«زبان شناخت» یک نشریه با دسترسی آزاد به مقالات است.

 

  • محل چاپ: ایران، تهران
  • ناشر: پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی
  • شروع انتشار:سال 1391
  • حوزۀ تخصصی: زبان شناسی همگانی،زبان شناسی باستانی
  • اعتبار نشریه: علمی‌ (مشاهده جزئیات)
  • زبان نشریه: دو زبانه؛ فارسی با چکیده انگلیسی
  • نوبت انتشار: دو فصلنامه
  • نوع انتشار: چاپی و الکترونیکی
  • هزینه بررسی و انتشار مقاله: دارد (مشاهده جزئیات)
  • نوع داوری: حداقل 2 داور، دوسویه‌ناشناس (مشاهده جزئیات)
  • زمان بررسی اولیه: 10 روز
  • زمان داوری: سه تا شش‌ماه
  • درصد پذیرش مقالات: 13 درصد
  • دسترسی به مقاله‌ها: رایگان (تمام متن)
  • نمایه‌شده: بلی (مشاهده جزئیات)
  • رتبۀ نشریه: ب781
  • وضعیت در ISC : ضریب تاثیر  0.0220در شاخه هنر و علوم انسانیQ1
  • پست‌الکترونیک: zabanshenakht97@gmail.com
  • شماره مستقیم: برای طرح سؤالات خود تنها از طریق ایمیل تماس حاصل فرمایید. در مواقع ضروری نیز می‌توانید از ساعت 9 تا 11 با شماره 02188619265 تماس حاصل فرمایید.

 

 

  • این نشریه بر اساس نظام ارزشیابی کمیسیون نشریات وزارت علوم، حائز رتبه «ب» علمی است.
  • بر اساس آیین‌نامه ابلاغی کمیسیون نشریات، مورخ مرداد ماه 1391  سیاست‌های زیر در این نشریه اعمال می‌شود:
  1. عنوان نشریه «زبان شناخت» است.
  2. در این نشریه علمی، پس از پذیرش مقاله، نوع مقاله (پژوهشی، ترویجی، مروری و موارد دیگر) در صفحه اول هر مقاله درج می‌شود. (ماده2، بند6 آیین نامه)
  3. نظام داوری مجله چنین است:
  • الف. داوری اولیه در مورد همه مقالات توسط دبیران تخصصی انجام می‌شود.
  • ب. هر مقاله حداقل توسط دو داور ارزیابی می‌شود.
  • ج. در هنگام داوری رتبه علمی هر مقاله (علمی، ترویجی، مروری) تعیین و همراه نتایج داوری به نویسنده مقاله اعلام می‌شود.
  • د. تکمیل و ارسال فرم تعهد و تعارض منافع توسط نویسنده به هنگام ارسال مقاله الزامی است.
  • ه. نویسنده متعهد است در صورت داشتن حامی مالی و یا معنوی حتما در متن مقاله و تعهدنامه درج نماید.
  • و. در صورت تأیید مقاله از سوی داوران و اعضای هیأت تحریریه، مبلغی بابت آماده‌سازی علمی و فنی از مؤلف دریافت می‌شود.

      4. این نشریه از آیین‌نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌کند.

راهنماها و فرم‌های مهم

  1. راهنمای استفاده از سامانه
  2. راهنمای نویسندگان مقالات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
  3. قوانین اجرایی و اصول اخلاقی نشریه
  4. رویکرد نشریه در انتشار مقالات
  5.  فرمتعارض منافع ـ فرم تعهدنامه ـ نامه سامانه مشابه‌یاب سمیم نور (ارسال این موارد الزامی است. مقاله‌هایی که این فرم‌ها را نداشته باشند، مورد بررسی قرار نخواهند گرفت.)
  6.  هزینه رسیدگی به مقاله
  7. فلودیاگرام داوری
  8. ارسال چکیده، چکیده گسترده ،منابع و مشخصات نویسندگان به فارسی و انگلیسی در فایل‌های جداگانه به عنوان فایل تکمیلی الزامی است.
  9. دریافت کد مقاله به معنای ارسال مقاله نیست. نویسندگان باید تمام مراحل را طی نموده و در پایان صفحه تأیید ارسال مقاله را مشاهده نمایند. (برای مشاهده نمونه کلیک کنید)
  10. در مرحله آخر ارسال مقاله، توجه داشته باشید که حتما از منوی نوع مقاله، فایل اصلی مقاله را انتخاب کنید تا مراحل ارسال کامل شود. (برای مشاهده تصویر نمونه اینجا کلیک کنید)
  11. خواهشمندیم جهت پی‌گیری وضعیت مقاله خود از طریق ایمیل نشریه zabanshenakht97@gmail.com اقدام و از تماس تلفنی اجتناب فرمایید.
  12. لطفا با ایمیلی غیر از yahoo ثبت‌نام نمایید.

