بررسی ساختار فعل مرکب در گفتار کودکان سالم 5 تا 7 سال فارسیزبان
صفحه 1-27
https://doi.org/10.30465/ls.2021.7036
پریسا بخشنده؛ رضا نیلی پور؛ زهراسادات قریشی؛ ارسلان گلفام؛ شهرام مدرس خیابانی
چکیده گفتمان روایی یکی از شاخصها و تواناییهای اصلی ارتباط کلامی در جنبههای مختلف زندگی اجتماعی بشر است. روایت، بهعنوان توصیف یا گزارش گفتاری یا نوشتاری از رویدادهای مرتبط، مهارتی چندبعدی است که میتواند سطح دانش زبانی و همچنین شناختی را نشان دهد. در این پژوهش با هدف بررسی فعل مرکب در کودکان 5 تا 7 ساله سالم فارسی زبان، 889 فعل مرکب از 107 نمونه گفتار آزاد براساس نظر دبیرمقدم (1376) تحلیل شده است. 52 نمونه گفتار را پسران و 55 نمونه گفتار را دختران تولید کردهاند. از سوی دیگر، 48 نمونه گفتار را کودکان 5 تا 6 سال و 59 نمونه گفتار را کودکان 6 تا 7 سال تولید کردهاند. کل گفتهها 17427 واژه را شامل میشود. نتایج پژوهش نشان داد بسامد «افعال مرکب ترکیبی» نسبت به «افعال مرکب انضمامی» در گروه سنی 5 تا 7 سال بیشتر است. همچنین، با بالارفتن سن در کودکان فاصله بین اجزای فعل مرکب و استفاده از افعال مرکب گذرا که دارای ساختار نحوی پیچیدهتری هستند در گروه سنی 6 سال در مقایسه با 5 سال به عنوان شاخصی از رشد توانایی های زبانی افزایش مییابد.
وضعیت زن ساسانی بر پایۀ قوانین ازدواج و طلاق
صفحه 29-65
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6523
محمود جعفری دهقی؛ امین شایسته دوست
چکیده تحلیل تاریخی پدیدههای اجتماعی میتواند به شناسایی روند تغییرات در نهادها و ساختارهای اجتماعی کمک کند و موجب شناخت ریشههای تاریخی برخی مشکلات اجتماعی شود؛ اگرچه مطالعۀ وضعیت زنان در هر دورهای از تاریخ ایران، میتواند جنبههای گوناگون زیست اجتماعی آن دوره را بازنمایی کند؛ اما با توجه به تغییرات الگووارهای در نظام حقوقی و اجتماعی جامعه ایران پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی، مطالعۀ وضعیت زنان در دورة ساسانی اهمیت ویژهای دارد، زیرا معلوم میکند که قوانین تعیینکنندۀ بعدی بر پایۀ چه سنتهای حقوق و عرفی شکلگرفته اند. ازاینرو بررسی جایگاه اجتماعی زن در آن دوره، به حوزۀ مشترک مطالعات پژوهشگران ایرانشناسی و اسلامشناسی تبدیلشده است؛ اما رویکردها و زمینههای فکری گوناگون در این مطالعات، این موضوع را به یکی از موضوعات بحثانگیز تبدیل کرده است. هدف این پژوهش این است که با در نظر گرفتن یافتههای پیشین، وضعیت زن را در نسبت با قوانین ازدواج و طلاق تبیین کند و به این پرسش پاسخ دهد که این قوانین زن را «طرف حق» در نظر میگرفتند یا «موضوع حق»؟ برای پاسخ به این پرسش پروندههای حقوقی مربوط به قوانین ازدواج و طلاق منعکسشده در مادیان هزار دادستان بررسی میشوند.
