 ملیت در مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) و چارچوب نظری کار دستور نظاممند-نقشگرای هلیدی(2004) است. برای انجام پژوهش ابتدا ساخت آغازگری-پایانبخشی در بندهای خبری نوشتههای فارسیآموزان بررسی شده، آنگاه انواع آغازگرها از نظر متنی، بینافردی و تجربی بودن تعیین گردیدهاند؛ سپس آغازگرهای نشاندار یا بینشان مشخص شدهاند. دادهها و نتایج بیانگر آن است که بسامد بهکارگیری آغازگرهای مرکب و ساده با هم برابر بوده(هرکدام 43%) و آغازگر بندی 14% آغازگرها را تشکیل میدهد. از بین آغازگرهای مرکب، آغازگر متنی-تجربی(43/88%) بیشترین فراوانی را داشته است. نتایج همچنین موید بینشان بودن بیشتر آغازگرها(81%) در بندهای خبری نوشتههای فارسیآموزان غیرایرانی سطح تکمیلی و همچنین تفاوت بسامد بهکارگیری آغازگرهای بینشان در بندهای خبری در نوشتار فارسیآموزان با ملیتهای گوناگون است.
هژمونی صرفی- نحوی زبان فارسی بر زبان مازندرانی
صفحه 63-90
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6277
محسن جعفرزاده کرچنکی؛ حسین قاسمی؛ مراد باقرزاده کاسمانی
چکیده توجه به تأثیرات متقابل زبانها و شناخت تحولات زبانی با توجه به شرایط موجود در کنار سایر عوامل، بهمنظور جلوگیری از انقراض زبانها، ضروری به نظر میرسد. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر هژمونی صرفی-نحوی زبان فارسی بر زبان مازندرانی میباشد. فرضیه پژوهش این است که فارسی بر زبانهای محلی قدرت هژمونیک دارد و این پژوهش در پی پاسخی به این سؤال است که آیا زبان فارسی ازنظر صرفی-نحوی بر صرف و نحو گونه محاورهای زبان مازندرانی گونه ساروی هژمونی و برتری دارد؟ این پژوهش، یک مطالعهی میدانی از نوع توصیفی و تحلیلی است که ضمن تحلیل دادهها، به بررسی تأثیر عوامل اجتماعی از قبیل سن و موقعیت جغرافیایی بهعنوان متغیرهای مستقل بر میزان تأثیر بر صرف و نحو مازندرانی بهعنوان یک متغیر وابسته میپردازد. در پژوهش حاضر، از ابزار پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده در برخی موارد استفادهشده، نمونهی آماری 53 نفر که از طریق نمونهگیری طبقهبندیشده، از مناطق شهری و روستایی ساری به روش تصادفی انتخاب شدهاند. نتایج نشان میدهد که زبان مازندرانی با دخالت فرآیندهایی چون قیاس و تعمیم افراطی در نسلهای مختلف، در شرف فارسی شدگی است. شناسایی عوامل میتواند مورداستفاده جامعه شناسان زبان و برنامه ریزان زبان قرار گیرد.
تحلیل واکنشهای بیادبانۀ کاربران به قرمزپوشی بازار سهام از دیدگاه نیوروترـکسلز و بوسفیلد
صفحه 91-110
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6242
حسین رحمانی
چکیده با ورود بسیاری از افراد ناآشنا به بازار سرمایهگذاری، علیرغم هشدار کارشناسان، بورس هموارهِ سبزپوش از اواخر اسفند 98 تا مرداد 99 به یکباره سقوط کرد و عدهای را بهورطۀ نابودی کشاند؛ این، واکنش بعضاً شدید و هرازگاهی بیادبانۀ برخی از کاربران را در وبسایت تجارت نیوز به دنبال داشت. پژوهش حاضر با بررسی تهدید وجهه بر اساس مدل نیوروترـکسلز (2011)، و بیادبی بر اساس مدل بوسفیلد (2008)، در پی پاسخ به پرسشهای 1ـ در بخش نظرات کاربران وبسایت تجارت نیوز چه نوع حملهای به وجهه بیشتر صورتگرفته است؟ و 2ـ کدام نوع بیادبی دارای بیشترین فراوانی است؟ و 3ـ مخاطبی که وجههاش مورد تهدید قرارگرفته است، با چه واکنشی به مقابله با تهدید وجهه میپردازد؟، است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیشترین حمله به وجهه، مربوط به عدم ثبات سرمایهگذاران بازار سهام است؛ رایجترین نوع بیادبی، بیادبی مستقیم است و واکنش به تهدید وجهه، اغلب تهاجمی است. اهمیت این پژوهش در این است که به بررسی وجهه و بیادبی در سایۀ پیشرفتهای نوین در گفتگوهای مجازی که کمتر مورد کاوش قرار گرفته است، میپردازد؛ بعلاوه، بیادبی از نظر شنونده مورد ارزیابی قرار میگیرد و نه با تمرکز بر هدف گوینده، آنچنان که تابحال مرسوم بوده است.