 

 

 

 

 

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

بررسی ساخت‌های همپایه‌ انفصالی در زبان فارسی

صفحه 1-28

https://doi.org/10.30465/ls.2025.49751.2195

جلال احمدخانی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری

چکیده هدف این مقاله این است تا امکانات زبان فارسی برای بیان ساخت‌‌های همپایه انفصالی را مورد بررسی قرار دهد. زبان فارسی، اغلب از همپایه‌سازها برای نشان دادن همپایگی انفصالی استفاده می کند. در صورت استفاده از همپایه‌ساز، زبان فارسی از سه نوع آن بهره می‌برد که عبارتند از: بسیط، مرکب و گسسته(دوتایی). هدف ما در پژوهش حاضر مشخص ساختن همپایه‌سازهای انفصالی فارسی، تعیین جایگاه آنها و بررسی حساسیت همپایه‌سازهای انفصالی فارسی به مقوله پایه‌ها می‌باشد. داده‌های این پژوهش مشتمل بر 44 جمله است که از گویشوران بومی و یا موتور جستجوگر گوگل جمع‌آوری شده‌اند. در بین این همپایه‌سازها تعدادی می‌توانند علاوه بر بیان همپایگی انفصالی، دیگر انواع همپایگی را نیز بیان کنند که رایج‌ترین آن «و» می باشد که به صورت هم‌زمان به عنوان همپایه‌سازهای عطفی، تقابلی، علّی و انفصالی می‌تواند بکار رود. در این زبان علاوه بر «یا» از کلمات پرسشی، قیدهای مربوط به تردید و شک و همچنین منابع فعلی نیز می‌توان به عنوان همپایه‌ساز انفصالی استفاده کرد که اکثریت آنها همپایه‌سازهای بومی زبان فارسی می باشند و از دیگر زبان های قرض گرفته نشده‌اند. به لحاظ جایگاه ‌همپایه‌سازهای انفصالی زبان فارسی به صورت های زیر بکار می‌روند: [co- A][B]) و [A][B-co]).

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

بررسی جایگاه و خویشکاری daēnā- در اوستا و ارتباط آن با cistā-

صفحه 61-89

https://doi.org/10.30465/ls.2024.47321.2163

فهیمه شفیعی محمدآبادی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده واژۀ اوستایی دئنا به معنای «ادراک، بینش، دیدگاه، خود درونی، وجدان و حتی دین» است. شانزدهمین یشت از اوستا، دین‌یشت، به نام دئنا نامگذاری شده است، گرچه در محتوای خود به چیستا اختصاص دارد. چیستا ایزدبانوی «راه و سفر» است، این خویشکاری او از توصیفاتی که از او در نخستین بند از دین‌یشت شده هویداست، که او را به عنوان «راهنما و هدایتگر» توصیف می‌کند. یکی از خویشکاری‌های دئنا نیز، هم در گاهان و هم در اوستای نو، نقش او به عنوان «راهنما و هدایتگر روان» است. در متن اوستایی سیروزه، چیستا در همان روزی که به نام دئناست ستوده می‌شود. در بند 126 مهریشت، چیستا upamana-دئنا مزدیسناست. برخی از پژوهشگران upamana- را «خود دیگر یا همزاد» ترجمه کرده‌اند و از این رو چیستا را «خود دیگر یا همزاد» دئنا دانسته‌اند. در این پژوهش نخست این دو واژه از منظر ریشه‌شناختی بررسی خواهند شد و سپس از طریق متون اوستایی به خویشکاری‌های هر کدام پرداخته خواهد شد تا به شباهت‌ها و همانندی‌های آنها پی برده شود. با توجه به شواهد موجود، به نظر نمی‌رسد که چیستا «خود دیگر یا همزاد» دئنا باشد و تنها از نظر خویشکاری با هم همپوشانی دارند.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

