ارزیابی مهارت ارتباطی گفتمان در بیماران آسیبدیده نیمکره چپ و راست فارسیزبان
صفحه 1-28
https://doi.org/10.30465/ls.2023.42617.2080
مهلا آرینپور؛ محمد امین مذهب
چکیده مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه اختلالات گفتمانی در بیماران بزرگسال آسیبدیده نیمکرۀ راست و چپ مغز به دلیل سکته مغزی انجام گرفت. یافتهها نشان دادند که بین عملکرد دو گروه بیماران در مهارت ارتباطی گفتمان تفاوت وجود دارد، اما این تفاوت عملکرد معنیدار نیست. در گروه بیماران آسیبدیده نیمکره راست، بیمارانی با آسیب لوب گیجگاهی، ضعیفترین عملکرد را در مهارتهای ارتباطی گفتمان داشتند که نشان میداد آسیب به لوب گیجگاهی و نواحی پیرامون آن در نیمکره راست مغز میتواند منجر به بروز اختلال در مهارت گفتمانی شود. بررسی رابطه جایگاه آسیب مغزی و میزان اختلالات گروه بیماران آسیبدیده نیمکره چپ نیز دلالت بر آن داشت که آزمودنیهایی با جایگاه آسیب در نواحی گیجگاهی-پیشانی و گیجگاهی-آهیانهای در نیمکره چپ مغز، بالاترین میزان اختلال عملکرد را در خردهآزمونهای ام. ای. سی. نشان دادند. آسیب به هر دو نیمکره راست و چپ مغز منجر به بروز اختلال در مهارت گفتمانی میشود، اما آسیب به نیمکره راست با شدت اختلالات بیشتری همراه است. بر پایه دادههایی که از دو گروه بیماران پژوهش حاضر به دست آمد، میتوان ادعا کرد که بین بروز اختلال در پردازش مهارتگفتمانی با جایگاه ضایعه مغزی رابطه مستقیمی وجود دارد.
بررسی ارتباط معنایی واژگانی در غزلهای حافظ
صفحه 29-56
https://doi.org/10.30465/ls.2022.32867.1897
خدابخش اسداللهی؛ نوشاد رضایی؛ زهرا فتحی
چکیده بررسی متون ادبی بر پایة نظریههای زبانشناختی با توجه به پایة علمی و تجربی آنها در خوانش، کشف معانی و بازنمایی نتیجهبخش و دقیق است. بر این اساس بررسی روابط معنایی یکی از مؤلفههای اصلی معنیشناسی در نمایاندن شگردهای زبانی و معنایی، پایة نظری پژوهش حاضر در بررسی دیوان حافظ بهعنوان پیکرة مورد تحقیق درنظر گرفته شدهاست. در پژوهش حاضر که روش توصیفی-تحلیلی(Descriptive analysis) مورد استفاده قرار گرفتهاست، هدف، تبیین و تحلیل چگونگی روابط معنایی واژگان، میزان بسامد و تأثیر آنها بر انسجام متن و گردش حول هستة موضوعی بودهاست. نتیجة این پژوهش نشان میدهد که اشعار او با توجه به بسامد بالای انواع روابط معنایی و عنصر تکرار در سطح واژگانی، عبارت و جمله، برای آموزش زبان به زبانآموزان فارسی کاربرد دارد و این قابلیت در آن دیده میشود. همچنین وجود روابط معنایی واژگان در محور عمودی هر غزل نشاندهندة انسجام متنی در غزلهای بررسی شدهاست. برطبق تحلیل انواع روابط معنایی که از دیگر ویژگیهای این پژوهش است، بسامد مؤلفة چندمعنایی که با توجه به شمول آن بر صنایع ادبی، بهنظر می-رسید کاربرد بیشتری داشتهباشد، کمتر از حد انتظار است.