استعاره مفهومی مزهها در اشعار کودکانه
صفحه 111-131
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6182
عسگر صلاحی؛ ندا نبی زاده اردبیلی
چکیده استعاره که در دیدگاه کلاسیک، ابزاری شاعرانه برای تزئین کلام به شمار میرفت، با ظهور زبانشناسانی چون لیکاف(1999) اساس تفکر معرفی شد. به این معنا که امور انتزاعی در قالب امور محسوس درک میشوند که به این فرآیند، استعاره مفهومی میگویند. در پژوهش حاضر که به شیوه کتابخانهای و تحلیلی- توصیفی انجام گرفته است، در پی بررسی استعاره های مفهومیای هستیم که با تکیه بر حس چشایی در اشعار کودکانه خلق شدهاند تا به این پرسشها پاسخ دهیم که 1.عمدهترین مبداهای متعلق به حوزه چشایی در اشعار کودکانه کدامند؟ 2.تاثیر بهرهمندی از این مبداها در القای مفاهیم انتزاعی چیست؟ برای انجام پژوهش30 کتاب شعر به عنوان نمونه آماری انتخاب و تمامی ابیات آنها بررسی شد. نتایج به دست آمده از پژوهش 68 مورد استعاره مفهومی است که حوزههای مبدا آنها «شیرین و تلخ» و حوزههای مقصدشان «احساس مطلوب یا نامطلوب ناشی از امور مختلف» است. از آنجا که 1. بیشتر استعارهها با مزه محبوب کودکان مفهومسازی شدهاند؛ 2. همه آنها از نوع هستیشناختیاند که با دیدگاه کودکان نسبت به جهان تطابق دارد؛ 3. با محسوسترین مدرکات، مفهومسازی شدهاند، میتوان گفت شاعران در تطبیق فضای شعری خود با روحیه کودکان موفق بودهاند و شعری مطابق با ذائقه کودکانه سرودهاند.
چندمعنایی افعال حوزه شنیدن در زبان فارسی: بررسی درزمانی، پیکرهای و شناختی
صفحه 133-157
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6276
آیدا عظیمی؛ آزیتا افراشی
چکیده در این پژوهش ابتدا معانی افعال حوزه شنیدن را به شیوه کتابخانهای در فرهنگهای لغت یافتیم وفهرستی از معانی افعال حوزه شنیدن فراهم آوردیم و برچسبهای معنایی دستهبندی شدهای را ایجاد کردیم که تمام معانی ذکر شده در فرهنگها را شامل گردد . سپس شواهد کاربرد این افعال را از پایگاه دادگان زبان فارسی، که پیکرهای از متون فارسی است، استخراج و در نرمافزار Excel درج نمودیم. با توجه به شواهد فرهنگهای لغت و پیکره معاصر، 11 معنی برای فعل "شنیدن"، 6 معنی برای "شنفتن"، 3 معنی برای "گوش دادن"، 4 معنی برای "گوش کردن" و 5 معنی برای "نیوشیدن" استخراج شد. همچنین با توجه به دادههای به دست آمده از پیکره تاریخی، 11 معنی برای فعل "شنیدن"، 1 معنی برای "شنفتن"، 2 معنی برای "گوش دادن"، 2 معنی برای "گوش کردن" و 2 معنی برای "نیوشیدن" استخراج گردید. به عنوان نتیجه، با استفاده از بسامد معانی، نمودار شبکه معنایی فعل شنیدن، گوش دادن و گوش کردن در پیکره معاصر ترسیم شد. از این یافتهها میتوان در فرهنگنگاری، آموزش زبان به غیرفارسیزبانان و به منظور مقایسه بینازبانی معانی افعال حوزه شنیدن با نتایج سایر پژوهشها در زبانهای دیگر بهره برد.