نهاد شهریاری و پیوند آن با ایزد خورشید در ادبیات ایرانی (از اوستا تا متون نظم و نثر فارسی نو متقدم)

صفحه 29-60

https://doi.org/10.30465/ls.2025.51220.2204

یسنا افلاکی، ژاله آموزگار یگانه، آمنه ظاهری عبدوند

چکیده نوشتار حاضر به بررسی ارتباط و پیوند خورشید، در هیأت یک ایزد باستانی، با نهاد شهریاری، در متون ایرانی می-پردازد. این مطالعه، متن‌محور بوده و روندی تاریخی را پی می‌گیرد. به گونه‌ای که ارتباط ایزد خورشید با شهریاران، از کهن‌ترین متون به جای مانده در حوزهٔ فرهنگی ایران، یعنی متون اوستایی آغاز می‌شود، سپس به برخی متون فارسی میانه رسیده و در نهایت این پیوستگی در متون فارسی نو متقدم، به ویژه متون نظم، پیگیری می‌شود. در این نوشتار کوشش شده تا این نمود برجسته از پیوستار تفکر، در پهنهٔ فرهنگ ایرانی از متون ایرانی باستان تا متون فارسی نو متقدم، بازنمایی شود. در دورهٔ پسااسطوره‌ای ایرانی، طی چندین قرن متمادی، شاهد آنیم که سخنور فارسی‌زبان در امتداد اندیشهٔ اساطیری، پیوندی میان شهریار و خورشید برقرار می‌کند تا جایی که از شهریار، موجودی شبه‌اسطوره‌ای، غیرقابل‌دسترس و به نوعی مقدس می‌سازد. این پیوند در قالب تشبیهات و استعارات، با توجه به ویژگی‌های مشترک ایزد خورشید و شهریار برقرار می‌شود. چنین رویکردی را نه تنها در ادبیات روایی-حماسی‌ای چون شاهنامهٔ فردوسی، که به نوعی حامل و راوی تاریخ و اسطوره است، بلکه در تغزّل‌ها و مدیحه‌سرایی‌ها نیز می‌یابیم. در نوشتار حاضر به منابع اخیر توجه ویژه‌ای شده است.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

بررسی واژ-واجی حالات شش گانه اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی بر اساس نظریه بهینگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1403

https://doi.org/10.30465/ls.2023.44857.2121

فرناز عبادی، محمد رضا اروجی، سکینه جعفری، مهری تلخابی

چکیده در حاضر، فرایندهای واژ-واجی حالتهای مختلف اسم در زبان ترکی آذری گویش زنجانی در چهارچوب نظریه بهینگی ( پرینس و اسمولنسکی، 1993) مورد بررسی قرار گفت. این تحقیق بصورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده‌هایی صورت گرفت که بصورت مصاحبه از گویشوران بومی شهر زنجان جمع آوری شده بود. زبان ترکی آذری زبانی پیوندی است بطوریکه حروف اضافه (پس‌اضافه) بصورت پسوند به ریشه اسمی پیوند می‌خورند. اسم دارای 6 حالت است که حالت فاعلی (مطلق)، مفعول مستقیم، مفعول غیر مستقیم، مفعول ازی، مفعول دری و حالت اضافی (ملکی) از آن جمله‌اند. بر اساس نظریه بهینگی، محدودیت‌ها و رتبه‌بندی آن‌ها مشخص شد و تعامل آن‌ها برای به‌دست دادن صورت بهینه مورد بررسی قرار گرفت. می‌توان گفت که محدودیت ONSET ( هجا باید دارای آغازه باشد) و HARMONY ( واکه پسوند باید از نظر مشخصه پسین و گرد با آخرین واکه ریشه هماهنگی داشته باشد) به عنوان محدودیت‌های بالارتبه و کشنده در زبان ترکی آذری مشخص شد. محدودیتهای DEP-IO ( عنصری را درج نکنید) و MAX-IO ( عنصری را حذف نکنید) نیز در رتبه‌بندی محدودیت‌ها وجود دارد. هر دو محدودیت از رتبه نسبتاً پایینی برخوردارند چون جهت جلوگیری از التقای واکه‌ای در زبان ترکی آذری گاهی درج و گاهی حذف صورت می‌گیرد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