تحلیل مقابلهای چندمعنایی ترکیبات "سر" در فارسی و انگلیسی: رویکردی ساختی-شناختی
صفحه 57-86
https://doi.org/10.30465/ls.2022.39431.2025
آوا ایمانی
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل مقابلهای چندمعناییِ ترکیبات "سر" در فارسی و انگلیسی و شناسایی طرحوارههای ساختی ناظر بر ساخت این ترکیبات برمبنای ساختواژ ساختی بوی (2010) و در نهایت ارزیابی این انگاره در مواجه با دادههای این دو زبان است. بدین منظور، تمام واژههای مرکب فارسی و انگلیسی که "سر" به عنوان سازۀ اول در آنها ظاهر میشود از منابع مختلف، از جمله فرهنگ سخن، فرهنگ زانسو، فرهنگ انگلیسی آکسفورد، فرهنگهای آنلاین مریوم وبستر، کمبریج و کولینز استخراج شدند. سپس به مقولهبندی معنایی و تحلیل تفاوتها و شباهتهای آنها پرداخته شد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و دادهها شامل 300 واژه مرکب است. یافتهها نشان داد که چندمعناییِ این ترکیبات، نه در سطح واژههای عینی، بلکه در سطح ساختها و طرحوارههای انتزاعی قابلتبیین است و لذا آن را چندمعنایی ساختی انگاشتیم. همچنین، مشخص شد که اگرچه طرحوارهها و زیرطرحوارههای ساختی مشابهی برای ترکیبات "سر" در هر دو زبان وجود دارد، اما تنوعات معنایی و تعداد زیرطرحوارهای فرعی این ترکیبات در فارسی بیشتر از انگلیسی است و این تفاوت حاکی از آن است که نظام طرحوارهای ساخت [Head-X] در فارسی نسبت به انگلیسی پیچیدهتر و بسط معنایی آن گستردهتر است.
بازنمود گروههای اسمی پیچیده و مرکب زبان ترکی آذری بر پایۀ دستور نقش و ارجاع
صفحه 87-122
https://doi.org/10.30465/ls.2022.42081.2068
افشین دهقانی؛ محمدعلی ترابی؛ هانیه دواتگری اصل
چکیده در این پژوهش ساخت گروه اسمی ترکی آذری در قالب دستور نقش و ارجاع و بر پایه الگوی نظری ونولین (2005) بررسی میشود. در این پژوهش تحلیلی توصیفی، دادههای مورد استناد، از منایع نوشتاری و با گوش دادن به مکالمههای ساکنان آذری زبان استان آذربایجان شرقی انتخاب شدهاند که به روش نمونهگیری هدفمند تنها جملاتِ حاوی گروههای اسمی پیچیده و مرکب انتخاب شدهاند. تحلیل دادهها نشان داد که گروه اسمی پیچده شامل بندهای تحدیدی، بندهای غیرتحدیدی و متممهای اسمی است. ارتباط در گروه موصولی تحدیدی از نوع پیروسازی و پیوند از نوع هسته است. بندهای موصولی غیر تحدیدی چون برای تشخیص اسم به شنونده اطلاعات ضروری منتقل نمیکنند و از لحاظ معنایی رابطه نزدیک با هستة اسمی ندارند، ارتباط در این نوع گروه اسمی پیروسازی و پیوند از نوع مرکز اسمی میباشد. ساختهای حاوی متمم اسمی بندی بهعنوان موضوع مرکز هسته اسم دارند. نوع ارتباط در این نوع گروه اسمی از نوع پیروسازی و پیوند از نوع مرکز هسته اسم میباشد. گروه اسمی مرکب شامل گروههای اسمی عطفی، درون مرکز، برون مرکز و بدل میباشد. همچنین، با بررسی ساخت گروه اسمی از منظر نقش و ارجاع میتوان به نکاتی اشاره کرد که مختص این دستور بوده و در دیگر دستورهای............
انگارهها و کلیدواژههای فرشتگانی: رویکردی متنشناختی به معنا و کاررفت چند واژۀ دانشورانه در فرشتهشناسی مانوی
صفحه 123-142
https://doi.org/10.30465/ls.2022.42963.2087
محمد شکری فومشی
چکیده این مقاله بر اساس متنهای ایرانی میانۀ مانوی و با رویکردی متنشناسانه به بازشناخت معنا و کاررفت چند واژۀ دانشورانه/ دانشواژه در فرشتهشناسی مانوی، بهویژه لغت «فرشته» (frystg, fryštg) و «فرستاده» (frystg, fryštg)، میپردازد. کاربرد یک لفظ برای دو معنا و/ یا انگاره در مکتوبات مانوی نتیجۀ بازتعریفی بود که هر یک از جماعتهای مختلفِ مانوی از دو انگارۀ «فرشته» و «فرستاده» ارائه داده بودند. مقاله نشان میدهد واژۀ ایرانی frys/štg در ادبیات ایرانیِ مانوی تحت تأثیر مکتوبات سریانی بازتعریف شده و گسترش معنایی یافته است؛ بازتعریفی که میتوانست از یک رسول یک فرشته و از آن فرشته یک شاه بیافریند. در اینجا، واژههای دانشورانۀ خدا، خداوند، بغ، و بغپور را نیز بررسی کردیم و نشان دادیم این لغات عالمانه در چه بافتارهایی ظاهر میشوند و به چه مصداقهایی اشاره دارند. بررسی ما گویای آن است که همۀ این دانشواژهها نه تنها برای فرشتگان (ملائکه) و شخصیتهای تاریخی (مانند شخص مانی و رهبران و بزرگان مانوی و همچنین رسولان پیشین) به کار میرفته، بلکه دایرۀ شمول آن دستکم یکی از ایزدان مانوی، یعنی «فرستادۀ سوم»، را نیز در بر میگرفته است.