موصولی سازی در گزیدهای از زبانهای ایرانی: رویکردی ردهشناختی
صفحه 67-101
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6915
محمد دبیرمقدم؛ نجمه زربان
چکیده پژوهش حاضر به بررسی سلسله مراتب دسترسی رابطههای دستوری کینان و کامری(1977)، در موصولیسازی و محدودیتهای بینازبانی حاکم بر آن و نیز به شیوههای نشانگذاری گروه اسمی هممرجع با هستۀ اسمی بر پایۀ نظریات کینان(1985)، در سه زبان ایرانیِ نائینی، دلواری، و تالشی میپردازد. در این پژوهش سعی بر آن است تا به دو پرسش اساسی پاسخ داده شود: نخست، تا چه حد موصولیسازی جایگاههای نحوی متفاوت در سه زبان یاد شده با سلسله مراتب دسترسی رابطههای دستوری کینان و کامری و محدودیتهای حاکم بر آن انطباق دارد؟ دوم، در زبانهای مورد نظر، از کدام شیوههای موصولیسازی برای نشانگذاری گروه اسمی هممرجع با هستۀ اسمی در هریک از جایگاههای نحوی بهره گرفته میشود؟. در سنجۀ پرسشهای مذکور، پرسشنامهای برمبنای چارچوب برگزیده برای گردآوری دادههای مورد نیاز تدوین شد و طی مصاحبههای حضوری با گویشوران، این پرسشنامه تکمیل و حدود140.ساخت موصولی از هریک از زبانهای مورد مطالعه استخراج گردید.دادههای حاصل از این سه زبان، نشان از امکان موصولیسازی تمام جایگاههای نحوی سلسله مراتب دسترسی را دارند ونیز شواهدی دال بر همسویی با محدودیتهای حاکم بر سلسله مراتب دسترسی رابطههای دستوری و نیز محدودیتهای حاکم بر نشانگذاری گروه اسمی هممرجع با هستۀ اسمی به دست میدهند.
کارکرد گفتمانی-استعاری زبان رسانه: رویکرد شناختی
صفحه 103-146
https://doi.org/10.30465/ls.2021.7035
مسعود دهقان؛ ولی غلامی؛ عطیه کرمی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر، دستیابی به کارکردهای گفتمانی زبان رسانه از منظر شناختی بر اساس انگارهی آمیختگی مفهومی مطرحشده از سوی فوکونیه و ترنر (2002,1998,1994) بوده است تا نشان دهیم که رسانهها چگونه در کلامشان از استعاره بهره میگیرند و از آن مسیر اهداف خود را دنبال میکنند. ماهیت روششناسی این پژوهشِ کیفی، توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها از متون مطبوعاتی و روزنامههای کثیرالأنتشار در سالهای 95 تا 98 گزینش و گردآوری شدهاند و بدین منظور 18 نمونه (بهدلیلمحدودیت در حجم مقاله جهت ترسیم نمودارهای آمیختگی مفهومی) از استعارههای بهکاررفته در متون مذکور، تحلیل و مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. یافتهها نشان داد که گفتمانِ رسانهها با تلفیق حوزهی مبدأ و حوزهی مقصد و پدیدآمدن فضای آمیختهی چهارمِ نوپدید، زبان را طوری مفهومسازی میکند که امکان نگاشتِ مفاهیم انتزاعی؛ همچون «موج بیداری اسلامی»، «انداختن توپ به زمین حریف» و غیره را به مفاهیم ملموس و عینی فراهم ساخته که این امر سبب جذب مخاطب و تنویر افکار عمومی شده است؛ بهگونهای که ویژگیهای مشترک دو فضای ذهنی، یکبهیک با هم متناظر میشوند.
توصیفی ردهشناختی از تصریف فعل در زبان لارستانی بر مبنای فرضیۀ پیوندی
صفحه 147-173
https://doi.org/10.30465/ls.2021.7034
ایفا شفائی؛ مصطفی عاصی