هم‌سنجی عبارات فرگرد tā.vǝ̄.urvātā از ورشت‌مانسرنسک از کتاب نهم دینکرد با هات 31 یسنا و زند آن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آبان 1403

https://doi.org/10.30465/ls.2024.49744.2194

پورچیستا گشتاسبی اردکانی، زهره زرشناس، فرزانه گشتاسب

چکیده کتاب نهم دینکرد شامل سه نسک گاهانی سودگرنسک، ورشت‌مانسرنسک و بَغ نسک است. در این پژوهش فرگرد هشتم از ورشت‌مانسرنسک که tā.vǝ̄.urvātā نام دارد مورد بررسی قرار می‌گیرد و مطالب آن با هات 31 یسنا که هاتِ tā.vǝ̄.urvātā از گاهان است، تطبیق داده می‌شود. سپس هم‌سنجی میان این دو و همچنین میان این فرگرد و زندِ هاتِ 31 یسنا صورت می‌گیرد تا مشخص گردد مطالب آنها با هم مطابقت دارند یا متفاوت از هم هستند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، نامِ فرگرد هشتم ورشت-مانسرنسک برگرفته از هات 31 یسنا، بند 1 و مطالب آن نیز برگرفته از 19 بند از 22 بند موجود در این هات است و گردآورندگان دینکرد، تفسیر بندهای 7، 8، و 9 هات 31 یسنا را در این فرگرد ذکر نکرده‌اند. همچنین مطالب این فرگرد دقیقاً شبیه زند این هات از یسنا نیست، بلکه مطالب این فرگرد به صورت خلاصه و به زبان ساده برای به کار‌گیری در زندگی روزمرۀ زردشتیان تألیف شده است و جنبۀ پند و اندرز برای زندگی مطابق با سخنان گاهان زردشت را دارد.

علمی-پژوهشی زبانشناسی باستانی

بررسی ساختاری و محتوایی موعظه ای دربارۀ رهبانیّت مسیحی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 آذر 1400

https://doi.org/10.30465/ls.2021.38706.2012

معصومه سمیعی زاده، زهره زرشناس

چکیده چکیده
سغدی در آغاز زبان رایج در دره زرافشان بود که بعدها به زبان اداری و تجاری سرزمین‌های گسترده‌ای در آسیای میانه تبدیل شد، و از مرزهای باختری چین تا مرزهای خاوری ایران، به صورت زبان میانگان، مورد استفاده اقوام پرشماری قرار گرفت. از این زبان آثار دینی و غیردینی بسیاری برجای مانده است که در فاصله سده‌های دوّم تا دهم میلادی نوشته شده‌اند. بخش بزرگی از آثار دینی سغدی در واحل تورفان، و نیز دون هوانگ در ترکستان شرقی به دست آمده‌اند که متعلّق به پیروان ادیان مسیحی، بودایی و مانوی هستند. آثار سغدی مسیحی عمدتاً ترجمه‌های متون سریانی هستند که اصل سریانی آنها در بیشتر موارد از میان رفته است. این آثار شامل تفاسیر، مواعظ، بخش‌هایی از کتاب مقدس، زندگی و اعمال قدّیسان، اعمال شهدای مسیحی و آراء بزرگان کلیسا می‌باشد. از جملۀ این آثار، دست‌نوشته‌ایست که حاوی موعظه‌ای دربارۀ رهبانیّت مسیحی است. پژوهش حاضر پس از معرفی و ارائۀ حرف نویسی و آوانویسی و برگردان فارسی این متن سغدی مسیحی، به تحلیل ساختاری و محتوایی آن می‌پردازد. ترجمه و بررسی آموزه‌های موجود در این متن، و نیز آشنایی بهتر با ظرایف زبان سغدی و رهبانیت مسیحی، از جمله دلایلی هستند که انجام چنین پژوهشی را بایسته می‌سازند.