بررسی طرح وارههای تصوری موجود در ضرب المثل های گویش ترکی قشقایی
صفحه 159-185
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6343
محمد هادی فلاحی؛ راضیه امیری
چکیده پژوهش حاضر بر آن است تا استعارههای متداول در ضربالمثل های گویش ترکی قشقایی را در چارچوب معنیشناسی شناختی و بر اساس الگوی طرحواره های تصوری ایوانز و گرین (2006) مورد بررسی قرار دهد تا شیوۀ مفهومسازی گویشوران را از تجارب گوناگون در گذر زمان بیان نماید. طرحواره های تصوری زمینه ساز ارتباط میان تجارب فیزیکی انسان و حوزه های شناختی به مراتب پیچیده تر همانند زبان هستند. روش انجام این پژوهش بهصورت توصیفی- استقرایی بوده و گردآوری دادهها بهصورت کتابخانهای و میدانی صورت پذیرفته است. از میان 800 ضرب المثل گردآوری شده تعداد 276 مورد دارای طرح وارۀ تصوری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان داد که انواع کلی طرحوارههای تصوری ایوانز و گرین (2006) از جمله طرحوارههای فضا، مهارشدگی، جابهجایی (حرکت)، نیرو، توازن، همسانی و موجودیت در ضربالمثلهای گویش ترکی قشقایی یافت میشود. طرحوارۀ مهارشدگی و پس از آن طرحوارۀ حرکتی، بیشترین میزان کاربرد و طرحوارۀ تعادلی، کمترین میزان کاربرد را در میان ضربالمثلهای گویش ترکی قشقایی دارد.
ماهیّت اختیاری نشانه و مسألۀ هویّت ملّی در آموزش زبانهای بیگانه به کودکان
صفحه 187-200
https://doi.org/10.30465/ls.2020.6342
خلیل کهریزی
چکیده دالهای یک زبان، با بُرشِ پدیدهها، بخشی از آنها را برجسته میکنند و تصوّرات ویژهای از آنها در ذهنِ کاربران زبان شکل میدهند که همان مدلولها هستند. این مسأله برآمده از ماهیّت اختیاری نشانه و مبنای شکلگیری هویّت و درکِ مشترکِ همزبانان از جهان است. بر همین اساس، کاربرانِ یک زبانْ دنیا را، از دیدگاهی فراگیر، مانند همزبانانِ خود میبینند. از همینروی، اگر پیش از آموختنِ زبانِ ملّی و اندیشیدن در آن، به آموختنِ زبانی بیگانه گماشته شوند، بخشی از جهان را با بُرشهای دالهای آن زبان بیگانه خواهد شناخت و ممکن است به اختلالهای هویّتی دچار شوند. این مسأله، در رویکردی کلّی، روندِ شکلگیری هویّت چهلتکّه را شتاب میدهد. ما در این مقاله میکوشیم، با درنگی بر ماهیّت اختیاری نشانه و جایگاه زبان در شکلگیری هویّت، به بحث دربارۀ آموزش زبانهای بیگانه به کودکان بپردازیم که در روزگارِ ما به امری فراگیر تبدیل شده است. جستوجوها نشان میدهد، آموزش زبانهای بیگانه به کودکان مایۀ اختلال در جهانـتصویرهای آنها میشود و توانِ اندیشیدنِ سالم در زبانِ ملّی را از کودکان میگیرد. چنین کودکی جهان را با آمیختهای از بُرشهای دالهای زبانِ ملّی و زبانِ بیگانهای که آموخته، میبیند و به مصداقی از پدیدۀ «هویّت چهلتکّه» دگرگون خواهدشد.