چکیده هدف تحقیق حاضربررسی رده صرفی ساختمان فعل در زبان لارستانی بر اساس پارامترهای مطرح شدۀ ردهشناختی در "فرضیۀ پیوندی" است. طبق این فرضیهانتساب یک زبان به پیوندی و یا تصریفی دو همبستگی و یا به بیانی دیگر دو پیش فرض آزمودنی را تلویحآ در درون خود دارد: نخست آنکه پیوندی و یا تصریفی بودن ویژگی است که میبایست در تمام سطوح و مقولههای ساخت واژی آن زبان دیده شود و مختص به یک مقوله و یا ساخت خاص نمیباشد؛ و دیگر آنکه پیوند و تصریف مفاهیم اولیه نیستند، بلکه هر یک متشکل از زیر ویژگیهای دیگری است که میبایست با یکدیگر همبستگی داشته باشند. به منظور بررسی این فرضیه، ابتدا اجزای ساختمان فعل در رابطه با مفاهیمی همچون شخص، شمار، زمان، نمود، وجه، نفی ، نهی و نشانۀ مصدر در زبان لارستانی معرفیمیگردند و در نهایت به منظور آزمودن اعتبار فرضیۀ پیوندی، دو پیش فرض مطرح شده در این فرضیه در سطح تصریف فعلی مورد بررسی قرار میگیرد.نتایج حاصل از این بررسی موید فرضیۀ پیوندی در این زبان تأیید نیست و بر این اساس به کار گیری اصطلاحات پیوند و تصریف در توصیف نظام صرفی این زبان راهگشا نمیباشد
تصویرگونگی آوایی بررسی رابطۀ میان آوا و معنا
صفحه 175-199
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6694
صالح طباطبایی؛ حیات عامری؛ سحر بهرامی خورشید
چکیده نگرۀ سوسور دربارۀ رابطۀ قراردادی (یا به تعابیر دیگر، وضعی، اعتباری، یا دلبخواه) میان واژهها و مدلولهایشان بر جریان غالب زبانشناسی نوین سایه افکنده و چون قاعدهای بنیادین در زبانشناسی نمایانده شده است. اما مطالعات پرشماری از اواخر دهۀ دوم سدۀ بیستم تا به امروز این نگرۀ سوسوری را با استناد مثالهای نقض گوناگونی از زبانهای مختلف جهان به پرسش گرفته و رابطۀ میان آوا و معنا را در این مثالها نه پیوندی دلبخواه یا مبتنی بر قرارداد محض، بلکه رابطهای «تصویرگونه» برشمرده است. نوشتار حاضر، پس از مرور مطالعات عمدهای که در این زمینه صورت گرفتهاند، رأی سوسور را دربارۀ رابطۀ قراردادی میان واژهها و مدلولهایشان به معیار نقد میسنجد و، در پایان، به چشمانداز تازهای که ممکن است از رهگذر نقد دیدگاه سوسور و به واسطۀ مفهوم «تصویرگونگی آوایی» به سوی واجشناسی شناختی گشوده شود اشارۀ گذرایی میکند.
ارزیابی بازنمودهای واژههای استعاری طبیعت در زبان ترکی
صفحه 201-227
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6916
ایرج ظفری؛ بهزاد رهبر؛ محمد رضا اروجی
چکیده بررسی استعارهها با رویکرد شناختی، نشان میدهد تصورات ذهنی به مفاهیم انتزاعی تسری مییابند. گویشوران زبان ترکی با الهام از پدیدههای طبیعت مانند حیوانات، گیاهان و ... در گفتارهای روزمره کاربرد استعاری از آن پدیدهها را ارائه میکنند. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی فراوانی و درصد مهمترین مفاهیم ساختواژی، بررسی سهم این نامها در فرایندهای واژهسازی و سهم جنسیت واژههای استعاری طبیعت در زبان ترکی است. دادههای این پژوهش از طریق انجام مصاحبه با 70 گویشور زبان ترکی بدست آمد و درنهایت، 677 واژه گردآوری شد. ابتدا فراوانی و درصد مفاهیم ساختواژی مورد ارزیابی قرار گرفت، سپس سهم بخشهای طبیعت در فرایندهای واژهسازی و سهم جنسیت این واژهها بررسی شد. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که طبیعت بر گفتار گویشوران زبان ترکی تأثیر میگذارد و آنان در گفتارشان از نامهای طبیعت به صورت استعاری بهره میگیرند. در واژههای استعاری طبیعت در ترکی به ترتیب ترکیب، اشتقاق، ترکیب و اشتقاق، نامآوا، وامگیری واژگانی و تکرار بالاترین کاربرد را دارند. همچنین نامهای مربوط به حیوانات، پرندگان و حشرات بیشترین کاربرد استعاری را در این زبان دارند. همچنین بیشترین واژهها مربوط به جنس خنثی است. نتایج پژوهش در شناخت بیشتر استعاره برای شاعران، معلمان، نویسندگان و زبانشناسان میتواند مفید واقع شود.