علمی-پژوهشی زبانشناسی همگانی

مطالعۀ چندمعنایی افعال مرکب با همکرد «کشیدن» در چارچوب صرف ساختی و معنی‌شناسی قالبی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.30465/ls.2026.51623.2208

راحله گندمکار، محمد حسن‌شاهی راویز

چکیده این پژوهش با هدف بررسی معنای افعال مرکب همراه با همکرد «کشیدن» در فارسی، از دو چارچوب نظری معنی‌شناسی قالبی (فیلمور، ۱۹۸۲) و صرف ساختی (بوی، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۸) بهره برده است. داده‌های تحقیق شامل ۲۵۲ فعل مرکب از منابعی مانند فرهنگ‌های زانسو (کشانی، ۱۳۷۲)، بزرگ سخن (انوری، ۱۳۸۱)، ظرفیت نحوی افعال (رسولی و همکاران، ۲۰۱۱) و پیکرۀ فعل سبک (اسحاقی و کریمیدوستان، ۱۴۰۱) است که با ترکیب تعاریف فرهنگ بزرگ سخن و شم زبانی پژوهشگران دسته‌بندی شدند. نتایج نشان داد شکل‌گیری این افعال با طرح‌واره‌های ساختی قابل تبیین است و نقش‌های معنایی و ظرفیت دستوری در جملات، از طریق قالب‌های معنایی توصیف می‌شوند. فعل «کشیدن» در این افعال، بیانگر امتداد مکانی، زمانی یا ترکیبی است. همچنین، طرح‌واره‌های ساختی و قالب‌های معنایی مرتبط در ذهن گویشوران فارسی، به عنوان نماهای مختلف یک پدیده، هم‌بسته هستند. پژوهش با ترسیم شبکه‌ای از طرح‌واره‌ها و زیرطرح‌واره‌های ساختی، چندمعنایی ساختاری بین افعال مرکب با «کشیدن» را آشکار کرده است. این یافته‌ها درک بهتری از چگونگی ساخت و معنای افعال مرکب فارسی ارائه می‌دهند و نشان می‌دهند که رویکردهای معنی‌شناسی قالبی و صرف ساختی می‌توانند مکمل یکدیگر در تحلیل پدیده‌های زبانی باشند.

تفاوت‌های گفتار و نوشتار در آموزش مهارت گفتاری زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان

دوره 4، شماره 8، آذر 1392، صفحه 115-140

https://doi.org/.

احمد صفارمقدم

چکیده در مقالة حاضر، به جایگاه گونۀ گفتاری در آموزش زبان پرداخته شده و رویکردهای آموزش سنتی و جدید در این حوزه معرفی گردیده است. آنگاه وضعیت آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان، در سطوح ابتدایی تا پیشرفته، و نقش مهارت گفتاری بررسی و بر اهمیت تفاوت‌های گفتار و نوشتار در روند یادگیری تأکید شده است. بخش پایانی مقاله حاوی دسته‌بندی و توضیح پرکاربردترین تفاوت‌های واجی، صرفی و نحوی فارسی گفتاری با فارسی نوشتاری از نظر تدریس به غیر فارسی‌زبانان است. داده‌های مقاله عمدتاً از دو طرح پژوهشی زبان فارسی (صفارمقدم، 1386) و فارسی گفتاری (صفارمقدم، 1391)، که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به انجام رسیده و از مجموعه‌های آموزشی عمده به شمار می‌آیند، گرفته شده و، ضمن استفاده از منابع کتاب‌خانه‌ای، بر اساس تجربۀ نگارنده، تنظیم و تدوین گردیده‌اند. با توجه به محدودیت مدرسان غیر ایرانی و بسیاری از استادان ایرانی به لحاظ تخصص زبان‌شناسی، کوشش شده است که از پیچیدگی بیان و کاربرد اصطلاحات تخصصی در حد امکان احتراز گردد. محتوای مقاله بخشی جدایی‌ناپذیر از هر برنامۀ آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان، که با هدف یادگیری مهارت گفتاری طراحی گردیده، محسوب می‌شود. از این‌رو، تسهیل در آموزش زبان فارسی و، درنهایت، کمک به ارتقای سطح و جایگاه فرهنگی ایران در دانشگاه‌ها و مراکز علمی خارج از کشور از نتایج آن است.