تحلیل زبانشناختی کاربرد استعاری اسامی گلها در زبان ترکی
صفحه 143-169
https://doi.org/10.30465/ls.2022.40607.2046
ایرج ظفری؛ بهزاد رهبر
چکیده در دیدگاه معنیشناسی شناختی لیکاف و جانسون (1980) استعاره یکی از مفاهیم انتزاعی تفکر و زبان است. استعاره فرایندی فعال در نظام شناختی و از مجاری اصلی درک انسان از محیط پیرامونی است. پژوهش حاضر بر آن است تا مفاهیم موجود در بهکارگیری گلها در گفتارهای روزمره گویشوران زبان ترکی را تبیین نماید و دیدگاه آنها به این مفاهیم و پدیدههای مربوط به اسامی گلها، نیز قلمرو مبدأ و مقصد آنها را مشخص کند. دادههای این تحقیق از طریق انجام مصاحبه با 30 نفر از گویشوران زبان ترکی گردآوری گردید که در نهایت، 13 نام پرکاربرد استعاری از حوزه گلها در نظر گرفته شد و حوزههای مبدأ و مقصد این واژهها ارائه گردید؛ همچنین نگرش فرهنگی گویشوران به اسامی گلها از طریق مفهومسازی و مقولهبندی با ترسیم نمودار نشان داده شد. یافتههای تحقیق بیانگر آن است که اسامی گلها وارد زبان ترکی شده و گویشوران از آنها برای توصیف کسی یا چیزی بهصورت استعاری بهره میگیرند؛ طوری که کاربرد این واژهها در مقایسه با سایر پدیدههای طبیعت از بسامد وقوع نسبتأ بیشتری برخوردار است. این پژوهش میتواند برای زبانشناسان، مترجمان زبانهای ترکی به فارسی و بالعکس، شاعران و ادیبان مفید واقع شود.
استعارههای جنگ بر بستر فرهنگ (مطالعۀ موردی کتاب «وقتی مهتاب گم شد»)
صفحه 171-199
https://doi.org/10.30465/ls.2022.42104.2069
احلام غلامشاهی؛ ساسان شرفی؛ منصوره شکرآمیز
چکیده بسترِ فرهنگی استعارهها یکی از موضوعات مهم در مطالعات استعاری در چند دهۀ گذشته بوده و همواره در کانون توجه پژوهشگران حوزۀ استعاره قرار داشته است. در پژوهش حاضر که هدف آن بررسی رابطۀ میان استعاره و فرهنگ است، نحوۀ مفهومسازی استعاری مسائل و موضوعات مرتبط با جنگ در کتاب «وقتی مهتاب گم شد» (حسام، 1394) با توجه به بافت فرهنگی جامعه مورد مطالعه قرار گرفته است. تحلیل استعارههای بهکاررفته برای بیان مفاهیمی مانند جنگ، جبهه، شهادت و نیروهای خودی و دشمن در چارچوب نظریۀ استعارۀ مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980، 1999؛ لیکاف، 1993) نشان میدهد که نویسنده از استعارههای مفهومی متعددی برای بیان این مفاهیم استفاده کرده که اغلب آن دارای شالودۀ فرهنگی و متأثر از نگرشها و باورهای اسلامی نویسنده هستند. از جملۀ این استعارهها میتوان به «شهادت، سفر/پرواز/مسیر است»، «شهادت، امتحان است»، «شهادت، مزد است» «جبهه، کربلا است» و «جبهه بهشت/جهنم است» اشاره کرد. این یافتهها همسو با دیدگاه زبانشناسان شناختی نشان میدهد که استعارهها علاوه بر مبنای جسمانی، مبنای فرهنگی نیز دارند و یکی از راههای شناخت یک فرهنگ، شناخت استعارههای فرهنگی آن است.