گناهان و تاوان آنها براساس نسکهای حقوقی هوسپارم و سگادم کتاب هشتم دینکرد
صفحه 229-253
https://doi.org/10.30465/ls.2021.7046
رحیم کلهر؛ محمود طاووسی
چکیده در نظامهای حقوقی که برپایهی دین استوارند، تفکیک مفهوم جرم (تجاوز به حقوق دیگران و جامعه) و گناه (تعدی نسبت به شریعت خدا) دشوار است؛ چرا که قانونگذار الهی، هر دو را ممنوع میکند. در حقوق مزدیسنا بهنظر میرسد درک و تشخیص این تمایز دشوارتر از سایر نظامهای دینی باشد؛ چرا که ارتکاب هر یک از محرمات مجازاتی را در پی دارد؛ کتاب هشتم دینکرد مانند مادیان هزار دادستان یک کتاب صرفاً حقوقی نیست، در این کتاب علاوه بر ذکر عناوینی از گناه و تاوان آنها که در متون دیگر پهلوی به آنها اشاره شدهاست، به انواعی دیگر از گناهان و همچنین به نوعی از تاوان برمیخوریم که مجرم میتواند با انجام کار کشاورزی و چوپانی، تاوان گناه خود را بپردازد. در این مقاله کوشش میشود تا نشاندهد در هوسپارم و سگادم نسکِ دینکرد هشتم علاوه بر گناهانی که در دیگر متون حقوقی مطرح است چه گناهان دیگری مطرح میشود، نیز تاوان گناه در این نسکها چه تفاوتی با دیگر متون پهلوی دارد و همچنین ذکر گناهانی که به تاوان آنها اشاره شده و گناهانی که فقط از آنها نامبرده شده است.
تحلیل پیکره بنیان متون فارسی میانه بر مبنای پایگاه داده پارسیگ
صفحه 255-280
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6590
فرزانه گشتاسب؛ مسعود قیومی؛ نادیا حاجی پور ارطرانی
چکیده رویکرد نوین در مطالعات زبانشناختی یا یک پدیده زبانی بر اصل وجود مجموعهای از دادههای زبانی گردآوریشده نهادینه شدهاست؛ بنابراین به تهیه یک پیکره زبانی نیاز است که از تولیدات واقعی گویشوران و نه براساس شمّ زبانیِ فردی گردآوری شدهاست. این شیوۀ پژوهشی برای بررسی دادههای زبانی تاریخی که جزء زبانهای مرده است و اکنون هیچگونه گویشوری ندارد از اهمیت بهسزایی برخوردار است. هدف از انجام این پژوهش، تهیه پیکرۀ زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) و ساماندهی آن در یک پایگاه است. برای هر واژه، شش لایۀ اطلاعاتی، اعم از حرفنویسی متن پهلوی، آوانویسی واژهها بههمراه ترجمۀ فارسی آنها، تعیین مقولۀ دستوری دانهریز واژهها، بنواژهسازی واژهها و تعیین هزوارشبودن آنها، تعریف شدهاست. برای مقولۀ دستوری دانهریز واژهها، مجموعۀ برچسب مقولات دستوری فارسی معاصر تهیهشده توسط بیجنخان و همکاران (2011) و ساختارمندشده توسط قیومی (2014) باتوجهبه نیازهای زبان پهلوی جرح و تعدیل شدهاست و از مجموعۀ جدید برای برچسبگذاری واژههای پهلوی استفاده شدهاست. پس از نشانهگذاری واژهها و ساماندهی اطلاعات، امکان استخراج اطلاعات آماری وجود دارد که میتواند بینش عمیقتری از محتوای متن منتقل نماید. ازاینرو، اطلاعات آماری از پیکرۀ بهدستآمده استخراج شده و توضیح داده میشود تا دورنمای کلی نسبتبه منابع تشکیلدهندۀ این پیکره بهدستآید.
کاربرد صافی فرهنگی در ترجمه ی لعن و نفرین: موردپژوهی ترجمه ی انگلیسی بچه های قالیبافخانه اثر هوشنگ. مرادی کرمانی.