جملات مرکب در زبان فارسی تحلیلی بر پایة نظریة دستور نقش و ارجاع

دوره 3، شماره 5، خرداد 1391، صفحه 1-25

محمدرضا پهلوان‌نژاد، حسین رسول‌پور

چکیده در این مقاله، ساختار جملات مرکب زبان فارسی بر پایة نظریة «دستورِ نقش و ارجاع» بررسی می‌شود. این نظریه را، در سال 1997، رابرت دی. ون ولین و رندی جی. لاپولا مطرح کردند و، در سال 2005، ون ولین نسخة نهایی آن را ارائه داد. دستور حاضر سه نوع رابطه را با عنوان «هم‌پایگی»، «ناهم‌پایگی» و «هم‌وابستگی» بین جملات مرکب مطرح می‌سازد و سه سطحِ اولیة پیوند را «بند»، «کانون»، و «هسته» می‌داند. سه نوع رابطة احتمالی بین «واحدها» برقرار است. بنابراین، از ترکیب سطوحِ اولیة پیوند و روابط احتمالی، نُه رابطه در «دستور همگانی» این نظریه قابل تصور است؛ که الزاماً تمامیِ آن‌ها در همة زبان‌ها یافت نمی‌شود. در این مقاله، جملات مرکب زبان فارسی را تحت دو رابطة کلیِ هم‌پایگی و ناهم‌پایگی بررسی نموده و دو نوع رابطه را برای هم‌پایگی و نُه رابطه را برای ناهم‌پایگی معتبر دانسته‌ایم؛ که با ارائة مثال‌ها و نمودارهایی تبیین شده‌اند. مزیت تحلیل‌های زبانیِ این دستور نسبت به سایر نظریه‌های دستوری را می‌توان توجهِ هم‌زمان به سه سطح «نحوی»، «معنایی»، «کاربردشناختی» دانست. امری که در نظریه‌های دستوری دیگر مستلزم پژوهش‌های جداگانه‌ای است.

گونه‌های گفتاری و نوشتاری در زبان‌های انگلیسی و فارسی

دوره 3، شماره 6، آذر 1391، صفحه 45-68

احمد صفارمقدم

چکیده مهم‌ترین تمایز کاربردی زبان، که از وسیلۀ بیان ناشی می‌شود، تمایز گفتار و نوشتار است. این تمایز دو گونۀ گفتاری و نوشتاری زبان را پدید می‌آورد که در همۀ زبان‌ها کم و بیش به‌چشم می‌خورد. تفاوت‌های دو گونه به دوری یا نزدیکی صورت‌های گفتاری از صورت‌های نوشتاری بستگی دارد. به دلیل اختلافات بارز گفتار و نوشتار در زبان فارسی، آموزش این زبان به‌عنوان زبان خارجی دشواری‌ فراوانی برای زبان‌آموزان به همراه دارد. این دشواری زمانی محسوس‌تر می‌شود که غیر ایرانی بودن بسیاری از مدرسان این رشته، تخصص مدرسان ایرانی در رشته‌های جدا از آموزش زبان، محیط زبانی نامأنوس و بیگانه، ضعف عوامل انگیزشی در زبان‌آموزان، و، درنهایت، عدم دسترسی به منابع آموزشی صوتی نیز در مد نظر قرار گیرد. در آغاز مقاله، ضمن اشاره به نحوة شکل‌گیری مطالعات گفتاری ـ نوشتاری، وضعیت کلی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان به‌اختصار مطرح گردیده، سپس به توضیح تفاوت‌های عمدة‌ ساختاری در دو گونۀ گفتاری و نوشتاری پرداخته شده است. شرح مجموعۀ تفاوت‌های این دو، بر مبنای پژوهش‌های نوین زبان‌شناختی، بخش اصلی مقاله را تشکیل می‌دهد. طرح مبانی نظری، به شرحی که خواهد آمد، می‌تواند اساس ارائة راهکار مناسب برای آموزش تفاوت‌ها در برنامه‌های فارسی‌آموزی قرار گیرد و در کسب مهارت‌های گفتاری زبان‌آموزان مفید واقع شود و، درنهایت، به ارتقای دانش زبانی آنان و جایگاه زبان فارسی بینجامد. طرح مقاله از شناخت و تجربۀ نگارنده در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی‌زبانان نشئت گرفته و داده‌های آن به روش اسنادی از آثار محققان نام‌دار زبان‌شناسی تأثیر پذیرفته است.