بررسی نام کتاب شِکَند گُمانیک ویچار و دلیل نامگذاری کتاب با این نام
صفحه 201-223
https://doi.org/10.30465/ls.2022.36450.1966
پورچیستا گشتاسبی اردکانی
چکیده در این پژوهش نامِ کتاب شِکَند گُمانیک ویچار و دلیل نامگذاری کتاب با این نام مورد بررسی قرار میگیرد. چنانکه مَردانفَرُوخا در فصل دهم کتابِ خود ذکر کرده، به هندوستان سفر کرده است و میتوان احتمال داد که کتاب را پس از سفر به هندوستان تألیف کرده و نام کتاب را نیز از زبان هندی یا گجراتی بر کتاب نهاده است. در این پژوهش نام کتاب و دلیل نامگذاریِ آن، در زبان هندی و گجراتی و ترجمۀ سنسکریتِ دستور نریوسنگ، مورد جستجو و بررسی قرار خواهد گرفت. بر اساس یافتهها، مَردانفَرُوخا پس از سفر به هندوستان، آنجا اقامت گزیده و کتاب را در هندوستان تألیف کرده است و نام کتاب را از زبان گجراتی به صورت Skaṇdagumānīgujāra بر کتابِ خویش نهاده است، و سبب نوشتن و نامگذاری کتاب که مردان فروخا به صورتِ pa gumą vazārī i nō āmōžagą ذکر کرده است، gumān vicārī/wacārī نیز به زبان گجراتی است. همچنین در این پژوهش مشخص شد که اسامی خاصی مانندِ «آدَرپادیاوندان» که مردان فروخا از کتابِ او به عنوان یکی از منابعی که از آن بهره جسته یاد میکند و نام خود نویسنده و شخصی به نام «مِهِراَیار» که در کتاب پرسشهایی را مطرح کرده است، از نامهای پارسیان هند هستند.
شیوه پایانیافتن مکالمه در گفتمان درمانی درمانگر - درمانجوی دارای اختلال اضطراب فراگیر
صفحه 225-245
https://doi.org/10.30465/ls.2023.36837.1974
فرشته محمدپور؛ جلال رحیمیان؛ محمدرضا تقوی؛ رحمان صحراگرد
چکیده گفتمانِ درمانی، یکی از انواع گفتمان سازمانی که در جلسات رواندرمانی به کار میرود. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد تحلیل مکالمه در پی یافتن اصول پایانیافتن مکالمات در موقعیت درمانی است و به طور خاص به بررسی گفتمانِ درمانی جلسات درمان مربوط به بیماران دارای اختلال اضطراب تعمیمیافته (GAD) میپردازد. روش مورد استفاده در این پژوهش، براساس روش کیفی انجام پذیرفته است. پیکره زبانی مورد استفاده در این پژوهش، شامل 10 دقیقه پایانی مکالمات 252 جلسه رواندرمانی بوده است.تعداد رواندرمانگران شرکتکننده در پژوهش 8 نفر و درمانجویان 16 نفر از هر دو جنس میباشد. میانگین گروه سنی مراجعین 53-21 سال و روان درمانگران 65-27 سال است. جهت تحلیل دادهها از روشهای تحلیل مکالمه، شمارش واژگان و یافتن واژههای کلیدی در متن استفاده شده است. همچنین، جهت ساخت و ارائه الگوی کلامی از نرمافزار رایانهای اطلس تی. آی. استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که در تمامی جلسات، رواندرمانگر به علت ماهیت فعالی که در جلسات رواندرمانی دارد، پایان مکالمه را اعلام نموده است. به کارگیری تمامی تکنیکهای مربوط به نحوه اتمام مکالمات مطابق با اصول و مبانی مصاحبات رواندرمانی بوده است. همچنین، به کارگیری اصطلاحات مربوط به خداحافظی برخاسته از فرهنگ ایرانی بوده است.