قواعد اعلال در افعال اجوف از منظر زبانشناسی
صفحه 201-216
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6189
گلناز مدرسی قوامی؛ زهره مرادی
چکیده قواعد اعلال در صرف زبان عربی به تلفظ کلمات معتل (کلماتی که یک یا دو همخوان سهگانۀ ریشۀ آنها یک نیمواکه است) میپردازند و از منظر زبانشناسی بخشی از صرف ـ واجشناسی زبان عربی محسوب میشوند. دستورهای سنتی در بحث تلفظ به حروف اشاره میکنند و چون نظامهای نوشتاری همۀ ویژگیهای تلفظی را بازنمایی نمیکنند، فهم و یادگیری قواعد تلفظی در شکل سنتی آنها دشوار است. تکیه نیز چون در خط بازنمایی ندارد، در دستورهای سنتی نادیده گرفته شده، حال آن که تکیهگذاری صحیح در قرائت به اندازۀ تلفظ صحیح همخوانها و واکهها مهم است. در این مقاله، به قواعد اعلال افعال اجوف (افعالی که همخوان دوم ریشۀ آنها نیمواکه است) از منظر زبانشناسی نگریستهایم تا ضمن مشخص کردن سادگی فرایندهای واجی مورد اشاره در این قواعد، نقش تکیه را در تلفظ این دسته از افعال نشان دهیم. بدین منظور، پس از آوانویسی مثالهای هر یک از قواعد، الگوی تکیۀ آنها را در چارچوب پارامترهای تکیۀ وزنی هیز (1995) تحلیل کردهایم تا نشان دهیم قواعد اعلال افعال اجوف به چیزی بیش از حذف، کشش جبرانی و کشش ناشی از مقتضیات تکیه اشاره ندارند و میتوان با تمرکز بر آواها به جای حروف از دشواری مباحث دستور سنتی کاست.
ردهشناسی آرایش سازههای متن سغدی بودایی «وسنتره جاتکه»؛ بر اساس مؤلفههای فعلی
صفحه 217-238
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6241
راضیه موسوی خو؛ زهره زرشناس؛ آتوسا رستم بیک تفرشی1
چکیده زبان سغدی از زبانهای ایرانی میانهی شرقیست که به سه گروه مانوی، بودایی و مسیحی تقسیم میشود. در این پژوهش به بررسی آرایش سازههای متن سغدی بودایی «وسنتره جاتکه» پرداخته شده است. وسنتره جاتکه طولانیترین متن بازماندهی سغدی ست و نسبت به دیگر متون سبک ادبی پیشرفتهتری دارد و به نظر میرسد که بیشتر تألیفی بومی و یا بازنویسی داستانی بودایی باشد و احتمال اینکه ترجمه باشد کمتر است. تاکنون پژوهشی در باب ردهشناسی زبان سغدی بودایی صورت نگرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است، گردآوری دادهها به روش کتابخانهای و انتخاب متن به شیوهی هدفمند بوده است. تمام بندهای دردسترس از متن وسنتره جاتکه به شیوۀ کمی و کیفی تحلیل شدهاند.
ساختار جملات شرطی در زبان فارسی
صفحه 239-259
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6341
ازاده میرزایی
چکیده جملۀ شرطی به لحاظ ساختاری از یک بند پایه و یک بند وابسته تشکیل شدهاست. بند وابسته معمولاً با پیوندواژۀ شرط همراه میشود و به لحاظ معنایی وقوع گزاره در بند پایه را محدودبه شرایطی میکند. پژوهش حاضر با اتکا به رویکردی ردهشناختی به بررسی ویژگیهای ساختاری «بند شرط» و «پیوندواژۀ شرط» در زبان فارسی پرداخته و با نگاهی توصیفی و بر مبنای مطالعهای دادهبنیاد این ساختها را بررسی کردهاست. در ارتباط با نقش نحویِ بند شرط، بررسی دادهها نشان داد اگرچه بند شرط عمدتاً نسبت به بند پایه در جایگاه افزوده قرار میگیرد و درنتیجه سازۀ اختیاری جمله و قابلحذف است، اما گاه مواردی دیده میشود که در آنها حذف بند شرط، جمله را نادستوری میکند. امکان بازنمایی مفهوم شرط در قالب بند قید زمان و موصولی در کنار بندهای شرطی، معرفی انواع پیوندواژههای شرطی زبان فارسی مانند «چنانچه»، «چون» و «که»، همچنین پیوندواژههای بند پایه شامل پیوندواژههای نتیجهای، علی و مقایسهای که سه ساخت شرطی را ازهم متمایز میکنند از موضوعات دیگری است که موردتوجه بودهاست. معرفی «شرط انتظاری» در بحث محدودکنندههای بند شرط و شیوۀ بازنمایی «شرط منفی» و پیوندواژههای مربوطه مانند «مگر»، «وگرنه» و غیره، همچنین امکان مشروطکردن بخشی از بند پایه، موضوعهای دیگر موردبررسی بودند.