ساخت موضوعی کلمات مشتق در زبان فارسی

دوره 1، شماره 1، خرداد 1389، صفحه 57-74

محمد‌مهدی واحدی لنگرودی، مهدی قادری

چکیده ساخت موضوعـی بـه فهرست موضوع‌هـای یک محمـول اطلاق می‌شود. مثلاً، فعل «خورد» دو موضوع و فعل «داد» سه موضوع در ساخت موضوعی خود دارد. معمولاً ساخت موضوعی افعال پس از افزوده‌شدن یک وند اشتقاقی به آنها تغییر می‌کند، به‌گونه‌ای که ساخت موضوعی مشتق حاصله با ساخت موضوعی کلمۀ پایه متفاوت است. در مقالة حاضر، ساخت موضوعی مشتقات فعلی زبان فارسی و تأثیر وند افزایی بر ساخت موضوعی کلمة پایه را مطالعه می‌کنیم. چارچوب نظری این مقاله نظریة لیبر است که ساخت موضوعی هر کلمه را فرافکنی از ساختار معنایی ـ واژگانی آن می‌داند و معتقد است که، برای مطالعة ساخت موضوعی هر کلمه یا تغییرات وارده بر آن، باید ساختار معنایی‌ـ واژگانی آن را مطالعه کرد. ما نیز تأثیر وندافزایی بر ساخت موضوعی کلمة پایه را از طریق بررسی تأثیر آن بر ساختار معنایی‌ـ واژگانی آن کلمه مطالعه می‌کنیم و نشان می‌دهیم که فقط وندهایی ساخت موضوعی کلمة پایه را تغییر می‌دهند که در ساختار معنایی ـ واژگانی آن کلمه تغییری ایجاد کرده باشند.