بررسی استعاره مفهومی حوزهی ترس در سه اثر داستانی به زبانهای فارسی، انگلیسی و عربی
صفحه 247-281
https://doi.org/10.30465/ls.2022.42154.2071
نسرین محمودی برمسی؛ مریم ایرجی؛ ژینوس شیروان
چکیده این مقاله، پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی بر اساس نظریهی استعارهی مفهومی است که به بررسی استعارههای مفهومی حوزه ترس در سه اثر داستانی از زبانهای متفاوت، سنگ صبور (فارسی)، خشم و هیاهو (انگلیسی) و میرامار (عربی) میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهند که هر سه نویسنده بهطور مشترک از استعاره خاص «ترس، شیی است» بهره بردهاند و این امر میتواند مهر تأییدی بر جهانی بودن استعارههای مفهومی باشد. اما در رابطه با استعارههای سطح عام در این داستانها مشخص شد که صادق چوبک و نجیب محفوظ در داستانهای فارسی و عربی، بیشترین بهره را از استعاره عام «احساسات، شیی هستند» بردهاند در حالی که فاکنر در داستان انگلیسی خشم و هیاهو بیشترین استفاده را بهطور یکسان از استعارههای سطح عام «احساسات، مکان هستند» و «احساسات، نیرو هستند» برده است. تفاوت بین داستانهای فارسی و عربی با داستان انگلیسی اشارهای به فرهنگ ـ ویژه بودن استعارههای سطح عام دارد.
مالکیت انتقالپذیر در زبان فارسی: رویکرد فرازبان معنایی طبیعی
صفحه 283-305
https://doi.org/10.30465/ls.2023.44046.2103
فرانک نادری
چکیده در پژوهش حاضر به بررسی مفهوم مالکیت انتقالپذیر در زبان فارسی در چارچوب نظریۀ فرازبان معنایی طبیعی پرداخته میشود. در این نظریه تنها نخستی معناییِ مرتبط با مفهوم مالکیت، نخستی (IS) MINE است که ادعا میشود براساس آن میتوان تمامی عبارات زبانی مرتبط با مفهوم مالکیت را توصیف نمود. هدف این پژوهش آن است که با بررسی عبارات زبانی مرتبط با مالکیت انتقالپذیر، درستی این ادعا را در زبان فارسی بیازماید. نتایج پژوهش نشان میدهد که عبارات ملکی دارای ساختار «مال X (است)» (مانند «مال کسی/شما/رضا است») همگی از نخستی معنایی «مال من (است)» مشتق شدهاند و ساخت ملکی گروهی «X-e Y» (مانند «کتابِ مهشید») را میتوان براساس این نخستی توصیف نمود. همچنین پس از بررسی افعال ملکی «دادن»، «داشتن» و «دزدیدن» که با مالکیت انتقالپذیر در ارتباطاند، مشخص شد که این فعلها را نیز میتوان به کمک نخستی معنایی «مال من» توصیف کرد. بنابراین، این نخستی معنایی نقشی کلیدی در بیان مفهوم مالکیت انتقالپذیر در زبان فارسی ایفا میکند.
نقش گفتمان شناختی برای مجاب سازی در متون اقتصادی: رویکرد نشانه - معناشناختی
صفحه 307-329
https://doi.org/10.30465/ls.2022.41294.2056
کاوه هدایت؛ فردوس آقاگل زاده سیلاخور؛ ژینوس شیروان
چکیده شناخت جریانی فعال است که موجب بروز راهکارها یا شگردهای زبانی میگردد. نمی توان شناخت را فقط عنصری برای انتقال اطلاعات دانست؛ بلکه باید آن را به جریانی دانست که با تاثیرگذاری بر اطلاعات، منحرف یا کامل نمودن آن یا تغییر جهت دادن در چرخة انتقالیآن، عمل می نماید. در نظام گفتمان شناختی، تنها؛ جریان مجابی و زورآزمایی استدلالی است که سبب برتری و پیروزی یکی بر دیگری می گردد؛ چون مجاب سازی میتواند باوری را تغییر داده و باور دیگری را جایگزین آن کند. هدف اصلی مقاله حاضر آنست که با رویکرد نشانه- معناشناختی در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی، تغییر نظام گفتمانیِکنش محور به نظام گفتمانی تنش محوردر اقتصاد ایران را بررسی نماید. دراین مقاله برای آشنایی هر چه بیشتر با ارتباط نظام گفتمانی کنشی القایی(مجابی) برای بیان واقعیت موجود، بحران اقتصادی اخیر ایران را با تمرکز بر یک متن تولیدشده توسط محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی دولت دهم در پنجم بهمن ماه 1390 مورد بررسی قراردادیم. نتایج حاکی از آن بودکه رعایت و یا عدم پایبندی کنشگران اقتصادی به نظام گفتمانکنشی القایی(مجابی) برای بیان واقعیت در متون اقتصادی را میتوان به عنوان عامل تاثیرگذاری در وضع معیشت مردم قلمداد نمود.