صفحه 281-309
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6693
مریم معین درباری؛ عطیه کامیابی گل؛ سیف اله سیفی
چکیده هدف پژوهش حاضر ارزیابی انتقادی نحوهی کاربرد صافی فرهنگی در ترجمهی انگلیسی کریس لیر و سهیلا سحابی (2000) از کتاب بچههای قالیبافخانهی مرادی کرمانی (1379) است. بدین منظور، الگوی «تحلیل انتقادی» (خانجان، 1391، 1392) که بر بینان نظریِ زبانشناسی سازگانی- نقشگرا (هلیدی، 1994، 2004) میباشد به عنوان چارچوب تحلیلی انتخاب گردیده است. این الگو همزمان تحلیل عوامل درونزا و برونزا را مورد توجه قرار میدهد و هم به محصول ترجمه، هم به فرآیند ترجمه نظر دارد. ضمن ملاحظۀ دو فرض بنیادین «ترجمه به مثابهی بافتآفرینی مجدد» و «ترجمه به مثابهی تصفیه» که در الگوی تحلیل انتقادی ترجمه مدّ نظر بودهاند، این پژوهش با نحوهی کاربرد صافی فرهنگی از سوی مترجمان اثر و ویژگیهای بافتی در نظام مقصد تناسب داشته و نیل به معیار تعادل نقشی را محقق ساخته است. پس از شناسایی این عبارتها ، به بررسی عملکرد مترجمان کتاب در برگردان این کنش گفتاریِ پرداختیم تا ببینیم از میان چهار راهکار «معادلسازیِ (توصیفی)»، «معادلیابیِ (فرهنگی)»، «رویکرد سلبی» (حذف) و «انتقال»، بیشتر از کدام راهکارها بهره جستهاند. محاسبۀ فراوانی این راهکارها مبین آن بوده است که مترجمان در برگردان این کنش گفتاری به ترتیب از راهکارهای «معادلسازی»، «انتقال و «حذف» بیشترین استفاده را داشتهاند و «معادلیابی» بهکار گرفته نشده است.
بررسی جملات حاوی فعل kar- در زبانهای فارسی باستان و اوستایی (با تاکید بر ظرفیت فعل به منظور تعیین افعال مرکب و انضمامی)
صفحه 311-335
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6589
سحر وحدتی حسینیان
چکیده یکی از چالشیترین مباحث دستوری در زبان فارسی، تعیین معیارهایی برای تعریف فعل مرکب و انضمامی است. علیرغم زایایی این دو گونۀ فعلی در زبان فارسی امروز،کمتر محققی به روند تغییر و تحولات معنایی و ساختاری افعالی که در ساخت افعال مرکب و انضمامی نقش دارند، در سیر تحولات زبان فارسی توجه کرده است. با بررسی تاریخی این افعال میتوان پاسخی برای این سوال یافت که آیا وجود این گونه افعال ریشۀ تاریخی دارد؟ با توجه به اینکه در زبان فارسی امروز در میان افعالی که توانایی امکان همنشینی با اجزاء غیرفعلی دارند، فعل کردن از زایایی بیشتری برخوردار است، این مقاله با تاکید بر ظرفیت فعل، سعی در پاسخ به پرسش زیر دارد: آیا در زبانهای باستانی ( فارسی باستان و اوستایی) جزء فعلی kar- در همنشینی با اجزای غیرفعلی تبدیل به فعل سبک شده و در ساخت افعال مرکب و انضمامی نقش داشته است؟
قیدجمله در زبان روسی
صفحه 337-357
https://doi.org/10.30465/ls.2021.6522
شهرام همتزاده
چکیده یکی از موضوعاتی که زبانشناسان بدان توجه داشتهاند، قید در زبان است. زبان روسی نیز به عنوان یکی از شاخههای زبانهای هند و اروپایی از این امر مستثنی نیست. نگاه ویژه زبانشناسان به این مقوله در زبان روسی، پس از مقاله شیویداوا دربارهی «قیدجمله» (детерминант) شکل گرفت و اختلاف آراء و مباحث زیادی را برانگیخت.
در این مقاله با استفاده از روش تحلیل منابع کتابخانهای و تطبیق نمونههای اخذ شده از منابع، تقسیمبندی جدیدی از مقولهی قیدجمله ارائه شد با تکیه بر این موضوع که آیا فعل یا جمله را مقید میسازد یا خیر؟ بدین منظور، نخست به دیدگاه شیویودوا درباره تقسیمبندی عنصرهای درون جمله اشاره و با استفاده از تعاریف وی برای تمایز قید فعل و قید جمله در روسی، برخی ملاکهای معنایی و نحوی معرفی شدند. بررسی نمونههای اخذ شده از منابع به این امر منتج شد که قیدجمله از لحاظ معنایی به دو دسته قیدهایجمله فاعلی-مفعولی و قیدهایجمله متمم قیدی تقسیمبندی میشوند. افزونبر صورتهای واژگانی، جملات پیرویی که به عنوان جملات تجزیهپذیر مشخص شدهاند، به دلیل آنکه وابستگی به جمله پایه ندارند، میتوانند نقش قیدجمله را ایفا کنند.