تحلیل متون داستانی کودک با رویکردِ شعرشناسی‌شناختی

دوره 1، شماره 2، آذر 1389، صفحه 1-25

آزیتا افراشی، فاطمه نعیمی حشکوانی

چکیده یکی از میان رشته‌هایی که امروزه دستاوردهای زبان‌شناسیِ‌شناختی را به کار می‌گیرد مطالعات ادبی با رویکردِ شناختی است که اصطلاحاً به آن شعرشناسیِ‌شناختی گفته می‌شود. شعرشناسیِ‌شناختی به رابطۀ ذهن انسان با متون ادبی می‌پردازد. در این رویکرد، نظام ادبیات جدا از نظام زبان نیست و درک زبانِ ادبیات بر پایۀ دانش ما از دنیای اطراف صورت می‌گیرد. رویکرد شناختی به ادبیات چگونگی درک رویدادها را به وسیلة آنچه در این رویکرد اصطلاحاً ذهنِ ادبی نامیده می‌شود بررسی می‌کند. در میان رویکردهای موجود نسبت به تحلیل آثار ادبی، جدیدترین دیدگاه برای تحلیل ادبیات از منظر زبان‌شناسی، همین رویکرد شعرشناسی‌شناختی است. در تحقیق حاضر سعی بر آن است تا با استفاده از نظریۀ ذهن ادبی و قصه‌مدارِ ترنر (M.Turner 1996) مفهوم فرافکنی قصه‌مدار توضیح و به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه ذهن انسان با متون ادبی رابطه برقرار می‌کند. تأکید بر پیوند ذهن و زبان در نگرش زبان‌شناسی‌شناختی مؤید این نکته است که بهترین نمونه‌ها برای تحلیل‌های شناختی از مراحل اولیۀ رشد زبانی به دست می‌آید. تحلیل متون ادبیات کودک می‌تواند شواهد با ارزشی برای شعرشناسی‌شناختی به دست دهد. بر این اساس، در پژوهش حاضر، دو داستان کودک از کتاب‌های برگزیده انتخاب و بررسی شد. تحلیل داده‌ها در مورد فرافکنی دانش طرحواره‌ای حاکی از این امر است که بازنمود این سازه‌ها در متون داستانی کودک در ایران موفق نبوده است اما، در مورد واحدهای هم‌حوزه، نتایج تحلیل با فرضیۀ تحقیق هم‌سویی نشان می‌دهد.

ساختار جملات شرطی در زبان فارسی

دوره 11، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 239-259

https://doi.org/10.30465/ls.2021.6341

ازاده میرزایی

چکیده جملۀ شرطی به لحاظ ساختاری از یک بند پایه و یک بند وابسته تشکیل شده‌است. بند وابسته معمولاً با پیوندواژۀ شرط همراه می‌شود و به لحاظ معنایی وقوع گزاره در بند پایه را محدودبه شرایطی می‌کند. پژوهش حاضر با اتکا به رویکردی رده‌شناختی به بررسی ویژگی‌های ساختاری «بند شرط» و «پیوندواژۀ شرط» در زبان فارسی پرداخته و با نگاهی توصیفی و بر مبنای مطالعه‌ای داده‌بنیاد این ساخت‌ها را بررسی کرده‌است. در ارتباط با نقش نحویِ بند شرط، بررسی داده‌ها نشان داد اگرچه بند شرط عمدتاً نسبت به بند پایه در جایگاه افزوده قرار می‌گیرد و درنتیجه سازۀ اختیاری جمله و قابل‌حذف است، اما گاه مواردی دیده می‌شود که در آنها حذف بند شرط، جمله را نادستوری می‌کند. امکان بازنمایی مفهوم شرط در قالب بند قید زمان و موصولی در کنار بندهای شرطی، معرفی انواع پیوندواژه‌های شرطی زبان فارسی مانند «چنانچه»، «چون» و «که»، همچنین پیوندواژه‌های بند پایه شامل پیوندواژه‌های نتیجه‌ای، علی و مقایسه‌ای که سه ساخت شرطی را ازهم متمایز می‌کنند از موضوعات دیگری است که موردتوجه بوده‌است. معرفی «شرط انتظاری» در بحث محدودکننده‌های بند شرط و شیوۀ بازنمایی «شرط منفی» و پیوندواژه‌های مربوطه مانند «مگر»، «وگرنه» و غیره، همچنین امکان مشروط‌کردن بخشی از بند پایه، موضوع‌های دیگر موردبررسی بودند.

سیبویه و سرآغاز دستورنویسی زبان عربی

دوره 1، شماره 2، آذر 1389، صفحه 39-50

ژیلا خانجانی

چکیده در این مقاله، آرای سیبویه ـ دانشمند مسلمان و ایرانی ـ دربارۀ زبان و زبان‌شناسی بررسی شده است. این عالم بزرگ ایرانی، که از رهبران نحلۀ بصره نیز بود، در نحو زبان عربی به کمال رسید. کتاب او با عنوان الکتاب از معروف‌ترین و معتبرترین کتاب‌ها در زمینۀ نحو است. الکتاب طرز توصیف دستور زبان عربی را تعیین و تثبیت کرد. تصویری که او از دستور زبان عربی رسمی و کتابتی ترسیم نمود به‌ذات همان است که امروزیان از آن زبان در ذهن دارند.

ابر واژگان